English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
search U تکاپو بازرسی
searched U تکاپو بازرسی
searches U تکاپو بازرسی
searchingly U تکاپو بازرسی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
roam U تکاپو
scrounged U تکاپو
roams U تکاپو
roamed U تکاپو
scrounges U تکاپو
scrounging U تکاپو
scrounge U تکاپو
roaming U تکاپو
prowling U تکاپو سرقت
scroungers U تکاپو کننده
scrounger U تکاپو کننده
prowled U تکاپو سرقت
prowls U تکاپو سرقت
prowl U تکاپو سرقت
inspector general U بازرسی بازرسی کل ارتش
scrimmage U در تکاپو بودن دست وپنجه نرم کردن
scrimmages U در تکاپو بودن دست وپنجه نرم کردن
cancel check firing U فرمان بازرسی اتش ملغی فرمان بازرسی اتش لغو
inspection U بازرسی بازدید کردن بازرسی کردن
lurk U در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
lurked U در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
lurking U در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
lurks U در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
examine U بازرسی
inquiries U بازرسی
inquiry U بازرسی
examined U بازرسی
examines U بازرسی
inspect U بازرسی
inspection U بازرسی
visits U بازرسی
visited U بازرسی
visit U بازرسی
examinations U بازرسی
inspected U بازرسی
examination U بازرسی
inspecting U بازرسی
inspects U بازرسی
examining U بازرسی
controls U بازرسی
checks U بازرسی شد
surveys U بازرسی
audits U بازرسی
survey U بازرسی
controllership U بازرسی
checked U بازرسی شد
cross examination U بازرسی
surveyed U بازرسی
check U بازرسی شد
examen U بازرسی
perambulation U بازرسی
audit U بازرسی
audited U بازرسی
controlling U بازرسی
visitation U بازرسی
control U بازرسی
visitations U بازرسی
auditing U بازرسی
inspectorship U بازرسی
inspection certificate U گواهی بازرسی
right of visit U حق بازرسی و تفتیش
inspectional U مربوط به بازرسی
searchingly U بازرسی کردن
magnetic inspection U بازرسی مغناطیسی
jerque U بازرسی کشتی
inspect U بازرسی کردن
certificate of inspection U گواهی بازرسی
inspect U تحقیق بازرسی
martitime survey U بازرسی دریائی
committee of inquiry U کمیته بازرسی
inspected U بازرسی کردن
inspected U تحقیق بازرسی
look over something <idiom> U بازرسی کردن
check point U نقطه بازرسی
certificate of survey U گواهی بازرسی
aircraft inspection U بازرسی هواپیما
board of inspection and survey U سازمان بازرسی
for [your/our] inspection U برای بازرسی
cargo checking U بازرسی بار
inquiry documents U اسناد بازرسی
vidimus U بازرسی حساب
checkup U بازرسی کلی
investigating committee U کمیته بازرسی
inspecting U بازرسی کردن
inspecting U تحقیق بازرسی
scrutineer U بازرسی فنی
seach U بازرسی کردن
searcher warrant U اجازه بازرسی
survey report U گزارش بازرسی
inspects U بازرسی کردن
inspects U تحقیق بازرسی
to look over U بازرسی کردن
to search after U بازرسی کردن
identity control U بازرسی شناسنامه
checks U بازرسی کردن
identity check U بازرسی شناسنامه
unverified <adj.> U بازرسی نشده
control U بازرسی کردن
checked U بازرسی کردن
to browse through U بازرسی کردن
to rummage U بازرسی کردن
survey U بازرسی کردن
surveyed U بازرسی کردن
surveys U بازرسی کردن
audit U بازرسی رسیدگی
audited U بازرسی رسیدگی
auditing U بازرسی رسیدگی
audits U بازرسی رسیدگی
check U بازرسی کردن
controlling U بازرسی کردن
controls U بازرسی کردن
probes U میله بازرسی
manhole U اطاقک بازرسی
manholes U اطاقک بازرسی
examination U بازرسی معاینه
examinations U بازرسی معاینه
detection U بازیابی بازرسی
inspection U بازرسی و بازبینی
search U بازرسی کردن
searched U بازرسی کردن
searches U بازرسی کردن
probed U میله بازرسی
probe U میله بازرسی
