Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 241 (21 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
demand for money
U
تقاضا برای پول
money demand
U
تقاضا برای پول
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
demand
U
تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
demand
U
تقاضا برای انجام چیزی
demanded
U
تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
demanded
U
تقاضا برای انجام چیزی
demands
U
تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
demands
U
تقاضا برای انجام چیزی
application
U
تقاضا برای چیز
applications
U
تقاضا برای چیز
layer
U
بخشی که موافق قالب به کدها و تقاضا برای اتصال شروع /خاتمه است
layers
U
بخشی که موافق قالب به کدها و تقاضا برای اتصال شروع /خاتمه است
applies
U
تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
apply
U
تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
applying
U
تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
request
U
تقاضا برای چیزی
requested
U
تقاضا برای چیزی
requesting
U
تقاضا برای چیزی
requests
U
تقاضا برای چیزی
inquiries
U
کد ارسالی توسط کامپیوتر به ترمینال راه دور و تقاضا برای پاسخ
inquiry
U
کد ارسالی توسط کامپیوتر به ترمینال راه دور و تقاضا برای پاسخ
invoke
U
تقاضا از کسی برای انجام کاری
invoked
U
تقاضا از کسی برای انجام کاری
invokes
U
تقاضا از کسی برای انجام کاری
invoking
U
تقاضا از کسی برای انجام کاری
call up
U
تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
call-up
U
تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
call-ups
U
تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
composite demand
U
تقاضا برای کالا در موارد استفاده متفاوت مانند استفاده از گازوئیل درمصارف خانگی و مصارف صنعتی
derived demand
U
تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
enquiry
U
تقاضا برای داده یا اطلاع از وسیله یا پایگاه داده . دستیابی به داده در حافظه کامپیوتر بدون تغییر داده
inelastic demand
U
تقاضای غیر قابل کشش تقاضا برای اجناسی که به علت گرانی بیش از حد فقط طبقه خاصی قادر به خرید ان می باشند
input/output
U
سیگنال تقاضا از CPU برای داده ورودی یا خروجی
law of demand
U
براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
precautionary demand for money
U
تقاضای احتیاطی برای پول تقاضا برای پول بمنظورانگیزه احتیاطی
request for proposal
U
تقاضا برای پیشنهاد
request for quotation
U
تقاضا برای اعلام قیمت
slutsky theorem
U
براساس این قضیه با کاهش قیمت یک کالا مقدار تقاضا برای ان افزایش یافته و این امر بعلت اثر درامدی و اثر جانشینی امکان پذیر است
speculative demand for money
U
تقاضا برای پول بمنظور انگیزه سفته بازی
transaction demand for money
U
تقاضای معاملاتی برای پول تقاضا برای پول بمنظورمبادلات
X series
U
تقاضا برای ارتباط دادهای روی داده عمومی شبکه
Other Matches
arc elasticity of demand
U
عبارت از کشش تقاضا بین دو نقطه روی منحنی تقاضا که بوسیله فرمول زیر محاسبه میشود :
giffen good
U
نوعی کالای پست که اثر درامدی ان بزرگتر ازاثر جانشینی بوده و تقاضا بابالا رفتن قیمت افزایش مییابدمنحنی تقاضا در مورد کالای گیفن صعودی است
demand
U
تقاضا کردن تقاضا
demands
U
تقاضا کردن تقاضا
demanded
U
تقاضا کردن تقاضا
shift of a demand curve
U
انتقال منحنی تقاضا جابجائی منحنی تقاضا
prayer
U
تقاضا
requesting
U
تقاضا
requisition
U
تقاضا
request
U
تقاضا
requested
U
تقاضا
demand
U
تقاضا
prayers
U
تقاضا
demands
U
تقاضا
suit
U
تقاضا
suited
U
تقاضا
suits
U
تقاضا
demanded
U
تقاضا
postulates
U
تقاضا
exigence
U
تقاضا
requests
U
تقاضا
importance
U
تقاضا
postulating
U
تقاضا
postulate
U
تقاضا
postulated
U
تقاضا
requisitioning
U
تقاضا
rogation
U
تقاضا
solicitation
U
تقاضا
requisitions
U
تقاضا
requisitioned
U
تقاضا
kiosk
U
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks
U
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
