Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
reverse flow engine
U
توربین گاز دارای کمپرسورجریان خطی یا محوری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
axial flow impulse turbine
U
توربین محوری
axial flow turbine
U
توربین محوری
uniaxial
U
دارای یک محور یک محوری
turbojet engine
U
موتور هواپیمای دارای توربین جت
turbogenerator
U
دستگاه مولد برق دارای توربین
waste gate
U
مکانیزم کنترلی برای توربین گازهای خروجی موتورهای دارای توربوشارژر
turboprop
U
توربین گاز که دران توان بیشتری از توربین برای چرخاندن شفت ملخ نسبت به توربوفن گرفته میشود
variable discharge turbine
U
توربین گازی که جرم جریان ان توسط شیرها یا دریچه هایی کنترل میشود و قدرت توربین را با ارتفاع ومتغیرهای دیگر سازگارمیکند
axial position
U
حالت محوری قرارگاه محوری
variable stroke
U
پمپ مایعی با پیستونهایی بصورت محوری یا خطی که بصورت محوری یا خطی نوسان میکند
turbines
U
توربین
turbine
U
توربین
turbine blade
U
پره توربین
gas turbine
U
توربین گاز
turbine wheel
U
چرخ توربین
steam turbine
U
توربین بخار
turbine
U
توربین بخار
free turbine
U
توربین ازاد
vanes
U
پره توربین
vane
U
پره توربین
stream turbine
U
توربین بخار
turbin casing
U
بدنه توربین
turbine vane
U
تیغه توربین
turbine stage
U
طبقه توربین
turbine rotor
U
رتور توربین
turbine nozzle
U
شیپوره توربین
turbine disc
U
دیسک توربین
turbin stator
U
استاتور توربین
turbine blade
U
تیغه توربین
water turbine
U
توربین ابی
turbines
U
توربین بخار
blade
U
پره توربین
impulse turbine
U
توربین ضربهای
internal combustion turbine
U
توربین گازی
axial
U
محوری
pivotal
U
محوری
adaxial
U
محوری
rotate
U
محوری
rotated
U
محوری
triaxial
U
سه محوری
rotates
U
محوری
axile
U
محوری
uniaxial
U
یک محوری
monaxial
U
یک محوری
blades
U
پره توربین ابی
low pressure turbine
U
توربین فشار ضعیف
buckets
U
تیغه گردنده توربین
supersonic turbine
U
توربین مافوق صوت
reaction turbin
U
توربین عکس العملی
reaction turbine
U
توربین عکس العملی
reaction turbin
U
توربین فشار زیاد
bucket
U
تیغه گردنده توربین
impluse turbine
U
توربین فشار ضربهای
radial flow turbine
U
توربین با جریان شعاعی
turbocar
U
اتومبیل توربین دار
turbine governor
U
تنظیم کننده توربین
combustor
U
سیستم احتراق توربین
turbojet
U
هواپیمای جت توربین دار
high head turbine
U
توربین فشار قوی
three shaft
U
توربین گازی با سه شفت
head race
U
کانال هذایت اب به توربین
high pressure turbin
U
توربین فشار قوی
axially symmetric
U
متقارن محوری
axially parallel
U
در راستای محوری
axially parallel
U
موازی محوری
axial vector
U
بردار محوری
axial thrust
U
بار محوری
axial thrust
U
فشار محوری
axisymmetric
U
متقارن محوری
trochoid
U
محوری فرفرهای
compass swing
U
چرخش خط محوری
uniaxial force
U
نیروی تک محوری
sociocentrism
U
جامعه- محوری
xenocentrism
U
بیگانه محوری
triaxial shear test
U
ازمایش سه محوری
uniaxial bending
U
خمش یک محوری
axial stress
U
تنش محوری
axial section
U
برش محوری
end thrust
U
فشار محوری
axial load
U
بار محوری
orbital overlap
U
همپوشانی محوری
axial ligation
U
لیگاندپوشی محوری
pivoting window
U
پنجره محوری
thrusts
U
فشار محوری
thrusting
U
فشار محوری
axial flow
U
جریان محوری
thrust
U
فشار محوری
pluriaxial
U
چند محوری
anthropocentrism
U
انسان محوری
axial compression
U
فشار محوری
egocentricism
U
خود محوری
egocentricity
U
خود محوری
axial runout
U
ضربه محوری
axial runout
U
شوک محوری
axial runout
U
رانش محوری
axial rake angle
U
زاویه محوری
axial bond
U
پیوند محوری
nutation
U
رقص محوری
axial position
U
وضعیت محوری
vaporizing combustor
U
سیستم احتراق توربین گاز
tail race
U
کانال هدایت اب از توربین به خارج
turbocharger
U
موتور شارژ کننده توربین
radials
U
محوری مربوط به رادیو
offset distance
U
فاصله برون محوری
angular contact thrust ball bearing
U
بلبرینگ طولی محوری
pivot journal
U
یاطاقان گرد محوری
triaxial compression test
U
ازمایش فشار سه محوری
thrust
U
بار محوری ضربه
thrusts
U
بار محوری ضربه
thrusting
U
بار محوری ضربه
radial
U
محوری مربوط به رادیو
armature end play
U
بازی محوری ارمیچر
axial feed method
U
روش تغذیه محوری
cylinder roller thrust bearing
U
یاطاقان غلطکی محوری
axial rotation symmerty
U
تقارن چرخشی محوری
axial mining
U
مین گذاری محوری
tog method
U
روش دیدبانی محوری
triaxial deformation
U
تغییر شکل سه محوری
shaft extension
U
قسمت الحاقی محوری
turbos
U
پیشوندی بمعنی توربینی ووابسته به توربین
turbo
U
پیشوندی بمعنی توربینی ووابسته به توربین
variable camber
U
سطوح هادی گاز به داخل توربین
rotation about ...
