Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 194 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
d. of a statement
U
تکذیب گفته ایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
recant
U
گفته خود را تکذیب کردن
recanted
U
گفته خود را تکذیب کردن
recanting
U
گفته خود را تکذیب کردن
recants
U
گفته خود را تکذیب کردن
Other Matches
ipso dixit
U
گفته بی دلیل گفته استبدادی
confutation
U
تکذیب
refutal
U
تکذیب
rebuttals
U
تکذیب
rebuttal
U
تکذیب
falsification
U
تکذیب
denial
U
تکذیب
denials
U
تکذیب
rebutment
U
تکذیب
refutation
U
تکذیب
disproval
U
تکذیب
disaffirmation
U
تکذیب
impugnation
U
تکذیب
impugnment
U
رد تکذیب
disproof
U
تکذیب
contradiction
U
تکذیب
contradictions
U
تکذیب
disproved
U
تکذیب کردن
disproves
U
تکذیب کردن
disproving
U
تکذیب کردن
refuting
U
تکذیب کردن
refute
U
تکذیب کردن
refutes
U
تکذیب کردن
refuted
U
تکذیب کردن
impugns
U
تکذیب کردن
impugn
U
تکذیب کردن
contradictable
U
قابل تکذیب
deniable
U
قابل تکذیب
refutable
U
تکذیب پذیر
traverse of an indictment
U
تکذیب کیفرخواست
elenchus
U
تکذیب قیاسی
impugning
U
تکذیب کردن
rebutter
U
تکذیب کننده
elench
U
تکذیب منطقی
confutation
U
مورد تکذیب
impugned
U
تکذیب کردن
contradictor
U
تکذیب کننده
disprove
U
تکذیب کردن
unanswerable
U
تکذیب ناپذیر
rebutting
U
تکذیب کردن
irrefutable
U
تکذیب ناپذیر
denied
U
تکذیب کردن
denies
U
تکذیب کردن
deny
U
تکذیب کردن
denying
U
تکذیب کردن
rebutted
U
تکذیب کردن
rebuts
U
تکذیب کردن
irrefutable
U
غیرقابل تکذیب
rebut
U
تکذیب کردن
contradicts
U
تکذیب کردن
contradicted
U
تکذیب کردن
contradict
U
تکذیب کردن
negation of statement
U
انکار یا تکذیب گفتهای
impugnable
U
رد کردنی قابل تکذیب
traverse
U
تکذیب کردن دعوی
traverses
U
تکذیب کردن دعوی
traversing
U
تکذیب کردن دعوی
unansweable
U
بی جواب تکذیب ناپذیر
irrefutable
U
غیر قابل تکذیب
traversed
U
تکذیب کردن دعوی
negatives
U
رد یا تکذیب یا انکار کردن
negative
U
رد یا تکذیب یا انکار کردن
refutative
U
تکذیب کننده متضمن جواب رد
irrefragable
U
غیر قابل انکار و تکذیب
redargue
U
متهم ساختن تکذیب کردن
irrefragably
U
چنانکه نتوان تکذیب کرد
refutatory
U
تکذیب کننده متضمن جواب رد
impugn
U
مورد اعتراض یا تکذیب قراردادن
impugned
U
مورد اعتراض یا تکذیب قراردادن
impugns
U
مورد اعتراض یا تکذیب قراردادن
impugning
U
مورد اعتراض یا تکذیب قراردادن
sentence
U
گفته
sayings
U
گفته
saying
U
گفته
sentences
U
گفته
statement
U
گفته
parol
U
گفته
statements
U
گفته
sentencing
U
گفته
doctrine
U
گفته
dixit
U
گفته
dicta
U
گفته
I was told ...
U
به من گفته شد ...
doctrines
U
گفته
dite
U
گفته
laconism
U
گفته پر مغز
missatement
U
گفته نادرست
It is being said that ...
