English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
letter of recommendation U توصیه نامه
Letter of recommendation. U توصیه نامه
letter of reference U توصیه نامه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
blurb U تقریظ یا توصیه نامه مختصری برکتابی
Other Matches
recommending U سفارش کردن توصیه کردن توصیه شدن
recommends U سفارش کردن توصیه کردن توصیه شدن
recommend U سفارش کردن توصیه کردن توصیه شدن
post script U مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
letter of intent U تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
pourparler U جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparley U جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
cryptoparts U بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
libelled U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelling U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libels U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libel U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeling U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeled U هجو نامه یا توهین نامه افترا
recommendation U توصیه
recommendations U توصیه
reference U توصیه
commendation U توصیه
references U توصیه
reference U توصیه
recommendatory U توصیه امیز
recommends U توصیه کردن
discommend U توصیه نکردن
recommit U توصیه کردن
advise U توصیه دادن
recommending U توصیه کردن
recommend U توصیه کردن
counsels U توصیه کردن
counselling U توصیه کردن
counselled U توصیه کردن
counseled U توصیه کردن
counsel U توصیه کردن
poniter U توصیه مفید
advisable U قابل توصیه
advises U اگاهانیدن توصیه دادن
On my doctors advice. U بنا به توصیه پزشکم
He advised (urged) me to go. U به من توصیه کرد که بروم
advising U اگاهانیدن توصیه دادن
swear by U جدا توصیه کردن
certificates U رضایت نامه شهادت نامه
affidavits U شهادت نامه قسم نامه
credential U گواهی نامه اعتبار نامه
certificate U رضایت نامه شهادت نامه
written agreement U موافقت نامه پیمان نامه
To speake in recommendation of someone . To recommend somebody. U سفارش کسی را کردن ( توصیه ومعرفی )
I bought it on the recommendation of a friend. U طبق توصیه دوستم آنرا خریدم
You have been recommended to us. U توصیه شما رابه ما کرده اند
recommended retail price U قیمت توصیه شده برای مصرف کننده
May I use your name as a reference? U اجازه میدهید شما را بعنوان توصیه کننده بگویم؟
to a. letter U روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
What advice would you give to someone starting up in business? U چه توصیه ای شما به کسی که کسب و کار راه می اندازد می کنید؟
testacy U دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
nihilism U شورش و شدت عمل را توصیه کند مفهومی تقریبا" معادل نهیلیسم و انارشیسم از خودگذشتگی و تن به فنا دادن
recredential U نامهای است که بعضی اوقات رئیس دولتی که سفیر نزد ان ماموریت دارد در جواب احضار نامه سفیر به رئیس دولت فرستنده سفیر می نویسد و در واقع این نامه پاسخی است به استوار نامهای که سفیر در شروع ماموریتش تقدیم داشته است
final act سندی است که در پایان کار کنفرانس تنظیم میشود وخلاصه کارهای کنفرانس ونتایج حاصله از آن و تعهدات و موافقتهای ناشیه از آن ونیز مسائلی که جنبه فرعی دارند مانند توصیه ها وارزوهای اعضا کنفرانس را در بردارد
manifests U نامه
manifested U نامه
manifest U نامه
carriers U نامه بر
carrier U نامه بر
breve U نامه
post boy U نامه بر
epistle U نامه
correspoundence U نامه ها
epistles U نامه
letter U نامه
letters U نامه
manifesting U نامه
pigeongram U نامه کبوتر
waybill U راه نامه
recognizance U تعهد نامه
questionary U پرسش نامه
recognizance U التزام نامه
wordbook U واژه نامه
stemma U نسب نامه
word hoard U لغت نامه
pursuivant U نامه رسان