unchecked <adj.> U بازرسی نشده
untested <adj.> U بازرسی نشده
uninspected <adj.> U بازرسی نشده
unexamined <adj.> U بازرسی نشده
unevaluated <adj.> U بازرسی نشده
unaudited <adj.> U بازرسی نشده
examine U بازرسی کردن
examining U بازرسی کردن
examines U بازرسی کردن
examined U بازرسی کردن
scrutineering U بازرسی فنی قایق
personnel monitoring U بازرسی بدنی از افراد
privateer U فرمانده کشتی بازرسی
to pick over U بازرسی کردن و برگزیدن
non destructive inspection U بازرسی غیر مخرب
right of search U حق بازرسی کشتی در دریاها
he was appointed to inspect it U مامور شد ان را بازرسی کند
domiciliary visit U بازرسی خانه شخص
controls U بازرسی نظارت جلوگیری
controllable U قابل ممیزی یا بازرسی
contractor inspection system U سیستم بازرسی پیمانها
cleared without examination U ترخیص بدون بازرسی
check sweeping U بازرسی مین روبی
cwe U ترخیص بدون بازرسی
censorial U مبنی بر بازرسی مطبوعات و
cargo checking U بازرسی کردن محمولات
controlling U بازرسی نظارت جلوگیری
control U بازرسی نظارت جلوگیری
checked U امتحان کردن بازرسی
inspective U وابسته به تفتیش و بازرسی
check U امتحان کردن بازرسی
checks U امتحان کردن بازرسی
search warrant U حکم بازرسی و ورود
input control unit U واحد بازرسی ورودی
search warrants U حکم بازرسی و ورود
test U شهادت گواهی بازرسی کردن
visitatorial U وابسته به یادارای اختیار بازرسی
tested U شهادت گواهی بازرسی کردن
tech inspection U بازرسی اتومبیلها پیش ازمسابقه
espying U جاسوس بودن بازرسی کردن
espy U جاسوس بودن بازرسی کردن
espies U جاسوس بودن بازرسی کردن
tests U شهادت گواهی بازرسی کردن
espied U جاسوس بودن بازرسی کردن
FBI U مخفف دفتر بازرسی فدرال
location survey U بازرسی در جای اجناس درانبار
inspection gallery U دالان بازرسی گالری بازدید
helical scanning U بازرسی وتجسس مارپیچی با رادار
g man U نماینده مخصوص دایره بازرسی
geologize U ازنظر زمین شناسی بازرسی کردن
action letter U فرم بازرسی ویژه در ردههای بالا
board of inspection and survey U هیئت بازرسی کننده خسارات وضایعات
weight and balance sheet U برگ بازرسی تعادل وزن هواپیما
borescope U ابزار چشمی برای بازرسی قطعات
visitations U اداره بازرسی ونظارت بر کار شرکتها
visitation U اداره بازرسی ونظارت بر کار شرکتها
interrogates U مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
interrogate U مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
target approach point U اخرین نقطه بازرسی درمنطقه فرود یا بارریزی
The reporter was held at the checkpoint for several hours. U خبرنگار چندها ساعت در محل بازرسی معطل شد.
check-points U محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
checkpoint U محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
checkpoints U محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
interrogated U مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
interrogating U مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
caveat emptor U یعنی خریدارخود مسئول بازرسی کالائی که می خرد میباشد
bench check U کارگاه مجهز به دستگاههای ازمایشی علامت نقطه بازرسی نقشه برداری
quadratic quotient search U الگوریتم بازرسی کننده که به هنگام تست مکانهای بعدی جدول از یک ادرس دوگانه استفاده میکند
picture point U نقطه نشانی یا نقطه بازرسی موجود در روی عکس هوایی
check firing U فرمان اتش بس موقت برای بازرسی مانع اتش
look over U بازرسی کردن صرف نظر کردن
proctor U نظارت کردن بازرسی کردن
inspect U بازرسی کردن تفتیش کردن
examine U بازرسی کردن معاینه کردن
wheel measurement [ wheel measuring] U بازرسی چرخ [سنجش چرخ]
sight U بازرسی کردن رویت کردن
examined U بازرسی کردن معاینه کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com