Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 125 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
emergency push button
U
تکمه اضطراری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
buttons
U
تکمه
bluebottles
U
گل تکمه
knob
U
تکمه
knobs
U
تکمه
tuber
U
تکمه
tubers
U
تکمه
button
U
تکمه
buttoned
U
تکمه
botton
U
تکمه
buttoning
U
تکمه
bluebottle
U
گل تکمه
synaptic knob
U
تکمه سیناپسی
axon hillock
U
تکمه اکسونی
telegraph key
تکمه تلگراف
impluse switch
U
تکمه ضربهای
buttony
U
تکمه دار
knobs
U
تکمه گردان
key board
U
صفحه تکمه ها
listening key
تکمه همشنوایی
microphone button
U
تکمه میکروفن
morse key
تکمه مورس
press key
تکمه فشاری
push key
تکمه فشاری
push button switch
U
تکمه فشاری
start button
U
تکمه استارت
knob
U
تکمه گردان
emergency generator set
U
دستگاه مولد برق اضطراری مولد برق اضطراری
buds
U
تکمه شکوفه کردن
bud
U
تکمه شکوفه کردن
kingcup
U
الاله تکمه دار
start button
U
تکمه راه اندازی
budded
U
تکمه شکوفه کردن
The button on my coat off.
U
تکمه کتم افتاد
double-breasted
U
دوطرف تکمه خور
Do up your shirt buttons.
U
تکمه های پیراهنت راببند
botton
U
بسته شدن تکمه کردن
impluse sending key
U
تکمه ارسالی ضربه جریان
Press the elevator button.
U
تکمه آسانسور رافشار بدهید
buttoned
U
تکمه زدن باتکمه محکم کردن
Your buttons have come undone.
U
تکمه های باز شده است
buttoning
U
تکمه زدن باتکمه محکم کردن
My buttons mave come off.
U
تکمه های لباسم کنده شده
button
U
تکمه زدن باتکمه محکم کردن
emergency
U
اضطراری
emergencies
U
اضطراری
coactive
U
اضطراری
involuntary
U
اضطراری
auxiliary
U
اضطراری
compulsive
U
اضطراری
auxiliaries
U
اضطراری
emergency scramble
U
رهگیری اضطراری
emergency shelter
U
پناهگاه اضطراری
emergency valve
U
شیر اضطراری
emergency treatment
U
معالجه اضطراری
emergency ration
U
جیره اضطراری
emergency repair
U
تعمیر اضطراری
emergency switch
U
کلید اضطراری
emergency risk
U
ریسک اضطراری
emergency station
U
محل اضطراری
emergency works
U
کارهای اضطراری
standby battery
U
باتری اضطراری
emergency exit
U
در خروج اضطراری
insurance stockage
U
ذخیره اضطراری
missed approach
U
فرود اضطراری
emergency priority
U
تقدم اضطراری
mayday
U
پیام اضطراری
emergency conning position
U
پل فرماندهی اضطراری
emergency conditions
U
شرایط اضطراری
emergency cartridge
U
کارتریج اضطراری
emergency burial
U
تدفین اضطراری
emergency brake
U
ترمز اضطراری
emergency antenna
U
انتن اضطراری
ditching
U
فرود اضطراری
emergency air
U
هوای اضطراری
bingo field
U
فرودگاه اضطراری
maydays
U
پیام اضطراری
emergency fund
U
وجوه اضطراری
emergency lamp
U
لامپ اضطراری
emergency leave
U
مرخصی اضطراری
emergency lighting
U
روشنایی اضطراری
emergency transmitter
U
فرستنده اضطراری
emergency maintenance
U
نگهداشت اضطراری
emergency exit
U
خروج اضطراری
emergency measure
U
سنجش اضطراری
air defense emergency
U
وضعیت اضطراری پدافندهوایی
emergency operation
U
بهره برداری اضطراری
emergency brake equipment
U
تجهیزات ترمز اضطراری
emergency
U
فوق العاده اضطراری
Where is the emergency exit?
U
در خروج اضطراری کجاست؟
emergency scramble
U
درگیری اضطراری هواپیماها
emergency call
U
خبر یا مکالمه اضطراری
emergencies
U
فوق العاده اضطراری
emergency leave
U
سطح اماد اضطراری
landing mat
U
باند فرود اضطراری
emergency power supply
U
منبع قدرت اضطراری
ditching
U
فرود اضطراری هواپیما روی اب
fall back
U
سیستم پشتیبان در شرایط اضطراری
autorotation
U
روش فرود اضطراری هلیکوپتر
emergency admission
U
پذیرش اضطراری
[در بیمارستان]
[پزشکی]
emergency complement
U
تعدیل یکانهابرای موارد اضطراری
to declare a state of emergency
U
اعلان کردن حالت اضطراری
accident ambulance
U
اتومبیل اضطراری برای حوادث
fire escape
U
خروجی اضطراری در مواقع اتش سوزی
scuttle
U
غرق کردن اضطراری ناو هبله
scuttles
U
غرق کردن اضطراری ناو هبله
scuttling
U
غرق کردن اضطراری ناو هبله
fire escapes
U
خروجی اضطراری در مواقع اتش سوزی
scuttled
U
غرق کردن اضطراری ناو هبله
to call 911
[American English]
U
تلفن اضطراری کردن
[به پلیس یا آتش نشانی]
field expedient
U
روشهای اضطراری اخراجات در صحرا تدابیر صحرایی
Emergeny exit .
U
پله های فرار ( درهای خروجی برای مواقع اضطراری )
emergency establishment
U
تعدیل و تقسیم سربازان بین یکانها برای موارد اضطراری
hot site
U
یک مرکز کاملا" مجهزکامپیوتری که برای حالت اضطراری اماده است
ejection seat
U
صندلی هواپیما که در مواقع اضطراری شخص را ازهواپیما بخارج پرتاب میکند
defense emergency
U
مواد مورد لزوم وحیاتی پدافندی وضعیت اضطراری دفاعی یا نظامی
squawk may day
U
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه شناسایی دشمن وخودی را روی وضعیت اضطراری بگذارید
intermediate contingency
U
قدرت موتور توربوشفت پایین تر از سطح اضطراری که معمولا برای مدت 03 دقیقه مجاز میباشد
aircraft arresting hook
U
مجموعه قطعاتی که برای گرفتن سرعت یا کاهش اندازه حرکت یا گشتاور هواپیما درفرود معمولی یا اضطراری باان درگیر میشوند
pantywaist
U
شلوار کوتاه بچگانه که به بالاتنه لباسش تکمه میشود شلوار کوتاه
presidential call
U
فرمان بسیج اعلام شده به وسیله رئیس جمهور بسیج اضطراری
emergency loading
U
بارگزاری فوق العاده بارگزاری اضطراری
urgency
U
فوتی بودن اضطراری بودن
emergency cryptosystem
U
سیستم رمز اضطراری سیستم رمز مخصوص موارداضطراری
emergency scramble
U
درگیری اضطراری هوایی فرمان درگیری سریع هوایی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com