Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
data concentration
U
تمرکز داده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
centralized data processing
U
پردازش تمرکز یافته داده پردازش داده متمرکز
Other Matches
concentrating
U
تمرکز دادن تمرکز اتش تمرکز قوا
concentrate
U
تمرکز دادن تمرکز اتش تمرکز قوا
concentrates
U
تمرکز دادن تمرکز اتش تمرکز قوا
concentration
U
تمرکز اتش تمرکز غلظت مواد شیمیایی موجود در هوا بازداشتگاه اسرا
concentrations
U
تمرکز اتش تمرکز غلظت مواد شیمیایی موجود در هوا بازداشتگاه اسرا
enquiry
U
تقاضا برای داده یا اطلاع از وسیله یا پایگاه داده . دستیابی به داده در حافظه کامپیوتر بدون تغییر داده
parallels
U
داده ارسالی روی تعدادی خط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان منتقل میکند
paralleled
U
داده ارسالی روی تعدادی خط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان منتقل میکند
paralleled
U
بازیابی داده از فضای ذخیره سازی که از بخشی از داده و نه آدرس محل داده استفاده میکند
paralleling
U
داده ارسالی روی تعدادی خط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان منتقل میکند
paralleling
U
بازیابی داده از فضای ذخیره سازی که از بخشی از داده و نه آدرس محل داده استفاده میکند
parallel
U
بازیابی داده از فضای ذخیره سازی که از بخشی از داده و نه آدرس محل داده استفاده میکند
parallelling
U
بازیابی داده از فضای ذخیره سازی که از بخشی از داده و نه آدرس محل داده استفاده میکند
parallel
U
داده ارسالی روی تعدادی خط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان منتقل میکند
parallels
U
بازیابی داده از فضای ذخیره سازی که از بخشی از داده و نه آدرس محل داده استفاده میکند
parallelled
U
بازیابی داده از فضای ذخیره سازی که از بخشی از داده و نه آدرس محل داده استفاده میکند
parallelling
U
داده ارسالی روی تعدادی خط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان منتقل میکند
parallelled
U
داده ارسالی روی تعدادی خط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان منتقل میکند
source
U
حرکت داده بین دو شبکه که داده را با Taken بررسی میکند و داده را به ایستگاه صحیح می فرستد
searchingly
U
روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند
search
U
روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند
searched
U
روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند
searches
U
روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند
searching storage
U
روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند
data processing
U
پبشرفت تدریجی داده ها فرایند داده ها روند داده ها
tails
U
داده تشخیص داده شده در انتهای لیست داده
tailed
U
داده تشخیص داده شده در انتهای لیست داده
tail
U
داده تشخیص داده شده در انتهای لیست داده
data preparation
U
امایش داده ها اماده سازی داده مهیاسازی داده ها
concentrations
U
تمرکز
yeep joung
U
تمرکز
centering
U
تمرکز
focusing
U
تمرکز
concentration
U
تمرکز
centralization
U
تمرکز
centralisation
U
تمرکز
line concentrator
U
تمرکز کننده خط
concentration ratio
U
نرخ تمرکز
concentrate
U
تمرکز کردن
concentration ratio
U
نسبت تمرکز
magnetic focusing
U
تمرکز الکترومغناطیسی
concentration of fire
U
تمرکز اتش
degree of centralization
U
درجه تمرکز
center spuare
U
زاویه تمرکز
horizontal integration
U
تمرکز افقی
concentrations
U
تمرکز عده ها
concentrating
U
تمرکز کردن
concentrating
U
تمرکز دادن
concentative
U
تمرکز دهنده
visual focusing
U
تمرکز دیداری
electrostatic focusing
U
تمرکز الکتروستاتیکی
concentrates
U
تمرکز کردن
centering tool
U
ابزار تمرکز
centred
U
تمرکز یافتن
gas focusing
U
تمرکز با گاز
ionic focusing
U
تمرکز با گاز
center
U
تمرکز یافتن
concentrate
U
تمرکز دادن
cathexis
U
تمرکز روانی
focalization
U
تمرکز در کانون
retains
U
تمرکز دادن
post deflection focusing
U
تمرکز پس از انحراف
stress concentration
U
تمرکز تنش
centre
U
تمرکز یافتن
electron focusing
U
تمرکز الکترون
centers
U
تمرکز یافتن
centered
U
تمرکز یافتن
centralists
U
طرفدار تمرکز
centralist
U
طرفدار تمرکز
retained
U
تمرکز دادن
decentralization
U
عدم تمرکز
period of concentration
U
زمان تمرکز
electromagnetic focusing
U
تمرکز الکترومغناطیسی
cost center
U
تمرکز هزینه
crossover
