Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 65 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
repetitious
U
تکراری
redundant
U
تکراری
repetitive
U
تکراری
frequentative
U
تکراری
interative
U
تکراری
recapitulative
U
تکراری
recapitulatory
U
تکراری
reduplicative
U
تکراری
reiterative
U
تکراری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
theme song
U
قطعه تکراری
interative algorithm
U
الگوریتم تکراری
interative process
U
فرایند تکراری
iterative methode
U
روش تکراری
re-ran
U
برنامهی تکراری
iterative process
U
فرایند تکراری
iterative solution
U
راه حل تکراری
repeating unit
U
واحد تکراری
re-running
U
برنامهی تکراری
recursive equations
U
معادلات تکراری
re-runs
U
برنامهی تکراری
re-run
U
برنامهی تکراری
frequentative
U
فعل تکراری
to trot out
U
شر و ور تکراری گفتن
duplicate
U
تکراری تکثیرکردن
duplicated
U
تکراری تکثیرکردن
duplicates
U
تکراری تکثیرکردن
duplicating
U
تکراری تکثیرکردن
motif
U
واحد تکراری
motifs
U
واحد تکراری
to regurgitate
U
شر و ور تکراری گفتن
I keep repeating himself
U
همش حرفای تکراری
routine work
U
کار تکراری عادی
to regurgitate
U
وراجی تکراری کردن
iterative
U
ازسر گیرنده تکراری
to trot out
U
وراجی تکراری کردن
repeating decimal number
U
عدد دهدهی تکراری
repeated
U
نقش تکراری و پی در پی
[بندی]
[قالی]
to regurgitate
U
حرف مفت تکراری زدن
instance
U
شی ای یا شی تکراری که ایجاد شده اند
to trot out
U
حرف مفت تکراری زدن
platitudinous
U
تکراری و پیش پا افتاده کردن
rehashes
U
تکرار مکررات چیز تکراری
rehashed
U
تکرار مکررات چیز تکراری
rehash
U
تکرار مکررات چیز تکراری
instances
U
شی ای یا شی تکراری که ایجاد شده اند
rebroadcast
U
برنامه تکراری پخش کردن
repetitive stress injury
U
اسیب ناشی از فشار تکراری
recapitulating
U
صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
recapitulated
U
صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
recapitulate
U
صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
to get into a rut
U
یکنواخت تکراری و خسته کننده شدن
[کاری]
recapitulates
U
صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
diaper pattern
U
طرح گل و بلبل تکراری
[بطوری که کل متن فرش را در بر بگیرد.]
as dull as a ditch-water
U
مثل فیلم های تکراری
[خسته کننده و ملال آور]
wave form
U
شکل موج تکراری در نموداردامنه و زمان یا روی لوله اشعه کاتدی
leitmotive
U
عبارت برجسته وملودی درموسیقی درام واگنر که چنددفعه تکرار میشود موضوع مهم تکراری
leitmotif
U
عبارت برجسته وملودی درموسیقی درام واگنر که چنددفعه تکرار میشود موضوع مهم تکراری
hold
U
بخشی از برنامه که تکراری میشود تا توسط عملی قط ع شود. البته وقتی که منتظر پاسخی هسیم از صفحه کلید یا وسیله
holds
U
بخشی از برنامه که تکراری میشود تا توسط عملی قط ع شود. البته وقتی که منتظر پاسخی هسیم از صفحه کلید یا وسیله
Honey comb design
U
طرح خانه زنبوری
[یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
non-directional design
U
طرح فراگیر
[این نوع طرح در نقاط مختلف بافت دارای جذابیت خاص خود بوده و حالت تکراری فرش های معمول را ندارد.]
Miri design
U
طرح بته میری
[طرح بته جقه]
[این طرح که جلوه ای از درخت سرو را نشان می دهد بصورت ردیف های تکراری و قرینه کل فرش را در بر می گیرد.]
Zel-i Sultan vase
U
طرح گلدان ظل السلطان
[این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
saw tooth
U
دندانه اره ای
[گاه لبه های حاشیه و یا لبه انتهایی فرس را بصورت مثلث های تکراری می بافند که حالتی از دندانه های اره را نشان میدهد.]
reciprocal border
U
حاشیه قرینه
[گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com