Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
reaction turbin
U
توربین فشار زیاد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
high head turbine
U
توربین فشار قوی
high pressure turbin
U
توربین فشار قوی
low pressure turbine
U
توربین فشار ضعیف
impluse turbine
U
توربین فشار ضربهای
penstock
U
لوله ایکه اب تحت فشار را به توربین میرساند
compression ignition
U
احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
back pressure turbine
U
توربین بخاری که تمام بخارخروجی ان با فشار به داخل شبکه گرم کننده جذب میشود
high pressure
U
فشار زیاد
overvoltage
U
فشار زیاد
turboprop
U
توربین گاز که دران توان بیشتری از توربین برای چرخاندن شفت ملخ نسبت به توربوفن گرفته میشود
overvoltage protection
U
حفافت فشار زیاد
overpressure
U
زیاد شدن فشار
variable discharge turbine
U
توربین گازی که جرم جریان ان توسط شیرها یا دریچه هایی کنترل میشود و قدرت توربین را با ارتفاع ومتغیرهای دیگر سازگارمیکند
superincumbent
U
دارای فشار زیاد فشاری
xenon high pressure lamp
U
لامپ فشار زیاد گزنون
to work at a high pressure
U
با فشار یا فعالیت زیاد کارکردن
to overexert
U
زیاد به خود فشار آوردن
to overstrain oneself
U
زیاد بخود فشار اوردن
blowing
U
خروج هوا با فشار و سرعت زیاد
scissors
U
سگک از رو که فشار زیاد به کمر وارد می اورد
oxygen bottle
U
محفظهای برای نگهداری اکسیژن گازی تحت فشار زیاد
jet stream
U
جریان باد جت استریم درطبقه استراتوسفر که دارای فشار و سرعت زیاد میباشد
joule kelvin effect
U
انبساط گاز با فشار زیاد ازمجرای کنترل سوخت یا پلاک منفذدار که با کاهش دماهمراه است
warm gas thruster
U
جت پیش راننده متشکل از گازذخیره شده با فشار زیاد که قبل از بیرون رانده شدن ازنازل گرم شود
cabin pressure
U
فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
pressurized cabin
U
اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
load call
U
وسیلهای مملو از سیال برای ایجاد نیروهای زیاد با دقت زیاد
compensating relief valve
U
شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
pitot static system
U
سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure
U
فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
turbine
U
توربین
turbines
U
توربین
I didnt get much sleep.
U
زیاد خوابم نبرد ( زیاد نخوابیدم)
turbine
U
توربین بخار
axial flow turbine
U
توربین محوری
axial flow impulse turbine
U
توربین محوری
free turbine
U
توربین ازاد
stream turbine
U
توربین بخار
turbines
U
توربین بخار
water turbine
U
توربین ابی
blade
U
پره توربین
gas turbine
U
توربین گاز
steam turbine
U
توربین بخار
turbine blade
U
پره توربین
turbine rotor
U
رتور توربین
turbine nozzle
U
شیپوره توربین
turbine disc
U
دیسک توربین
turbin casing
U
بدنه توربین
turbin stator
U
استاتور توربین
turbine blade
U
تیغه توربین
internal combustion turbine
U
توربین گازی
turbine stage
U
طبقه توربین
vanes
U
پره توربین
impulse turbine
U
توربین ضربهای
turbine wheel
U
چرخ توربین
turbine vane
U
تیغه توربین
vane
U
پره توربین
head race
U
کانال هذایت اب به توربین
bucket
U
تیغه گردنده توربین
three shaft
U
توربین گازی با سه شفت
buckets
U
تیغه گردنده توربین
blades
U
پره توربین ابی
turbine governor
U
تنظیم کننده توربین
combustor
U
سیستم احتراق توربین
turbocar
U
اتومبیل توربین دار
turbojet
U
هواپیمای جت توربین دار
supersonic turbine
U
توربین مافوق صوت
reaction turbine
U
توربین عکس العملی
radial flow turbine
U
توربین با جریان شعاعی
reaction turbin
U
توربین عکس العملی
cabin pressurization safety valve
U
شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio
U
نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic
U
دارای فشار یکسان خط هم فشار
turbocharger
U
موتور شارژ کننده توربین
vaporizing combustor
U
سیستم احتراق توربین گاز
turbojet engine
U
موتور هواپیمای دارای توربین جت
tail race
U
کانال هدایت اب از توربین به خارج
turbo
U
پیشوندی بمعنی توربینی ووابسته به توربین
turbos
U
پیشوندی بمعنی توربینی ووابسته به توربین
turbogenerator
U
دستگاه مولد برق دارای توربین
variable camber
U
سطوح هادی گاز به داخل توربین
overbuild
U
زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
turboshaft
U
توربین گاز برای دادن قدرت به شفت
turborocket
U
ترکیبات گوناگونی از توربین گاز و راکت در یک موتور
axial flow turbine engine
U
