English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
placement U تهیه شغل
placements U تهیه شغل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
booking U نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
bookings U نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
outline U مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlined U مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlines U مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlining U مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
sago U شیرینی که با نشاسته ساگو تهیه شود پنیر خرما
aggregate U مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
aggregates U مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
enable U تهیه کردن برای
enabled U تهیه کردن برای
enables U تهیه کردن برای
enabling U تهیه کردن برای
program U برنامه تهیه کردن
programs U برنامه تهیه کردن
copied U تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copies U تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copy U تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copying U تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
supplied U تهیه کردن
supplied U تهیه
supply U تهیه کردن
supply U تهیه
supplying U تهیه کردن
supplying U تهیه
map U نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
maps U نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
share U IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
shared U IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
shares U IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
burger U تکهای گوشت سرخ کرده یاکباب کرده که برای تهیه ساندویچ بکارمیرود
burgers U تکهای گوشت سرخ کرده یاکباب کرده که برای تهیه ساندویچ بکارمیرود
get U تهیه کردن فهمیدن
gets U تهیه کردن فهمیدن
getting U تهیه کردن فهمیدن
advance U قبلا تهیه شده
advances U قبلا تهیه شده
advancing U قبلا تهیه شده
precedent U نمونه و پیش نویس اسناد مختلف که به منظور استفاده تهیه کنندگان بعدی اینگونه اسنادتهیه و منتشر میشود
precedents U نمونه و پیش نویس اسناد مختلف که به منظور استفاده تهیه کنندگان بعدی اینگونه اسنادتهیه و منتشر میشود
furtherance U تهیه وسایل
preparation U تهیه
preparation U تهیه مقدمات
preparation U اتش تهیه
preparation U تهیه کردن اتش
preparation U تهیه و ارایش
preparations U تهیه
preparations U تهیه مقدمات
preparations U اتش تهیه
preparations U تهیه کردن اتش
preparations U تهیه و ارایش
back up U کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
back-up U کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
draft U تهیه کردن پیش نویس
drafted U تهیه کردن پیش نویس
drafts U تهیه کردن پیش نویس
furnish U مزین کردن تهیه کردن
furnish U تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishes U مزین کردن تهیه کردن
furnishes U تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishing U مزین کردن تهیه کردن
furnishing U تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
champagne U نام مشروبی که درشامپانی فرانسه تهیه میشود
corsage U دسته گلی که برای زدن بسینه تهیه میشود
corsages U دسته گلی که برای زدن بسینه تهیه میشود
cereal U حبوبات غذایی که از غلات تهیه شده وباشیر بعنوان صبحانه مصرف میشود
cereals U حبوبات غذایی که از غلات تهیه شده وباشیر بعنوان صبحانه مصرف میشود
kosher U تهیه شده برطبق شریعت یهود
code U قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
assemble U ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembled U ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembles U ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
pot shot U تیری که یگانه منظورازانداحتن ان تهیه گوشت شکاربرای خوراک باشد
pot-shot U تیری که یگانه منظورازانداحتن ان تهیه گوشت شکاربرای خوراک باشد
pot-shots U تیری که یگانه منظورازانداحتن ان تهیه گوشت شکاربرای خوراک باشد
projection U سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projections U سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
dairies U قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
