Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
range spotting
U
تنظیم مسافت تنظیم هدف کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
sight adjustment
U
تنظیم دستگاه نشانه روی تنظیم زاویه یاب قلق گیری کردن
range adjustment
U
تنظیم مسافت
range calibration
U
تنظیم مسافت
calibration
U
تنظیم دستگاه بی سیم تصحیح کردن تنظیم کردن کالیبر سنجی
range board
U
میز تنظیم مسافت
tune
U
تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
tunes
U
تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
range calibration
U
تعیین دقت مسافت تنظیم برد سلاح
camera station
U
ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
tune
U
تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
tunes
U
تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
pages
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
paged
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
page
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
hyperfocal distance
U
مسافت بین عدسی دوربین تانزدیکترین اشیاء میدان تصویردوربین وقتی که دوربین روی فاصله بینهایت تنظیم شود
rheostatic
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostat
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
sight alinement
U
تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
go no go
U
اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
sidelay
U
تنظیم کننده کناره کاغذ وسیله تنظیم کناره کاغذ درماشین چاپ
adjusting ring
U
حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
to draw up
U
تنظیم کردن
to draw out
U
تنظیم کردن
adjusting
U
تنظیم کردن
adjustment
U
تنظیم کردن
calibrating
U
تنظیم کردن
regularised
U
تنظیم کردن
regularizes
U
تنظیم کردن
regulating
U
تنظیم کردن
adjust
U
تنظیم کردن
regiment
U
تنظیم کردن
regularizing
U
تنظیم کردن
regiments
U
تنظیم کردن
adjusts
U
تنظیم کردن
to set out
U
تنظیم کردن
adjustments
U
تنظیم کردن
regularized
U
تنظیم کردن
regularize
U
تنظیم کردن
regularising
U
تنظیم کردن
regularises
U
تنظیم کردن
to put in to shape
U
تنظیم کردن
tune
U
تنظیم کردن
attend
U
تنظیم کردن
frame
U
تنظیم کردن
calibrated
U
تنظیم کردن
lineup
U
تنظیم کردن
calibrates
U
تنظیم کردن
formulate
U
تنظیم کردن
redact
U
تنظیم کردن
attending
U
تنظیم کردن
attends
U
تنظیم کردن
tunes
U
تنظیم کردن
formulates
U
تنظیم کردن
set up
U
تنظیم کردن
lay down
U
تنظیم کردن
formulating
U
تنظیم کردن
to make out
U
تنظیم کردن
calibrate
U
تنظیم کردن
make out
U
تنظیم کردن
regulates
U
تنظیم کردن
classifying
U
تنظیم کردن
regulated
U
تنظیم کردن
regulate
U
تنظیم کردن
classify
U
تنظیم کردن
classifies
U
تنظیم کردن
formulated
U
تنظیم کردن
reconstituting
U
تنظیم مقیاس کردن
reconstitute
U
تنظیم مقیاس کردن
reconstitutes
U
تنظیم مقیاس کردن
adjustments
U
تنظیم و میزان کردن
tune up
U
موتور را تنظیم کردن
ranging
U
تنظیم کردن اسلحه
ranging
U
تنظیم تیر کردن
pre-sets
U
از پیش تنظیم کردن
set the clock
U
ساعت را تنظیم کردن
reconstituted
U
تنظیم مقیاس کردن
pre-setting
U
از پیش تنظیم کردن
spot
U
تنظیم تیر کردن
spots
U
تنظیم تیر کردن
pre-set
U
از پیش تنظیم کردن
draw up
U
کارها را تنظیم کردن
preset
U
از پیش تنظیم کردن
calibrated air speed
U
سرعت هوایی تنظیم شده سرعت تنظیم شده هواپیما
trimsize
U
اندازه تنظیم شده نقشه حواشی تنظیم شده نقشه
replenish
U
تنظیم کردن روغن سلاحها
replenished
U
تنظیم کردن روغن سلاحها
adjusts
U
میزان کردن تنظیم کنید
adjusts
U
تصفیه نمودن تنظیم کردن
replenishing
U
تنظیم کردن روغن سلاحها
replenishes
U
تنظیم کردن روغن سلاحها
adjusting
U
تصفیه نمودن تنظیم کردن
to draw up a contract
U
قراردادی نوشتن یا تنظیم کردن
sight in
U
تنظیم کردن دید در تفنگ
order
U
سفارش دادن تنظیم کردن
zero
U
روی صفر تنظیم کردن
adjusting
U
میزان کردن تنظیم کنید
zeroes
U
روی صفر تنظیم کردن
zeros
U
روی صفر تنظیم کردن
mount
U
تنظیم کردن وسیله یا مدار در پایه
sets
U
بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
mounts
U
تنظیم کردن وسیله یا مدار در پایه
pressurises
U
فشارهوای داخل سفینه را تنظیم کردن
locate
U
1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
located
U
1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
locates
U
1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
timing
U
تنظیم زمان عمل کردن موتور
indicting
U
علیه کسی ادعانامه تنظیم کردن
indicts
U
علیه کسی ادعانامه تنظیم کردن
setting up
U
بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
pressurising
U
فشارهوای داخل سفینه را تنظیم کردن
edited
U
تنظیم و تصحیح و اماده چاپ کردن
pressurizes
U
فشارهوای داخل سفینه را تنظیم کردن
billing
U
صورتحساب بدهی را تنظیم وارسال کردن
pilot
U
اسباب تنظیم ومیزان کردن چیزی
pressurizing
U
