Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
skeletonizer
U
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
provisioner
U
تدارک کننده تهیه کننده
procuring activity
U
یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
preparator
U
تهیه کننده
supplier
U
تهیه کننده
fabricator
U
تهیه کننده
suppliers
U
تهیه کننده
budgeter
U
تهیه کننده بودجه
stenciller
U
تهیه کننده استنسیل
budgeteer
U
تهیه کننده بودجه
programmers
U
تهیه کننده برنامه
stenciler
U
تهیه کننده استنسیل
programmer
U
تهیه کننده برنامه
draftsman
U
تهیه کننده لوایح قانونی
furnisher
U
تهیه کننده سامان واثاثیه
documentarian
U
کسیکه فیلم یا مطالب مستندی را تهیه میکند
requistioner
U
قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
authors
U
CI یا اموزش توسط کامپیوتر میباشدافرادی که تهیه کننده دستورالعمل ها برای سیستمهای
doa
U
شرح محصولی که به هنگام دریافت از سازنده یا تهیه کننده کار نمیکند
laying up
U
تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
syllabus
U
رئوس مطالب برنامه
syllabuses
U
رئوس مطالب برنامه
outlining
U
خلاصه رئوس مطالب
outlined
U
خلاصه رئوس مطالب
recapitulation
U
تکرار رئوس مطالب
recapitulations
U
تکرار رئوس مطالب
epitome
U
خلاصه رئوس مطالب
outline
U
خلاصه رئوس مطالب
outlines
U
خلاصه رئوس مطالب
quick disconnect coupling
U
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
purveys
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveyed
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveying
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
mekeready
U
وسایل تهیه کردن فرم وصفحه بندی
formulation
U
تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
recapitulating
U
رئوس مطالب را دوره کردن
recapitulated
U
رئوس مطالب را تکرار کردن
recapitulates
U
رئوس مطالب را دوره کردن
recapitulated
U
رئوس مطالب را دوره کردن
recapitulate
U
رئوس مطالب را دوره کردن
recapitulate
U
رئوس مطالب را تکرار کردن
recapitulates
U
رئوس مطالب را تکرار کردن
precis
U
خلاصه رئوس مطالب تلخیص
recapitulating
U
رئوس مطالب را تکرار کردن
quadruplication
U
تهیه چیزی درچهارنسخه
financed
U
بودجه چیزی را تهیه کردن
financing
U
بودجه چیزی را تهیه کردن
finances
U
بودجه چیزی را تهیه کردن
finance
U
بودجه چیزی را تهیه کردن
shockers
U
مطالب مهیج تحریک کننده
shocker
U
مطالب مهیج تحریک کننده
preparative
U
تدارکی مربوط به تهیه کردن چیزی
outlines
U
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outline
U
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlined
U
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlining
U
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
assembler
U
یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
copying
U
تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copies
U
تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copied
U
تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copy
U
تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
map compilation
U
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
to pull off something
[contract, job etc.]