U
دوران دور ...
[محوری یا جایی]
buttress centres
U
فاصله محوری پشت بندها
double thrust bearing
U
یاطاقان با فشار محوری دوبل
double thrust ball bearing
U
بلبرینگ با فشار محوری دوبل
drilling thrust
U
فشار محوری مته کاری
parataxic mode
U
شیوه ادراکی خود- محوری
turboshaft
U
توربین گاز برای دادن قدرت به شفت
turborocket
U
ترکیبات گوناگونی از توربین گاز و راکت در یک موتور
turbofan
U
دستگاه تهویه یا بادبزن متحرک بوسیله توربین
variable stator
U
توربین گازی با چند ردیف تیغه استاتور
axial flow turbine engine
U
موتور توربین گاز باکمپرسور جریان خطی
penstock
U
لوله ایکه اب تحت فشار را به توربین میرساند
sympodium
U
منحرف شونده یا ممتد درجهت محوری
end play
U
حرکت محوری یا خطی ناخواسته شفت
rachis
U
اندام ساقهای یا محوری مهرههای پشت
turbos
U
پیشوند برای وسایلی که توسط توربین گاز میچرخند
turbo
U
پیشوند برای وسایلی که توسط توربین گاز میچرخند
bulb root
U
وسیلهای که توسط ان تیغههای گردنده توربین به توپی متصل میشوند
rated power
U
هریک از چند حدود تعیین شده توان توربین گاز
z axis
U
محوری که روی یک صفحه مختصات عمق رانشان میدهد
ornithopter
U
هواپیمایی که در ان بالهاحول محوری نوسان میکنندولی دوران نمیکنند
ramjet
U
موتور جت بدون کمپرسور و توربین که فقط با کمپرس هوا کار میکند
unit cell
U
کوچکترین چندوجهی را که با یک دستگاه مختصات سه محوری بتوان نشان داد
axil
U
گوشه یا زاویه بین شاخه یا برگ با محوری که از ان منشعب میشود
residence time
U
مدت زمانیکه قطرات کوچک سوخت در محفظه احتراق توربین گاز میمانند
back pressure turbine
U
توربین بخاری که تمام بخارخروجی ان با فشار به داخل شبکه گرم کننده جذب میشود
retention area
U
قسمتهایی از دیسک توربین دراطراف ریشه تیغه ها که تحت نیروی زیادی قرار دارند
isobare
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled
U
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
U
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent
U
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
tilt and swivel
U
که روی محوری نصب شده است تا بتواند در بهترین جهت مناسب اپراتور بچرخد
low tension
U
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
acinaseous
U
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
gravel blind
U
دارای چشم تار دارای دید کم
galleried
U
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
virile
U
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
multi chamber
U
نوعی محفظه احتراق درموتورهای توربین که در ان محفظه ها دورتادورقرارگرفته اند
outrigged
U
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
mismatch
U
ناتوانی سیستم مکش توربین گاز برای تامین جریان هوای مورد نیاز موتور به هنگام دور زدن یا سایر حالات اشفته
pure bending
U
حالت خمشی که در ان نیروهای محوری وتلاش بتنی و لنگ خمشی برابر صفرست
air turbine starter
U
استارتری در موتورهای توربینی که توسط هوای فشرده توربین کوچکی را که توسط چرخدنده هایی باکمپرسور درگیراست میچرخاند
axis
U
مهره دوم گردن مهره محوری
idiomorphic
U
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
isotropic solutions
U
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped
U
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
Indo-persian rug
U
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
monadelphous
U
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
off colored
U
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
polyisotopic
U
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
winey
U
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy
U
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
turbojet
U
توربین هوای فشرده کمپرسور هوای فشرده
pentadactyl
U
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
trilinear
U
دارای سه خط
footy
U
دارای پا
three legged
U
دارای سه پا
glochidiate
U
دارای مو
fraught with
U
دارای
bilabiate
U
دارای دو لب
iodic
U
دارای ید
odoriferous
U
دارای بو
three-legged
U
دارای سه پا
preemptor
U
دارای حق شفعه
extant
U
دارای هستی
hexameter
U
دارای شش وزن
polygamous
U
دارای چند زن
antithetical
U
دارای ضد ونقیض
artiodactyl
U
دارای سم شکافته
pre emptive
U
دارای حق شفعه
heterogamous
U
دارای مادگی ها
fortified
U
دارای استحکامات
deadbeats
U
دارای سکون
portentous
U
دارای فال بد
arbitrative
U
دارای اختیارحکمیت
deadbeat
U
دارای سکون
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com