Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 215 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
adjustable
U
تنظیم پذیر
regulable
U
تنظیم پذیر
tunable
U
تنظیم پذیر
tunably
U
تنظیم پذیر
tuneable
U
تنظیم پذیر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
adjustable parameter
U
پارامتر تنظیم پذیر
adjustable thermostat
U
دماپای تنظیم پذیر
continuous adjustable transformer
U
مبدل تنظیم پذیر
variable transformer
U
مبدل تنظیم پذیر
controlled rectifier
U
یکسوکننده تنظیم پذیر
remote cut off valve
U
لامپ با شیب تنظیم پذیر
variable mutual conductance valve(or tub
U
لامپ با شیب تنظیم پذیر
transductor
U
راکتور تنظیم پذیر
variable spark
U
جرقه تنظیم پذیر
adjustable wheel
U
چرخ تنظیم پذیر
[مانند بلندی]
[چرخ تطبیق پذیر]
[مانند نوع جاده]
Other Matches
sight adjustment
U
تنظیم دستگاه نشانه روی تنظیم زاویه یاب قلق گیری کردن
camera station
U
ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
tunes
U
تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
tune
U
تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
educatable
U
تربیت پذیر تعلیم پذیر
reparable
U
اصلاح پذیر تعمیر پذیر
mixable
U
امیزش پذیر امتزاج پذیر
educable
U
تربیت پذیر تعلیم پذیر
ascendible
U
تفوق پذیر فراز پذیر
ascendable
U
تفوق پذیر فراز پذیر
repairable
U
اصلاح پذیر تعمیر پذیر
tune
U
تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
range spotting
U
تنظیم مسافت تنظیم هدف کردن
tunes
U
تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
pages
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
page
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
paged
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
adaptable organism
U
موجود زنده سازش پذیر زیستمند سازش پذیر
calibration
U
تنظیم دستگاه بی سیم تصحیح کردن تنظیم کردن کالیبر سنجی
rheostatic
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostat
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
sight alinement
U
تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
go no go
U
اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
sidelay
U
تنظیم کننده کناره کاغذ وسیله تنظیم کناره کاغذ درماشین چاپ
adjusting ring
U
حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
trimsize
U
اندازه تنظیم شده نقشه حواشی تنظیم شده نقشه
calibrated air speed
U
سرعت هوایی تنظیم شده سرعت تنظیم شده هواپیما
pi acceptor
U
پی پذیر
cleavable
U
رخ پذیر
solvable
U
حل پذیر
pliable
U
خم پذیر
soluble
U
حل پذیر
high burst ranging
U
تنظیم تیر بروش ترکش بالا تنظیم تیر بروش تیر زمانی بالا
programmable read only memory
U
حافظه برنامه پذیر فقط خواندنی حافظه تنها خواندنی برنامه پذیر حافظه فقط خواندنی قابل برنامه ریزی
realizable
U
تحقق پذیر
soluble
U
انحلال پذیر
fissile
U
شکاف پذیر
fissionable
U
شکافت پذیر
conceivable
U
امکان پذیر
tolerable
U
تحمل پذیر
tolerable
U
مدارا پذیر
changeable
U
تغییر پذیر
gaugeable
U
پیمایش پذیر
irritable
U
تحریک پذیر
excitable
U
تحریک پذیر
inflammable
U
التهاب پذیر
inflammable
U
اشتعال پذیر
fatiguable
U
خستگی پذیر
figurable
U
شکل پذیر
flammable
U
اشتعال پذیر
adaptable
U
وفق پذیر
accident prone
U
سانحه پذیر
accident-prone
U
سانحه پذیر
submissive
U
سلطه پذیر
sociable
U
جامعه پذیر
expendable
U
مصرف پذیر
supple
U
انعطاف پذیر
supple
U
تغییر پذیر
fusible
U
گداز پذیر
flxible
U
خمش پذیر
transferable
U
انتقال پذیر
fixable
U
ثبات پذیر
flexible cable
U
کابل خم پذیر
vulnerable
U
اسیب پذیر
vulnerable
U
زخم پذیر
adaptable
U
انطباق پذیر
definable
U
