Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
grand division
U
تقسیمات بزرگ طبله
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
divisions
U
تقسیمات
division
U
تقسیمات
azimuth resolution
U
تقسیمات سمتی
moom towng boun
U
تقسیمات بدن
underpart
U
تقسیمات جز بخش فرعی
administrations
U
تقسیمات جزء وزارتخانه ها درشهرها
repartition
U
توزیع مجدد وابسته به تقسیمات
administration
U
تقسیمات جزء وزارتخانه ها درشهرها
subregion
U
یکی از تقسیمات اولیه ناحیه بخش
compartment marking
U
تقسیمات علامت گذاری شده داخل هواپیمای باری یاترابری
phratry
U
درتاریخ یونان واحد قومیت یکی از تقسیمات سه گانه قبیله
belly
U
طبله
bellies
U
طبله
scale
U
طبله
drum
U
طبله
drummed
U
طبله
range drum
U
طبله مسافت
drum plotter
U
کشنده طبله
site scale
U
طبله تراز
magnetic drum
U
طبله مغناطیسی
drum printer
U
چاپگر طبله
micrometer scale
U
طبله میکرومتر
revolving drum
U
طبله چرخان
drum plotter
U
رسام طبله
deflection scale
U
طبله سمت
range scale
U
طبله مسافت
print drum
U
طبله چاپ
separations
U
طبله جداشدگی
separation
U
طبله جداشدگی
range indicator
U
طبله مسافت
deflection scale
U
طبله مقیاس سمت
azimuth micrometer
U
طبله میکرومتر سمتی
windage
U
طبله حرکت سمت
log drum
U
طبله واقعه نگاره
range quadrant
U
طبله تراز تیر
sight scale
U
طبله نشانه روی
range drum
U
طبله بستن مسافت به توپ
range quadrant
U
طبله مقیاس درجه توپ
departmentalism
U
اعنقاد به روش تمرکز دراداره کشور و تفویض اختیارات وسیع به مسئولین اداره امور تقسیمات کوچک مملکتی
micrometer scale
U
طبله اعدادجزیی مقیاس اعداد جزیی
My grandparents are six feet under.
<idiom>
U
پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania
U
مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
macropterous
U
دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
big game
U
صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
fossil
U
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
museum piece
U
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
garden design
U
طرح باغی
[با تقسیمات مستطیلی بصورت باغچه ها و چهارباغ و حوض و آبروها. این طرح از قرن بازدم میلادی مشاهده شد و جلوه ای از حیاط خانه ها و کاخ ها را نشان می دهد.]
so large
U
چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandparents
U
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandam
U
مادر بزرگ ننه بزرگ
grandparent
U
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
speed ring
U
طوقه تطبیق سرعت توپ پدافند هوایی طبله سرعت نما
cray
U
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
range scale
U
طبله برد مقیاس مسافت جدول مسافت
range disk
U
صفحه تصحیح برد طبله تصحیح مسافت
dispersion scale
U
طبله مخصوص تصحیح پراکندگی مقیاس پراکندگی میزان پراکندگی
massively
U
بزرگ
smallest
U
بزرگ نه
gate
U
در بزرگ
headman
U
بزرگ
gates
U
در بزرگ
