Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
bear in
U
تمایل اسب به نزدیک شدن به جانب کناره مسیر یا نرده ها
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
lug out
U
تمایل داشتن اسب به دورشدن از نرده مسابقه
pole sitter
U
راننده نزدیک به نرده داخلی درمسیر
bear out
U
تمایل اسب به نزدیک شدن به حد خارجی
helm
U
تمایل قایق به انحراف از مسیر
helms
U
تمایل قایق به انحراف از مسیر
approached
U
نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
approach
U
نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
approaches
U
نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
pole horse
U
اسب نزدیک به لبه داخلی مسیر
approach lane
U
مسیر نزدیک شدن به ساحل خطوط نزدیک شدن به ساحل
pickets
U
ناو گشتی نرده کشیدن دستک یا نرده
picket
U
ناو گشتی نرده کشیدن دستک یا نرده
picketed
U
ناو گشتی نرده کشیدن دستک یا نرده
fair faced
U
حق به جانب
sides
U
جنب جانب
offshore
U
از جانب ساحل
side
U
جنب جانب
centripetal
U
جانب مرکزی
centripetal force
U
نیروی جانب مرکز
centripetal acceleration
U
نیروی جانب مرکز
To err on the side of caution.
U
جانب احتیاط راگرفتن
favouritism
U
جانب کسی را گرفتن
sidelay
U
تنظیم کننده کناره کاغذ وسیله تنظیم کناره کاغذ درماشین چاپ
self proclaimed
U
ادعاشده از جانب خود شخص
providentially
U
از مشیت الهی من جانب الله
find touch
U
بیرون فرستادن توپ نزدیک خط دروازه برای تجمع نزدیک
i made him my proxy
U
او رااز جانب خود وکیل کردم
estate in reversion
U
هبه قابل رجوع از جانب واهب
I have been referred. (introduced,recommended)to you by MR. . . .
U
از جانب آقای ... به شما معرفی شده ام
he voted by proxy
U
کسی را از جانب خودوکیل کردکه رای دهد
inside
U
ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
insides
U
ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
closes
U
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
closer
U
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
closest
U
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
close
U
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
fast
U
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fastest
U
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fasted
U
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fasts
U
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
lanes
U
مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
lane
U
مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
grooves
U
خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
groove
U
خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
switched network backup
U
انتخاب کاربر برای مسیر جانبی از شبکه وقتی که مسیر اول مشغول است
multithread
U
طرح برنامه که از بیش یک مسیر منط قی استفاده میکند و هر مسیر همزمان اجرا میشود
landing approach
U
مسیر نشستن هواپیما مسیر پیاده شدن به ساحل
ball cushion
U
دیوار پشتی دار در انتهای مسیر گوی بولینگ که مانع برگرداندن میله به مسیر میشود
inshore
U
نزدیک کرانه نزدیک ساحل
point bland
U
بسیار نزدیک در مسافت نزدیک
crane rail
U
مسیر حرکت پاتیل جرثقیل مسیر بالابر
galactic noise
U
تشعشع رادیویی کهکشان صوت پراکنی از جانب کهکشان
midcourse guidance
U
هدایت موشک در مسیر میانه یا مسیر پرواز ازاد موشک
summit
U
حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
transit route
U
مسیر دریایی بین المللی مسیر ترانزیت راه ترانزیت
summits
U
حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
mid wicket
U
توپزن نزدیک توپ انداز توپگیر طرفین میله نزدیک توپ انداز
bakuninism