waybill U بار نامه
tenency agreement U اجاره نامه
swearing formula U قسم نامه
swamped with letters U غرق نامه
surety bond U تضمین نامه
statement of a claim U افهار نامه
treaty U موافقت نامه
road book U راه نامه
registered letter U نامه سفارشی
swearing formula U سوگند نامه
threnddy U سوگ نامه
threnod U سوگ نامه
threnode U سوگ نامه
the original letter U عین نامه
sylva U درخن نامه
passionary U مصیبت نامه
testimonial U گواهی نامه
circular letter U نامه اداری
collins U نامه پر سود
concession deed U امتیاز نامه
concessionary agreement U امتیاز نامه
concordat U موافقت نامه
corrigenda U غلط نامه
credential U استوار نامه
decameron U داستان نامه
deed of conveyance U صلح نامه
deed of endowment U وقف نامه
deed of gift U هبه نامه
deed of sale U بیع نامه
deed of transfer U انتقال نامه
demand note U مطالبه نامه
epistoler U نامه نویس
certificate of incorporation U شرکت نامه
bylaws U ایین نامه
testimonial U تصدیق نامه
testimonials U گواهی نامه
testimonials U تصدیق نامه
acknowledgment U شهادت نامه
bacchanalian song U ساقی نامه
bail bond U ضمانت نامه
bill of divorce U طلاق نامه
bill of exception U اعتراض نامه
bill of indicment U ادعا نامه
bill of lading U بار نامه
bill of sale U بیع نامه
billet doux U نامه عاشقانه
by low U ایین نامه
byelaw U ایین نامه
bylaw U ایین نامه
escape chit U امان نامه
formulary U دستور نامه
letter of recommendation U سفارش نامه
letter writer U نامه نگاری
letter writer U نامه نویس
letter writing U نامه نگاری
letters of administration U قیم نامه
letters of procurator U وکالت نامه
warrant of attorney U وکالت نامه
letters patent U نامه سرگشوده
letters patent U نامه سرگشاده
light list U چراغ نامه
mailer U نامه رسان
marriage bed U عقد نامه
marriage contract U عقد نامه
memorandum of understanding U تفاهم نامه
packet boat U کشتی نامه بر
gender tree U شجره نامه
letter of invitation U دعوت نامه
letter of introduction U معرفی نامه
genealogical tree U شجره نامه
genealogical tree U نسب نامه
rental U اجاره نامه
guaranty U ضمانت نامه
l/c U اعتبار نامه
lease contract U اجاره نامه
leetter writing U نامه نگاری
leter of condolenee U تعزیت نامه
letter book U رونوشت نامه
letter de chancellerie U نامه رسمی
letter missive U امر نامه
letter no U نامه شماره 5
letter of a U اگاهی نامه
letter of a U اطلاع نامه
letter of indemnity U ضمانت نامه
letter of indemnity U غرامت نامه
passionary U شهادت نامه
written contract U پیمان نامه
certificate of authority U وکالت نامه
full power of attorney U وکالت نامه
letter of attorney U وکالت نامه
power of attorney U وکالت نامه
power of authority U وکالت نامه
power of procuration U وکالت نامه
warrant of attorney U وکالت نامه
letter of reference U معرفی نامه
warrant of attorney U اجازه نامه
power of procuration U اجازه نامه
power of authority U اجازه نامه
certificate of authority U اختیار نامه
full power of attorney U اختیار نامه
letter of attorney U اختیار نامه
power of attorney U اختیار نامه
power of authority U اختیار نامه
power of procuration U اختیار نامه
warrant of attorney U اختیار نامه
certificate of authority U اجازه نامه
full power of attorney U اجازه نامه
letter of attorney U اجازه نامه
power of attorney U اجازه نامه
log book U رخداد نامه
dictionary U لغت نامه
glossary U لغت نامه
lexicon [dictionary] U لغت نامه
word book U لغت نامه
wordbook U لغت نامه
wordbook U واژه نامه
word book U واژه نامه
lexicon [dictionary] U واژه نامه
log books U رخداد نامه
storybook U داستان نامه
Did you carry (deliver) the letter ? U نامه را بردی یا نه ؟
Registered mail. U نامه سفارشی
hear from <idiom> U دریافت نامه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com