Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
extension telephone
U
تلفن شنت شده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
fax
U
غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
faxed
U
غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
faxes
U
غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
faxing
U
غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
voice
U
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
voices
U
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
voicing
U
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
phone
U
تلفن تلفن زدن
phone
U
تلفن کردن
phone
U
تلفن
phone
U
مجموعه اعداد برای تلفن خاص
phone
U
پاسخ به تماس در تلفن
phone
U
شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phone
U
صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phone
U
تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
phoned
U
تلفن تلفن زدن
phoned
U
تلفن کردن
phoned
U
تلفن
phoned
U
مجموعه اعداد برای تلفن خاص
phoned
U
پاسخ به تماس در تلفن
phoned
U
شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phoned
U
صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phoned
U
تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
phones
U
تلفن تلفن زدن
phones
U
تلفن کردن
phones
U
تلفن
phones
U
مجموعه اعداد برای تلفن خاص
phones
U
پاسخ به تماس در تلفن
phones
U
شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phones
U
صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phones
U
تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
phoning
U
تلفن تلفن زدن
phoning
U
تلفن کردن
phoning
U
تلفن
phoning
U
مجموعه اعداد برای تلفن خاص
phoning
U
پاسخ به تماس در تلفن
phoning
U
شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phoning
U
صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phoning
U
تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
public
U
سرویس ارسال داده برای عموم . مثل سیستم تلفن اصلی در یک کشور
slip
U
روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سریال مثل اتصال مودم تلفن
slipped
U
روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سریال مثل اتصال مودم تلفن
slips
U
روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سریال مثل اتصال مودم تلفن
private
U
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
privates
U
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
desktop
U
در یک GUI فضای کاری که نمایش گرافیک از میز کار واقعی ای با نشانههای تلفن
analogue
U
خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند خط تلفن را منتقل می کنند
analogues
U
خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند خط تلفن را منتقل می کنند
central
U
تلفن چی مرکزی
central
U
متصدی مرکز تلفن مرکزی مرکزی
facsimile
U
روش ارسال و دریافت تصاویر به صورت دیجیتال روی خط تلفن یا رادیو
facsimiles
U
روش ارسال و دریافت تصاویر به صورت دیجیتال روی خط تلفن یا رادیو
structure
U
نقشه نصب کابلها در شرکت یا ساختمان بران شبکه ها کامپیوتری و تلفن
structures
U
نقشه نصب کابلها در شرکت یا ساختمان بران شبکه ها کامپیوتری و تلفن
structuring
U
نقشه نصب کابلها در شرکت یا ساختمان بران شبکه ها کامپیوتری و تلفن
howler
U
صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
howlers
U
صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
busied
U
خط تلفن اشغال است
busier
U
خط تلفن اشغال است
busies
U
خط تلفن اشغال است
busiest
U
خط تلفن اشغال است
busy
U
خط تلفن اشغال است
busying
U
خط تلفن اشغال است
drop
U
نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
dropped
U
نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
dropping
U
نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
drops
U
نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
electronic
U
روش ارسال متن است نویس و دیاگرام روی خط تلفن
post
U
تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
post-
U
تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
posted
U
تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
posts
U
تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
serial
U
روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سری , مثل مودم تلفن
serials
U
روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سری , مثل مودم تلفن
picture
U
ارسال تصویر روی خط تلفن
pictured
U
ارسال تصویر روی خط تلفن
pictures
U
ارسال تصویر روی خط تلفن
picturing
U
ارسال تصویر روی خط تلفن
subscriber
U
1-شخصی که یک تلفن دارد.2-شخصی که مبلغی می پردازد تا به سرویس مثل BBS دستیابی یابد
subscribers
U
1-شخصی که یک تلفن دارد.2-شخصی که مبلغی می پردازد تا به سرویس مثل BBS دستیابی یابد
receiver
U
گوشی تلفن
receivers
U
گوشی تلفن
Viewdata
U
سیستم محاورهای برای ارسال متن یا گرافیک ازپایگاه داده به ترمینال کاربر به وسیله خط وط تلفن . که باعث ایجاد امکاناتی برای بازیابی اطلاعات , تراکنش ها , تحصیلات , بازی ها و خلاقیت میشود
network
U
شبکه ارتباطی بین کامپیوترهای راه دور که از سیستم تلفن عمومی استفاده می کنند
networks
U
شبکه ارتباطی بین کامپیوترهای راه دور که از سیستم تلفن عمومی استفاده می کنند
ring
U
صدای زنگ تلفن طنین
ring
U
تلفن حلقه
ring
U
سیستم کامپیوتر راه دور که کاربر به تلفن آن یک بار تماس می گیرد و امکان شماره گیری , قط ع تماس ,انتظار و سپس بماس مجدد دارد.