تعریف پذیر
feasible
<adj.>
U
امکان پذیر
irremeable
U
برگشت نا پذیر
inoculable
U
تلقیح پذیر
infusible
U
گداز نا پذیر
inflamable
U
اشتعال پذیر
inextensible
U
تمدید نا پذیر
indissoluble
U
تجزیه نا پذیر
inexhaustible
U
خستگی نا پذیر
inexpugnable
U
شکست نا پذیر
indocile
U
تعلیم نا پذیر
able to take a load
<adj.>
U
بار پذیر
irresoluble
U
تجیزیه نا پذیر
limitable
U
محدودیت پذیر
doable
<adj.>
U
امکان پذیر
contrivable
<adj.>
U
امکان پذیر
miscible
U
امیزش پذیر
achievable
<adj.>
U
امکان پذیر
palpable
U
پرماس پذیر
tangible
U
پرماس پذیر
tangibly
U
پرماس پذیر
maintainable
U
نگهداشت پذیر
magnetizable
U
مغناطیس پذیر
skittish
U
تغییر پذیر
indemonstrable
U
اثبات نا پذیر
increasable
U
افزایش پذیر
permeable
U
نشت پذیر
permeable
U
نفوذ پذیر
permeable
U
رطوبت پذیر
reversible
U
برگشت پذیر
reversible
U
واگشت پذیر
applicable
U
کاربست پذیر
applicable
U
کاربرد پذیر
reactive
U
واکنش پذیر
impressionable
U
تاثر پذیر
impressionable
U
اثر پذیر
curable
U
علاج پذیر
avoidable
U
اجتناب پذیر
incondensable
U
ناچگال پذیر
incompressible
U
تراکم نا پذیر
impressible
U
تاثیر پذیر
improvably
U
اصلاح پذیر
improvable
U
بهبود پذیر
healable
U
درمان پذیر
glass jaw
U
بوکسوراسیب پذیر
shock absorber
U
ضربه پذیر
shock absorbers
U
ضربه پذیر
inevitable
U
چاره نا پذیر
generable
U
زایش پذیر
exceptionable
U
اعتراض پذیر
contractible
U
انقباض پذیر
coercible
U
اجبار پذیر
inexcusable
U
عذر نا پذیر
justifiable
U
توجیه پذیر
civilizable
U
تمدن پذیر
chromophil
U
رنگ پذیر
measurable
U
سنجش پذیر
chromatophil
U
رنگ پذیر
chargeable
U
اتهام پذیر
combustible
U
احتراق پذیر
detachable
U
جدایی پذیر
cogitable
U
اندیشه پذیر
colorable
U
رنگ پذیر
variable
U
تغییر پذیر
variables
U
تغییر پذیر
consolable
U
تسلی پذیر
computable
U
محاسبه پذیر
compressible
U
تراکم پذیر
commutative
U
جابجایی پذیر
commensurable
U
تناسب پذیر
colourable
U
رنگ پذیر
associative
U
شرکت پذیر
associable
U
انس پذیر
addressable
U
ادرس پذیر
addressable
U
نشانی پذیر
adaptive
U
سازوار پذیر
acid acceptor
U
اسید پذیر
achromatic
U
رنگ پذیر
adjustable
U
تعدیل پذیر
achievable
U
موفقیت پذیر
acetylisable
U
استیل پذیر
acetylable
U
استیل پذیر
absolvable
U
بخشش پذیر
mutants
U
تغییر پذیر
mutant
U
تغییر پذیر
assailable
U
هجوم پذیر
ascertainable
U
اثبات پذیر
verifiable
U
تحقیق پذیر
alterable
U
دگرش پذیر
alternate track
U
شیاراصلاح پذیر
additive
U
جمع پذیر
additives
U
جمع پذیر
abatable
U
کاهش پذیر
peaceable
U
اشتی پذیر
executable
U
اجرا پذیر
executable
U
انجام پذیر
evitable
U
اجتناب پذیر
evadable
U
طفره پذیر
enumerable
U
شمارش پذیر
sufferable
U
تحمل پذیر
elastic
U
انعطاف پذیر
endurable
U
تحمل پذیر
electron acceptor
U
الکترون پذیر
educable
U
اموزش پذیر
exepandable
U
بسط پذیر
expandable
U
بسط پذیر
bearable
U
تحمل پذیر
fatigable
U
خستگی پذیر
fatig
U
خستگی پذیر
fathomable
U
پیمایش پذیر
divisible
U
بخش پذیر
extendable
U
توسعه پذیر
extensible
U
توسعه پذیر
extendible
U
کشش پذیر
expiable
U
کفاره پذیر
expansible
U
گسترش پذیر
doughface
U
تلقین پذیر
distensible
U
انبساط پذیر
deductible
U
مالیات پذیر
decidable
U
تصمیم پذیر
deceivable
U
فریب پذیر
criticizable
U
انتقاد پذیر
countable
U
شمارش پذیر
corruptible
U
فساد پذیر
refornable
U
اصلاح پذیر
reformable
U
اصلاح پذیر
mendable
U
اصلاح پذیر
corrigible
U
اصلاح پذیر
separable
U
تفکیک پذیر
deformable
U
دگردیس پذیر
estimable
U
تخمین پذیر
dissoluble
U
تجزیه پذیر
disputable
U
اعتراض پذیر
disintegrable
U
تجزیه پذیر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com