Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
enouce
U
تلفظ کردن افهارکردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
professing
U
افهارکردن تدریس کردن
professes
U
افهارکردن تدریس کردن
profess
U
افهارکردن تدریس کردن
spoonerism
U
اشتباه در تلفظ حروف تعویض حروف در تلفظ برحسب تصادف
enunciates
U
تلفظ کردن
enunciated
U
تلفظ کردن
enunciate
U
تلفظ کردن
enunciating
U
تلفظ کردن
enounce
U
تلفظ کردن
pronounce
U
تلفظ کردن
pronounces
U
تلفظ کردن
aspirates
U
بانفس تلفظ کردن
mispronounces
U
غلط تلفظ کردن
anglicises
U
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
mispronounced
U
غلط تلفظ کردن
aspirating
U
بانفس تلفظ کردن
burred
U
غلیظ تلفظ کردن
anglicizing
U
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicizes
U
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
aspirate
U
بانفس تلفظ کردن
burr
U
غلیظ تلفظ کردن
burring
U
غلیظ تلفظ کردن
anglicised
U
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
lisped
U
شل وسرزبانی تلفظ کردن
anglicized
U
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
burrs
U
غلیظ تلفظ کردن
anglicize
U
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicising
U
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
mispronounce
U
غلط تلفظ کردن
lisps
U
شل وسرزبانی تلفظ کردن
mispronouncing
U
غلط تلفظ کردن
orthoepy
U
فن درست تلفظ کردن
emphasises
U
باقوت تلفظ کردن
accentuate
U
با تکیه تلفظ کردن
accentuated
U
با تکیه تلفظ کردن
accentuates
U
با تکیه تلفظ کردن
lisp
U
شل وسرزبانی تلفظ کردن
accentuating
U
با تکیه تلفظ کردن
emphasised
U
باقوت تلفظ کردن
tolay street on
U
باتکیه تلفظ کردن
lisping
U
شل وسرزبانی تلفظ کردن
emphasizing
U
باقوت تلفظ کردن
sibilate
U
مانندحرف " س " تلفظ کردن
emphasizes
U
باقوت تلفظ کردن
emphasized
U
باقوت تلفظ کردن
emphasize
U
باقوت تلفظ کردن
emphasising
U
باقوت تلفظ کردن
swan
U
افهارکردن
affirmed
U
افهارکردن
swans
U
افهارکردن
affirming
U
افهارکردن
affirms
U
افهارکردن
velarize
U
حروف را از کام تلفظ کردن
intonate
U
با لحن خاصی تلفظ کردن
vocalize
U
تلفظ کردن تشکیل دادن
froths
U
افهارکردن نمایاندن
frothing
U
افهارکردن نمایاندن
frothed
U
افهارکردن نمایاندن
froth
U
افهارکردن نمایاندن
diphthongize
U
تلفظ کردن دو صدای جداگانه در یک وهله
states
U
افهار داشتن افهارکردن
state
U
افهار داشتن افهارکردن
state-
U
افهار داشتن افهارکردن
stated
U
افهار داشتن افهارکردن
to give utterance to
U
افهارکردن بسخن دراوردن
stating
U
افهار داشتن افهارکردن
labiovelar
U
تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
aspirates
U
حرف H اول کلمهای را بطور حلقی تلفظ کردن
aspirating
U
حرف H اول کلمهای را بطور حلقی تلفظ کردن
aspirate
U
حرف H اول کلمهای را بطور حلقی تلفظ کردن
accented
با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accenting
U
: با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accent
با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accents
U
: با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accent
U
تلفظ
pronouncing
U
تلفظ
accents
U
تلفظ
accenting
U
تلفظ
pronunciation
U
تلفظ
accented
U
تلفظ
cacoepy
U
تلفظ بد
pronunciations
U
تلفظ
laissez aller
U
تلفظ به فرانسه
pronounceable
U
قابل تلفظ
orthoepist
U
درست تلفظ کن
lam dacism
U
تلفظ حرف
vocalization
U
تلفظ صوتی
pronouncing
U
تلفظ دار
mispronunciations
U
تلفظ غلط
tunes
U
لحن تلفظ
tune
U
لحن تلفظ
mispronunciation
U
تلفظ غلط
velarization
U
تلفظ کامی
mispronunciation
U
تلفظ نادرست
mispronounciation
U
تلفظ نادرست
mispronunciations
U
تلفظ نادرست
orthoepic
U
وابسته به تلفظ درست
enunciation
U
تلفظ واضح و روشن
diction
U
تلفظ واضح و روشن
phonics
U
تلفظ وهجاهای کلمات
tonemic
U
دارای تلفظ مشابه
sigmatism
U
تلفظ نادرست حرف " س "
cacology
U
تلفظ یا انشاء غلط
well-spoken
U
دارای تلفظ خوب
sibilation
U
تلفظ بشکل حرف " س "
well spoken
U
دارای تلفظ خوب
sigmatismus lateralis
U
تلفظ کناری حرف " س "
zee
U
تلفظ امریکایی حرف Z
intonation
U
طرز قرائت تلفظ
emphatic
U
باقوت تلفظ شده
aspirations
U
تلفظ حرف H ازحلق
aspiration
U
تلفظ حرف H ازحلق
intonations
U
طرز قرائت تلفظ
jaw breaking
U
دشوار برای تلفظ
zed
U
تلفظ انگلیسی حرف Z
anglicization
U
تلفظ یا نوشتن بطرزانگلیسی
Your pronunciation is good.