excess demand
U
فزونی تقاضا
requirement
U
تقاضا احتیاج
information on demand
U
اطلاعات با تقاضا
pleas
U
تقاضا استدعا
plea
U
تقاضا استدعا
demand curve
U
منحنی تقاضا
demand elasticity
U
کشش تقاضا
supply and demand
U
عرضه و تقاضا
demand factor
U
ضریب تقاضا
peak demand
U
حداکثر تقاضا
demand factors
U
عوامل تقاضا
quantity of demand
U
مقدار تقاضا
demand side
U
ستون تقاضا
demandant
U
تقاضا کننده
demand shift
U
تغییر تقاضا
demand shift
U
انتقال تقاضا
demand shift
U
جابجائی تقاضا
demand schedule
U
جدول تقاضا
demand pattern
U
الگوی تقاضا
requests
U
تقاضا خواسته
demanded
<adj.>
<past-p.>
U
تقاضا شده
claimed
<adj.>
<past-p.>
U
تقاضا شده
asked
<adj.>
<past-p.>
U
تقاضا شده
demand function
U
تابع تقاضا
requesting
U
تقاضا خواسته
demand side
U
طرف تقاضا
within three days of demand
U
در طی سه روز پس از تقاضا
elasticity of demand
U
کشش تقاضا
peak demand
U
بیشترین تقاضا
requested
U
تقاضا خواسته
applications
U
فرم تقاضا
application
U
فرم تقاضا
demandable
U
قابل تقاضا
demand surface
U
میزان تقاضا
demand surface
U
سطح تقاضا
demand management
U
مدیریت تقاضا
requisition
U
چیزمورد تقاضا
adjure
U
تقاضا کردن
requisitions
U
چیزمورد تقاضا
offer and demand
U
عرضه و تقاضا
requisitions
U
تقاضا کردن
demanded
U
تقاضا کردن
requisitioning
U
تقاضا کردن
demand
U
تقاضا کردن
requisitioning
U
چیزمورد تقاضا
applier
U
تقاضا کننده
requisitioned
U
تقاضا کردن
sues
U
تقاضا کردن
sued
U
تقاضا کردن
requisition
U
تقاضا کردن
sue
U
تقاضا کردن
on demand
U
بنا به تقاضا
suing
U
تقاضا کردن
change in demand
U
تغییر تقاضا
law of demand
U
قانون تقاضا
income elasticity of demand
U
درامدی تقاضا
measurement of demand
U
تخمین تقاضا
requisitioned
U
چیزمورد تقاضا
demands
U
تقاضا کردن
request
U
تقاضا خواسته
cross elasticity of demand
U
کشش متقاطع تقاضا
law of supply and demand
U
قانون عرضه و تقاضا
indenting
U
تقاضا یاسفارش جنس
price elasticity of demand
U
کشش قیمتی تقاضا
quantity demanded
U
مقدار تقاضا شده
solicit
U
درخواست یا تقاضا کردن از
applicants
U
تقاضا کننده طالب
applicant
U
تقاضا کننده طالب
solicited
U
درخواست یا تقاضا کردن از
soliciting
U
درخواست یا تقاضا کردن از
measurement of demand
U
اندازه گیری تقاضا
requesting unit
U
یکان تقاضا کننده
solicits
U
درخواست یا تقاضا کردن از
arc elasticity of demand
U
کشش کمانی تقاضا
registrant
U
تقاضا ثبت کننده
demand paging
U
صفحه بندی تقاضا
send away for something
<idiom>
U
تقاضا نامه نوشتن
demand
U
مطالبه تقاضا کردن
indents
U
تقاضا یاسفارش جنس
gluts
U
عرضه بیش از تقاضا
supply and demand law
U
قانون عرضه و تقاضا
demanded
U
مطالبه تقاضا کردن
demand and supply market
U
بازار عرضه و تقاضا
on demand
U
به در خواست به مجرد تقاضا
demands
U
مطالبه تقاضا کردن
adjure
به اصرار تقاضا کردن
glut
U
عرضه بیش از تقاضا
stock requisition
U
تقاضا جهت کالا
indent
U
تقاضا یاسفارش جنس
demand forecast
U
پیش بینی تقاضا
excess demand
U
تقاضای زیادی مازاد تقاضا
excess demand inflation
U
تورم ناشی از مازاد تقاضا
demand
[of]
U
درخواست
[خواست]
[طلب]
[تقاضا]
[از]
overloaded
U
تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
overload
U
تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
put in
U
تقاضا کردن پیشنهاد دادن
demand versus quantity demanded
U
تقاضا در برابر مقدار تقاضاشده
demand pull inflation
U
تورم ناشی از فشار تقاضا
infinitely elastic demand curve
U
منحنی تقاضا با کشش نامحدود
overloads
U
تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
demand oriented pricing
U
قیمت گذاری با توجه به شرایط تقاضا
obtrude
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtruding
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtrudes
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
Application may be filed by ...
