English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 216 (19 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
completive U تمام کننده
consummative U تمام کننده
finisher U تمام کننده
processor U تمام کننده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
carried U سیگنال مدار جمع کننده برای بیان کامل بودن تمام عملیات وام ها
carries U سیگنال مدار جمع کننده برای بیان کامل بودن تمام عملیات وام ها
carry U سیگنال مدار جمع کننده برای بیان کامل بودن تمام عملیات وام ها
carrying U سیگنال مدار جمع کننده برای بیان کامل بودن تمام عملیات وام ها
form U حساس کننده روی چاپگر که وقتی کاغذ تمام شود اعلام میکند
formed U حساس کننده روی چاپگر که وقتی کاغذ تمام شود اعلام میکند
forms U حساس کننده روی چاپگر که وقتی کاغذ تمام شود اعلام میکند
back pressure turbine U توربین بخاری که تمام بخارخروجی ان با فشار به داخل شبکه گرم کننده جذب میشود
boomerange U دلیلی که به ضرر استدلال کننده تمام میشود
full adder U تمام جمع کننده
partial carry U فضای ذخیره سازی موقت تمام ارقام نقلی جمع کننده موازی بجای ارسال مستقیم
rat's nest U یک ویژگی در سیستمهای طراحی مدار چاپی که به استفاده کننده اجازه میدهدتا تمام اتصالات میان مولفه ها را ببیند
Other Matches
beta software U نرم افزاری که هنوز تمام آزمایش ها رویش تمام نشده و ممکن است هنوز مشکل داشته باشد
terminate U تمام شدن تمام کردن
terminated U تمام شدن تمام کردن
terminates U تمام شدن تمام کردن
corrector U جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
adobe type manager U استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
raster U سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
lapped U یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
lap U یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
beneficial occupancy U اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
full track U تمام شنی خودرو تمام شنی
panorama U تمام نما اینه تمام نما
panoramas U تمام نما اینه تمام نما
altitude/height hold U متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller U هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder U ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor U کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling U کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers U وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer U وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor U گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network U یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
vasomotor U اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
steam fitter U نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
del credere U وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
changer U دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
interceptor U هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonator U منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
distractive U گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
interceptors U هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonators U منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
makgi boowi U نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
search jammer U تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
expostulator U سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
suppressive U خنثی کننده اتش سرکوب کننده
claqueur U تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
prepossessing U مجذوب کننده جلب توجه کننده
padding U پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
sprining charge U خرج چال کننده یا گود کننده
off U تمام
full length U تمام قد
thorough U تمام
entire U تمام
full-length U تمام قد
incomplete U نا تمام
whole U تمام
it is all up U تمام شد
rounded U پر تمام
thru U تمام
completing U تمام
whole length U تمام قد
fullest U تمام
through U تمام
full U تمام
yame U تمام
completed U تمام
completes U تمام
lion's share U تمام
full-face U تمام رخ
full face U تمام رخ
out-and-out U تمام
complete U تمام
It's over. U تمام شد.