U
گفته می شود که ...
stated
<adj.>
<past-p.>
U
گفته شده
termed
<adj.>
<past-p.>
U
گفته شده
named
<adj.>
<past-p.>
U
گفته شده
so saying
U
اینرا گفته
that was said above
U
که درفوق گفته شد
to leave unsaid
U
نا گفته گذاردن
mentioned
<adj.>
<past-p.>
U
گفته شده
that was said above
که دربالا گفته شد
unsay
U
گفته نشدن
ipso dixit
U
گفته محض
ipsedixit
U
گفته محض
he is said to have fled
U
گفته اند
said
U
گفته شده
statements
U
گفته بیانیه
statement
U
گفته بیانیه
tags
U
گفته مبتذل
bywords
U
گفته اخلاقی
maxim
U
گفته اخلاقی
maxims
U
گفته اخلاقی
tag
U
گفته مبتذل
byword
U
گفته اخلاقی
told
U
گفته شده
spoken
U
گفته شده
non commital
U
از گرفتارکردن خویش بویسله تصدیق یا تکذیب مطلبی
direct oration
U
گفته یا قول مستقیم
divers statements
U
گفته هایی چند
It is an old saying that …
U
از قدیم گفته اند که ...
aforesid
U
پیش گفته شده
If only you had told me .
U
کاش به من گفته بودی
it is truly said
U
راست گفته اند
above said
U
بالا گفته شده
the above was a summary
آنچه دربالا گفته شد
above-quoted
<adj.>
U
گفته شده در بالا
abovementioned
<adj.>
U
گفته شده در بالا
aforementioned
<adj.>
U
گفته شده در بالا
ipso dixit
U
او خود گفته است
above-mentioned
<adj.>
U
گفته شده در بالا
it is well said
U
خوب گفته اند
ipsedixit
U
خود او گفته است
afore-mentioned
<adj.>
U
گفته شده در بالا
foregoning
U
پیش گفته شده
dictums
U
گفته افهار نظر قضایی
Actions speak louder than words .
U
دو صد گفته چونیم کردار نیست
put in
<idiom>
U
اضافه چیزی که قبلا گفته شد
I told you , didnt I ?
U
من که بتو گفتم ( گفته بودم )
dictum
U
گفته افهار نظر قضایی
Enough has been said!
U
به اندازه کافی گفته شده!
ipsissima verba
U
عین بیانات و گفته شخص
on cne's own initiative
U
بی انکه کسی گفته باشد
It needs to be said that ...
U
لازم هست که گفته بشه که ...
in p of my statement
U
برای اثبات گفته خودم
in proof of his statement
U
برای اثبات گفته خود
indirect oration
U
گفته یا قول غیر مستقیم
negationist
U
کسیکه عادت دارد همه چیز راانکار یا تکذیب کند
affimable
U
شایسته انکه بطورقطع گفته شود
it say in the bible that
U
درکتاب مقدس گفته شده است
to repeat oneself
U
کاریا گفته خودرا تکرار کردن
action speaks louder than words
<proverb>
U
دو صد گفته چون نیم کردار نیست
per
U
طبق جزئیات که در مشخصات گفته شده
undershot
U
درباب چرخی گفته میشود) که اب اززیرانرابگرداند
non collegiate
U
در باب شاگردی گفته میشود بی دانشکده
What you say is true in a sense .
U
گفته شما به معنایی صحیح است
estopel
U
عملی که باعث میشود عامل از طرح دعوی یاادعا یا تکذیب و انکار
post classical
U
در باب ادبیات یونانی ورومی گفته میشود
ana
U
:مجموعه یا گلچینی از گفته هاو اقوال یک شخص
A constant guest is never welcome .
<proverb>
U
به همیشه میهمان خوشامد گفته نمى شود .
oestrual
U
در باب موقعی گفته میشود که جانوران فحل ایند
infants
U
در CL به طور کلی به اشخاص کمتر از 12 سال گفته میشود
infant
U
در CL به طور کلی به اشخاص کمتر از 12 سال گفته میشود
indirect speech
U
گفته کسی که تغییرات دستوری دران داده نقل کنند
permanent structures
U
به تاسیساتی گفته میشود که پس از اتمام قرارداد پیمانکاردر محل می گذارد
Thank goodness!
