Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
mixed graze
U
توام زمین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
stealing from a protected palce
U
سرقت توام با هتک حرز دزدی توام با هتک حرز
gemini
U
توام
adnate
U
توام
biparous
U
توام زا
twinned
U
توام
gemel
U
توام
mixed
U
توام
joint
U
توام
duad
U
توام
twin
U
توام
geminate
U
توام
amalgamated
U
توام کردن
integrates
U
توام کردن
twain
U
توام دوقلو
amalgamate
U
توام کردن
integrate
U
توام کردن
reatrain
U
عملکرد توام
twin check
U
بررسی توام
intergrowth
U
رویش توام
accompanied
U
توام کردن
aluminum coating by spraying amalgamate
U
توام کردن
integrated training
U
اموزش توام
accompanies
U
توام کردن
accompany
U
توام کردن
twin check
U
مقابله توام
integrated staff
U
ستاد توام
amalgamates
U
توام کردن
twinned
U
توام کردن
twin
U
توام کردن
mixed air
U
توام هوا
integrating
U
توام کردن
geminate
U
توام کردن
easeful
U
توام باراحتی
deprived
U
توام با محرومیت
amalgamating
U
توام کردن
twin bill
U
دو مسابقه توام در یک برنامه
conjugate
U
درهم امیختن توام
blizzards
U
بادشدید توام بابرف
hypocritical
U
توام با تدلیس و تزویر
participant observation
U
مشاهده توام با مشارکت
charge coupled device
U
دستگاه توام با بار
integrated defense
U
پدافند هوایی توام
armstand dive
U
شیرجه توام با بالانس
blizzard
U
بادشدید توام بابرف
work relief
U
استراحت توام با کار
effective faith
U
ایمان توام باعمل
rainsquall
U
باران توام باتوفان
synergy
U
کار توام اشتراک مساعی
synergism
U
کار توام ودسته جمعی
integrated defense
U
پدافند ازمناطق توام دفاعی
adnate
U
مربوط باعضاء تناسلی توام
to wed one quality to onether
U
دوصفت راباهم توام کردن
kleptolagnia
U
تحریک جنسی توام با دزدی
integrated reservoir operation
U
بهره برداری توام از چندمخزن
masque
U
نمایش توام با موسیقی ورقص
androgyny
U
وجود دو حالت زنانگی ومردانگی توام
tinged with cnvy
U
حساسیت امیز توام بارشک یاحسادت
pleuropneumonia
U
ذات الجنب توام با سینه پهلو
auxesis
U
رشد توام باعدم تقسیم یاخته
rule of reason
U
تفسیر قانونی توام با سوء نیت
High Mass
U
عشاء ربانی توام با موسیقی وبخور
malicious prosecution
U
پیگرد یا دستگیری توام با سوء نیت
poll degree
U
درجهای که از دانشگاه بگیرندولی با امتیازویژهای توام نباشد
ground return
U
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
touch judge
U
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clowns
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clown
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
center field
U
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
pancake
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
inductive earthing
U
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
pancakes
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
hercules
U
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
geotaxis
U
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
frost heave
U
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
regulus
U
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
honest john
U
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
off side
U
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
nap of the earth
U
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
object lessons
U
درسی که با نشان دادن چیزهای موضوع درس توام میشود
object lesson
U
درسی که با نشان دادن چیزهای موضوع درس توام میشود
geognosy
U
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
tellurian
U
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
to break up
U
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
vaude
U
نمایش جوربجور واریته درام کوچکی که توام بارقص واواز باشد
perelotok
U
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
rolling terrain
U
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
sergeants
U
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
sergeant
U
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
styx
U
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
covenant runing with land
U
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land
U
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying
U
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
pershing
U
موشک زمین به زمین پرشینگ
lacrosse
U
نوعی موشک زمین به زمین
pervious ground
U
زمین تراوا زمین نفوذپذیر
redstone
U
موشک زمین به زمین رداستون
biosphere
U
قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
little john
U
موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
contour flight
U
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
talik
U
زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
gall
U
حملات مکرر توام با تیراندازی به دشمن بستوه اوردن دشمن
galls
U
حملات مکرر توام با تیراندازی به دشمن بستوه اوردن دشمن
drop
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
melodrama
U
نمایش توام با موسیقی واوازکه پایانی خوش داشته باشد عشق خوش فرجام
melodramas
U
نمایش توام با موسیقی واوازکه پایانی خوش داشته باشد عشق خوش فرجام
compass rose
U
دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
critical point
U
نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
permafrost
U
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
stroking
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
strokes
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroke
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
topography
U
نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
geomagnetism
U
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
hydrographer
U
نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile
U
موشک زمین به زمین
ground resolution
U
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
He had a nast fall.
U
بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
everglade
U
قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
surface to surface
U
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
earth's attraction
U
جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
surface-to-surface
U
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface missile
U
موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
domain
U
زمین
soiling
U
زمین
tellus
U
زمین
domains
U
زمین
soil
U
زمین
ground
U
: زمین
ground
U
زمین
ground
U
کف زمین
acres
U
زمین
soils
U
زمین
rooter
U
زمین کن
extra terrestrial
U
زمین
geodetically
U
زمین
globe
U
زمین
lackland
U
بی زمین
grass roots
U
کف زمین
floor
U
کف زمین
earthing
U
زمین
floored
U
کف زمین
graze
U
زمین
grazed
U
زمین
norland
U
زمین
floor
U
کف زمین
ground
[British]
[floor]
U
کف زمین
land n
U
زمین
grazes
U
زمین
floors
U
کف زمین
ground line
U
خط زمین
terrain
U
زمین
earth
U
زمین
field
U
زمین
cinder track
U
زمین دو
globes
U
زمین
ground surface
U
کف زمین
land
U
زمین
this earthly round
U
زمین
real estate
U
زمین
earths
U
زمین
fielded
U
زمین
aerospace
U
جو زمین
fields
U
زمین
acre
U
زمین
cinder tracks
U
زمین دو
smallholding
U
زمین کوچک
oblique compartment
U
زمین مورب
shells
U
قشر زمین
crusts
U
پوسته زمین
shell
U
قشر زمین
rootle
U
زمین راباپوزکندن
rolling country
U
زمین پوشیده
occident
U
مغرب زمین
shelling
U
قشر زمین
crust
U
پوسته زمین
salle d'armes
U
زمین شمشیربازی
geology
U
زمین شناسی
natural ground
U
زمین طبیعی
territory
U
زمین ملک
mool
U
زمین خشک
end
U
زمین حریف
ended
U
زمین حریف
ends
U
زمین حریف
saturated ground
U
زمین سیراب
measurement ofland
U
زمین پیمایی
nutation
U
اهتزاز زمین
mid court
U
وسط زمین
measuring rod
U
گز زمین پیمایی
routes
U
به زمین نشاندن
neutral earth
U
زمین خنثی
route
U
به زمین نشاندن
sandy soil
U
زمین ماسهای
territories
U
زمین ملک
basements
U
زیر زمین
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com