U
تلفظ شما خوب است.
sigmatismus adentalis
U
تلفظ روی دندانی حرف " س "
lenis
U
دارای تلفظ نرم رقیق
sigmatismus interdentalis
U
تلفظ میان دندانی حرف " س "
articulation
U
تلفظ شمرده طرز گفتار
phonrtic drill
U
مشتق تلفظ ازروی صدای حروف
extends
U
مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
tongue-twister
U
کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
slobber
U
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
slobbered
U
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
extending
U
مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
extend
U
مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
slobbering
U
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
phonetics
U
مبحث تلفظ صوتی حرف وکلمات
How do you pronounce
[say]
that
[this]
word?
U
این واژه چه جور تلفظ می شود؟
slobbers
U
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
tongue twister
U
کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
phonemics
U
علم شناسایی تلفظ کلمات وصداها
etacism
U
تلفظ e یونانی مانند a انگلیسی در emal
tongue-twisters
U
کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
orthoepist
U
کسیکه با تلفظ درست چیز میخواند
jaw breaker
U
سنگ شکن کلمهای که تلفظ ان دشواراست
slide
U
تبدیل تلفظ حرفی به حرف دیگری لغزنده
smooth breathing
U
که دردستوریونانی عدم تلفظ حرف اول رامیرساند
slides
U
تبدیل تلفظ حرفی به حرف دیگری لغزنده
fricative
U
تلفظ شده با اصطکاک نفس ووقفه تنفس
lection
U
اختلاف معنی یا تلفظ یک کلمه بامتن چیزی
rough breathing
U
که دردستوریونانی تلفظ شدن حرف اول را می رساند
syllabary
U
جدول راهنمای تلفظ هجاهای مقطع کلمات
fortis
U
دارای تلفظ شدید همراه بابازدم قوی
toneme
U
لفظی که درالسنه اهنگی تلفظ خاصی داشته باشد
velarization
U
تلفظ حرف بوسیله قراردادن زبان برپشت سقف
labialism
U
حالت حروفی که با لب تلفظ می شوند تمایل بتلفظ باصداهابا لب
transliteration
U
نقل عین تلفظ کلمه یا عبارتی از زبانی بزبان دیگر
homonym
U
کلمهای که تلفظ ان با کلمه دیگر یکسان ولی معنی ان دگرگون باشد
interdental consonant
U
حرف مصمتی که با گذاردن زبان در میان دندانهای بالاو پایین تلفظ میشود
palatals
U
حروف لطعی یا حنکی حروفی که با گذاردن زبان بکام دهان تلفظ میشوند
dieresis
U
دو نقطهای که بر روی بعضی ازحروف میگذارند تا تلفظ ان حرف راازحرف مجاورش جداسازد
diaeresis
U
دو نقطهای که بر روی بعضی ازحروف میگذارند تا تلفظ ان حرف راازحرف مجاورش جداسازد
enclitic
U
متکی به کلمه قبلی کلمهای که تکیه ندارد و یااگر دارد تکیه اش رابکلمه پیش از خود میدهد ودر تلفظ بدان کلمه می چسبد
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
U
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
U
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharge
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capturing
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial
U
خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
challengo
U
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verified
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoots
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster
U
تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
shoot
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
surveys
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
to temper
[metal or glass]
U
آب دادن
[سخت کردن]
[آبدیده کردن]
[بازپخت کردن]
[فلز یا شیشه]
surveyed
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orient
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
cross examination
U
تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
orienting
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orients
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
survey
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
serve
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
served
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
assigning
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
tae
U
پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
assign
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
serves
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
concentrate
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
buck up
U
پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
assigned
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
to appeal
[to]
U
درخواستن
[رجوع کردن به]
[التماس کردن]
[استیناف کردن در دادگاه]
assigns
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
concentrates
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
to inform on
[against]
somebody
U
کسی را لو دادن
[فاش کردن]
[چغلی کردن]
[خبرچینی کردن]
concentrating
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
calk
U
بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
soft-pedaled
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com