Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
till control
U
تنظیم با تغییر اوج
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
image
U
تغییر دادن یا تنظیم کردن یک تصویر با استفاده از بسته نرم افزاری نقاشی یا برنامه ویرایش تصاویر خاص
images
U
تغییر دادن یا تنظیم کردن یک تصویر با استفاده از بسته نرم افزاری نقاشی یا برنامه ویرایش تصاویر خاص
adapt
U
تغییر یا تنظیم یا اضافه کردن به چیزی تا مناسب شود
adapting
U
تغییر یا تنظیم یا اضافه کردن به چیزی تا مناسب شود
adapts
U
تغییر یا تنظیم یا اضافه کردن به چیزی تا مناسب شود
window
U
تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
phase shift control
U
تنظیم با تغییر فاز
phase control
U
تنظیم با تغییر فاز
Other Matches
sight adjustment
U
تنظیم دستگاه نشانه روی تنظیم زاویه یاب قلق گیری کردن
camera station
U
ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
tune
U
تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
tunes
U
تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
tunes
U
تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
range spotting
U
تنظیم مسافت تنظیم هدف کردن
tune
U
تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
end strings
U
نخهای قابل تغییر کیسه لاکراس برای تغییر عمق ان
unclocked
U
مدار الکترونیکی یا فلیپ فلاپ که با تغییر ورودی وضعیتش تغییر میکند و نه با سیگنال ساعت
transitions
U
عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
transition
U
عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
page
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
paged
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
pages
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
hangovers
U
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
hangover
U
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
income effect
U
اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
vary
U
تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
varies
U
تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
rheostat
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostatic
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
calibration
U
تنظیم دستگاه بی سیم تصحیح کردن تنظیم کردن کالیبر سنجی
plastic
U
تغییر پذیر قابل تحول و تغییر
sight alinement
U
تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
variable area nozzle
U
نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
change over
U
تغییر روش تغییر رویه
changing
U
تغییر کردن تغییر دادن
change
U
تغییر کردن تغییر دادن
changes
U
تغییر کردن تغییر دادن
changed
U
تغییر کردن تغییر دادن
go no go
U
اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
sidelay
U
تنظیم کننده کناره کاغذ وسیله تنظیم کناره کاغذ درماشین چاپ
adjusting ring
U
حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
fm
U
فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
cycled
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycles
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
counter march
U
تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
fet
U
وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
trimsize
U
اندازه تنظیم شده نقشه حواشی تنظیم شده نقشه
calibrated air speed
U
سرعت هوایی تنظیم شده سرعت تنظیم شده هواپیما
angular travel
U
تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
gradient circuit
U
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
non return to zero
U
سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
high burst ranging
U
تنظیم تیر بروش ترکش بالا تنظیم تیر بروش تیر زمانی بالا
adjustment
تنظیم
calibration
U
تنظیم
set out
U
تنظیم
timing
U
تنظیم
regularization
U
تنظیم
shaping regulating
U
تنظیم
adjustments
U
تنظیم
formulation
U
تنظیم
alignments
U
تنظیم
spreading
U
تنظیم
regulation
U
تنظیم
alignment
U
تنظیم
automatic regulation
U
تنظیم خودکار
thermostatic regulation
U
تنظیم با دماپای
to draw out
U
تنظیم کردن
caliper setting
U
تنظیم پرگار
thermoregulation
