Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
electronic tuning
U
تنظیم الکترونی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
electron multiplier
U
چند برابر کننده الکترونی افزاینده الکترونی
sight adjustment
U
تنظیم دستگاه نشانه روی تنظیم زاویه یاب قلق گیری کردن
camera station
U
ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
tune
U
تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
tunes
U
تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
range spotting
U
تنظیم مسافت تنظیم هدف کردن
tune
U
تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
tunes
U
تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
pages
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
paged
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
page
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
rheostat
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
calibration
U
تنظیم دستگاه بی سیم تصحیح کردن تنظیم کردن کالیبر سنجی
rheostatic
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
electronic excitation
U
تحریک الکترونی
electronic density
U
چگالی الکترونی
electron hole
U
حفره الکترونی
guns
U
تفنگ الکترونی
electronic current
U
جریان الکترونی
electron wave
U
موج الکترونی
barrier layer
U
بند الکترونی
electronic flash
U
فلاش الکترونی
electron gun
U
تفنگ الکترونی
electron gas
U
گاز الکترونی
electronic formula
U
فرمول الکترونی
electron flow
U
جریان الکترونی
electronic microscope
U
میکروسکوپ الکترونی
electron sheath
U
پوسته الکترونی
electron shower
U
رگبار الکترونی
gun
U
تفنگ الکترونی
electron mirror
U
اینه الکترونی
electron telescope
U
تلسکوپ الکترونی
electron microscope
U
میکروسکوپ الکترونی
electron particle
U
ذره الکترونی
electron microscope
U
میکروسکپ الکترونی
electron theory
U
تئوری الکترونی
electron physics
U
فیزیک الکترونی
electron ray
U
اشعه الکترونی
electron lens
U
لنز الکترونی
electron tube
U
لامپ الکترونی
electron lens
U
عدسی الکترونی
electron diffraction
U
پراش الکترونی
electronic radiation
U
تشعشع الکترونی
electron theory
U
نظریه الکترونی
electronic switch
U
سوئیچ الکترونی
electron bombardment
U
بمباران الکترونی
electronic transition
U
جهش الکترونی
computers
U
حسابگر الکترونی
electron camera
U
دوربین الکترونی
computer
U
حسابگر الکترونی
one electron atom
U
اتم تک الکترونی
tubes
U
لامپ الکترونی
tube
U
لامپ الکترونی
electron avalanche
U
بهمن الکترونی
electron beam
U
پرتوی الکترونی
electron capture
U
ربایش الکترونی
electron capture
U
جاذبه الکترونی
electronic rectifier
U
یکسوکننده الکترونی
electronic rectifier
U
یکسوساز الکترونی
electronic structure
U
ساختار الکترونی
electron beam
U
اشعه الکترونی
electron density
U
چگالی الکترونی
electron cutting
U
برش الکترونی
electron current
U
جریان الکترونی
electron configuration
U
ارایش الکترونی
electron coupling
U
تزویج الکترونی
electron coupling
U
پیوست الکترونی
electron could
U
ابر الکترونی
electron cascade
U
ابشار الکترونی
electron cloud
U
ابر الکترونی
phosphor
U
معمولا اشعه الکترونی
electronic lens
U
عدسی یا لنز الکترونی
electron beam cutting
U
برش با اشعه الکترونی
eniac
U
ماشین حساب الکترونی
multidentate atom
U
اتم چند الکترونی
glass type tube
U
لامپ الکترونی شیشهای
gas filled valve
U
لامپ الکترونی گازی
forbidden transition
U
جهش الکترونی ممنوع
depletion layer capacitance
U
فرفیت بند الکترونی
electron microscope
U
ذره بین الکترونی
electron disintegration
U
فرو ریزش الکترونی
electron beam generator
U
مولد اشعه الکترونی
welding by electron beam
U
جوشکاری با اشعه الکترونی
barrier layer capacitance
U
فرفیت بند الکترونی
density of an electron beam
U
چگالی اشعه الکترونی
electron beam welding
U
جوشکاری با اشعه الکترونی
sight alinement
U
تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
get a fix on something
<idiom>
U
نامه الکترونی دریافت کردن
beam current at a specified point
U
شدت اشعه الکترونی در یک نقطه
octal glass type tube
U
لامپ الکترونی هشت پایهای
electron beam deflection system
U
سیستم شکست پرتو الکترونی
electron beam focusing
U
تمرکز دهی اشعه الکترونی
output circuit
U
مدار خروجی لامپ الکترونی
input circuit
U
مدار ورودی لامپ الکترونی
thermoelectron
U
الکترونی که در اثر گرماصادر شود
mu
U
فاکتور شدت نیروی لامپ الکترونی
bread-boards
U
لوحهای که مدارهای آزمایشی الکترونی راروی آن میآرایند
electron gun
U
بخشی از CRT که یک اشعه الکترونی ایجاد میکند
sferics
U
دستگاه الکترونی کشف طوفان هوا شناسی
bread-board
U
لوحهای که مدارهای آزمایشی الکترونی راروی آن میآرایند
beams
U
دسته کردن اشعه الکترونی جهت دادن
beam
U
دسته کردن اشعه الکترونی جهت دادن
synchrotron
U
دستگاه تقویت وتسریع ذرات بار دار الکترونی
numerical indicator tube
U
هر گونه لامپ الکترونی که توانایی نمایش اشکال عددی را دارد
go no go
U
اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
sidelay
U
تنظیم کننده کناره کاغذ وسیله تنظیم کناره کاغذ درماشین چاپ
electron beam recording
U
ضبط خروجی کامپیوتر مستقیماگ روی میکروفیلم با استفاده از اشعه الکترونی
adjusting ring
U
حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
electronic
U
میدانهای الکترومغناطیسی و الکتریسیته ساکن که توسط وسایل الکترونی زیاد ایجاد شده است .
