English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 66 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
presentation of credentials U تقدیم استوارنامه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
credentials U استوارنامه
accredits U استوارنامه دادن
accrediting U استوارنامه دادن
accredit U استوارنامه دادن
accred it U با استوارنامه فرستادن اعتبارنامه دادن
permutation U تقدیم
permutations U تقدیم
presentations U تقدیم
offer U تقدیم
presentation U تقدیم
offered U تقدیم
offers U تقدیم
propound U تقدیم کردن
phase lead U تقدیم فاز
propounds U تقدیم کردن
propounding U تقدیم کردن
put U تقدیم داشتن
offers U تقدیم داشتن
offer U تقدیم داشتن
hold forth <idiom> U تقدیم کردن
yours respectfully U با تقدیم احترامات
yours f. U با تقدیم احترامات
putting U تقدیم داشتن
rededication U تقدیم مجدد
puts U تقدیم داشتن
offered U تقدیم داشتن
to offer U تقدیم کردن [دادن]
to bring up U تقدیم یا مطرح کردن
prolepsis U تقدیم یا تقدم امری
tendering U تقدیم کردن پیشنهاد
tenderest U تقدیم کردن پیشنهاد
tendered U تقدیم کردن پیشنهاد
tender U تقدیم کردن پیشنهاد
proffering U تقدیم پیشنهاد کردن
proffered U تقدیم پیشنهاد کردن
proffer U تقدیم پیشنهاد کردن
proffers U تقدیم پیشنهاد کردن
libations U تقدیم شراب به حضور خدایان
to pay one's respects to U احترامات خود را به ........تقدیم کردن
libation U تقدیم شراب به حضور خدایان
submitting U تسلیم شدن تقدیم داشتن
submitted U تسلیم شدن تقدیم داشتن
submits U تسلیم شدن تقدیم داشتن
submit U تسلیم شدن تقدیم داشتن
presentative U قابل تقدیم درک کردنی
assessments U تقدیم قیمت به منظور تعیین مالیات
transposal U پس وپیش سازی تقدیم وتاخیر جابجاشدگی
assessment U تقدیم قیمت به منظور تعیین مالیات
May I offer you a cigarette? U اجازه می فرمایید من به شما یک نخ سیگار تقدیم کنم؟
to express one's heartfelt U قبلا سپاس گزاری کردن تشکرات قلبی خودرا تقدیم کردن
petitioned U عریضه عرضحال دادخواست دادن تقدیم عرضحال
petitioning U عریضه عرضحال دادخواست دادن تقدیم عرضحال
petitions U عریضه عرضحال دادخواست دادن تقدیم عرضحال
petition U عریضه عرضحال دادخواست دادن تقدیم عرضحال
demarche U بعمل می اورد . به این معنی که فرستاده ویژهای برای مذاکره درباره مطلب مورد نظر و تقدیم مدارک کتبی به ان کشور نزد وزیرامور خارجه ان می فرستد
presentable U قابل نمایش قابل تقدیم
adduced U اقامه کردن تقدیم کردن
adduce U اقامه کردن تقدیم کردن
adduces U اقامه کردن تقدیم کردن
proffers U تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffering U تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffered U تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffer U تقدیم داشتن عرضه داشتن
adducing U اقامه کردن تقدیم کردن
recredential U نامهای است که بعضی اوقات رئیس دولتی که سفیر نزد ان ماموریت دارد در جواب احضار نامه سفیر به رئیس دولت فرستنده سفیر می نویسد و در واقع این نامه پاسخی است به استوار نامهای که سفیر در شروع ماموریتش تقدیم داشته است
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com