headmen
U
بزرگ
of a large size
U
بزرگ
massive
U
بزرگ
long ton
U
تن بزرگ
large sized a
U
بزرگ
graves
U
بزرگ
gravest
U
بزرگ
megapod
U
بزرگ پا
majuscule
U
بزرگ
majuscular
U
بزرگ
decuman
U
بزرگ
extensive
U
بزرگ
eminent
U
بزرگ
magacephalic
U
بزرگ سر
small
U
بزرگ نه
macrocephalic
U
بزرگ سر
macro
U
بزرگ
smaller
U
بزرگ نه
doyennes
U
زن بزرگ
doyenne
U
زن بزرگ
voluminous
U
بزرگ
adult
U
بزرگ
adults
U
بزرگ
biggest
U
بزرگ
mightier
U
بزرگ
mightiest
U
بزرگ
mighty
U
بزرگ
full bottomed
U
بزرگ
egregious
U
بزرگ
bigger
U
بزرگ
bandog
U
سگ بزرگ
canis major
U
سگ بزرگ
canis majoris
U
سگ بزرگ
dignified
U
بزرگ
bulky
U
بزرگ
large sized
U
بزرگ
king size
U
بزرگ
great
U
بزرگ
grave
U
بزرگ
great-
U
بزرگ
immane
U
بزرگ
hugeous
U
بزرگ
bulkier
U
بزرگ
greatest
U
بزرگ
majestic
U
بزرگ
bulkiest
U
بزرگ
considerably large
U
بس بزرگ
highs
U
بزرگ
highest
U
بزرگ
enormous
U
بزرگ
largest
U
بزرگ
paternal grandmother
U
نه نه بزرگ
larger
U
بزرگ
large
U
بزرگ
walloping
U
بزرگ
extra
U
بزرگ
vast
U
بزرگ
grossing
U
بزرگ
gross
U
بزرگ
stour
U
بزرگ
majoring
U
بزرگ
jumbos
U
بزرگ
majored
U
بزرگ
grosser
U
بزرگ
grosses
U
بزرگ
vasty
U
بزرگ
grossest
U
بزرگ
extra-
U
بزرگ
extras
U
بزرگ
nonus
U
بزرگ
spanking
U
بزرگ
wallopings
U
بزرگ
swith
U
بزرگ
major
U
بزرگ
big
U
بزرگ
spankings
U
بزرگ
grossed
U
بزرگ
swingeing
U
بزرگ
propylon
U
در بزرگ
high
U
بزرگ
jumbo
U
بزرگ
foyer
U
راهرو بزرگ
longbow
U
کمان بزرگ
cataclysms
U
سیل بزرگ
blunders
U
اشتباه بزرگ
on a grand scale
<adv.>
U
در مقیاس بزرگ
longbows
U
کمان بزرگ
alcove
U
طاقچه بزرگ
achievement
U
کار بزرگ
cataclysm
U
سیل بزرگ
blunder
U
اشتباه بزرگ
emporia
U
بازار بزرگ
blundered
U
اشتباه بزرگ
emporium
U
بازار بزرگ
emporiums
U
بازار بزرگ
blundering
U
اشتباه بزرگ
platter
U
بشقاب بزرگ
a large car
U
یک اتومبیل بزرگ
mausoleum
U
ارامگاه بزرگ
mausoleums
U
ارامگاه بزرگ
aggrandise
U
بزرگ کردن
aggrandise
U
بزرگ شدن
aggrandize
U
بزرگ کردن
arch enemy
U
دشمن بزرگ
arch fiend
U
دیو بزرگ
archfiend
U
دیو بزرگ
archbshop
U
اسقف بزرگ
archduchess
U
دوشس بزرگ
archduke
U
دوک بزرگ
zooms
U
بزرگ کردن
zoomed
U
بزرگ کردن
platters
U
بشقاب بزرگ
antrum
U
غار بزرگ
paterfamilias
U
بزرگ خانواده
magnification
U
بزرگ نمایی
magnifications
U
بزرگ نمایی
archenemy
U
دشمن بزرگ
maximised
U
بزرگ کردن
billows
U
موج بزرگ اب
bulldog
U
نوعی سگ بزرگ
bulldogs
U
نوعی سگ بزرگ
whacking
U
خیلی بزرگ
whackings
U
خیلی بزرگ
store
U
مغازه بزرگ
storing
U
مغازه بزرگ
tankard
U
ابخوری بزرگ
tankards
U
ابخوری بزرگ
hunk
U
تکه بزرگ
billow
U
موج بزرگ اب
grand
U
بزرگ مهم
billowing
U
موج بزرگ اب
billowed
U
موج بزرگ اب
distends
U
بزرگ کردن
maximises
U
بزرگ کردن
maximising
U
بزرگ کردن
maximize
U
بزرگ کردن
maximized
U
بزرگ کردن
maximizes
U
بزرگ کردن
maximizing
U
بزرگ کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com