U
تمرکز نخستین
retain
U
تمرکز دادن
retaining
U
تمرکز دادن
concentration
U
تمرکز عده ها
focusing magnet
U
مغناطیس تمرکز ده
focusing control
U
تنظیم تمرکز
concentrates
U
تمرکز دادن
totalitarianism
U
تمرکز گرایی
focusing coil
U
پیچک تمرکز
automatic focusing
U
تمرکز خودکار
massing
U
تمرکز قوای جنگی
masses
U
تمرکز قوای جنگی
critical concentration
U
میزان تمرکز بحرانی
self focus
U
تنظیم تمرکز خودکار
concentration area
U
منطقه تمرکز اتش
mass
U
تمرکز قوای جنگی
concentrating
U
تمرکز دادن تغلیظ
bourrelet
U
ورم تمرکز گلوله
massing of fire
U
تمرکز دادن اتشها
concentrate
U
تمرکز دادن تغلیظ
decentralising
U
عدم تمرکز دادن
decentralizes
U
عدم تمرکز دادن
decentralised
U
عدم تمرکز دادن
decentralize
U
عدم تمرکز دادن
decentralizing
U
عدم تمرکز دادن
concentrates
U
تمرکز دادن تغلیظ
decentralises
U
عدم تمرکز دادن
centralized design
U
طراحی تمرکز یافته
privacy
U
قانونی که کاربران غیر محغاز نمیتوانند درباره افراد خصوصی از پایگاه داده ها داده دریافت کنند یا هر شخص فقط میتواند اطلاعات مربوط به خودش را در پایگاه داده بداند
centralize
U
تمرکز دادن تمرکزی کردن
centralism
U
سیستم تمرکز در اداره مملکت
electron beam focusing
U
تمرکز دهی اشعه الکترونی
authoritarianism
U
فلسفهء تمرکز قدرت یا استبداد
centralised
U
تمرکز دادن تمرکزی کردن
centralising
U
تمرکز دادن تمرکزی کردن
centralizes
U
تمرکز دادن تمرکزی کردن
centralizing
U
تمرکز دادن تمرکزی کردن
concenter
U
تمرکز دادن تغلیظ کردن
centralises
U
تمرکز دادن تمرکزی کردن
CD
U
دیسک درایوی که به کامپیوتراجازه میدهد داده ذخیره شده روی ROM-CD را بخواند داده خوان از یک اشعه لیزر برای خواندن الگوهای سطح ROM-CD استفاده میکند که معرف بیت داده هستند
CDs
U
دیسک درایوی که به کامپیوتراجازه میدهد داده ذخیره شده روی ROM-CD را بخواند داده خوان از یک اشعه لیزر برای خواندن الگوهای سطح ROM-CD استفاده میکند که معرف بیت داده هستند
I am not in the right frame of mind. I cannot concerntrate.
U
فکرم حاضرنیست ( تمرکز فکر ندارم )
statism
U
تمرکز قدرت اقتصادی در دولت مرکزی
pools
U
قرقره متمرکز کردن یا محل تمرکز
pooled
U
قرقره متمرکز کردن یا محل تمرکز
center
U
کانونی کردن تمرکز یافتن مرکز
permanent magnet centering
U
تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
permanent magnet focusing
U
تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
centralised
U
تمرکز دادن درمرکز جمع کردن
cathectic
U
وابسته به تمرکز روانی شهوانی شده
centralises
U
تمرکز دادن درمرکز جمع کردن
hit the high spots
<idiom>
U
روی نکته اصلی تمرکز کردن
gather writer
U
تمرکز اطلاعات در داخل یک رکورد فیزیکی
centralizes
U
تمرکز دادن درمرکز جمع کردن
Zionism
U
نهضت تمرکز بنی اسرائیل درفلسطین
localization
U
تمرکز درنقطه بخصوصی محلی کردن
decentralism
U
سیستم عدم تمرکز در اداره مملکت
centralize
U
تمرکز دادن درمرکز جمع کردن
centralising
U
تمرکز دادن درمرکز جمع کردن
centralizing
U
تمرکز دادن درمرکز جمع کردن
pool
U
قرقره متمرکز کردن یا محل تمرکز
sql
U
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و معروف استاندارد که برای تولید پرسش هایی برای داده از پایگاه داده ها به کار می رود
structuring
U
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود
structures
U
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود
structure
U
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود
grommet
U
حلقه ثبات لوله ورم تمرکز گلوله
Zionist
U
طرفدار نهضت تمرکز یهود در فلسطین صهیونیست
condenser
U
الت جمع کردن و تمرکز دادن برق
authoritarians
U
طرفدار تمرکز قدرت در دست یکنفر یا یک هیئت
authoritarian
U
طرفدار تمرکز قدرت در دست یکنفر یا یک هیئت
queries
U
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
querying
U
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
queried
U
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
query
U
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
tabbing
U
ترتیب حرکت تمرکز از یک دگمه یا میدان به دیگر با انتخاب کلید tab
neoclassical economics
U
در این اقتصاد تمرکز بیشتر بروی تقاضای مصرف کننده وروشهای ریاضی است
silicon valley
U
محلی در دره سانتاکلارای کالیفرنیا باگسترده ترین تمرکز تجارت وکار تکنولوژی عالی در جهان
