Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
cross roads
U
تقاطع با زاویه قایم چهارراه راست
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cross road
U
محل تقاطع دو جاده چهارراه
flyover junction
U
تقاطع دو راه ناهمکف چهارراه دو تراز
angle of erossing
U
زاویه تقاطع
angle of cutting
U
زاویه تقاطع
vertical
U
در زاویه راست نسبت به افق
grade crossing
U
تقاطع پیاده روها تقاطع راه اهن و جاده
grade crossings
U
تقاطع پیاده روها تقاطع راه اهن و جاده
normal
U
قایم
grid
U
سیستم مربعهای شمارش شده که در رسم کمک میکند. ماتریس خط وط در زاویه راست که امکان مکان دهی ساده نقاط را فراهم میکند
grids
U
سیستم مربعهای شمارش شده که در رسم کمک میکند. ماتریس خط وط در زاویه راست که امکان مکان دهی ساده نقاط را فراهم میکند
swinge
U
قایم زدن
right triangle
مثلث قایم الزاویه
[ریاضی]
vertically
U
از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
dexiotropic
U
واقع در طرف راست بکار برندهء دست راست راست دست
dexiotropous
U
واقع در طرف راست بکار برندهء دست راست راست دست
cartesian coordinates
U
سیستم موقعیت که از دو بردار در جهت زاویه راست برای نمایش نقط های که با دو عدد امکان دهی شده است و موقعیت آن را میدهد تشکیل شده است
over the shoulder bombing
U
نوعی بمباران عمودی که پس از عبور از خط قایم هدف بمب رها میشود
attention to port
U
احترام به سمت چپ یا راست کشتی افراد نظر به راست یاچپ ناو
The main road bears to the right.
U
این جاده اصلی به کمی راست
[مورب در سمت راست]
ادامه دارد.
graduated circle of an alidade
U
دایره مدرج زاویه یاب صفحه درجه دار زاویه سنج
longitudinal dihedral
U
اختلاف زاویهای بین زاویه برخورد بال و زاویه برخوردسکانهای افقی که دومی معمولا کمتر است
grivation
U
زاویه شبکه مغناطیسی زاویه انحراف دستگاه
bi directional
U
چاپگری که میتواند حروف را از چپ به راست و از راست به چپ با توجه به حرکت نوک به جلو و عقب روی صفحه چاپ کند.
To lead an idle life.
U
راست راست راه رفتن ( ول بیکار )
orthotropous
U
دارای تخمک راست راست اسه
plain dealing
U
معامله راست حسینی راست باز
one two
U
ضربههای چپ و راست ضربه چپ با هوک راست
street crossing
U
چهارراه
intersections
U
چهارراه
intersection
U
چهارراه
cross way=cross road
U
چهارراه
cross road
U
چهارراه
junctions
U
چهارراه
road junction
U
چهارراه
junction
U
چهارراه
roundabout
U
چهارراه فلکهای
roundabouts
U
چهارراه فلکهای
trumpet interchange
U
چهارراه شیپوری
trumpet junction
U
چهارراه شیپوری
net lock
U
قفل چهارراه
staggered junction
U
چهارراه سر نیزهای چهارراه نیزهای
off
U
خارج از محدوده مدافع خط مربوط به سمت راست زمین کریکت سمت راست اسب مسیر خیس و کندکننده سرعت
columnleft
U
فرمان ستون به چپ چپ یا به راست راست
half face
U
نیم به راست راست یانیم به چپ چپ
Go to the first crossroad.
به اولین چهارراه بروید.
Go to the second crossroad.