all night U در تمام شب
out and out U تمام
astigmatizer U وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order U دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
preventive U حفافت کننده جلوگیری کننده
cogitator U اندیشه کننده مطالعه کننده
thickeners U غلیظ کننده پرپشت کننده
insulator U جدا کننده عایق کننده
supplicants U درخواست کننده تضرع کننده
thickener U غلیظ کننده پرپشت کننده
supplicant U درخواست کننده تضرع کننده
insulators U جدا کننده عایق کننده
favourer U یاری کننده مساعدت کننده
desolator U ویران کننده متروک کننده
spell binder U مسحور کننده مجذوب کننده
vibrator U ارتعاش کننده نوسان کننده
venerator U تکریم کننده ستایش کننده
coordinator U هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
vibrators U ارتعاش کننده نوسان کننده
divider U جدا کننده تقسیم کننده
the producer and the consumer U تولید کننده و مصرف کننده
corruptor U فاسد کننده منحرف کننده
corrupter U فاسد کننده منحرف کننده
modifiers U اصلاح کننده تعدیل کننده
modifier U اصلاح کننده تعدیل کننده
accaimer U هلهله کننده تحسین کننده
trimmer U دستکاری کننده صاف کننده
hangers U اویزان کننده معلق کننده
desolater U ویران کننده متروک کننده
designative U اشاره کننده تعیین کننده
sniffy U افهار تنفر کننده فن فن کننده
striking force U نیروی تک کننده یا کمین کننده
toaster U سرخ کننده برشته کننده
whetstone U تیز کننده تند کننده
toasters U سرخ کننده برشته کننده
suberter U سرنگون کننده تضعیف کننده
discriminant U تفکیک کننده جدا کننده
presenter U ارائه کننده معرفی کننده
presenters U ارائه کننده معرفی کننده
acknowledger U تصدیق کننده قبول کننده
thwarter U خنثی کننده مسدود کننده
contractive U جمع کننده چوروک کننده
diverting U سرگرم کننده منحرف کننده
hanger U اویزان کننده معلق کننده
modulator demodulator U تلفیق کننده- تفکیک کننده
transmitter U منتقل کننده مخابره کننده
prosecutor U پیگرد کننده تعقیب کننده
homager U تجلیل کننده کرنش کننده
intermediary U وساطت کننده مداخله کننده
practicer U تمرین کننده مشق کننده
prosecutors U پیگرد کننده تعقیب کننده
transmitters U منتقل کننده مخابره کننده
intermediaries U وساطت کننده مداخله کننده
provisioner U تدارک کننده تهیه کننده
lifter U مرتفع کننده برطرف کننده
presentor U ارائه کننده معرفی کننده
gesticulant U اشاره کننده وحرکت کننده
oppressive U خورد کننده ناراحت کننده
to see out U تمام کردن
goes U تمام شدن
thorough going U تمام وکمال
to run away with U تمام کردن
go U تمام شدن
to see through U تمام کردن
outed U در بیرون تمام
holohedral U تمام وجه
by all means U با تمام وسائل
through U تمام شده
use up U تمام کردن
depletable U تمام شدنی
fuller U کامل تر تمام تر
he is fifty U تمام دارد
out U در بیرون تمام
out- U در بیرون تمام
to finish off U تمام کردن
to fill out U تمام کردن
to eat up U تمام کردن
forth U تمام کردن
the game is up U بازی تمام شد
the full of the moon U ماه تمام
give out U تمام شدن
wholly U تمام وکمال
get through U تمام کردن
fulfils U تمام کردن
sterling U تمام عیار
finishing U تمام کاری
finished U تمام شده
the whole world U تمام دنیا
thoro U کامل تمام
to draw to an end U تمام شدن
all- U : همه تمام
all U : همه تمام
to blow over U تمام شدن
three whole years U سه سال تمام
consumptible U تمام شدنی
hade U شیب تمام
thoro U تمام وکمال
full-time U تمام وقت
integral U کامل تمام
fullest U تمام تکمیل
body and soul <idiom> U با تمام وجود
full U تمام قدرت
full U تمام تکمیل
in full fig U درلباس تمام
exhausted U تمام شده
A whole week U یک هفته تمام
fullest U تمام قدرت
peter U تمام شدن
due U تمام شده
exhaustible U تمام شدنی
mast high U تمام افراشته
go through with <idiom> U تمام کردن
give out <idiom> U تمام شده
get (something) over with <idiom> U تمام کردن
defunct U تمام شده
all day long <idiom> U تمام روز
short measure full measure U پیمانه تمام
spring-clean U تمام وکمالتمیزکردن
yearlong U یکسال تمام
yean round U در تمام سال
wrap up U تمام شدن
pass U تمام شدن
passed U تمام شدن
passes U تمام شدن
whole hog U تمام راه
full-blown U تمام کامل
holosymmetric U تمام وجه
holohedron U تمام وجهی
dyed-in-the-wool U تمام و کمال
payment in full U پرداخت تمام
full-page U تمام صفحه
in full U تمام وکمال
over with U تمام شده
cosecant U قطرفل تمام
par excellence U به تمام معنی
cosine U جیب تمام
cosines U جیب تمام
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com