Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 140 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
structural inflation
U
تورم ساختاری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
structurally
U
ساختاری
structural
U
ساختاری
constitutional formula
U
فرمول ساختاری
structural formula
U
فرمول ساختاری
topographic maps
U
نقشههای ساختاری
structural unemployment
U
بیکاری ساختاری
structural graph
U
گراف ساختاری
structural equilibrium
U
تعادل ساختاری
structural design
U
طرح ساختاری
structrual isomer
U
همپار ساختاری
stractural cell
U
سلول ساختاری
condensed structural formula
U
فرمول ساختاری فشرده
sql
U
زبان پرس و جوی ساختاری
structured query language
U
زبان پرس و جوی ساختاری
stagflation
U
تورم + رکود تورم همراه با رکود
unidirectional composite
U
ساختاری که همه الیاف یارشتههای ان موازی بوده ومعمولا در جهت نیروی وارده میباشند
tables
U
ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
tabling
U
ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
tabled
U
ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
table
U
ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
thread
U
ساختاری که در آن هر گره اشاره گری به گره دیگر دارد
threads
U
ساختاری که در آن هر گره اشاره گری به گره دیگر دارد
protuberances
U
تورم
cumulative inflation
U
تورم
unemployment inflation dilemma
U
تورم
goutiness
U
تورم
turgescence
U
تورم
tumidness
U
تورم
tumescence
U
تورم
protuberancy
U
تورم
protuberance
U
تورم
bulges
U
تورم
bulging
U
تورم
inflationary
U
تورم
inflation
U
تورم
swelling
U
تورم
swellings
U
تورم
bulged
U
تورم
deflation
U
ضد تورم
bulge
U
تورم
antinode
U
تورم
secular inflation
U
تورم مزمن
lump
U
برامدگی
[تورم]
turgor
U
برامدگی
[تورم]
secular inflation
U
تورم قرنی
tumidity
U
برامدگی
[تورم]
stagflation
U
تورم رکود
struma
U
گواتر تورم
tumescence
U
برامدگی
[تورم]
swelling
U
برامدگی
[تورم]
protuberance
U
برامدگی
[تورم]
turgidity
U
بادکردگی تورم
undersirable inflation
U
تورم نامطلوب
bulge
U
بادکردگی
[تورم]
tumidity
U
تورم
[آماس]
turgor
U
تورم
[آماس]
turgor
U
بادکردگی
[تورم]
lump
U
بادکردگی
[تورم]
protuberance
U
بادکردگی
[تورم]
swelling
U
بادکردگی
[تورم]
tumescence
U
بادکردگی
[تورم]
tumescence
U
تورم
[آماس]
swelling
U
تورم
[آماس]
bulge
U
برامدگی
[تورم]
reflation
U
تورم عمدی
reflation
U
بازآوری تورم
bulge
U
تورم
[آماس]
lump
U
تورم
[آماس]
protuberance
U
تورم
[آماس]
tumidity
U
بادکردگی
[تورم]
rate of inflation
U
نرخ تورم
inflation rate
U
نرخ تورم
imported inflation
U
تورم وارداتی
gas inflation
U
تورم گاز
galloping inflation
U
تورم شدید
hyperinflation
U
تورم حاد
galloping inflation
U
تورم چهارنعل
galloping inflation
U
تورم افسارگسیخته
hyperinflation
U
تورم شدید
hidden inflation
U
تورم خزنده
hidden inflation
U
تورم پنهان
galloping inflation
U
تورم تازنده
disinflationary
U
کاهنده تورم
disinflation
U
کاهش تورم
persistent inflation
U
تورم دائمی
inflation
U
تورم پول
anti drumming sheet
U
ورق ضد تورم
monetary inflation
U
تورم پولی
persistent inflation
U
تورم مداوم
chronic inflation
U
تورم مزمن
hepatitis
U
تورم کبد
creeping inflation
U
تورم ارام
inflationism
U
تورم گرایی
creeping inflation
U
تورم خزنده
reflated
U
تورم ایجاد کردن
reflate
U
تورم ایجاد کردن
reflates
U
تورم ایجاد کردن
reflating
U
تورم ایجاد کردن
anticipated inflation
U
تورم مورد انتظار
runaway inflation
U
تورم افسار گسیخته
enlarged tonsils
U
تورم لوزه ها
[پزشکی]
unexpected inflation
U
تورم غیر منتظره
strumous
U
دارای تورم بالشی
tumescence
U
ورم حالت تورم
tumefaction
U
ورم حالت تورم
strumose
U
دارای تورم بالشی
swelling resistant
U
مقاوم در برابر تورم
inflationism
U
پیروی از روش تورم اقتصادی
ingotism
U
تورم و رشد بیش از حدبلورها
cost push inflation
U
تورم ناشی از فشار هزینه
anticipated inflation
U
تورم پیش بینی شده
swells
U
باد غرور داشتن تورم
swelled
U
باد غرور داشتن تورم
swell
U
باد غرور داشتن تورم
inflatable
U
قابل تورم یا باد کردن
demand pull inflation
U
تورم ناشی از فشار تقاضا
excess demand inflation
U
تورم ناشی از مازاد تقاضا
unexpected inflation
U
تورم پیش بینی نشده
goiterogenic
U
ایادکننده تورم غده تیروئید
supply push inflation
U
تورم ناشی از فشار عرضه
frost heave
U
تورم خاک در اثر یخبندان
expectational inflation
U
تورم پیش بینی شده
expectational inflation
U
تورم قابل پیش بینی
wage push inflation
U
تورم ناشی از فشار مزد
goitrogenic
U
ایجاد کننده تورم غده تیروئید
trade off between inflation and
U
رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری
mark up price inflation
U
تورم ناشی از افزایش قیمت نسبت به هزینه
natural rate hypothesis
U
هیچ تمایلی برای تورم در جهت افزایش یا کاهش وجود ندارد
phillips curve
U
شکلی غیرخطی بوده و در حقیقت نشان میدهد که یک رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری وجود دارد
hot money
U
منظورزمانی استکه مردم بدلیل نرخ تورم بالا مایل به نگهداری پول نیستند و انرا به کالاتبدیل میکنند
deflates
U
خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflated
U
خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflate
U
خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflating
U
خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
inflationary recession
U
رکود همراه باتورم تورم رکود
phillips curve
U
منحنی است که بر اساس ان رابطه بین نرخ بیکاری و نرخ تورم درانگلستان را نشان میدهد.شکل اولیه این منحنی
structured programming
U
برنامه نویسی ساختار یافته برنامه نویسی ساختاری برنامه نویسی ساخت یافته
natural rate hypothesis
U
فرضیهای که بر اساس ان یک حداقل نرخ بیکاری وجود دارد که چنانچه میزان بیکاری از این حد کمتر شود در این صورت تورم با شتاب بیشتری افزایش می یابد . در این نرخ طبیعی بیکاری
accelerationists
U
شتاب گرایان مکتبی که براساس اعتقاد انها هر گونه اقدام در جهت کاهش نرخ طبیعی بیکاری بدون اینکه قادر باشد این نرخ را کاهش دهد باعث تسریع تورم خواهدشد .میلتون فریدمن و ادموندفلپس از پیروان اصلی این گروه میباشند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com