English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (18 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
video amplifier U تقویت کننده تصویری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
radar picket U ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
video digitizer U دیجیتالی کننده تصویری
astigmatizer U وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
reinforcer U تقویت کننده
line amplifier U تقویت کننده خط
amplifiers U تقویت کننده
amplifire U تقویت کننده
subsidiaries U تقویت کننده
subsidiary U تقویت کننده
booster U تقویت کننده
boosters U تقویت کننده
line repeater U تقویت کننده خط
magnifier U تقویت کننده
amplifier U تقویت کننده
regenerator U تقویت کننده
augmentor U تقویت کننده
corroborator U تقویت کننده
magnetic amplifier U تقویت کننده مغناطیسی
intermediate repeater U تقویت کننده میانی
secondary reinforcer U تقویت کننده ثانوی
pulse amplifier U تقویت کننده پالس
magnifier U تقویت کننده نور
amplifire tube U لامپ تقویت کننده
image intensifier tube U تقویت کننده تصویر
transistor U تقویت کننده کریستالی
intermediate amplifier U تقویت کننده میانی
feedback amplifier U تقویت کننده فیدبک
microphone amplifier U تقویت کننده میکروفن
light amplifier U تقویت کننده ی نور
transistors U تقویت کننده کریستالی
main amplifier U تقویت کننده اصلی
sense amplifier U تقویت کننده حسی
amplifying valve U لامپ تقویت کننده
power amplifier U تقویت کننده قدرت
differential amplifier U تقویت کننده تفاضلی
terminal repeater U تقویت کننده نهایی
sounder resonator U تقویت کننده صدا
audio amplifier U تقویت کننده صوتی
output amplifier U تقویت کننده خروجی
multiplier U تقویت کننده ولتسنج
input amplifier U تقویت کننده اولیه
input amplifier U تقویت کننده ورودی
voltage amplifier U تقویت کننده ولتاژ
primary reinforcer U تقویت کننده نخستین
telephone repeater U تقویت کننده تلفن
repeater station U مرکز تقویت کننده
operational amplifier U تقویت کننده محاسباتی
operational amplifier U تقویت کننده عملیاتی
tube amplifier U تقویت کننده لامپی
fringing groove U شیار تقویت کننده
reinforcing stimulus U محرک تقویت کننده
multiplier U دستگاه تقویت کننده
magnetoresistive amplifier U تقویت کننده مغناطیسی
hydraulic booster unit U تقویت کننده هیدرولیکی
preamplifier U پیش تقویت کننده
energizer U تقویت کننده ترمز
relay amplifier U تقویت کننده امدادی
z axis amplifier U تقویت کننده محور "زد"
telephone repeater valve U لامپ تقویت کننده تلفنی
telephone amplifying tube U لامپ تقویت کننده تلفن
magnetic amplifier U تقویت کننده مغناطیسی ترانسدورکتور
low frequency amplifier U تقویت کننده فرکانس پایین
low pass amplifier U تقویت کننده پایین گذر
high frequency amplifier U تقویت کننده فرکانس بالا
generalized reinforcer U تقویت کننده تعمیم یافته
y axis amplifier U تقویت کننده محور ایگرگ
reinforcing U نیروی تقویتی تقویت کننده
sound volume amplifier U تقویت کننده شدت صوت
intensity amplifier U تقویت کننده شدت روشنایی
frequency selective amplifier U تقویت کننده سلکتیو فرکانس
x axis amplifier U تقویت کننده محور ایکس
push pull amplifier U تقویت کننده پوش- پول
impluse amplifier U تقویت کننده ضربه جریان
backlogs U ستون فقرات تقویت کننده
backlog U ستون فقرات تقویت کننده
multi stage amplifier U تقویت کننده چند طبقه
intermediate frequency amplifier U تقویت کننده فرکانس میانی
multiple amplifier U تقویت کننده چند طبقه
cascade image intensifier U تقویت کننده روشنی عکس یاشفافیت ان
corroborative U تایید کننده- موید- تقویت امیز
zymosthenic U تقویت کننده قدرت انزیم یادیاستاز
lat machine U دستگاه تقویت کننده عضلههای پشت
y amplifier U تقویت کننده با سیستم انحراف عمودی
x amplifier U تقویت کننده با سیستم انحراف افقی
stereophonic U دارای دستگاه تقویت کننده صوت از سه جهت
high fidelity amplifier U امپلی فایرهای فا تقویت کننده باکیفیت عالی
video amplifier U دستگاه یا مدار تقویت کننده فرکانسهای سمعی و بصری
blow-ups U تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
blow-up U تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
blow up U تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
anti tear strips U باریکه یا نوارهایی از جنس هواپیما که روی قطعات ساختمانی بال و زیرنوارهای تقویت کننده قرارمیگیرند
input preamplifier U پری امپلی فایر ورودی تقویت کننده ورودی
colminator U تقویت کننده نور انتقال دهنده نور
transponder U تقویت کننده مستمر روی یک ماهواره که سیگنالها را ازیک ایستگاه زمینی دریافت کرده و انها را به ایستگاه گیرنده منعکس میکند
picture writing U خط تصویری
figurative U تصویری
pictorial U تصویری
videos U تصویری
video U تصویری
projective U تصویری
pictograph U خط تصویری
videoing U تصویری
videoed U تصویری
picture processing U پردازش تصویری
icon U نماد تصویری