U
چیزی را تهیه کردن
[تامین کردن]
[شغلی یا قراردادی]
projections
U
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projection
U
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
corrector
U
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
purveyed
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purvey
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
sorter
U
دسته بندی کننده
bettor
U
شرط بندی کننده
tightening material
U
مواد اب بندی کننده
wagers
U
شرط بندی کننده
rater
U
درجه بندی کننده
wager
U
شرط بندی کننده
wagered
U
شرط بندی کننده
better
U
بهبودی یافتن چیز بهترشرط بندی کننده
entrymate
U
اسب شرکت کننده همزمان بااسب دیگر برای شرط بندی
menaced
U
چیزی که تهدید کننده است
menaces
U
چیزی که تهدید کننده است
menace
U
چیزی که تهدید کننده است
galley
U
نمونه ستونی و صفحه بندی نشده مطالب چاپی
twiner
U
چندلا کننده چیزی که می پیچد یادورمیزند
off hand
U
بی تهیه
purveying
U
تهیه
counter preparation
U
ضد تهیه
purveys
U
تهیه
ministration
U
تهیه
preparations
U
تهیه
purvey
U
تهیه
supplying
U
تهیه
supply
U
تهیه
housing
U
تهیه جا
preparation
U
تهیه
seating
U
تهیه جا
supplied
U
تهیه
provision
U
تهیه
procurement
U
تهیه
purveyed
U
تهیه
altitude/height hold
U
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller
U
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor
U
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
propounder
U
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
galley proof
U
نمونه ستونی مطالب چاپی که هنوز صفحه بندی نشده
sensor
U
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primers
U
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer
U
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network
U
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
supplying
U
تهیه کردن
supplied
U
تهیه کردن
triplicity
U
تهیه در سه نسخه
pitched
U
تهیه دیده
to make provision
U
تهیه دیدن
parasceve
U
روز تهیه
afford
U
تهیه کردن
administered
U
تهیه کردن
administer
U
تهیه کردن
supply
U
تهیه کردن
to find in
U
تهیه کردن
triplication
U
تهیه در سه نسخه
to bargain for
U
تهیه دیدن
affording
U
تهیه کردن
provide
U
تهیه کردن
provide
U
تهیه دیدن
afforded
U
تهیه کردن
processes
U
تهیه کردن
process
U
تهیه کردن
data processing
U
تهیه اطلاعات
data processing
U
تهیه و تولیداطلاعات
photo imagery
U
تهیه عکس
provides
U
تهیه دیدن
provides
U
تهیه کردن
affords
U
تهیه کردن
preparations
U
تهیه و ارایش
preparations
U
اتش تهیه
preparations
U
تهیه مقدمات
preparation
U
تهیه و ارایش
preparation
U
اتش تهیه
preparation
U
تهیه مقدمات
furtherance
U
تهیه وسایل
provision
U
تهیه کردن
procure
U
تهیه کردن
the preparation day
U
روز تهیه
the water supply of tehran
U
تهیه اب تهران
placements
U
تهیه شغل
placements
U
تهیه کار
placement
U
تهیه شغل
placement
U
تهیه کار
counter preparation
U
تیر ضد تهیه
lighting feeder
U
تهیه روشنایی
administers
U
تهیه کردن
procured
U
تهیه کردن
provided
[that]
<conj.>
U
تهیه شده
appropriated
<adj.>
<past-p.>
U
تهیه شده
provided
<adj.>
<past-p.>
U
تهیه شده
laid on
<past-p.>
U
تهیه شده
procuring
U
تهیه کردن
procures
U
تهیه کردن
administering
U
تهیه کردن
purveyance
U
تهیه خواربار
preparation fire
U
تیر تهیه
prepares
U
تهیه کردن
victualage
U
تهیه اذوقه
caters
U
تهیه کردن
victual
U
تهیه اذوقه
preparation fire
U
اتش تهیه
blend
U
تهیه کردن
prepare
U
تهیه کردن
vacuum-packed
تهیه شده
provisionment
U
تهیه خواربار
weaponry
U
تهیه سلاح
base development
U
تهیه پایگاه
preparing
U
تهیه کردن
preparation time
U
زمان تهیه
blends
U
تهیه کردن
catering
U
تهیه کردن
prepare mortar
U
تهیه ملات
preparatorily
U
بعنوان تهیه
catered
U
تهیه کردن
cater
U
تهیه کردن
preparation of food
U
تهیه خوراک
on the stocks
U
د رشرف تهیه
detonator
U
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonators
U
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
changer
U
دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
vasomotor
U
اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
distractive
U
گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
interceptors
U
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptor
U
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
makgi boowi
U
نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
del credere
U
وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
steam fitter
U
نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
search jammer
U
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
forges
U
تهیه جنس قلابی
advance
U
قبلا تهیه شده
furred
U
تهیه شده باخز
foresee
U
قبلا تهیه دیدن
tastier
U
باسلیقه تهیه شده
preparatory students
U
شاگردان تهیه یا مقدماتی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com