Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 93 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
Press the elevator button.
U
تکمه آسانسور رافشار بدهید
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
lift
U
آسانسور
walk-ups
U
بی آسانسور
walk-up
U
بی آسانسور
dumb waiters
U
آسانسور غذا بر
Where is the lift?
U
آسانسور کجاست؟
dumb waiter
U
آسانسور غذا بر
Grain elevator
U
آسانسور سیلو
The elevator ( lift ) is out of order .
U
آسانسور خراب است.
to enter
[into a mine]
U
وارد معدنی شدن
[مثال با آسانسور]
The elevator has jammed on the tenth floor.
U
آسانسور درطبقه دهم گیر کرده
to descend
[into a mine]
U
وارد معدنی شدن
[مثال با آسانسور]
botton
U
تکمه
knob
U
تکمه
knobs
U
تکمه
bluebottle
U
گل تکمه
bluebottles
U
گل تکمه
buttons
U
تکمه
tuber
U
تکمه
tubers
U
تکمه
buttoning
U
تکمه
buttoned
U
تکمه
button
U
تکمه
synaptic knob
U
تکمه سیناپسی
start button
U
تکمه استارت
push button switch
U
تکمه فشاری
push key
تکمه فشاری
press key
تکمه فشاری
telegraph key
تکمه تلگراف
morse key
تکمه مورس
microphone button
U
تکمه میکروفن
listening key
تکمه همشنوایی
buttony
U
تکمه دار
axon hillock
U
تکمه اکسونی
impluse switch
U
تکمه ضربهای
key board
U
صفحه تکمه ها
knobs
U
تکمه گردان
knob
U
تکمه گردان
emergency push button
U
تکمه اضطراری
budded
U
تکمه شکوفه کردن
bud
U
تکمه شکوفه کردن
The button on my coat off.
U
تکمه کتم افتاد
buds
U
تکمه شکوفه کردن
double-breasted
U
دوطرف تکمه خور
start button
U
تکمه راه اندازی
kingcup
U
الاله تکمه دار
send a letter
U
کاغذ بدهید
oyez
U
گوش بدهید
rub it in
U
به خوردش بدهید
Do up your shirt buttons.
U
تکمه های پیراهنت راببند
impluse sending key
U
تکمه ارسالی ضربه جریان
botton
U
بسته شدن تکمه کردن
pay a way the sheet
U
کاغذ را بدهید بیاید
listen to me
U
بمن گوش بدهید
muster up your courage
U
جرات بخود بدهید
PLease let me know(notiffy me).
U
لطفا" به من خبر بدهید
Go ahead!
U
انجام بدهید دیگه!
hsd it out
U
بدهید دندان را بکنند
had it trans ted
U
بدهید ترجمه کنند
give it a twist
U
انرا پیچ بدهید
give your v to
U
برای اورای بدهید
go head
U
ادامه بدهید بفرماید
button
U
تکمه زدن باتکمه محکم کردن
buttoned
U
تکمه زدن باتکمه محکم کردن
buttoning
U
تکمه زدن باتکمه محکم کردن
My buttons mave come off.
U
تکمه های لباسم کنده شده
Your buttons have come undone.
U
تکمه های باز شده است
Keep moving!
U
ادامه بده
[بدهید ]
به راه!
Please answer the telephone.
U
لطفا" جواب تلفن را بدهید
thank tou for that book
U
خواهش دارم ان کتاب را به من بدهید
Please give me four more.
U
چهار تای دیگر به من بدهید
Please give me this one .
U
این یکی را لطفا" بدهید
Please let me give you a lift (ride).
U
اجازه بدهید سوارتان کنم
Can you give me a heads up?
<idiom>
آیا میتوانید قبلش به من خبر بدهید؟
Two coffees please .
U
لطفا" دو فنجان قهوه بیاورید ( بدهید )
Can you give me an estimate?
U
ممکن است یک برآورد هزینه به من بدهید؟
Please give the other foot .
لنگه دیگه این کفش را بدهید.
Can you give me the key, please?
U
لطفا ممکن است کلید را به من بدهید؟
Can you lend me ...
آیا ممکن است ... را به من امانت بدهید؟
Clinch the deal while the concerned party is stI'll keen
U
تا طرف گرم است معامله را انجام بدهید
Could you clarify that for me?
U
می توانید توضیح بدهید که موضوع از چه قرار است؟
Allow me to chew it over in my mind .
U
اجازه بدهید دراین باره فکر کنم
repondez s'il vous plait
[RSVP]
U
لطفا پاسخ بدهید
[به دعوت نوشته شده ای]
Can you get it repaired?
U
آیا ممکن است آن را بدهید تعمیر کنند؟
Please let me take a share in the expenses.
U
اجازه بدهید منهم قسمتی از هزینه را بدهم
please reply
U
لطفا پاسخ بدهید
[به دعوت نوشته شده ای]
Could we have a plate for the child?
U
آیا ممکن است بشقابی برای بچه مان به ما بدهید؟
midnight
U
فرمان از کنترل نزدیک به دورتغییر فرکانس بدهید دررهگیری هوایی
Can you show me on the map where I am?
U
آیا ممکن است به من روی نقشه نشان بدهید که کجا هستم؟
Let me back up and explain how ...
U
به من اجازه بدهید از اول داستان در گذشته شروع بکنم و توضیح بدهم که چطور ...
You need to take care to differentiate between facts and opinions
[ differentiate facts from opinions]
.
U
شماها باید به فرق بین حقایق و نظرات توجه بکنید
[حقایق را از نظرات تشخیص بدهید]
.
pantywaist
U
شلوار کوتاه بچگانه که به بالاتنه لباسش تکمه میشود شلوار کوتاه
give it a good wash
U
خوب انرا شستشو بدهید خوب انرا بشویید
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com