موتور توربین گاز باکمپرسور جریان خطی
turbofan
U
دستگاه تهویه یا بادبزن متحرک بوسیله توربین
reverse flow engine
U
توربین گاز دارای کمپرسورجریان خطی یا محوری
variable stator
U
توربین گازی با چند ردیف تیغه استاتور
turbo
U
پیشوند برای وسایلی که توسط توربین گاز میچرخند
turbos
U
پیشوند برای وسایلی که توسط توربین گاز میچرخند
to hold somebody in great respect
U
کسی را زیاد محترم داشتن
[احترام زیاد گذاشتن به کسی]
rated power
U
هریک از چند حدود تعیین شده توان توربین گاز
bulb root
U
وسیلهای که توسط ان تیغههای گردنده توربین به توپی متصل میشوند
low head plant
U
نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
waste gate
U
مکانیزم کنترلی برای توربین گازهای خروجی موتورهای دارای توربوشارژر
ramjet
U
موتور جت بدون کمپرسور و توربین که فقط با کمپرس هوا کار میکند
residence time
U
مدت زمانیکه قطرات کوچک سوخت در محفظه احتراق توربین گاز میمانند
retention area
U
قسمتهایی از دیسک توربین دراطراف ریشه تیغه ها که تحت نیروی زیادی قرار دارند
piezoelectric
U
ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
energy absorber
U
مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
impluse level
U
سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
high voltage transformer
U
ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
pitot pressure
U
فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
clear one's ears
U
متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
multi chamber
U
نوعی محفظه احتراق درموتورهای توربین که در ان محفظه ها دورتادورقرارگرفته اند
mismatch
U
ناتوانی سیستم مکش توربین گاز برای تامین جریان هوای مورد نیاز موتور به هنگام دور زدن یا سایر حالات اشفته
air turbine starter
U
استارتری در موتورهای توربینی که توسط هوای فشرده توربین کوچکی را که توسط چرخدنده هایی باکمپرسور درگیراست میچرخاند
hypobaric
U
مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
low voltage distribution system
U
شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
surcharge
U
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
surcharges
U
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
high speed
U
با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
pushes
U
فشار
impact
U
فشار
growing pains
U
فشار
brunt
U
فشار
tension
U
فشار
pushed
U
فشار
impacts
U
فشار
pressure sense
U
حس فشار
atmospheric pressure
U
فشار جو
back pressure
U
پی فشار
back iron
U
بن فشار
compression
U
فشار
barometric pressure
U
فشار جو
tensions
U
فشار
pressure curve
U
خم فشار
sense of pressure
U
حس فشار
weight
U
فشار
thrust
U
فشار
thrusting
U
فشار
pressure vessel
U
فشار
thrusts
U
فشار
pressing
U
فشار
total pressure
U
فشار کل
pressures
U
فشار
pressure
U
فشار
water pressure
U
فشار اب
isobars
U
تک فشار
isobars
U
هم فشار
isobar
U
تک فشار
isobar
U
هم فشار
pressured
U
فشار
pressuring
U
فشار
exertion
U
فشار
atmospheres
U
فشار جو
atmosphere
U
فشار جو
ice push
U
فشار یخ
push
U
فشار
strains
U
فشار
distraint
U
فشار
strain
U
فشار
stroking
U
فشار با پا
strokes
U
فشار با پا
zip
U
فشار
zipped
U
فشار
zipping
U
فشار
fantod
U
فشار
violence
U
فشار
constraint
U
فشار
stress
U
فشار
hydraulic pressure
U
فشار اب
stresses
U
فشار
stressing
U
فشار
stroke
U
فشار با پا
stroked
U
فشار با پا
exertions
U
فشار
zips
U
فشار
isopiestic
U
هم فشار
line of thrust
U
خط فشار
bunt
U
فشار با سر
low pressure
U
فشار کم
isobare
U
هم فشار
pressor
U
فشار زا
presses
U
فشار
press
U
فشار
turbojet
U
توربین هوای فشرده کمپرسور هوای فشرده
starting pressure
U
فشار استارت
standard atmospheric pressure
U
فشار متعارفی جو
static pressure
U
فشار ایستایی
static head
U
فشار ایستایی
hydrostatic pressure
U
فشار عمق اب
hydrostatic pressure
U
فشار ایستائی
hydrostatic
U
مربوط به فشار اب
low potential system
U
دستگاه کم فشار
hustling
U
فشار دادن
under the stimulus of hunger
U
از فشار گرسنگی
low pressure
U
فشار خفیف
hydraulic pressure
U
فشار هیدرولیکی
high tension magneto
U
مگنت پر فشار
low pressure
U
منطقه کم فشار
sound pressure
U
فشار صوت
overlaid
U
فشار اوردن
high-tension
U
فشار قوی
hustle
U
فشار زور
hustled
U
فشار دادن
hustled
U
فشار زور
hustles
U
فشار دادن
hustles
U
فشار زور
hustling
U
فشار زور
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com