ring
U
تلفن زدن
telephone exchange
U
مرکز تلفن
telephone exchange
U
مرکز تلفن خودکار
telephone exchanges
U
مرکز تلفن
telephone exchanges
U
مرکز تلفن خودکار
operator
U
تلفن چی
operators
U
تلفن چی
long distance
U
ازراه دور تلفن کردن
long-distance
U
ازراه دور تلفن کردن
anti-
U
سوئیچی که در حین کار مودم از زنگ زدن سایر تلفن ها جلوگیری میکند
dial
U
گرفتن تلفن یارادیو و غیره
dial
U
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
Other Matches
ani
U
سیستم تلفن که شماره تلفن شخصی که تماس گرفته را درج میکند
acoustic coupler
وسیله ای که به یک دستگاه تلفن وصل است و دادههای دوتایی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند تا در خط تلفن جریان پیدا کند
magneto exchange
U
مرکز تلفن خودکار با تلفن اندوکتوری
telephony
U
مجموعه استانداردها که نحوه کار کامپیوترها باسیستم تلفن را بیان میکند که باعث ایجاد پست الکترونیکی صوتی , پاسخ به تلفن و سرویس فکس میشود
private automatic branch exchange
U
یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
telephone booths
U
کیوسک تلفن کابین تلفن
telephone booth
U
کیوسک تلفن کابین تلفن
coupler
U
وسیلهای که به دستگاه تلفن وصل است و داده دودویی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند که روی یک خط تلفن قابل ارسال است
modem
U
وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
calling dial
U
صفحه شماره گیر تلفن صفحه نمره گیر تلفن
telephone operation
U
طرز کار تلفن کار تلفن
telephones
U
تلفن
telephone operator
U
تلفن چی
telephone
U
تلفن
service man
U
تلفن چی
telephoned
U
تلفن
telephoning
U
تلفن
telephone code
U
کد تلفن
telephone line
U
خط تلفن
telephone circuit
U
خط تلفن
telephone jack
U
جک تلفن
table telephone
U
تلفن رومیزی
telephone booths
U
اتاقک تلفن
speaking circuit
U
مدار تلفن
telephone booth
U
کیوسک تلفن
telephone cabin
U
کیوسک تلفن
telephone booth
U
اتاقک تلفن
sound powered telephone
U
تلفن صوتی
telephone directories
U
کتاب تلفن
telephone boxes
U
کیوسک تلفن
telephone directory
U
کتاب تلفن
telephone box
U
کیوسک تلفن
personal
U
شماره تلفن ها
logs
U
شماره تلفن
telephone density
U
تراکم تلفن
telephone current
U
جریان تلفن
telephone cord
U
بند تلفن
telephone conduit
U
کانال تلفن
telephone condenser
U
خازن تلفن
auto
U
شماره تلفن
telephnone book
U
دفتر تلفن
telephone circuit
U
مدار تلفن
autos
U
شماره تلفن
telephone charge
U
هزینه تلفن
telephone cable
U
کابل تلفن
telephone d.
U
دفتر تلفن
extension
U
تلفن فرعی
extensions
U
تلفن فرعی
log
U
شماره تلفن
telephone earphone
U
گوشی تلفن
radio telephone
U
تلفن بی سیم
telephoning
U
تلفن کردن
telephoning
U
تلفن زدن
radio telephony
U
تلفن بیسیم
telephones
U
تلفن کردن
telephones
U
تلفن زدن
radiophone
U
تلفن بیسیم
telephoned
U
تلفن کردن
radio-telephone
U
تلفن بی سیم
radio-telephones
U
تلفن بی سیم
photophone
U
تلفن نوری
dataphone
U
تلفن دادهای
central office
U
مرکز تلفن
extension telephone
U
تلفن فرعی
boat telephone
U
تلفن ساحلی
hand set
U
گوشی تلفن
automatic telephone system
U
تلفن خودکار
automatic telephone
U
تلفن خودکار
dataphone
U
تلفن داده
telephoned
U
تلفن زدن
radiotelephone
U
تلفن بی سیم
switchboards
U
مرکز تلفن
switchboard
U
مرکز تلفن
repeating coil
U
مبدل تلفن
residance telephone
U
تلفن منزل
telephone numbers
U
شماره تلفن
telephone number
U
شماره تلفن
earphones
U
گوشی تلفن
earphone
U
گوشی تلفن
handset
U
تلفن در یک قطعه
handsets
U
تلفن در یک قطعه
party line
U
خط خصوصی تلفن
telephone
U
تلفن کردن
telephone
U
تلفن زدن
hottest
U
خط تلفن مستقیم
hotter
U
خط تلفن مستقیم
hot
U
خط تلفن مستقیم
headsets
U
گوشی سر تلفن
headset
U
گوشی سر تلفن
party lines
U
خط خصوصی تلفن
telephone booths
U
کیوسک تلفن
call boxes
U
تلفن صحرایی
call boxes
U
اتاقک تلفن
telephone channel
U
کانال تلفن
call box
U
تلفن صحرایی
call box
U
کیوسک تلفن
call box
U
کابین تلفن
call box
U
اتاقک تلفن
toll exchange
U
مرکز تلفن
to ring up
U
تلفن کردن به
ring up
<idiom>
U
تلفن زدن
telephore e.