U
خدا را شکر!
[گفته می شود وقتی چیزی بد پیش نیاید]
Thank God!
U
خدا را شکر!
[گفته می شود وقتی چیزی بد پیش نیاید]
praecocial
U
درباب پرندگانی گفته میشودکه جوجههای انهاهمین ازتخم ...قوت دارند
semi detached
U
درباب خانهای گفته میشود:که بادیوارمشترک بخانه دیگری پیوسته باشد
semi-detached
U
درباب خانهای گفته میشود:که بادیوارمشترک بخانه دیگری پیوسته باشد
pregnant use of a verb
U
بکار بردن فعل متعدی بدانگونه که مفعول ان مقدرباشدیعنی گفته نشود
rub something in
<idiom>
U
دست گرفتن (صحبت درموردحرفی که شخص گفته یاکاری کهکرده به مسخره )
gymnopaedic
U
درباب رقص هایی گفته میشدکه بچههای برهنه درجشنهای همگانی می
unpriced
U
درباب چیزی گفته میشودکه بهای ان معلوم نشده یابصورت بهادران نباشد
counsels
U
در CL به bariester ها و در موقع گفتگو از موکلین ایشان یاsolicitor مربوط به انها گفته میشود
counselling
U
در CL به bariester ها و در موقع گفتگو از موکلین ایشان یاsolicitor مربوط به انها گفته میشود
counselled
U
در CL به bariester ها و در موقع گفتگو از موکلین ایشان یاsolicitor مربوط به انها گفته میشود
counseled
U
در CL به bariester ها و در موقع گفتگو از موکلین ایشان یاsolicitor مربوط به انها گفته میشود
counsel
U
در CL به bariester ها و در موقع گفتگو از موکلین ایشان یاsolicitor مربوط به انها گفته میشود
nibble
U
به واحدی از انباره که شامل نیم بایت یا عموما" چهار بیت است گفته میشود
nibbled
U
به واحدی از انباره که شامل نیم بایت یا عموما" چهار بیت است گفته میشود
nibbling
U
به واحدی از انباره که شامل نیم بایت یا عموما" چهار بیت است گفته میشود
nibbles
U
به واحدی از انباره که شامل نیم بایت یا عموما" چهار بیت است گفته میشود
CD quality
U
اغلب به وسایلی گفته میشود که می توانند الگوهای بیتی رادر ثانیه ذخیره کنند
China denies militarizing South China Sea.
U
چین را تکذیب نظامی جنوب دریای چین است.
perfoliate
U
درباب برگی گفته میشود که ساقه اش فاهرا ازتوی ان رد میشود
notobranchiate
U
در باب ماهیانی گفته میشود که نفس کش انها در روی پشت انها است
to jump on somebody
U
به کسی پریدن
[زود ایراد گرفتن از کاری که کرده شده یا چیزی که گفته شده]
set loose
<idiom>
U
رها کردن چیزی که تو گفته بودی ،آزاد کردن
Thanks for calling back.
U
با تشکر برای تماس.
[به کسی گفته میشود که فرد تلفن خود را جواب نداده و بعدا دوباره تماس می گیرد.]
heddle rod
U
چوب کوجی
[به آن نیره و ورد نیز گفته می شود، در بالای دار در محل تقاطع چله های زیر و رو، بین تارها جهت تفکیک و تنظیم آنها قرار گرفته.]
prima facie evidence
U
مدرک محمول بر صحت مدرکی که در صورت تکذیب یا توضیح طرف برای روشن کردن قضیه کافی باشد مدرکی که در نظر اول و پیش از بررسی بیشتر قاطع به نظر می اید
bare board
U
تخته مدار بدون هیچ عنصری معمولاگ به تخته حافظه گفته میشود که هنوز هیچ قطعهای روی آن نصب نشده است
assoil
U
رد کردن تکذیب کردن
photodigital memory
U
سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com