English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 70 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
microphone button U تکمه میکروفن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
microphones U میکروفن
microphone U میکروفن
built-in microphone U میکروفن
laryngophone U میکروفن حنجرهای
microphone connection U اتصال میکروفن
microphone circuit U مدار میکروفن
microphone cable U سیم میکروفن
bug U میکروفن مخفی
bugging U میکروفن مخفی
bugs U میکروفن مخفی
microphone battery U باطری میکروفن
ribbon microphone U میکروفن نواری
hydrophone U میکروفن زیرابی
microphone current U جریان میکروفن
microphone cable U کابل میکروفن
low power microphone U میکروفن با قدرت خروجی کم
microphone amplifier U تقویت کننده میکروفن
microphone diagram U ممبران یا دیاگرام میکروفن
bugged U مجهز به میکروفن مخفی
telephone transmitter U میکروفن تلفن کپسول دهنی
botton U تکمه
knobs U تکمه
buttons U تکمه
bluebottle U گل تکمه
tuber U تکمه
knob U تکمه
button U تکمه
tubers U تکمه
buttoned U تکمه
buttoning U تکمه
bluebottles U گل تکمه
listening key تکمه همشنوایی
knobs U تکمه گردان
knob U تکمه گردان
push key تکمه فشاری
key board U صفحه تکمه ها
telegraph key تکمه تلگراف
press key تکمه فشاری
start button U تکمه استارت
axon hillock U تکمه اکسونی
buttony U تکمه دار
emergency push button U تکمه اضطراری
synaptic knob U تکمه سیناپسی
push button switch U تکمه فشاری
impluse switch U تکمه ضربهای
morse key تکمه مورس
acoustic screen تور سیمی قابل نفوذ صدا در میکروفن
start button U تکمه راه اندازی
The button on my coat off. U تکمه کتم افتاد
double-breasted U دوطرف تکمه خور
bud U تکمه شکوفه کردن
kingcup U الاله تکمه دار
budded U تکمه شکوفه کردن
buds U تکمه شکوفه کردن
microphonics U انعکاس صدای کار کردن ماشین الات در میکروفن
Press the elevator button. U تکمه آسانسور رافشار بدهید
botton U بسته شدن تکمه کردن
impluse sending key U تکمه ارسالی ضربه جریان
Do up your shirt buttons. U تکمه های پیراهنت راببند
Your buttons have come undone. U تکمه های باز شده است
button U تکمه زدن باتکمه محکم کردن
buttoning U تکمه زدن باتکمه محکم کردن
My buttons mave come off. U تکمه های لباسم کنده شده
buttoned U تکمه زدن باتکمه محکم کردن
stereos U صدای ضبط شده در دو کانال از دو میکروفن مجزا که از یک جفت گوشی یا بلندگو پخش شود
stereophonic U صدای ضبط شده در دو کانال از دو میکروفن مجزا که از یک جفت گوشی یا بلندگو پخش شود
stereo U صدای ضبط شده در دو کانال از دو میکروفن مجزا که از یک جفت گوشی یا بلندگو پخش شود
squawk mike U در رهگیری هوایی یعنی دستگاه شناسایی دشمن وخودی را روی وضعیت میکروفن بگذارید
pantywaist U شلوار کوتاه بچگانه که به بالاتنه لباسش تکمه میشود شلوار کوتاه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com