U
اصول عقایدباکونین نویسنده انارشیست روسی و همکار مارکس وانگلس که بعدها به علت داشتن عقاید نظامی از جانب ایشان طرد شد . او موسس مکتب نهیلیسم روسیه نیزهست
zariba
U
نرده
paler
U
نرده
palest
U
نرده
carriage
U
نرده
guard-rail
U
نرده
fences
U
نرده
fence
U
نرده
lattic-bridge
U
پل نرده ای
carriages
U
نرده
palisad
U
نرده
hand rail
U
نرده
allering
U
نرده
pale
U
نرده
fencing
U
نرده
parapets
U
نرده
balustrade
U
نرده
balustrades
U
نرده
guard-rails
U
نرده
picket lines
U
خط نرده ها
railing
U
نرده
picket line
U
خط نرده ها
barriers
U
نرده
railings
U
نرده
parapet
U
نرده
rail
U
نرده
barrier
U
نرده
banisters
U
نرده
base of trajectory
U
تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
nodes
U
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
fire lane
U
مسیر تیراندازی دریایی مسیر پاک شده تیراندازی
node
U
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
margin
U
کناره
listel
U
کناره
sides
U
کناره
margine
U
کناره
margent
U
کناره
side
U
کناره
rim
U
کناره
fringes
U
کناره
edges
U
کناره
bordered
U
کناره
fringe
U
کناره
border
U
کناره
bordering
U
کناره
rims
U
کناره
margins
U
کناره
lip
U
کناره
edge
U
کناره
snake fence
U
نرده مارپیچ
railing post
U
میله نرده
fender
U
نرده حفاظ
paling
U
نرده سازی
guard
U
نرده حفافتی
guarding
U
نرده حفافتی
guards
U
نرده حفافتی
railings
U
نرده کشیدن
bars
U
نرده حائل
newel
U
پایه نرده
bar
U
نرده حائل
baluster
U
ستون نرده
handrail bracket
U
پایه نرده
hand rail
U
دستگیره نرده
gratling
U
نرده فلزی
balconet
U
نرده ایوان
balconette
U
نرده ایوان
balustrade
U
نرده پلکان
balustrum
U
نرده محراب
colomella
U
صراحی نرده
communion-rail
U
نرده محراب
newels
U
پایه نرده
list
U
شیار نرده
companionway
U
نرده پلهای
parclose or per
U
نرده یا تجیر
frieze-rail
U
نرده پیشخوان
companionways
U
نرده پلهای
Laudian rails
U
نرده محراب
railing
U
نرده کشیدن
handrail
U
نرده ساختمان
handrails
U
نرده ساختمان
proneness
U
تمایل
recumbency
U
تمایل
proclivity
U
تمایل
intentions
U
تمایل
trepan
U
تمایل
tendencies
U
تمایل
disposition
U
تمایل
leanings
U
تمایل
leaning
U
تمایل
tendency
U
تمایل
propensities
U
تمایل
would
U
تمایل
proclivities
U
تمایل
propensity
U
تمایل
left justification
U
تمایل به چپ
appetence or tency
U
تمایل
pendulum
U
تمایل
pendulums
U
تمایل
trend
U
تمایل
orientation
U
تمایل
trends
U
تمایل
sentiment
U
تمایل
month's mind
U
تمایل
disinclined
U
بی تمایل
unwilling
U
بی تمایل
nisus
U
تمایل
aclinic
U
بی تمایل
addictedness
U
تمایل
appetence
U
تمایل
gravitation
U
تمایل
appetency
U
تمایل
intention
U
تمایل
declination
U
تمایل
liking
U
تمایل
the present writer
U
این بنده این جانب
strike
U
اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
strikes
U
اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
to declare off
U
کناره کردن از
abdication
U
کناره گیری
To go into solitude . To become aloof .
U
کناره گرفتن
renunciation
U
کناره گیری
sides
U
پهلو کناره
scratched
U
کناره گیری
demit
U
کناره گرفتن از
scratching
U
کناره گیری
scratch
U
کناره گیری
bank
U
کناره توده
bolt rope
U
طناب کناره
bank paving
U
فرش کناره
banks
U
کناره توده
scratches
U
کناره گیری
featheredge
U
کناره تیز
demission
U
کناره گیری
isolation
U
کناره گیری
levee
U
کناره رودخانه
edge
U
کناره تیزی
edges
U
کناره تیزی
aloof
U
کناره گیر
retiring
U
کناره گیر
renouncement
U
کناره گیری
contour
U
خط کناره نما
stand offish
U
کناره گیر
stand offish
U
کناره جو غیرمعاشر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com