U
مهلت ارائه تقاضا نامه تا ... است.
clamor
U
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
obtruded
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
clamours
U
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
clamour
U
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
to invite somebody to do something
U
از کسی تقاضا انجام کاری را کردن
clamouring
U
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
clamoured
U
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
demand factors
U
عواملی که درتغییر تقاضا موثرند عبارتنداز : درامد
badminton
U
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code
U
زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
plug compatible
U
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
microsoft
U
بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
income elasticity of demand
U
تغییر مقدار تقاضابرای یک کالا درنتیجه درامدمصرف- کننده . فرمول کشش درامدی تقاضا : q/I *dI / dq = E
drives
U
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drive
U
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
strategy
U
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategies
U
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
IrDA
U
روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
infra red link
U
روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
averages
U
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
averaging
U
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
average
U
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
averaged
U
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
assemble capital stock
U
بقیه سرمایهای که به محض تقاضا قابل پرداخت است سرمایهای که بر مبنای ان مالیات محاسبه میشود
c
U
استفاده از کامپیوتر برای کمک به دانش آموزان برای یادگیری یک موضوع
recalls
U
برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
narratives
U
یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم
recall
U
برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
Ackerman's function
U
تابع بازگشتی برای بررسی توانایی کامپیوتر برای اجرای بازگشت
narrative
U
یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم
recalled
U
برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
bins
U
محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند
teacloth
U
رومیزی برای میز چای دستمال برای خشکاندن فنجانها
revenue tax
U
مالیاتی که برای افزایش درامد کشور است نه برای تاثیردربازرگانی
bin
U
محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند
teacloths
U
رومیزی برای میز چای دستمال برای خشکاندن فنجانها
iil
U
دستگاه کنترل برای برای تولیدات صنعتی و سیستمهای کامپیوتر
permanent
U
آنچه برای مدت طولانی یا برای همیشه باقی بماند
no show
U
مسافری که جا برای خودمحفوظ کرده ولی برای سفرحاضر نمیشود
It will be some time before the new factory comes online, and until then we can't fulfill demand.
U
آغاز به کار کردن کارخانه جدید مدتی زمان می برد و تا آن زمان قادر به تامین تقاضا نخواهیم بود.
cats
U
استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود
scratch
U
حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
FDDI
U
اختصاری برای استاندارد FDD1 برای ارسال داده آنالوگ به صورت دیجیتال
intubation
U
فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
scratching
U
حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
gather shot
U
ضربه برای نزدیک اوردن 2گوی برای کسب امتیازهای پی درپی باکارامبول
redundancies
U
بررسی داده دریافتی برای کدهای افزوده صحیح برای تشخیص خطا
open
U
سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
redundancy
U
بررسی داده دریافتی برای کدهای افزوده صحیح برای تشخیص خطا
scratched
U
حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
opens
U
سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
scratches
U
حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
opened
U
سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
cat
U
استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود
feedback
U
اطلاعاتی از یک منبع که برای تغییر دادن چیزی یا تامین پیشنهادی برای آن میباشد
personal
U
متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
doubled up
U
استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
doubled
U
استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
liberal education
U
اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
auto
U
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
double
U
استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
autos
U
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
potatoes and point
U
سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com