به دومین چهارراه بروید.
plots
U
نشانه میان چهارراه
plotted
U
نشانه میان چهارراه
plot
U
نشانه میان چهارراه
plot
U
سنگ وسط چهارراه
plots
U
سنگ وسط چهارراه
plotted
U
سنگ وسط چهارراه
net lock
U
سیم بند چهارراه
scissor junction
U
چهارراه کج همبر اریب
junction
U
محل الحاق چهارراه
half cloverload junction
U
چهارراه نیمه شبدری
junctions
U
محل الحاق چهارراه
multilevel junction
U
چهارراه چند طبقه
entering angle
U
زاویه ورودی زاویه دخول
declination
U
زاویه انحراف زاویه میل
angle of convergence
U
زاویه تقرب زاویه پارالاکس
angle of rotation
U
زاویه دوران زاویه چرخش
loss angle
U
زاویه تلف زاویه تلفات
angle of repose
U
زاویه تعادل زاویه ارامش
junction
U
پیوندگاه
[جای انشعاب چهارراه ]
bombing angle
U
زاویه پرتاب بمب زاویه پروازهواپیما در هنگام رها کردن بمب
distance angle
U
زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
constant angle arch dam
U
بند قوسی با زاویه یکسان سد کمانی با زاویه یکسان
underhook
U
گرفتن سر حریف با دست راست دست چپ زیر بازوی راست حریف قلاب و با حرکت قدرتی حریف را از بغل به روی تشک پرت کردن
angle offset method
U
روش عکاسی تحت یک زاویه معین روش تهیه تصویراشیاء تحت یک زاویه
right justify
U
هم تراز کردن از راست تنظیم کردن از راست
side step
U
فرمان یک قدم به چپ یا به راست برداشتن یک قدم به چپ یا به راست
superelevation
U
تصحیح تکمیلی تراز توپ زاویه تصحیح زاویه پرش لوله توپ زاویه تصحیح تکمیلی تراز
parallactic angle
U
زاویه تقارب نصف النهارات زاویه تقارب
crosser
U
تقاطع
crossing line
U
خط تقاطع
chiasma
U
تقاطع
street crossing
U
تقاطع
decussation
U
تقاطع
crossest
U
تقاطع
crosses
U
تقاطع
cross
U
تقاطع
intersect
U
تقاطع
junction
U
تقاطع
junctions
U
تقاطع
weaving
U
تقاطع
line cross
U
تقاطع خط
intersections
U
تقاطع
intersected
U
تقاطع
intersection
U
تقاطع
intersects
U
تقاطع
crossing
U
نقطه تقاطع
crossing
U
محل تقاطع
point of intersection
U
نقطه تقاطع
meet
U
مقتضی تقاطع
focus
U
نقطه تقاطع
intercepts
U
محل تقاطع
focused
U
نقطه تقاطع
focuses
U
نقطه تقاطع
focussed
U
نقطه تقاطع
focusses
U
نقطه تقاطع
road junction
U
تقاطع راه
road junction
U
تقاطع جاده
focussing
U
نقطه تقاطع
intercepted
U
محل تقاطع
intercept
U
محل تقاطع
scissor junction
U
تقاطع مورب
intercepting
U
محل تقاطع
meets
U
مقتضی تقاطع
weaving distance
U
طول تقاطع
weaving section
U
منطقه تقاطع
intersects
U
تقاطع کردن
beam grillage
U
تقاطع تیرها
intertwine
U
تقاطع کردن
intertwined
U
تقاطع کردن
intertwines
U
تقاطع کردن
intertwining
U
تقاطع کردن
intersected
U
تقاطع کردن
intersect
U
تقاطع کردن
interlace
U
تقاطع کردن
grade crossings
U
تقاطع شاهراه
crossing plane
U
سطح تقاطع
grade crossing
U
تقاطع شاهراه
crisscross
U
تقاطع کردن
intersection
U
تقاطع همبر
intersections
U
تقاطع همبر
cross road
U
تقاطع جاده
tree traversal
U
تقاطع درختی
intersection point
U
نقطه تقاطع
guide left
U
فرمان نفر راهنما به راست یابه چپ فرمان نفر هادی به راست یا چپ
intersectional
U
وابسته بمحل تقاطع
multiway junction
U
تقاطع چند راه
grade crossings
U
تقاطع راه اهن
crossing tower
U
برج تقاطع در کلیسا
crossroad
U
محل تقاطع دو جاده
interlacement
U
درهم بافتگی تقاطع
grade crossing
U
تقاطع راه اهن
intercept point
U
محل تقاطع
[ریاضی]
Go to the second crossroad.