dairy U قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
procurement U تهیه
procurement U تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
procurement U تهیه و تحویل اماد
develop U توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
develops U توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
harness U اشیاء تهیه کردن
harnessed U اشیاء تهیه کردن
harnessing U اشیاء تهیه کردن
private member's bill U طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private member's bills U طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private members' bills U طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
self service U تهیه وانتخاب غذاتوسط خود شخص
self-service U تهیه وانتخاب غذاتوسط خود شخص
weaponry U تهیه سلاح
drive U چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drives U چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
ferret U هواپیما یا کشتی یا خودرویی که مخصوص کشف و تعیین محل و ثبت و تجزیه و تحلیل تشعشعات الکترومغناطیسی ورادار دشمن تهیه شده باشند
ferrets U هواپیما یا کشتی یا خودرویی که مخصوص کشف و تعیین محل و ثبت و تجزیه و تحلیل تشعشعات الکترومغناطیسی ورادار دشمن تهیه شده باشند
cannibalised U استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalises U استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalising U استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
Other Matches
laying up U تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
purveyed U تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveying U تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey U تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys U تهیه اذوقه تهیه سورسات
skeletonizer U تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
map compilation U تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
purvey U تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed U تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys U تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying U تهیه کردن سورسات تهیه کردن
off hand U بی تهیه
purveyed U تهیه
purvey U تهیه
purveying U تهیه
purveys U تهیه
counter preparation U ضد تهیه
housing U تهیه جا
provision U تهیه
ministration U تهیه
seating U تهیه جا
blend U تهیه کردن
provisionment U تهیه خواربار
blends U تهیه کردن
preparing U تهیه کردن
data processing U تهیه و تولیداطلاعات
data processing U تهیه اطلاعات
prepares U تهیه کردن
procures U تهیه کردن
provision U تهیه کردن
prepare U تهیه کردن
procure U تهیه کردن
cater U تهیه کردن
preparation of food U تهیه خوراک
preparatorily U بعنوان تهیه
procured U تهیه کردن
prepare mortar U تهیه ملات
procuring U تهیه کردن
preparation time U زمان تهیه
caters U تهیه کردن
catering U تهیه کردن
preparator U تهیه کننده
catered U تهیه کردن
purveyance U تهیه خواربار
lighting feeder U تهیه روشنایی
administer U تهیه کردن
administered U تهیه کردن
administering U تهیه کردن
administers U تهیه کردن
placement U تهیه کار
placements U تهیه کار
fabricator U تهیه کننده
process U تهیه کردن
processes U تهیه کردن
counter preparation U تیر ضد تهیه
supplier U تهیه کننده
suppliers U تهیه کننده
pitched U تهیه دیده
affords U تهیه کردن
affording U تهیه کردن
the preparation day U روز تهیه
preparation fire U اتش تهیه
preparation fire U تیر تهیه
photo imagery U تهیه عکس
parasceve U روز تهیه
on the stocks U د رشرف تهیه
provide U تهیه دیدن
provide U تهیه کردن
provides U تهیه دیدن
provides U تهیه کردن
afford U تهیه کردن
afforded U تهیه کردن
base development U تهیه پایگاه
vacuum-packed تهیه شده
victualage U تهیه اذوقه
victual U تهیه اذوقه
triplicity U تهیه در سه نسخه
triplication U تهیه در سه نسخه
provided [that] <conj.> U تهیه شده
appropriated <adj.> <past-p.> U تهیه شده
provided <adj.> <past-p.> U تهیه شده
the water supply of tehran U تهیه اب تهران
to bargain for U تهیه دیدن
laid on <past-p.> U تهیه شده
to make provision U تهیه دیدن
to find in U تهیه کردن
area projection U تهیه تصویر منطقه
