Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 154 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
radio engineering
U
تکنیک رادیو
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
communication engineering
U
تکنیک مخابرات تکنیک جریان ضعیف
radio wave
U
امواج الکترو مغناطیسی رادیو موج رادیو
radio-telephone
U
رادیو تلفنی سیستم رادیو تلفنی
radio telephone
U
رادیو تلفنی سیستم رادیو تلفنی
radio-telephones
U
رادیو تلفنی سیستم رادیو تلفنی
techniques
U
تکنیک
technique
U
تکنیک
technic
U
تکنیک
hydrotechnics
U
تکنیک اب
practice
U
تکنیک
telecommunication technique
U
تکنیک ارتباطات
lighting engineering
U
تکنیک روشنایی
gei
U
تکنیک تکواندو
telecommunication technique
U
تکنیک مخابرات
telegraph engineering
U
تکنیک تلگراف
motoring
U
تکنیک اتومبیل
illuminating engineering
U
تکنیک روشنایی
lighting
U
تکنیک نور
lubrication technology
U
تکنیک روغنکاری
measuring technique
U
تکنیک سنجش
high vaccum engineering
U
تکنیک خلاء
kihon
U
تکنیک کاراته
bangoe gei
U
تکنیک دفاعی تکواندو
foundry practice
U
تکنیک ریخته گری
kempo
U
تکنیک قدیم کاراته
highway engineering
U
تکنیک جاده سازی
low frequency engineering
U
تکنیک فرکانس پایین
low voltage engineering
U
تکنیک فشار ضعیف
precision engineering
U
تکنیک ابزار دقیق
reference count technique
U
تکنیک شمارش ارجاعات
signal engineering
U
تکنیک جریان ضعیف
telephone engineering
U
تکنیک یا مهندسی تلفن
railroad engineering
U
مهندسی یا تکنیک راه اهن
telephone switching technique
U
تکنیک مراکز تلفن خودکار
safety locking device
U
قفل ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
machining practice
U
تکنیک و روش براده برداری
safety interlock
U
قفل ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
safety locking devices
U
قفل های ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
safety interlocks
U
قفل های ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
boxless molding
U
تکنیک فرم دهی بدون جعبه
materiel
U
قسمت مادی یا مکانیکی هنر تکنیک
bit parallel
U
طراحی و یا بکارگیری تکنیک انتقال موازی
heian sandan
U
اجرای هم زمان دو تکنیک اوچی اوکه و گدان باری
Industrialized building
U
[تکنیک ساخت و معماری ساختمان های صنعتی پیش ساخته]
aligning tool
U
رادیو
neutralizing tool
U
رادیو
a radio
U
رادیو
broadcasting
U
رادیو
radioed
U
رادیو
radioing
U
رادیو
radio
U
رادیو
wirelesses
U
رادیو
wireless
U
رادیو
receiving set
U
رادیو
radios
U
رادیو
selective clock stetching
U
تکنیک برطرف کردن اختلافات زمان گیری دیجیتال بین عناصر سیستم
radio button
U
دکمه رادیو
radiotrician
U
تکنیسین رادیو
radiotelegraph
U
رادیو تلگراف
radiometer
U
رادیو متر
radioisotope
U
رادیو ایزوتوپ
radioisotope
U
رادیو اکتیو
radio tube
U
لامپ رادیو
radio star
U
اختر رادیو
radio set
U
دستگاه رادیو
skiagraphy
U
رادیو گرافی
radio relay
U
رادیو رله
radio frequency choke
U
چوک رادیو
schematic diagram
U
نقشه رادیو
radiography
U
عکسبرداری رادیو
radioactivity
U
رادیو اکتیویته
receptacles
U
ژاک رادیو
radio telescopes
U
رادیو تلسکوپ
radio telescope
U
رادیو تلسکوپ
receptacle
U
ژاک رادیو
air cell a battery
U
باتری رادیو
radioactive
U
رادیو اکتیو
banana pin
U
دو شاخه رادیو
battery receiver
U
رادیو باتری
radio engineering
U
مهندسی رادیو
broadcasting station
U
ایستگاه رادیو
hot dog skiing
U
اسکی کردن با سرعت در میان پستی و بلندی یا بوس و تابع تکنیک خاصی هم نیست
tune in
<idiom>
U
پخش از رادیو وتلوزیون
radon
U
ماده رادیو اکتیو
radiotelephony
U
مکالمه رادیو تلفنی
radioluminescence
U
رادیو لومینه سانس
buzz
U
هوم کردن رادیو
buzzed
U
هوم کردن رادیو
on the air
<idiom>
U
بخشاز رادیو وتلوزیون
wave band
U
دسته امواج رادیو
universal receiver
U
رادیو برق و باتری
pick up
<idiom>
U
دریافت صدای رادیو و...