QBE
U
زبان ساده برای بازیابی اطلاعات از سیستم مدیریت پایگاه داده ها توسط وارد کردن درخواست با مقادیر مشخص که سپس با پایگاه داده تط بیق میشود و برای بازیابی داده صحیح استفاده میشود
associative addressing
U
روش باز یابی داده که از بخش داده و نه از آدرس آن استفاده میکند
cell
U
در صفحه گسترده روشی که نتیجه یا داده در یک خانه نمایش داده میشود
cells
U
در صفحه گسترده روشی که نتیجه یا داده در یک خانه نمایش داده میشود
mass storage
U
سیستم ذخیره داده که بیشتر از یک میلیون بیت داده را نگهداری میکند
initialed
U
خطای داده که اختلاف بین داده در شورع پردازش و مقدار خط ی آن است
storage
U
ذخیره سازی داده به صورتی که به آن امکان پردازش دیرتر داده میشود
gremlin
U
خطای شرح داده نشده در هنگام گم شدن داده در حین ارسال
initials
U
خطای داده که اختلاف بین داده در شورع پردازش و مقدار خط ی آن است
initialing
U
خطای داده که اختلاف بین داده در شورع پردازش و مقدار خط ی آن است
serial
U
یک دادهای که با خواندن لیست داده و رسیدن به داده صحیح بدست آید.
initialled
U
خطای داده که اختلاف بین داده در شورع پردازش و مقدار خط ی آن است
initial
U
خطای داده که اختلاف بین داده در شورع پردازش و مقدار خط ی آن است
transmissions
U
مجموعه خط وط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان اجرا می کنند
entities
U
موضوعی که داده ذخیره شده در فایل یا پایگاه داده ها به آن مراجعه میکند
initialling
U
خطای داده که اختلاف بین داده در شورع پردازش و مقدار خط ی آن است
forward pointer
U
اشاره گری که محل داده بعدی در یک ساختار داده را بیان میکند
serials
U
یک دادهای که با خواندن لیست داده و رسیدن به داده صحیح بدست آید.
checked
U
محلی در برنامه که داده و وضعیتهای داده قابل ضبط ونمایش هستند
checks
U
محلی در برنامه که داده و وضعیتهای داده قابل ضبط ونمایش هستند
check
U
محلی در برنامه که داده و وضعیتهای داده قابل ضبط ونمایش هستند
source
U
فرم یا تنی که داده از آن بازیابی میشود تا وارد پایگاه داده ها شود
content addressable addressing
U
روش بازیابی داده که از بخشی از داده ونه آدرس آن استفاده میکند
strobe
U
سیگنالی که بیان میکند داده معتبر در باس داده قرار دارد
entity
U
موضوعی که داده ذخیره شده در فایل یا پایگاه داده ها به آن مراجعه میکند
gremlins
U
خطای شرح داده نشده در هنگام گم شدن داده در حین ارسال
transmission
U
مجموعه خط وط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان اجرا می کنند
ascend
U
مرتب کردن داده ها بر طبق کوچکترین مقدار یا داده در لیست
receives
U
ترمینال کامپیوتری که فقط داده نمایش داده شده را می پذیرد
parallelling
U
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و داده سریال ارسال میکند
serial
U
وسیلهای که داده سری می پذیرد و داده موازی ارسال میکند
serials
U
وسیلهای که داده سری می پذیرد و داده موازی ارسال میکند
parallelled
U
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و داده سریال ارسال میکند
paralleling
U
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و داده سریال ارسال میکند
receive
U
ترمینال کامپیوتری که فقط داده نمایش داده شده را می پذیرد
digital
U
آنچه داده یاکمیتهای فیزیکی را به صورت داده بیان میکند
wait time
U
خیر بین یک درخواست برای داده و ارسال داده از حافظه
parallels
U
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و داده سریال ارسال میکند
ascended
U
مرتب کردن داده ها بر طبق کوچکترین مقدار یا داده در لیست
paralleled
U
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و داده سریال ارسال میکند
parallel
U
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و داده سریال ارسال میکند
ascends
U
مرتب کردن داده ها بر طبق کوچکترین مقدار یا داده در لیست
long integer
U
عدد صحیح که با چندین بایت داده نمایش داده شود
bureaus
U
ادارهای که متخصص تایپ داده و پردازش دستهای داده ادارههای کوچکتر است
bureau
U
ادارهای که متخصص تایپ داده و پردازش دستهای داده ادارههای کوچکتر است
ddl
U
بخشی از نرم افزارسیستم پایگاه داده ها ساختار سیستم و داده را شرح میدهد
preparation
U
تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
preparations
U
تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
loops
U
برسی اینکه داده به درستی در خط منتقل شده با برگرداندن داده به ارسال کننده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com