Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 158 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
firing
U
توپ اندازی
cannonade
U
توپ اندازی
cannonry
U
توپ اندازی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
cockfight
U
جنگ اندازی خروس ها
cockfights
U
جنگ اندازی خروس ها
machine
U
کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
machined
U
کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
machines
U
کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
dartboard
U
صفحه دایرهای هدف پیکان اندازی با 02 قسمت
dartboards
U
صفحه دایرهای هدف پیکان اندازی با 02 قسمت
encroachment
U
دست اندازی
encroachments
U
دست اندازی
gunshot
U
تیر اندازی
gunshots
U
تیر اندازی
clean
U
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleaned
U
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleanest
U
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleans
U
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
darts
U
پیکان اندازی 2 نفره یا 4 نفره با 3 پیکان در هربار برای هر نفر از مسافت 8 یا 9 متر
boot
U
اولین شیار دیسک راه اندازی روی فلاپی دیسک سازگار IBM
boot
U
راه اندازی
boot
U
خود راه اندازی
housekeeping
U
عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
outfox
U
در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
outfoxed
U
در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
outfoxes
U
در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
outfoxing
U
در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
diving
U
اب اندازی
trigger
U
راه اندازی
triggered
U
راه اندازی
triggers
U
راه اندازی
encroach
U
دست اندازی کردن
encroached
U
دست اندازی کردن
encroaches
U
دست اندازی کردن
trap
U
در تله اندازی
postponement
U
تاخیر اندازی
postponements
U
تاخیر اندازی
filling
U
اب اندازی
fillings
U
اب اندازی
reset
U
سیگنال الکتریکی که سیستم رابه وضعیت اولیه برمی گرداندوقتی که روشن شده بودونیازبه راه اندازی مجدد دارد
reset
U
راه اندازی مجدد
resets
U
سیگنال الکتریکی که سیستم رابه وضعیت اولیه برمی گرداندوقتی که روشن شده بودونیازبه راه اندازی مجدد دارد
resets
U
راه اندازی مجدد
arm wrestling
U
مچ اندازی
wrist wrestling
U
مچ اندازی
skip
U
ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
skipped
U
ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
skips
U
ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
abortion
بچه اندازی
abortions
U
بچه اندازی
driver
U
برنامه راه اندازی
drivers
U
برنامه راه اندازی
moulting
U
پوست اندازی
moulting
U
شاخ اندازی
gunfire
U
تیر اندازی
sputtering
U
بیرون اندازی
shading
U
سایه اندازی
starting
U
راه اندازی
casting
U
روش قلاب اندازی
glazing
U
شیشه بری جام اندازی
trapping
U
بدام اندازی
trapping
U
در تله اندازی
triggering
U
راه اندازی
drainage
U
خشک اندازی فاضلاب
contortion
U
ازشکل اندازی
contortions
U
ازشکل اندازی
actuation
U
بکار اندازی
air man
U
کشی که کارش بنحوی باپرواز تعمیر یا راه اندازی هواپیما مربوط میشود
attemptable
U
قابل دست اندازی
basket dam
U
بندسله اندازی
boot record
U
رکورد راه اندازی
bootstrap
U
خودراه اندازی
centrifugal starting switch
U
سوئیچ راه اندازی گریز ازمرکز
chrematistics
U
علم پس اندازی
cold boot
U
راه اندازی سرد
cold starting
U
راه اندازی در حالت سرد
compressor bleed air
U
هوایی که از قسمت کمپرسورموتور توربینی برای جلوگیری از واماندگی و یابرای بکار اندازی بعضی متعلقات گرفته میشود
cranking capacity of battery
U
فرفیت راه اندازی باتری
device driver
U
برنامه راه اندازی دستگاه
dockage
U
حق بار اندازی
drayage
U
هزینه بارگیری وبار اندازی
ecdysis
U
پوست اندازی
ectuating switch
U
سوئیچ راه اندازی
