English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
humane killer U تپانچه ویژه برای بی زجرکشتن جانوران
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
lethal chamber U اطاق ویژه برای راحت کشتن جانوران
zootechnician U کارشناس تربیت حیوانات ویژه گر اهلی کردن جانوران
gun U اتش زدن تپانچه برای پایان مسابقه یا اغازمسابقات
guns U اتش زدن تپانچه برای پایان مسابقه یا اغازمسابقات
To kI'll animals for food . U جانوران را برای غذا کشتن
idiosyncrasies U طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasy U طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
colony U گروهی از جانوران یا گیاهان یا جانوران تک سلولی هم نوع که با هم زندگی یا رشد می کنند [زیست شناسی]
race glass U دوربین ویژه برای تماشای مسابقه
to go down [in a particular way] with somebody U برای کسی [به سبک ویژه ای] قابل پذیرش بودن
I must make a special note of that. U من باید یادداشت ویژه ای برای این مورد بکنم.
to paynize wood U چوب را با محلول ویژه شیمیایی اندون برای اینکه زودنپوسد
This is important, not only today, but also and especially for the future. U این، نه تنها امروز، بلکه به ویژه برای آینده هم مهم است.
bay U یک بخش برای کار ویژه [مانند سرویس یا انبار یا هواپیما وغیره]
lifting body U هواپیمایی که قسمت عمده یاکل برای ان توسط شکل ویژه ان تامین میشود
microsoft U اتصالات پایگاه داده به اینترنت و پست الکترونیکی به ویژه برای کاربران ویندوز
T committee U انجمن ANSI که استانداردهای ارتباطی دیجیتال برای آمریکا تنظیم میکند , به ویژه سرویسهای ISDN
to watch for certain symptoms U توجه کردن به نشانه های ویژه [علایم ویژه مرض ]
special interest groups U گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
handguns U تپانچه
gun U تپانچه
handgun U تپانچه
pistol U تپانچه
guns U تپانچه
pistols U تپانچه
specialty U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
speciality U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialities U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
slap U تپانچه زدن
slapped U تپانچه زدن
slapping U تپانچه زدن
slaps U تپانچه زدن
pistols U تپانچه درکردن
pistol U تپانچه درکردن
texture mapping U 1-جلوههای ویژه گرافیک کامپیوتری با استفاده از الگوریتم هایی برای تولید تصویری که مانند سطح چیزی به نظر می آید.
pistoleer U سرباز تپانچه دار
derringer U تپانچه لوله کوتاه
gunfight U جنگ با تفنگ یا تپانچه
humane killer U تپانچه راحت کشی
idiocrasy U طبیعت ویژه طرز فکر ویژه
gold lace [braids] U گلابتون [نخ های تزئینی از طلا یا نقره برای جلوه های ویژه در زمینه قالیچه]
false starts U دویدن قبل ازصدای تپانچه
false start U دویدن قبل ازصدای تپانچه
pistol whip U با تپانچه بر بدن کسی زدن
MMX U قطعه پردازنده intel پیشرفته که حاوی خصوصیات ویژه و قط عاتی است که برای بهبود کارایی استفاده از چند رسانهای و ارتباطات به کار می رود
petronel U یکجور تپانچه بزرگ که سواره نظام شدههای 61و 71بکارمیبردند
break U حرکت سگ جهت اوردن شکار بازکردن بدنه اسلحه دویدن قبل ازصدای تپانچه
breaks U حرکت سگ جهت اوردن شکار بازکردن بدنه اسلحه دویدن قبل ازصدای تپانچه
praetorial U متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
faunology U جانوران
herbivora U جانوران علفخوار
vermin U جانوران موذی
halobiont U جانوران اب شور
invertebrata U جانوران بی مهره
implacentalia U جانوران بی جفت
faunistic U وابسته به جانوران
kit U بچه جانوران
zooplankton U جانوران شناور
lights U ریه جانوران
zoodvnamics U فیزیولوژی جانوران
faunis U الهه جانوران
faunae U مربوط به جانوران
kits U بچه جانوران
animalist U پیکرنمای جانوران
animals kingdom U جهان جانوران
animality U زندگی جانوران
bimana U جانوران دودست
acephali U جانوران بیسر
animal kingdom U جهان جانوران
menageries U نمایشگاه جانوران
menagerie U نمایشگاه جانوران
arachnida U جانوران عنکبوتی
underbody U پایین تنه جانوران
verminous U پر از حشرات یا جانوران موذی
oestrum U شهوت ومستی جانوران
biosystematic U رده بندی جانوران
wild beasts U جانوران وحشی وحوش
claws U سرپنجه جانوران ناخن
pincer U عضو گازانبری جانوران
clawing U سرپنجه جانوران ناخن
terrarium U نمایشگاه جانوران خشکی
animal husband U پرورش جانوران اهلی
king of beasts U پادشان جانوران :شیر
pachyder mata U جانوران پوست کلفت
arthropoda U جانوران مفصل دار
articulata U جانوران حلقه دار
claw U سرپنجه جانوران ناخن
clawed U سرپنجه جانوران ناخن
instincts U هوش طبیعی جانوران
neontology U بررسی جانوران مانده
zootaxy U طبقه بندی جانوران
instinct U هوش طبیعی جانوران
to water [horses, cattle, etc.] U آب دادن [به جانوران بومی]
zooid U جانورسان شبیه جانوران
weasel U جانوران پستاندار شبیه راسو
epizootic U منتشر شونده درمیان جانوران
microorganisms U جانوران کوچک ومیکروسکپی ریزجاندار
aquaria U نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
gamekeeper U متصدی جانوران شکاری قرقچی