U
مرکز تلفن
telephony
U
علم تلفن
telephoner
U
تلفن کننده
hot line
U
تلفن قرمز
hot lines
U
تلفن قرمز
call up
<idiom>
U
تلفن کردن
address book
U
دفترچه تلفن
telephone books
U
راهنمای تلفن
telephone books
U
دفتر تلفن
telephone book
U
راهنمای تلفن
telephone book
U
دفتر تلفن
telephone transformer
U
مبدل تلفن
telephone system
U
سیستم تلفن
call boxes
U
کیوسک تلفن
telephone plug
U
دوشاخه تلفن
telephone fuse
U
فیوز تلفن
telephone receiver
U
گوشی تلفن
telephone equipment
U
دستگاه تلفن
telephone equipment
U
تجهیزات تلفن
call boxes
U
کابین تلفن
telephone jack
U
مادگی تلفن
telephone loope
U
حلقه تلفن
telephone network
U
شبکه تلفن
telephone operation
U
عملکرد تلفن
telephone relay
U
رله تلفن
telephone switching technique
U
فن سوئیچینگ تلفن
telephone station
U
تلفن خانه
telephone station
U
جایگاه تلفن
telephone set
U
دستگاه تلفن
telephone service
U
سرویس تلفن
telephone ringer
U
زنگ تلفن
telephone central office
U
مرکز تلفن خودکار
manual telephone system
U
تلفن غیر خودکار
high frequency telephony
U
فن تلفن فرکانس بالا
down time
U
زمان تلفن شده
cordless telephone
U
تلفن بی سیم
[مخابرات]
magneto telephone set
U
دستگاه تلفن اندوکتوری
exchange office
U
مرکز تلفن خودکار
jack box
U
جعبه تقسیم تلفن
wireway
U
سیم تلگراف و تلفن
harmonic selective ringing
U
تلفن اختصاصی همساز
cordless phone
U
تلفن بی سیم
[مخابرات]
cordless
[cordless telephone]
U
تلفن بی سیم
[مخابرات]
ring off
U
قطع کردن تلفن
ring up
U
به کسی تلفن کردن
semi automatic telephone system
U
تلفن نیم خودکار
telephone test connection
U
اتصال ازمایش تلفن
telephone responder
U
جواب دهنده تلفن
telephone repeater
U
تقویت کننده تلفن
simplexed circuit
U
مدار تلفن ساده
surface line
U
خط تلفن و تلگراف تعجیلی
switching central
U
مرکز تلفن خودکار
switching kit
U
جعبه کلید تلفن
telephone installation
U
سیم کشی تلفن
telephone engineering
U
تکنیک یا مهندسی تلفن
phone book
U
کتاب راهنمای تلفن
radio telephone transmitter
U
فرستنده تلفن بیسیم
there was no ring
U
کسی تلفن نکرد
The phone is ringing .
U
تلفن زنگ می زند
phone books
U
کتاب راهنمای تلفن
telephone extension set
U
دستگاه تلفن فرعی
telephone directories
U
کتابچه راهنمای تلفن
idlest
U
ماشین یا خط تلفن یا وسیلهای
automatic telephone system
U
سیستم تلفن خودکار
trunk
U
تلگراف یا تلفن بدنه
trunks
U
تلگراف یا تلفن بدنه
assault wire
U
سیم تلفن هجومی
telephone directory
U
کتابچه راهنمای تلفن
dialed
U
شماره گیری با تلفن
idle
U
ماشین یا خط تلفن یا وسیلهای
dial
U
شماره گیری با تلفن
idled
U
ماشین یا خط تلفن یا وسیلهای
idles
U
ماشین یا خط تلفن یا وسیلهای
dialled
U
شماره گیری با تلفن
cross talk
U
تداخل صداها در تلفن
dials
U
شماره گیری با تلفن
central exchange
U
مرکز تلفن خودکار
trunk exchange
U
مرکز تلفن با سیستم الکترونیکی
dialed
U
گرفتن تلفن یارادیو و غیره
Please answer the telephone.
U
لطفا" جواب تلفن را بدهید
dials
U
گرفتن تلفن یارادیو و غیره
Where can I make a phone call?
U
از کجا می توانم تلفن کنم؟
phone sas cut off.
U
وسط صحبتمان تلفن قطع شد
telephone dial
U
صفحه نمره گیر تلفن
cordless
[cordless telephone]
U
گوشی تلفن بی سیم
[مخابرات]
telephone switching technique
U
تکنیک مراکز تلفن خودکار
phone books
U
دفتر حاوی شمارههای تلفن
phone book
U
دفتر حاوی شمارههای تلفن
telephone transmitter
U
میکروفن تلفن کپسول دهنی
phone extension
U
شماره تلفن فرعی
[مخابرات]
cordless phone
U
گوشی تلفن بی سیم
[مخابرات]
telephone plant
U
تشکیلات مراکز تلفن خودکار
Yellow Pages
U
بخش آگهیهای دفتر تلفن
cordless telephone
U
گوشی تلفن بی سیم
[مخابرات]
to ring up
U
کسیرا پشت تلفن خواستن
telephone amplifying tube
U
لامپ تقویت کننده تلفن
if a rings
U
اگر کسی تلفن کرد
surface line
U
خط تلگراف یا تلفن روی زمینی
internal telephone installation
U
سیم کشی تلفن داخلی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com