U
تنظیم دمایی
thermoregulation
U
تنظیم حرارت
check gate
U
دریچه تنظیم
cam type regulation
U
تنظیم بادامکی
tunable
U
تنظیم پذیر
voltage regulation
U
تنظیم ولتاژ
cascade control
U
تنظیم زنجیری
vertical justification
U
تنظیم عمودی
vertical adjustment
U
تنظیم عمودی
carburetor adjustment
U
تنظیم کاربراتور
will adjust
U
تنظیم می کنم
air adjustment
U
تنظیم هوا
body alinement
U
تنظیم بدن
regularizing
U
تنظیم کردن
regulated
U
تنظیم کردن
regularised
U
تنظیم کردن
regularises
U
تنظیم کردن
regulates
U
تنظیم کردن
regularising
U
تنظیم کردن
regularize
U
تنظیم کردن
regularized
U
تنظیم کردن
regulating
U
تنظیم کردن
regularizes
U
تنظیم کردن
attends
U
تنظیم کردن
to make out
U
تنظیم کردن
to draw up
U
تنظیم کردن
to put in to shape
U
تنظیم کردن
to set out
U
تنظیم کردن
attend
U
تنظیم کردن
trigger control
U
تنظیم با ماشه
regulate
U
تنظیم کردن
fine adjustment
U
تنظیم فریف
tunably
U
تنظیم پذیر
tuneable
U
تنظیم پذیر
attending
U
تنظیم کردن
initial adjustment
U
تنظیم صفر
framer
U
تنظیم کننده
focusing control
U
تنظیم تمرکز
fine setting
U
تنظیم میکرومتری
fine setting
U
تنظیم دقیق
fine adjustment
U
تنظیم دقیق
expanded contrast
U
تنظیم کنتراست
electronic control
U
تنظیم الکترونیکی
pilot valve
U
سوپاپ تنظیم
precision adjustment
U
تنظیم دقیق
preset
U
پیش تنظیم
pressure adjustment
U
تنظیم فشار
pressure regulator
U
شیر تنظیم
purity adjustment
U
تنظیم خلوص
timing
U
تنظیم وقت
method of drawing up
U
طرز تنظیم
frequency tuning
U
تنظیم فرکانس
inductive tuning
U
تنظیم القائی
indicement
U
تنظیم ادعانامه
jack screw
U
پیچ تنظیم
adjusts
U
تنظیم کردن
hand regulation
U
تنظیم با دست
lay down
U
تنظیم کردن
adjusting
U
تنظیم کردن
levelling screw
U
پیچ تنظیم
adjust
U
تنظیم کردن
line regulator
U
تنظیم کننده
lineup
U
تنظیم کردن
regiments
U
تنظیم کردن
regiment
U
تنظیم کردن
make out
U
تنظیم کردن
range adjustment
U
تنظیم برد
range calibration
U
تنظیم مسافت
range of adjustment
U
ناحیه تنظیم
set screw
U
پیچ تنظیم
set the watch
U
تنظیم نگهبانی
set up
U
تنظیم کردن
setting ring
U
حلقه تنظیم
corrector
U
تنظیم کننده
conduction
U
هدایت تنظیم
adjustments
U
تنظیم کردن
adjustments
U
تنظیم تطبیق
adjustment
U
تنظیم کردن
range adjustment
U
تنظیم مسافت
spark setting
U
تنظیم جرقه
speed adjustment
U
تنظیم سرعت
inductive tuning
U
تنظیم پرمئابیلیته
stup string
U
رشته تنظیم
crystal control
U
تنظیم با بلور
rocker gear
U
تنظیم جاروبک
variability
U
قابلیت تنظیم
indictment
U
تنظیم ادعانامه
indictment
U
تنظیم کیفرخواست
indictments
U
تنظیم ادعانامه
indictments
U
تنظیم کیفرخواست
redact
U
تنظیم کردن
regulable
U
تنظیم پذیر
regularizer
U
تنظیم کننده
regulating switch
U
کلید تنظیم
regulating valve
U
سوپاپ تنظیم
checks
U
دریچه تنظیم
checked
U
دریچه تنظیم
check
U
دریچه تنظیم
rheostat regulation
U
تنظیم با رئوستا
check valve
U
شیر تنظیم
regulation
U
پهنه تنظیم
regulators
U
تنظیم کننده
regulator
U
تنظیم کننده
adjusted
U
تنظیم شده
family planning
U
تنظیم خانواده
calibrating
U
تنظیم کردن
alignments
U
تنظیم انطباق
frame
U
تنظیم کردن
calibrated
U
تنظیم کردن
calibrate
U
تنظیم کردن
adjusability
U
قابلیت تنظیم
electronic tuning
U
تنظیم الکترونی
adjustable
U
قابل تنظیم
adjustable
U
تنظیم پذیر
formulates
U
تنظیم کردن
formulating
U
تنظیم کردن
classifies
U
تنظیم کردن
classify
U
تنظیم کردن
classifying
U
تنظیم کردن
formulated
U
تنظیم کردن
tunes
U
تنظیم کردن
tune
U
تنظیم کردن
arrangements
U
ترتیب تنظیم
arrangement
U
ترتیب تنظیم
formulate
U
تنظیم کردن
alignments
U
صف بندی تنظیم
adjustment of rools
U
تنظیم غلطک
adjusting point
U
نقطه تنظیم
alignment
U
تنظیم انطباق
calibrates
U
تنظیم کردن
adjustment of fire
U
تنظیم تیر
alignment
U
صف بندی تنظیم
depth adjustment
تنظیم عمیق
reconstitutes
U
تنظیم مقیاس کردن
reconstituting
U
تنظیم مقیاس کردن
flat nose plier
U
انبردست قابل تنظیم
relocation clock
U
دایره تنظیم تیر
fine sight
U
تنظیم خط نشانه دقیق
adjustable buckle
سگک قابل تنظیم
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com