به دومین تقاطع بروید.
Go to the first crossroad.
به اولین تقاطع بروید.
ford crossing
U
تقاطع جاده با مجاری ابگذر
meets
U
مواجه شدن تقاطع کردن
intercross
U
تقاطع کردن جفت گیری
cross over point
U
نقطه تقاطع مسیر رژه
level crossings
U
محل تقاطع دو خط راه اهن
traffic cut
U
تقاطع دو جریان عبور و مرور
meet
U
مواجه شدن تقاطع کردن
level crossing
U
محل تقاطع دو خط راه اهن
bypassing
U
از راه فرعی رفتن تقاطع کردن
bypasses
U
از راه فرعی رفتن تقاطع کردن
bypassed
U
از راه فرعی رفتن تقاطع کردن
bypass
U
از راه فرعی رفتن تقاطع کردن
lied
U
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lie
U
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies
U
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
skyline
U
خط افق که محل تقاطع زمین واسمان است
decussate
U
تقاطع یکی در میان یا بشکل > ضرب در< بودن
skylines
U
خط افق که محل تقاطع زمین واسمان است
half left
U
فرمان نیم به چپ چپ یا نیم به راست راست
apogee
U
زاویه انحراف ثقل موشک زاویه انحراف مرکز ثقل موشک در روی مسیر
long base method
U
روش تقاطع نقشه برداری بااستفاده از یک باز طولانی
apex angle
U
زاویه راسی هدف زاویه راسی
parameters
U
نسبت میان تقاطع دو سطح مقدار معلوم و مشخص پارامتر
parameter
U
نسبت میان تقاطع دو سطح مقدار معلوم و مشخص پارامتر
absolute address
مختصاتی که فاصله یک نقطه از محل تقاطع بردارها را نشان میدهد
collision course interception
U
تقاطع مسیر رهگیری باهواپیمای دشمن مسیربرخورد هواپیمای رهگیر بادشمن
nicked
U
ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
nicking
U
ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
nicks
U
ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
nick
U
ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
graticule ticks
U
نقاط تقاطع خطوط شبکه بندی نصف النهارات و مدارات روی نقشه
grade separation
U
تقاطع شاهراه یا راه اهن که در ان دو جاده دارای اختلاف سطح از یکدیگر هستند
grid magnatic angle
U
زاویه شبکه مغناطیسی زاویه انحراف شبکه مغناطیسی
angle of arrival
U
زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
angle of traverse
U
زاویه حرکت لوله در سمت زاویه سمت لوله
triple point
U
نقطه تقاطع امواج سه گانه ترکش اتمی نقطه برخوردامواج صوتی
radio position finding
U
روش تعیین محل ایستگاه فرستنده به روش تقاطع
cross hairs
U
دو خط متقاطع روی یک دستگاه ورودی که محل تقاطع انها مکان فعال مکان نمای یک سیستم گرافیکی رامشخص میکند
erect
U
راست
pricks
U
راست
plain dealing
U
راست
pricking
U
راست
pricked
U
راست
dextrorotatory
U
راست بر
forthrights
U
سر راست
prick
U
راست
dextrogyrous
U
راست بر
beeline
U
خط راست
erected
U
راست
wooden
U
راست
bee line
U
خط راست
blankly
U
سر راست
bolt upright
U
راست
upright
U
راست
freehearted
U
رک و راست
apeak
U
راست
on end
U
راست
erects
U
راست
erecting
U
راست
vertically
U
راست
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com