Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (18 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
request for proposal
U
تقاضا برای پیشنهاد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
put in
U
تقاضا کردن پیشنهاد دادن
law of demand
U
براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
application
U
تقاضا برای چیز
applications
U
تقاضا برای چیز
demand for money
U
تقاضا برای پول
money demand
U
تقاضا برای پول
requests
U
تقاضا برای چیزی
requesting
U
تقاضا برای چیزی
requested
U
تقاضا برای چیزی
request
U
تقاضا برای چیزی
demand
U
تقاضا برای انجام چیزی
demanded
U
تقاضا برای انجام چیزی
demands
U
تقاضا برای انجام چیزی
request for quotation
U
تقاضا برای اعلام قیمت
transaction demand for money
U
تقاضای معاملاتی برای پول تقاضا برای پول بمنظورمبادلات
invokes
U
تقاضا از کسی برای انجام کاری
demanded
U
تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
invoked
U
تقاضا از کسی برای انجام کاری
demand
U
تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
invoking
U
تقاضا از کسی برای انجام کاری
demands
U
تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
invoke
U
تقاضا از کسی برای انجام کاری
applies
U
تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
call-ups
U
تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
apply
U
تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
call-up
U
تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
call up
U
تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
applying
U
تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
speculative demand for money
U
تقاضا برای پول بمنظور انگیزه سفته بازی
input/output
U
سیگنال تقاضا از CPU برای داده ورودی یا خروجی
golden handshakes
U
پاداشی که برای تشویق کارمند به بازنشستگی به او پیشنهاد میشود
golden handshake
U
پاداشی که برای تشویق کارمند به بازنشستگی به او پیشنهاد میشود
take over bid
U
پیشنهاد خرید سهام یک شرکت برای اعمال کنترل
X series
U
تقاضا برای ارتباط دادهای روی داده عمومی شبکه
inquiries
U
کد ارسالی توسط کامپیوتر به ترمینال راه دور و تقاضا برای پاسخ
inquiry
U
کد ارسالی توسط کامپیوتر به ترمینال راه دور و تقاضا برای پاسخ
to suggest it is appropriate to do so
[matter]
U
پیشنهاد می کند که برای انجام این کار مناسب باشد
[چیزی ]
layer
U
بخشی که موافق قالب به کدها و تقاضا برای اتصال شروع /خاتمه است
layers
U
بخشی که موافق قالب به کدها و تقاضا برای اتصال شروع /خاتمه است
arc elasticity of demand
U
عبارت از کشش تقاضا بین دو نقطه روی منحنی تقاضا که بوسیله فرمول زیر محاسبه میشود :
precautionary demand for money
U
تقاضای احتیاطی برای پول تقاضا برای پول بمنظورانگیزه احتیاطی
they rejected his proposition
U
پیشنهاد وی را رد کگردن پیشنهاد اورا نپذیرفتند
inelastic demand
U
تقاضای غیر قابل کشش تقاضا برای اجناسی که به علت گرانی بیش از حد فقط طبقه خاصی قادر به خرید ان می باشند
composite demand
U
تقاضا برای کالا در موارد استفاده متفاوت مانند استفاده از گازوئیل درمصارف خانگی و مصارف صنعتی
allotment advice
U
پیشنهاد تخصیص حقوق یاپرسنل پیشنهاد سهمیه بندی حقوق یا پرسنل
giffen good
U
نوعی کالای پست که اثر درامدی ان بزرگتر ازاثر جانشینی بوده و تقاضا بابالا رفتن قیمت افزایش مییابدمنحنی تقاضا در مورد کالای گیفن صعودی است
enquiry
U
تقاضا برای داده یا اطلاع از وسیله یا پایگاه داده . دستیابی به داده در حافظه کامپیوتر بدون تغییر داده
derived demand
U
تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
demands
U
تقاضا کردن تقاضا
demanded
U
تقاضا کردن تقاضا
demand
U
تقاضا کردن تقاضا
offered
U
پیشنهاد کردن پیشنهاد
offers
U
پیشنهاد کردن پیشنهاد
offer
U
پیشنهاد کردن پیشنهاد
slutsky theorem
U
براساس این قضیه با کاهش قیمت یک کالا مقدار تقاضا برای ان افزایش یافته و این امر بعلت اثر درامدی و اثر جانشینی امکان پذیر است