facsimile U پست تصویری
icons U نماد تصویری
image sinusoidally U تابیدگی تصویری
ikons U نماد تصویری
pictorial tests U ازمونهای تصویری
facsimiles U پست تصویری
pictograph U نمودار تصویری
non figurative U غیر تصویری
picture graph U نمودار تصویری
hieroglyph U حروف تصویری
an abstract term U تعبیر تصویری
video terminal U پایانه تصویری
video terminal U ترمینال تصویری
video ram U RA بصری یا تصویری
videotext U متن تصویری
visual page U صفحه تصویری
video monitor U مانیتور تصویری
hieroglyphs U حروف تصویری
projection formula U فرمول تصویری
visual scanner U پیماینده تصویری
telephone repeater U دستگاه تقویت صوت تلفنی دستگاه تقویت مکالمه تلفنی
self-portrait U تصویری که نقاش از خودبکشد
block diagram U نمایش تصویری سیستمها
faxes U نمابرد پست تصویری
self-portraits U تصویری که نقاش از خودبکشد
pictorial U وسایل تصویری یا تصویرنهایی
faxed U نمابرد پست تصویری
self portrait U تصویری که نقاش از خودبکشد
faxing U نمابرد پست تصویری
pixel U نقطه عنصر تصویری
fax U نمابرد پست تصویری
object oriented U تصویری که از بردارهای تعریف
video display unit U واحد نمایش تصویری
video game machine U ماشین بازی تصویری
video display terminal U ترمینال نمایش تصویری
pictograph U نشان یا علائم تصویری
blips U تصویری بر روی صفحه رادار
blip U تصویری بر روی صفحه رادار
picture frustration test U ازمون ناکامی سنج تصویری
reproduction [of a recording] [audio, video] U پخش [ضبط صوتی یا تصویری]
prestel U سرویس متن تجاری تصویری در انگلستان
symbol U نشانه یا تصویری که معرف چیزی است
blurring U تصویری که لبه ها و رنگهایش واضح نیستند
halftone U عکس یا تصویری که حالتهای مختلف دارد
blurs U تصویری که لبه ها و رنگهایش واضح نیستند
blurred U تصویری که لبه ها و رنگهایش واضح نیستند
blur U تصویری که لبه ها و رنگهایش واضح نیستند
halftones U عکس یا تصویری که حالتهای مختلف دارد
camera lucida U دستگاهی که تصویری رابزرگ کرده و منعکس می سازد
Videotex U تحویل اطلاعات خانگی الکترونیکی متن تصویری
phototypesetter U حروف چینی نوری حروفچین تصویری تصویرپرداز
corrector U جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
d. of death U تصویری که دسته مردم راازپست وبلند نشان میدهد
gouache U عکس و تصویری که با رنگ کاری فوق بدست اید
d. of macabre U تصویری که دسته مردن راازپست و بلند نشان میدهد
Doom U [نمایش تصویری از آخرین قضاوت عیسی مسیح در کلیسا]
desktop U الگو یا تصویری که در پشت صفحه ویندوز نمایش دده میشود
blast through alphanumerics U حروفی که در یک ترمینال تصویری در حالت گرافیکی قابل نمایش اند
wraparound U حرکت نشانه گر در صفحه تصویری کامپیوتر از انتهای یک خط یا شروع خط بعد
bit mapped screen U pixel یک صفحه نمایش که در ان هر سلول تصویری میتوانددر ارتباط با مکانی از حافظه
telesoftware U نرم افزاری که سرویس را از داده تصویری یا متن راه دور می گیرد
eighty column screen U صفحه تصویری که میتواند هشت حرف را به صورت افق نمایش دهد
bitmap U تصویری که پیکسل ها با عوض کردن مقدار بیت ذخیره شده تغییر میکند
acrade game U نوعی بازی تصویری کامپیوتری که توسط ماشین هایی با سکه پول کار می کنند
yoke U قسمتی از سیستم انحراف پرتوالکترونی که برای ادرس دهی یک نمایش تصویری بکار می رود
DV I U سیستمی که نحوه فشرده سازی و نمایش سیگنالهای صوتی و تصویری روی کامپیوتر را نشان میدهد
composite video U واحد نمایش ویدیویی که یک سیگنال تصویری مرکب را می پذیرد و چندین رنگ یا سایه خاکستری ایجاد میکند
holographic image [ذخیره داده به صورت تصویری که بعدا توسط بانکی از خانه های نوری و لیزر خوانده میشود.]
stair stepping U روشی که در نمایشهای تصویری برای نمایش خط رسم شده در زاویهای به غیر از 54 درجه افقی یاعمودی بکار می رود
pan- U حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
storage U TRC مخصوص برای گرافیک کامپیوتری . تصویری را روی صفحه برمی گرداند بدون نیاز به عملیات تنظیم مجدد
pans U حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
texture mapping U 1-جلوههای ویژه گرافیک کامپیوتری با استفاده از الگوریتم هایی برای تولید تصویری که مانند سطح چیزی به نظر می آید.
check plot U یک ترسیم قلمی که به طورخودکار توسط سیستم CADقبل از ایجاد خروجی نهایی برای اصلاح و ویرایش تصویری تولید شود
ion deposition U فناوری چاپ که از نوک چاپی استفاده میکند که نشانه هایی می کشد تا تصویری ایجاد شود که toner را جذب کند
pan U حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
consolidation U تقویت
magnification factor U تقویت
fortifications U تقویت
fortification U تقویت
furtherance U تقویت
corroboration U تقویت
reinforce U تقویت
reinforces U تقویت
strutting U تقویت
strengthening U تقویت
amplification U تقویت
reinforcements U تقویت ها
gain U تقویت
over protection U تقویت
abetment U تقویت
abet تقویت
intensification U تقویت
reinforcement U تقویت
nutrition U تقویت
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com