electronics
U
شاخهای از علم فیزیک که درباره صدوروحرکت و تاثیرات الکترون درخلا و گازهاوهمچنین استفاده ازدستگاههای الکترونی بحث میکند
y plates
U
صفحات افقی موازی که اختلاف پتانسیل انها سبب انحراف قائم پرتو الکترونی در لوله اشعه کاتدی میگردد
calibrated air speed
U
سرعت هوایی تنظیم شده سرعت تنظیم شده هواپیما
trimsize
U
اندازه تنظیم شده نقشه حواشی تنظیم شده نقشه
push pull
U
وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
guns
U
منبع اشعه الکترونی درون تیوپ اشعه کاتدی
gun
U
منبع اشعه الکترونی درون تیوپ اشعه کاتدی
thermionic tube
U
لوله الکترونی که دران الکترون بوسیله حرارت دادن به الکترود منتشر میشود لوله گرمایونی
high burst ranging
U
تنظیم تیر بروش ترکش بالا تنظیم تیر بروش تیر زمانی بالا
set out
U
تنظیم
timing
U
تنظیم
adjustments
U
تنظیم
shaping regulating
U
تنظیم
formulation
U
تنظیم
adjustment
تنظیم
alignments
U
تنظیم
regularization
U
تنظیم
calibration
U
تنظیم
spreading
U
تنظیم
alignment
U
تنظیم
regulation
U
تنظیم
conduction
U
هدایت تنظیم
attending
U
تنظیم کردن
attend
U
تنظیم کردن
lineup
U
تنظیم کردن
line regulator
U
تنظیم کننده
attends
U
تنظیم کردن
regularised
U
تنظیم کردن
regularises
U
تنظیم کردن
regularising
U
تنظیم کردن
range adjustment
U
تنظیم برد
range adjustment
U
تنظیم مسافت
regularize
U
تنظیم کردن
regularized
U
تنظیم کردن
make out
U
تنظیم کردن
method of drawing up
U
طرز تنظیم
indictment
U
تنظیم ادعانامه
timing
U
تنظیم وقت
variability
U
قابلیت تنظیم
indictment
U
تنظیم کیفرخواست
indictments
U
تنظیم ادعانامه
adjustable
U
قابل تنظیم
indicement
U
تنظیم ادعانامه
indictments
U
تنظیم کیفرخواست
range calibration
U
تنظیم مسافت
pilot valve
U
سوپاپ تنظیم
precision adjustment
U
تنظیم دقیق
preset
U
پیش تنظیم
pressure adjustment
U
تنظیم فشار
pressure regulator
U
شیر تنظیم
purity adjustment
U
تنظیم خلوص
levelling screw
U
پیچ تنظیم
adjusability
U
قابلیت تنظیم
adjustable
U
تنظیم پذیر
automatic regulation
U
تنظیم خودکار
electronic control
U
تنظیم الکترونیکی
body alinement
U
تنظیم بدن
caliper setting
U
تنظیم پرگار
cam type regulation
U
تنظیم بادامکی
carburetor adjustment
U
تنظیم کاربراتور
cascade control
U
تنظیم زنجیری
check gate
U
دریچه تنظیم
check valve
U
شیر تنظیم
corrector
U
تنظیم کننده
crystal control
U
تنظیم با بلور
air adjustment
U
تنظیم هوا
adjustment of rools
U
تنظیم غلطک
adjusting point
U
نقطه تنظیم
adjustment of fire
U
تنظیم تیر
regulators
U
تنظیم کننده
regulator
U
تنظیم کننده
adjusted
U
تنظیم شده
family planning
U
تنظیم خانواده
regulation
U
پهنه تنظیم
expanded contrast
U
تنظیم کنتراست
formulates
U
تنظیم کردن
formulated
U
تنظیم کردن
formulate
U
تنظیم کردن
inductive tuning
U
تنظیم القائی
inductive tuning
U
تنظیم پرمئابیلیته
initial adjustment
U
تنظیم صفر
jack screw
U
پیچ تنظیم
lay down
U
تنظیم کردن
regularizing
U
تنظیم کردن
formulating
U
تنظیم کردن
fine adjustment
U
تنظیم فریف
fine adjustment
U
تنظیم دقیق
fine setting
U
تنظیم دقیق
fine setting
U
تنظیم میکرومتری
frame
U
تنظیم کردن
focusing control
U
تنظیم تمرکز
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com