English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
finish U تمام شدن پرداخت رنگ وروغن
finishes U تمام شدن پرداخت رنگ وروغن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
finish U تمام کردن رنگ وروغن زدن
finishes U تمام کردن رنگ وروغن زدن
payment in full U پرداخت تمام
overcolour U زیاد اب وروغن دادن
embalming U با عطر وروغن تدهین کردن
embalm U با عطر وروغن تدهین کردن
embalms U با عطر وروغن تدهین کردن
embalmed U با عطر وروغن تدهین کردن
tartarsauce U سوس مایونز باترشی وروغن زیتون وترب وغیره
tartaresauce U سوس مایونز باترشی وروغن زیتون وترب وغیره
progress payment U پرداخت مبالغ قرارداد طبق پیشرفت کار پرداخت مرحلهای
matt U فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
matte U فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
interim financing U پرداخت اقساط به طور کوتاه مدت پرداخت بینابین
usance U مهلت پرداخت پرداخت مدت دار
sets of bill U نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
stop order U دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
fates U پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
fate U پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
droppage U کسری پرداخت کسر پرداخت
beta software U نرم افزاری که هنوز تمام آزمایش ها رویش تمام نشده و ممکن است هنوز مشکل داشته باشد
terminate U تمام شدن تمام کردن
terminated U تمام شدن تمام کردن
terminates U تمام شدن تمام کردن
tax evasion U عدم پرداخت مالیات بصورت غیر قانونی فرار از پرداخت مالیات
due bill U در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
ransoms U وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
ransom U وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
carnet U اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
claim for indemnification U ادعای تضمین خسارت مطالبه پرداخت خسارت مطالبه پرداخت غرامت
adobe type manager U استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
raster U سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
ability to pay principle of taxation U اصل توانائی پرداخت مالیات برپایه این اصل مالیات بایدمتناسب با توانائی پرداخت مالیات دهنده وضع شود
lap U یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
lapped U یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
subscribing U تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribes U تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribed U تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribe U تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
beneficial occupancy U اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
full track U تمام شنی خودرو تمام شنی
panorama U تمام نما اینه تمام نما
panoramas U تمام نما اینه تمام نما
dividend warrant U چک پرداخت سود سهام اجازه پرداخت سود سهام
furbisher U پرداخت گر
remitment U پرداخت
bleaching U پرداخت
glosser U پرداخت گر
burnisher U پرداخت گر
finishing U پرداخت
making good U پرداخت
payment U پرداخت
expenditure U پرداخت
pt U پرداخت
refunds U پس پرداخت
rendering U پرداخت
renderings U پرداخت
refunding U پس پرداخت
refunded U پس پرداخت
discharging U پرداخت
polish U پرداخت
lustreer U پرداخت
polishes U پرداخت
refund U پس پرداخت
payments U پرداخت
disbursement U پرداخت
glazes U پرداخت
outlay U پرداخت
pay U پرداخت
paying U پرداخت
settlements U پرداخت
discharges U پرداخت
settlement U پرداخت
defrayal U پرداخت
finishing touches U پرداخت
pays U پرداخت
refinishing U پرداخت
finishes U پرداخت
glaze U پرداخت
discharge U پرداخت
trim U پرداخت
finish U پرداخت
never-never U پرداخت قسطی
pays U پرداخت کردن
pays U وابسته به پرداخت
pay U وابسته به پرداخت
on account payment U پیش پرداخت
pay U پرداخت کردن
paying U وابسته به پرداخت
payment in advance U پیش پرداخت
paying U پرداخت کردن
pay off U پرداخت کردن
furbishing U پرداخت کردن
furbishes U پرداخت کردن
subscriptions U تعهد پرداخت
payable at sight U پرداخت دیداری
furbished U پرداخت کردن
subscription U تعهد پرداخت
furbish U پرداخت کردن
payable on demand U پرداخت عندالمطالبه
reimbursements U پرداخت جبرانی
payment by instalments U پرداخت به اقساط
part payment U پرداخت اقساطی
settlement U تسویه پرداخت
settlement U تصفیه پرداخت
settlements U تسویه پرداخت
settlements U تصفیه پرداخت
bonus U پرداخت اضافی
bonuses U پرداخت اضافی
reimbursement U باز پرداخت
reimbursement U پرداخت جبرانی
reimbursements U باز پرداخت
payer U پرداخت کننده
dishonour U خودداری از پرداخت
burnishes U پرداخت کردن
burnish U پرداخت کردن
disbursing U پرداخت کردن
disbursing U پرداخت خرج
disburses U پرداخت کردن
disburses U پرداخت خرج
disbursed U پرداخت کردن
disbursed U پرداخت خرج
disburse U پرداخت کردن
disburse U پرداخت خرج
finish U پرداخت کار
spot cash U پرداخت نقدی
finishes U پرداخت کار
finisher U پرداخت کننده
terms of payment U شرایط پرداخت
the d. of a debt U پرداخت بدهی
scours U پرداخت کردن
dishonoured U خودداری از پرداخت
dishonors U خودداری از پرداخت
dishonoring U خودداری از پرداخت
dishonouring U خودداری از پرداخت
dishonored U خودداری از پرداخت
dishonours U خودداری از پرداخت
financing U پرداخت هزینه
finances U پرداخت هزینه
financed U پرداخت هزینه
finance U پرداخت هزینه
settlement terms U شرایط پرداخت
tumble U پرداخت کردن
smoothing plane U رنده پرداخت
tumbled U پرداخت کردن
tumbles U پرداخت کردن
scour U پرداخت کردن
scoured U پرداخت کردن
remitter U پرداخت کننده
remittal U گذشت پرداخت
payor U پرداخت کننده
outstanding U پرداخت نشده
outstandingly U پرداخت نشده
instalments U پرداخت قسطی
instalment U پرداخت قسطی
installments U پرداخت قسطی
payment terms U شرایط پرداخت
burnishing U پرداخت کاری
payment stopped U توقف پرداخت
remittance U پرداخت تادیه
remittances U پرداخت تادیه
rendition U پرداخت تحویل
unpolished U پرداخت نشده
renditions U پرداخت تحویل
payment in kind U پرداخت جنسی
payment in kind U پرداخت غیرنقدی
payment in full U پرداخت کامل
period of grace U مهلت پرداخت
planish U پرداخت کردن
remittable U قابل پرداخت
reimbursable U قابل پرداخت
punctual payment U پرداخت در سر وعده
prompt payment U پرداخت فوری
progress payments U پرداخت تدریجی
prest U پیش پرداخت
liability U دیون پرداخت
liabilities U دیون پرداخت
lustre U صیقل پرداخت
to finish off U پرداخت کردن
prepayment U پیش پرداخت
pre payment U پیش پرداخت
pre paid U پیش پرداخت
buffer U پرداخت کردن
planishing tool U ابزار پرداخت
payment in due cource U پرداخت به موقع
average payment U پرداخت متوسط
cash dispensers U پرداخت مینماید
back freigt U پرداخت کرایه
cash dispenser U پرداخت مینماید
imprest U پیش پرداخت
liquidation U پرداخت بدهی
bilk U گذاشتن از پرداخت
repayments U پرداخت مجدد
repayment U پرداخت مجدد
non-payment U عدم پرداخت
satin U جلا پرداخت
lump sum payment U پرداخت یکجا
lump sum payment U پرداخت نقدی
polishes U پرداخت کردن
polish U پرداخت کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com