shift of a demand curve
U
انتقال منحنی تقاضا جابجائی منحنی تقاضا
postulating
U
تقاضا
demands
U
تقاضا
rogation
U
تقاضا
suit
U
تقاضا
demanded
U
تقاضا
requisition
U
تقاضا
requisitioning
U
تقاضا
requisitions
U
تقاضا
prayers
U
تقاضا
prayer
U
تقاضا
postulate
U
تقاضا
postulated
U
تقاضا
postulates
U
تقاضا
requisitioned
U
تقاضا
suited
U
تقاضا
suits
U
تقاضا
solicitation
U
تقاضا
request
U
تقاضا
exigence
U
تقاضا
requesting
U
تقاضا
requests
U
تقاضا
demand
U
تقاضا
requested
U
تقاضا
importance
U
تقاضا
propositions
U
پیشنهاد
application
U
پیشنهاد
bidders
U
پیشنهاد
propositioning
U
پیشنهاد
proffered
U
پیشنهاد
proffering
U
پیشنهاد
offer
U
پیشنهاد
motion
[politic]
U
پیشنهاد
proposal
U
پیشنهاد
suggestion
U
پیشنهاد
bid
U
پیشنهاد
bidder
U
پیشنهاد
overture
U
پیشنهاد
proffer
U
پیشنهاد
applications
U
پیشنهاد ها
proposition
U
پیشنهاد
offers
U
پیشنهاد
offer
U
پیشنهاد
pleas
U
پیشنهاد
offers
U
پیشنهاد ها
proposals
U
پیشنهاد ها
propositioned
U
پیشنهاد
offered
U
پیشنهاد
plea
U
پیشنهاد
overtures
U
پیشنهاد ها
purpose
U
پیشنهاد
tender
U
پیشنهاد
motioning
U
پیشنهاد
proffers
U
پیشنهاد
proposals
U
پیشنهاد
proposal
U
پیشنهاد
suggestions
U
پیشنهاد
tendered
U
پیشنهاد
purposes
U
پیشنهاد
motion
U
پیشنهاد
tendering
U
پیشنهاد
motioned
U
پیشنهاد
motions
U
پیشنهاد
tenderest
U
پیشنهاد
overtures
U
پیشنهاد
recommendation
U
پیشنهاد
bids
U
پیشنهاد
recommendations
U
پیشنهاد
overture
U
پیشنهاد
kiosks
U
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk
U
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
demand side
U
طرف تقاضا
demand function
U
تابع تقاضا
plea
U
تقاضا استدعا
on demand
U
بنا به تقاضا
law of demand
U
قانون تقاضا
requested
U
تقاضا خواسته
demand side
U
ستون تقاضا
demand schedule
U
جدول تقاضا
information on demand
U
اطلاعات با تقاضا
demand pattern
U
الگوی تقاضا
demand shift
U
جابجائی تقاضا
demand shift
U
انتقال تقاضا
requests
U
تقاضا خواسته
demand management
U
مدیریت تقاضا
requesting
U
تقاضا خواسته
demand shift
U
تغییر تقاضا
request
U
تقاضا خواسته
demand surface
U
میزان تقاضا
income elasticity of demand
U
درامدی تقاضا
requisitions
U
چیزمورد تقاضا
requisitions
U
تقاضا کردن
applications
U
فرم تقاضا
measurement of demand
U
تخمین تقاضا
quantity of demand
U
مقدار تقاضا
excess demand
U
فزونی تقاضا
requisitioning
U
تقاضا کردن
adjure
U
تقاضا کردن
requisitioning
U
چیزمورد تقاضا
offer and demand
U
عرضه و تقاضا
requisition
U
تقاضا کردن
requisitioned
U
چیزمورد تقاضا
within three days of demand
U
در طی سه روز پس از تقاضا
demandant
U
تقاضا کننده
applier
U
تقاضا کننده
requisitioned
U
تقاضا کردن
requirement
U
تقاضا احتیاج
demandable
U
قابل تقاضا
change in demand
U
تغییر تقاضا
peak demand
U
بیشترین تقاضا
suing
U
تقاضا کردن
claimed
<adj.>
<past-p.>
U
تقاضا شده
sues
U
تقاضا کردن
peak demand
U
حداکثر تقاضا
supply and demand
U
عرضه و تقاضا
sue
U
تقاضا کردن
demanded
<adj.>
<past-p.>
U
تقاضا شده
demand surface
U
سطح تقاضا
sued
U
تقاضا کردن
demands
U
تقاضا کردن
demand
U
تقاضا کردن
pleas
U
تقاضا استدعا
requisition
U
چیزمورد تقاضا
demand elasticity
U
کشش تقاضا
demand factor
U
ضریب تقاضا
demand factors
U
عوامل تقاضا
demand curve
U
منحنی تقاضا
elasticity of demand
U
کشش تقاضا
asked
<adj.>
<past-p.>
U
تقاضا شده
demanded
U
تقاضا کردن
application
U
فرم تقاضا
counterbid
U
پیشنهاد متقابل
project
U
پیشنهاد کردن
offer
U
پیشنهاد کردن
bid
U
پیشنهاد مزایده
tendering
U
پیشنهاد دادن
bids
U
پیشنهاد کردن
suggestible
U
پیشنهاد کردنی
bid
U
پیشنهاد دادن
tendering form
U
ورقه پیشنهاد
tenderer
U
پیشنهاد دهنده
peace offering
U
پیشنهاد صلح
firm offer
U
پیشنهاد قطعی
bid
U
پیشنهاد خرید
bid
U
پیشنهاد حراج
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com