English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
roll U تلاطم داشتن
rolled U تلاطم داشتن
rolls U تلاطم داشتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
pople U تلاطم اب
ruffles U تلاطم
ruffle U تلاطم
lops U تلاطم
upset U تلاطم
upsetting U تلاطم
upsets U تلاطم
popple U تلاطم اب
tossing U تلاطم
toss U تلاطم
tosses U تلاطم
lop U تلاطم
lopped U تلاطم
lopping U تلاطم
ruffling U تلاطم
turbulence U تلاطم
roughness U تلاطم
tossed U تلاطم
shocked U تصادم تلاطم
turbulency U گردنکشی تلاطم
seethed U تلاطم جوشیدن
seethes U تلاطم جوشیدن
shock U تصادم تلاطم
seething U تلاطم جوشیدن
shocks U تصادم تلاطم
turbulence U گردنکشی تلاطم
agitation U هیجان تلاطم
seethe U تلاطم جوشیدن
agitation of water surface U ایجاد تلاطم در سطح اب
lipper U تلاطم روی دریا
longest U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longer U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longed U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long- U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longs U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
money to burn <idiom> U بیش ازاحتیاج ،داشتن،داشتن پول خیلی زیاد
to keep down U زیرفرمان خودنگاه داشتن دراطاعت خود داشتن
to keep up U از افسرده شدن نگاه داشتن باذنگاه داشتن
hoped U انتظار داشتن ارزو داشتن
hope U انتظار داشتن ارزو داشتن
differ U اختلاف داشتن تفاوت داشتن
hopes U انتظار داشتن ارزو داشتن
proffer U تقدیم داشتن عرضه داشتن
to have by heart U ازحفظ داشتن درسینه داشتن
proffered U تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffering U تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffers U تقدیم داشتن عرضه داشتن
resides U اقامت داشتن مسکن داشتن
resided U اقامت داشتن مسکن داشتن
reside U اقامت داشتن مسکن داشتن
abhors U بیم داشتن از ترس داشتن از
abhorred U بیم داشتن از ترس داشتن از
abhorring U بیم داشتن از ترس داشتن از
hoping U انتظار داشتن ارزو داشتن
differed U اختلاف داشتن تفاوت داشتن
meanest U مقصود داشتن هدف داشتن
mean U مقصود داشتن هدف داشتن
meaner U مقصود داشتن هدف داشتن
cost U قیمت داشتن ارزش داشتن
differs U اختلاف داشتن تفاوت داشتن
differing U اختلاف داشتن تفاوت داشتن
upkeep U بهنگام نگه داشتن . نگه داشتن وسایل در حالت فعال
to have something in reserve U چیزی بطوراندوخته داشتن چیزی درپس داشتن
long for U اشتیاق چیزی را داشتن ارزوی چیزی را داشتن
lead a dog's life <idiom> U زندگی سخت داشتن ،زندگی سگی داشتن
own U داشتن
bear U در بر داشتن
possessing U داشتن
having U داشتن
owning U داشتن
owned U داشتن
intercommon U داشتن
to hold U داشتن
owns U داشتن
lackvt U کم داشتن
monogyny U داشتن یک زن
want U کم داشتن
doubt U شک داشتن
to have f. U تب داشتن
doubted U شک داشتن
to be in a f. U تب داشتن
to be feverish U تب داشتن
to hold a meeting U داشتن
doubting U شک داشتن
doubts U شک داشتن
have U داشتن
redolence U بو داشتن
possess U داشتن
possesses U داشتن
wanted U کم داشتن
to go hot U تب داشتن
relieving U داشتن
relieves U داشتن
to have U داشتن
to possess U داشتن
lack U کم داشتن
lacked U کم داشتن
lacks U کم داشتن
relieve U داشتن
bears U در بر داشتن
bears U داشتن
to have possession of U داشتن
bear U داشتن
desiring U میل داشتن
affect U دوست داشتن
represents U نمایندگی داشتن
bestowed U ارزانی داشتن
abhor U تنفر داشتن از
bestow U ارزانی داشتن
abhor بیم داشتن از
abhorred U تنفر داشتن از
desire U میل داشتن
abhorring U تنفر داشتن از
to look like U شباهت داشتن
desires U میل داشتن
correlation U ارتباط داشتن
abhors U تنفر داشتن از
bestowing U ارزانی داشتن
affect U تمایل داشتن
affects U تمایل داشتن
affording U استطاعت داشتن
requiring U لازم داشتن
affords U استطاعت داشتن
requires U لازم داشتن
overlapped U اشتراک داشتن
affects U دوست داشتن
overlapped U اصطکاک داشتن
overlap U اشتراک داشتن
overlap U اصطکاک داشتن
aspired U ارزو داشتن
required U لازم داشتن
require U لازم داشتن
afforded U استطاعت داشتن
bestows U ارزانی داشتن
last U دوام داشتن
minding U در نظر داشتن
may U امکان داشتن
minds U تصمیم داشتن
fluctuated U نوسان داشتن
fluctuate U نوسان داشتن
minds U در نظر داشتن
debts U بدهی داشتن
declaring U افهار داشتن
like U دوست داشتن
minding U تصمیم داشتن
mind U تصمیم داشتن
confides U اعتماد داشتن به
confided U اعتماد داشتن به
represented U نمایندگی داشتن
likes U دوست داشتن
confide U اعتماد داشتن به
liked U دوست داشتن
fluctuates U نوسان داشتن
spared U دریغ داشتن
spare U دریغ داشتن
outclass U برتری داشتن بر
suspending U معوق داشتن
debt U بدهی داشتن
outclasses U برتری داشتن بر
suspend U معوق داشتن
outclassing U برتری داشتن بر
lasts U دوام داشتن
lasted U دوام داشتن
suspends U معوق داشتن
declares U افهار داشتن
importing U اهمیت داشتن
imported U اهمیت داشتن
import U اهمیت داشتن
raises U برپا داشتن
declare U افهار داشتن
raise U برپا داشتن
outclassed U برتری داشتن بر
mind U در نظر داشتن
hear U خبر داشتن
tolerates U طاقت داشتن
tolerated U طاقت داشتن
tolerate U طاقت داشتن
vibrating U ارتعاش داشتن
vibrates U ارتعاش داشتن
vibrated U ارتعاش داشتن
vibrate U ارتعاش داشتن
scoots U سرعت داشتن
scooting U سرعت داشتن
scooted U سرعت داشتن
scoot U سرعت داشتن
deserves U استحقاق داشتن
deserve U استحقاق داشتن
believes U گمان داشتن
believed U گمان داشتن
tolerating U طاقت داشتن
wish [would like] U تمایل داشتن
abominating U تنفر داشتن
abominated U تنفر داشتن
abominate U تنفر داشتن
abominates U تنفر داشتن
contradicts U تناقض داشتن با
contradicted U تناقض داشتن با
contradict U تناقض داشتن با
implying U دلالت داشتن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com