gamekeepers U متصدی جانوران شکاری قرقچی
somite U حلقه یابند بدن جانوران
weasels U جانوران پستاندار شبیه راسو
animalcular U وابسته به جانوران ذره بینی
lorica U پوسته سخت حافظ جانوران
zoometry U اندازه گیری اندامهای جانوران
limnologist U زیست شناس جانوران اب شیرین
aquarium U نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
seafood U غذاهای مرکب از جانوران دریایی
microorganism U جانوران کوچک ومیکروسکپی ریزجاندار
achordata U جانوران فاقد ستون فقرات
vivarium U جای نگاهداری جانوران زمینی
aquariums U نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
chitin U جسم استخوانی درپوشش بعضی جانوران
incestuous U وابسته به جفت گیری جانوران از یک جنس
polyphagous U تغذیه کننده برگیاهان یا جانوران متعدد
fauna U کلیه جانوران یک سرزمین یایک زمان
zootechny U فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
polyzoic U مرکب از شبه جانوران بسیار پرزیوگانی
deadfall U دامی که جانوران بزرگ دران زیراوارمیمانند
rodenticide U دارو یا عامل کشنده جانوران جونده
foraminifer U جنسی از جانوران ریز ریشه پای
foot and mouth U یکجور ناخوشی واگیردار با تب در جانوران شاخدار
zootechnics U روش تربیت ورام کردن جانوران
zootechnics U فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
zootechny U روش تربیت و رام کردن جانوران
zoography U علم توصیف جانوران وخوی انان
verminate U تولید حشرات یا جانوران موذی کردن
pinfold U جانوران ولگرد درتوقیف گاه نگاه داشتن
Aborigines U سکنه اولیه یک کشور جانوران و گیاهان بومی
pond life جانوران بی مهره [که دراستخرها و حوض ها زیست می کنند.]
sea fire U شب تابی دریا دراثر جانوران شب تاب وغیره
herd book U نژادنامه برخی جانوران همچون گاو وخوک
awn U الت مذکر بعضی از جانوران خزنده و کرمها
chine U مهره استخوان پشت جانوران گوشت مازه
Are animals able to think ? آیا جانوران قادربه فکر کردن هستند ؟
outbreed U جفت گیری کردن انواع مختلف جانوران
inbreed U پرورش دادن از جانوران هم تیره تخم کشیدن
omnivora U جانوران همه چیزخوار مانند خوک و اسب ابی
oestrual U در باب موقعی گفته میشود که جانوران فحل ایند
hard roe U أشپل [تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی] [ماهیگیری]
aquaria U شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
aquarium U شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
aquariums U شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
drag net U توریادامی که روی زمین بکشندکه همه جانوران رایکجابگیرد
roe U اشبل [تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی] [ماهیگیری]
Brits U جانوران ریز دریایی که خوراک نهنگ و ماهیان بزرگاند
Brit U جانوران ریز دریایی که خوراک نهنگ و ماهیان بزرگاند
roe U أشپل [تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی] [ماهیگیری]
hard roe U اشبل [تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی] [ماهیگیری]
lanugo U کرکی که در روی جنین انسان و برخی جانوران دیده میشود
inbreeding U تخم کشی از جانوران هم تیره تولید و تناسل در میان هم نژادها
heteromorphic U جور بجور شونده دارای شکلهای گوناگون جانوران دگردیس
zoophyte U انواع جانوران مهره داری که رشد انها شبیه گیاه میباشد
labyrinthodon U سنگواره یکی از جانوران دوزیست بزرگ که دندانهای پیچ درپیچ دارد
kiosk U فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks U فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
galantine U خوراک سرد گوشت گوساله وجوجه و دیگر جانوران که استخوان ان را در اورده باشند
totem poles U تیر یا چوبی که نقوش جانوران محافظ قبایل مختلف سرخ پوستان روی ان منقوش بوده
totem pole U تیر یا چوبی که نقوش جانوران محافظ قبایل مختلف سرخ پوستان روی ان منقوش بوده
badminton U بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
notochord U نخستین محور تیره پشت میله غضروفی که در پشت جانوران است
hemoglobin U ماده رنگی اهن دار گویچههای قرمز خون جانوران مهره دار
specific U ویژه
expressed U ویژه
specifics U ویژه
expresses U ویژه
expert U ویژه گر
expressing U ویژه
express U ویژه
specific humidity U نم ویژه
special U ویژه
particular U ویژه
experts U ویژه گر
special character U ویژه
specialists U ویژه گر
priviege U حق ویژه
particulars U ویژه
privilege U حق ویژه
net U ویژه
nett U ویژه
prerogatives U حق ویژه
extra <adj.> U ویژه
prerogative U حق ویژه
extra special U ویژه
specially U ویژه
special <adj.> U ویژه
idiocrasy U ویژه
adhoc U ویژه
paticular U ویژه
specialist U ویژه گر
nets U ویژه
peculiar U ویژه
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code U زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
plug compatible U دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
ecotype U بوم ویژه
booth U جای ویژه
lineaments U نشان ویژه
special session U نشست ویژه
specialities U ویژه گری
prerogative U دارای حق ویژه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com