artillery preparation U اتش تهیه توپخانه
forge U تهیه جنس قلابی
tastier U باسلیقه تهیه شده
conserves U کنسرو تهیه کردن
tastiest U باسلیقه تهیه شده
acetylene generator U دستگاه تهیه استیلن
aggregate flow diagram U نمودار تهیه مصالح
area projection U تهیه نقشه از منطقه
beach unit U یکان تهیه بارانداز
budget directive U دستورالعمل تهیه بودجه
melinite U مخصوص تهیه چاشنی
barrier tactics U تاکتیک تهیه موانع
conserve U کنسرو تهیه کردن
artillery preparation U تیر تهیه توپخانه
conserving U کنسرو تهیه کردن
budgeter U تهیه کننده بودجه
budgeteer U تهیه کننده بودجه
tasty U باسلیقه تهیه شده
duplicator U ماشین تهیه رونوشت
information providers U تهیه کنندگان اطلاعات
hydrography U تهیه نقشه دریایی
programmer U تهیه کننده برنامه
programmers U تهیه کننده برنامه
he is an adequate provider U برای تهیه خواربار
topography U تهیه نقشه از عوارض
furred U تهیه شده باخز
conserved U کنسرو تهیه کردن
programme U برنامه تهیه کردن
processes U تهیه و تولید کردن
lyonnaise U باپیاز تهیه شده
duplicators U ماشین تهیه رونوشت
bill U تهیه کردن صورتحساب
bills U تهیه کردن صورتحساب
programmes U برنامه تهیه کردن
forges U تهیه جنس قلابی
effigies U تمثال تهیه کردن
effigy U تمثال تهیه کردن
prearranged U از پیش تهیه شده
it is in preparation U در دست تهیه است
extemporized U فورا تهیه کردن
to lay in a stock U موجودی تهیه کردن
project section U بخش تهیه پروژه ها
program section U بخش تهیه برنامه ها
preparatory students U شاگردان تهیه یا مقدماتی
extemporised U فورا تهیه کردن
extemporises U فورا تهیه کردن
extemporising U فورا تهیه کردن
extemporize U فورا تهیه کردن
extemporizes U فورا تهیه کردن
extemporizing U فورا تهیه کردن
whomp up U بسرعت تهیه کردن
project section U بخش تهیه طرحها
funded U تهیه وجه کردن
fund U تهیه وجه کردن
stenciller U تهیه کننده استنسیل
stenciler U تهیه کننده استنسیل
scripting U تهیه فایل اغازگر
preparatory U مربوط به تهیه یامقدمات
rotogravure U تهیه گراور غلتکی
quadruplication U تهیه چیزی درچهارنسخه
quadruplicate U در چهارنسخه تهیه کردن
host U تهیه تسهیلات ورزشی
hosted U تهیه تسهیلات ورزشی
hosting U تهیه تسهیلات ورزشی
hosts U تهیه تسهیلات ورزشی
cold turkey U بدون تهیه وتدارک
procure U تهیه و تحویل اماد
process U تهیه و تولید کردن
precontract preparations U تهیه اسناد قرارداد
polychromy U فن تهیه نقوش الوان
polychrome U تهیه عکسهای رنگی
foresees U قبلا تهیه دیدن
prearrange U قبلا تهیه کردن
affordable قابل تهیه و خریداری
procured U تهیه و تحویل اماد
triplicate U در سه نسخه تهیه کردن
procures U تهیه و تحویل اماد
procuring U تهیه و تحویل اماد
foresee U قبلا تهیه دیدن
central food preparation facility U کارخانجات مرکزی تهیه موادغذایی
career management U مدیریت تهیه تخصصهای نظامی
scabble U زمخت وناصاف تهیه کردن
silent partner U شریکی که تهیه سرمایه بااوست
bessemer U یکی از روشهای تهیه فولاد
testacy U تهیه وتدوین وصیت نامه
spaced armor U تهیه زره دو پوشه یا دوپوسته
special pleader U متخصص تهیه لوایح دفاعی
home-made <adj.> U در خانه ساخته [تهیه] شده
barrage rocket U موشک مخصوص تهیه سداتش
circumstantiate U امارات لازمه را تهیه کردن
the garden provides food U باغ خوراک تهیه میکند
subornation U جرم تهیه شهود کاذب
spinner U دستگاه ریسندگی جهت تهیه نخ
to serve the city with water U اب برای شهر تهیه کردن
management accounting U تهیه حساب جهت مدیران
to provide for old age U برای پیری تهیه کردن
handwrite U نسخه خطی تهیه کردن
dressing plant U تاسیسات تهیه سنگ معدن
draftsman U تهیه کننده لوایح قانونی
custom built U سفارشی تهیه شده اختصاصی
curf U خاکی که اجر از ان تهیه میشود
to raise funds U تهیه وجه یاسرمایه کردن
mix in place U تهیه بتن در خود کارگاه
to draw up U تهیه کردن درصف اوردن
logistics U اقدامات مربوط به تهیه و توزیع
lead-up U تهیه مقدمات را دیدن راهنما
overwrought U تهیه شده ازروی مهارت
acetate rayon process U فرایند تهیه الیاف استاتی
furnisher U تهیه کننده سامان واثاثیه
finance U بودجه چیزی را تهیه کردن
bossing U نقش برجسته تهیه کردن
financed U بودجه چیزی را تهیه کردن
boss U نقش برجسته تهیه کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com