فشارهوای داخل سفینه را تنظیم کردن
set
U
بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
pressurize
U
فشارهوای داخل سفینه را تنظیم کردن
indict
U
علیه کسی ادعانامه تنظیم کردن
piloted
U
اسباب تنظیم ومیزان کردن چیزی
edit
U
تنظیم و تصحیح و اماده چاپ کردن
indicted
U
علیه کسی ادعانامه تنظیم کردن
locating
U
1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
pilots
U
اسباب تنظیم ومیزان کردن چیزی
zero beat
U
تنظیم کردن دقیق موج دستگاه وفرکانس ان
zeroes
U
تنظیم کردن دید برای دقت درتیراندازی
zero
U
تنظیم کردن دید برای دقت درتیراندازی
wake up
U
تنظیم کردن یا شروع یا مقدار اولیه دادن
call book
U
دفتر بیدار کردن و تنظیم نوبت نگهبانی
zeros
U
تنظیم کردن دید برای دقت درتیراندازی
calibrate
U
تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
calibrates
U
تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
calibrating
U
تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
calibrated
U
تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
stet processus
U
گزارش اصلاحی تنظیم کردن ترک دعوی کردن
to tune in TV
[radio]
U
روی کانال مشخصی تلویزیون
[رادیو]
را تنظیم کردن
adapts
U
تغییر یا تنظیم یا اضافه کردن به چیزی تا مناسب شود
zeros
U
قلق گیری کردن تنظیم درجه جنگ افزار
adapting
U
تغییر یا تنظیم یا اضافه کردن به چیزی تا مناسب شود
adapt
U
تغییر یا تنظیم یا اضافه کردن به چیزی تا مناسب شود
zeroes
U
قلق گیری کردن تنظیم درجه جنگ افزار
zero
U
قلق گیری کردن تنظیم درجه جنگ افزار
set out
U
شرح دادن تنظیم کردن تعیین کردن
compensated
U
تنظیم کردن میزان کردن تاوان دادن
compensates
U
تنظیم کردن میزان کردن تاوان دادن
compensate
U
تنظیم کردن میزان کردن تاوان دادن
to kern
U
کاهش دادن
[و تنظیم کردن ]
فاصله دخشه ها
[فناوری چاپ]
halving adjustment
U
تنظیم نیم حبابها به منظورتراز کردن دستگاههای اندازه گیر
weather helm
U
تنظیم سکان برای خنثی کردن اثر جریان هوا
range
U
تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
dial
U
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialled
U
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dials
U
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
ranges
U
تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
ranged
U
تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
dialed
U
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
time
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
correcting
U
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
timed
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
corrects
U
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
correct
U
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
times
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
adaptation
U
توانایی یک وسیله برای تنظیم کردن محدوده حساسیت خود در موقعیتهای مختلف
adaptations
U
توانایی یک وسیله برای تنظیم کردن محدوده حساسیت خود در موقعیتهای مختلف
blue key
U
نقطه کمکی ابی برای تنظیم عکس در موقع فاهر کردن فیلم
adjusting
U
مطابق کردن تنظیم کردن تعدیل کردن
adjusts
U
مطابق کردن تنظیم کردن تعدیل کردن
high burst ranging
U
تنظیم تیر بروش ترکش بالا تنظیم تیر بروش تیر زمانی بالا
clocks
U
مداری که فرکانس آن توسط کاربر تنظیم میشود. برای یکسان کردن سیگنالها و مدار ها با یک باس ساعت
clock
U
مداری که فرکانس آن توسط کاربر تنظیم میشود. برای یکسان کردن سیگنالها و مدار ها با یک باس ساعت
control
U
نظارت کردن تنظیم کردن
aligning
U
تنظیم کردن تطبیق کردن
adjusts
U
تعدیل کردن تنظیم کردن
to balance out
U
میزان کردن
[تنظیم کردن ]
aligned
U
تنظیم کردن تطبیق کردن
adjusting
U
تعدیل کردن تنظیم کردن
edited
U
تصحیح کردن تنظیم کردن
controlling
U
نظارت کردن تنظیم کردن
edit
U
تصحیح کردن تنظیم کردن
controls
U
نظارت کردن تنظیم کردن
aligns
U
تنظیم کردن تطبیق کردن
align
U
تنظیم کردن تطبیق کردن
image
U
تغییر دادن یا تنظیم کردن یک تصویر با استفاده از بسته نرم افزاری نقاشی یا برنامه ویرایش تصاویر خاص
collimate
U
تنظیم کردن هرنوع تجهیزات اپتیکی برای داشتن پرتو نوری موازی از یک منبع نقطهای نور یا برعکس
images
U
تغییر دادن یا تنظیم کردن یک تصویر با استفاده از بسته نرم افزاری نقاشی یا برنامه ویرایش تصاویر خاص
config.sys
U
در -MS DOS فایل متن مشخصاتی که حاوی دستوراتی برای تنظیم پارامترها و بار کردن نرم افزار درایو است
infinity method
U
روش موازی کردن دو خط تارموی دوربین تنظیم دوربین در بینهایت
regulation
U
تنظیم
adjustment
تنظیم
adjustments
U
تنظیم
alignments
U
تنظیم
regularization
U
تنظیم
calibration
U
تنظیم
set out
U
تنظیم
shaping regulating
U
تنظیم
spreading
U
تنظیم
alignment
U
تنظیم
timing
U
تنظیم
formulation
U
تنظیم
pressure regulator
U
شیر تنظیم
regulators
U
تنظیم کننده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com