buzzes
U
هوم کردن رادیو
buzzing
U
هوم کردن رادیو
radiocast
U
توسط رادیو گستردن
radio prospecting
U
کشف معادن با رادیو
blooper
U
صدای نامطبوع رادیو
l antenna
U
انتن معمولی رادیو
inverted l antenna
U
انتن معمولی رادیو
aerials
U
انتن هوایی رادیو
aerial
آنتن هوایی رادیو
airwave
U
امواج رادیو و تلویزیون
radials
U
محوری مربوط به رادیو
radial
U
محوری مربوط به رادیو
radiostrontium
U
استرونتیوم رادیو اکتیو استرونیتوم 09
low tension battery
U
باتری فشار ضعیف رادیو
airborne radio relay
U
سیستم رادیو رله هوابرد
tuned radio frequency receiver
U
رادیو با بسامد میزان شده
radiophotograph
U
انتقال عکس بوسیله رادیو
radiosonde
U
دستگاه رادیو سوند هواسنجی
banana jack
U
مادگی در رادیو برای دوشاخه
demanded
U
تکنیک بار کردن بستههای پروتکل در حافظه فقط در صورتی که برای بخش خاصی نیاز باشند
demands
U
تکنیک بار کردن بستههای پروتکل در حافظه فقط در صورتی که برای بخش خاصی نیاز باشند
demand
U
تکنیک بار کردن بستههای پروتکل در حافظه فقط در صورتی که برای بخش خاصی نیاز باشند
decay
U
کاهش رادیو اکتیویته درزمان معین
decayed
U
کاهش رادیو اکتیویته درزمان معین
decaying
U
کاهش رادیو اکتیویته درزمان معین
decays
U
کاهش رادیو اکتیویته درزمان معین
radiobroadcast
U
پخش و سخن پراکنی بوسیله رادیو
To turn on the light(radio, T. V).
U
چراغ ( رادیو ؟تلویزیون وغیره ) راروشن کردن
radiotherapy
U
رادیو تراپی درمان بوسیله نیروی تشعشعی
transmission
U
وسایل ارسال داده مثل رادیو , نور ,..
transmissions
U
وسایل ارسال داده مثل رادیو , نور ,..
To turn off the lights. (T. V. ,radio).
U
چراغ ( تلویزیون ؟ رادیو وغیره ) راخاموش کردن
air time
U
زمانپخش برنامههای رادیو یا تلویزیون روی آنتن
relay
U
دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
to tune in TV
[radio]
U
روی کانال مشخصی تلویزیون
[رادیو]
را تنظیم کردن
radiobiology
U
مبحث زیست شناسی مربوط به تشعشعات رادیو اکتیو
relayed
U
دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
communication
U
رادیو یا هر رسانه قابل حمل سیگنال انجام میشود
relays
U
دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
tuners
U
پیچ میزان رادیو وسیله تنظیم جریان برق وغیره
tuner
U
پیچ میزان رادیو وسیله تنظیم جریان برق وغیره
disc jockeys
U
کسیکه در رادیو یا تلویزیون وسالن رقص صفحات موسیقی میگذارد
disc jockey
U
کسیکه در رادیو یا تلویزیون وسالن رقص صفحات موسیقی میگذارد
high resolution bit mapped display
U
تکنیک نمایش یک مکان واحدحافظه برای کنترل یک نقطه نورانی مشخص روی صفحه نمایش
facsimile
U
روش ارسال و دریافت تصاویر به صورت دیجیتال روی خط تلفن یا رادیو
facsimiles
U
روش ارسال و دریافت تصاویر به صورت دیجیتال روی خط تلفن یا رادیو
sound effects
U
عوامل صوتی که در رادیو وتلویزیون وفیلم سینمایی وغیره موجب صدامیشود
spacing impulse
U
نوعی روش رادیو تله تایپ که در ان ارسال امواج به طوریک در میان ضربانی است
fax
U
غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
faxing
U
غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
faxes
U
غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
faxed
U
غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
wide area network
U
شبکهای که ترمینالهای مختلف آن دور هستند و از طریق رادیو , ماهواره و کابل بهم وصل اند
antialiasing
U
تکنیک افزایش دقت نمایش گرافیک کامپیوتری یک روش بکارگیری صافی که باعث فهور خطها و لبههای صاف در محل تصویر صفحه نمایش میشود
sportscasts
U
برنامههای ورزشی رادیو وتلویزیون گوینده برنامه ورزشی
sportscaster
U
برنامههای ورزشی رادیو وتلویزیون گوینده برنامه ورزشی
sportscasters
U
برنامههای ورزشی رادیو وتلویزیون گوینده برنامه ورزشی
sportscast
U
برنامههای ورزشی رادیو وتلویزیون گوینده برنامه ورزشی
radiogram
U
پیام رادیو تلگرافی پیام رادیویی
radiograms
U
پیام رادیو تلگرافی پیام رادیویی
panelist
U
عضو هیئت مشاوره و مباحثه یا عضو هیئت رادیو تلویزیون
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com