ejection
U
بیرون اندازی
expectoration
U
تف اندازی
exspuition
U
تف اندازی
extrajection
U
برون اندازی
extrusion
U
بیرون اندازی بیرون امدگی
gabion
U
سله اندازی گابیون
glaziery
U
جام اندازی
grid current starting point
U
نقطه راه اندازی جریان شبکه
hardware reset
U
باز راه اندازی سخت افزاری
icos
U
System OutputControl/Input مجموعه استانداردی از روالهای ورودی و خروخی که برای راه اندازی و کنترل فرایندورودی و خروجی طراحی شده است
igniter switch
U
کلید راه اندازی
inbreak
U
دست اندازی
innate releasing mechanism
U
مکانیسم راه اندازی فطری
instant start lamp
U
لامپ با راه اندازی در حالت سرد
launghing
U
براه اندازی
lead work
U
شیشه اندازی
lead work
U
جام اندازی
leg pull
U
دست اندازی
master boot record
U
رکورد راه اندازی اصلی
molt
U
پوست اندازی
Other Matches
start up
U
راه اندازی
snash
U
دست اندازی
sortition
U
قرعه اندازی
sortition
U
پشک اندازی
supersedure
U
تعویق اندازی
skish
U
مسابقه قلاب اندازی
shadow ball
U
تمرین گوی اندازی
self assertion
U
خودرا جلو اندازی
operating handle
U
دستگیره راه اندازی
reboot
U
راه اندازی مجدد
tournament casting
U
مسابقه قلاب اندازی
starting time
U
زمان راه اندازی
starting torque
U
کشتاور راه اندازی
to lay a wager
U
دست اندازی کردن
to load off
U
بار اندازی کردن
to set intrigues on foot
U
پشت سر هم اندازی کردن
upcast
U
بالا اندازی تاه کش
impinge
U
دست اندازی کردن
starting procese
U
فرایند راه اندازی
starting power
U
توانایی راه اندازی
starting position
U
وضعیت راه اندازی
soft start
U
راه اندازی نرم
start up disk
U
دیسک راه اندازی
start button
U
تکمه راه اندازی
encroach
U
دست اندازی کردن
starting current
U
جریان راه اندازی
starting lever
U
اهرم راه اندازی
starting motor
U
موتور راه اندازی
starting power
U
قدرت راه اندازی
releasing mechanism
U
مکانیسم راه اندازی
surf cast
U
قلاب اندازی از ساحل در موج
system reset
U
راه اندازی مجدد سیستم
starting winding
U
سیم پیچی راه اندازی
offhand position
U
حالت ایستاده در تیر اندازی
sagittary
U
سهمی وابسته به تیر اندازی
pie alley
U
مسیر اسان برای گوی اندازی
navy yard
U
محوطه مخصوص لنگر اندازی ناوگان
to bring a bout by intrigue
U
بدسیسه یا پشت هم اندازی فراهم کردن
surfcasting rod
U
چوب ماهیگیری برای قلاب اندازی در موج
servomechanism
U
مکانیسم خودکار جهت راه اندازی ماشین ها
offense
U
توپ اندازی وتلاش برای انداختن میله
to take a pot shot
[pot shots]
at somebody
[something]
U
به کسی
[چیزی]
مثل دیوانه ها تیر اندازی کردن
gun-loop
U
[دهانه بیضی شکل در دیوار برای تیر اندازی]
sysop
U
فردی که تابلوی اعلانات الکترونیکی را راه اندازی میکند سیساپ
pyrography
U
نقشه اندازی روی چوب بوسیله سوزندان ان با داغ اهن
poker work
U
نقشه اندازی روی چوب بوسیله سوزندان ان با داغ اهن
practice plug
U
وسیله کوچک پلاستیکی یالاستیکی شبیه طعمه ولی بدون قلاب برای تمرین یامسابقه نخ اندازی
warm boot
U
فرایند فریب دادن کامپیوتر بااین تفکر که برق ان با وجودروشن بودن خاموش شده است راه اندازی گرم
seamer
U
توپ اندازی با طرز پرتاب توپ که در حرکت به سمت دیگری می پیچد
seam bowler
U
توپ اندازی با طرز پرتاب توپ که در حرکت به سمت دیگری می پیچد
swing bowler
U
توپ اندازی که از پرتاب توپ با حرکات قوسی اش استفاده میکند
To quibble and equivocate.
U
پشت هم اندازی کردن ( طفره رفتن ،دوپهلو صحبت کردن )
kilim
[glim]
U
گلیم
[زیر اندازی ساده از پشم گوسفند یا بز که پرز نداشته و پود نما است و رنگ آمیزی و نقشه آن با استفاده از پودهای رنگی تعیین می شود.]
spin bowler
U
توپ اندازی که به توپ چرخش میدهد
startup disk
U
فلاپی دیسک که حاوی فایلهای تشخیص سیستم عامل است و در صورتی که دیسک خراب شود برای راه اندازی کامپیوتر استفاده میشود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com