Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
plea
U
تقاضا استدعا
pleas
U
تقاضا استدعا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
beseech
U
تقاضا کردن استدعا کردن
beseeched
U
تقاضا کردن استدعا کردن
beseeches
U
تقاضا کردن استدعا کردن
Other Matches
arc elasticity of demand
U
عبارت از کشش تقاضا بین دو نقطه روی منحنی تقاضا که بوسیله فرمول زیر محاسبه میشود :
boons
U
استدعا
supplication
U
استدعا
entreaties
U
استدعا
entreaty
U
استدعا
boon
U
استدعا
invocate
U
استدعا کردن
supplicate
U
استدعا کردن
suppliant
U
استدعا کننده
giffen good
U
نوعی کالای پست که اثر درامدی ان بزرگتر ازاثر جانشینی بوده و تقاضا بابالا رفتن قیمت افزایش مییابدمنحنی تقاضا در مورد کالای گیفن صعودی است
boon
U
فرمان یادستوری بصورت استدعا
boons
U
فرمان یادستوری بصورت استدعا
law of demand
U
براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
demanded
U
تقاضا کردن تقاضا
demands
U
تقاضا کردن تقاضا
demand
U
تقاضا کردن تقاضا
shift of a demand curve
U
انتقال منحنی تقاضا جابجائی منحنی تقاضا
begs
U
استدعا کردن درخواست کردن
begged
U
استدعا کردن درخواست کردن
beg
U
استدعا کردن درخواست کردن
solicitation
U
تقاضا
postulating
U
تقاضا
postulate
U
تقاضا
requested
U
تقاضا
postulated
U
تقاضا
postulates
U
تقاضا
rogation
U
تقاضا
requisitioning
U
تقاضا
requisitioned
U
تقاضا
requisition
U
تقاضا
importance
U
تقاضا
exigence
U
تقاضا
requesting
U
تقاضا
request
U
تقاضا
requests
U
تقاضا
requisitions
U
تقاضا
demands
U
تقاضا
demanded
U
تقاضا
prayer
U
تقاضا
prayers
U
تقاضا
demand
U
تقاضا
suits
U
تقاضا
suited
U
تقاضا
suit
U
تقاضا
adjure
U
تقاضا کردن
demand side
U
طرف تقاضا
demand factors
U
عوامل تقاضا
claimed
<adj.>
<past-p.>
U
تقاضا شده
requirement
U
تقاضا احتیاج
demand side
U
ستون تقاضا
demand surface
U
سطح تقاضا
demand surface
U
میزان تقاضا
demand shift
U
انتقال تقاضا
demand factor
U
ضریب تقاضا
demand elasticity
U
کشش تقاضا
demand curve
U
منحنی تقاضا
demanded
<adj.>
<past-p.>
U
تقاضا شده
change in demand
U
تغییر تقاضا
demand function
U
تابع تقاضا
demand management
U
مدیریت تقاضا
demand pattern
U
الگوی تقاضا
demand schedule
U
جدول تقاضا
demand shift
U
جابجائی تقاضا
applier
U
تقاضا کننده
demand shift
U
تغییر تقاضا
demandable
U
قابل تقاضا
demandant
U
تقاضا کننده
supply and demand
U
عرضه و تقاضا
within three days of demand
U
در طی سه روز پس از تقاضا
peak demand
U
بیشترین تقاضا
peak demand
U
حداکثر تقاضا
elasticity of demand
U
کشش تقاضا
asked
<adj.>
<past-p.>
U
تقاضا شده
excess demand
U
فزونی تقاضا
income elasticity of demand
U
درامدی تقاضا
law of demand
U
قانون تقاضا
measurement of demand
U
تخمین تقاضا
offer and demand
U
عرضه و تقاضا
on demand
U
بنا به تقاضا
information on demand
U
اطلاعات با تقاضا
requisition
U
تقاضا کردن
sued
U
تقاضا کردن
demands
U
تقاضا کردن
quantity of demand
U
مقدار تقاضا
requests
U
تقاضا خواسته
sue
U
تقاضا کردن
application
U
فرم تقاضا
requisition
U
چیزمورد تقاضا
applications
U
فرم تقاضا
requisitioned
U
چیزمورد تقاضا
requisitions
U
چیزمورد تقاضا
requisitioning
U
تقاضا کردن
requisitioning
U
چیزمورد تقاضا
requisitioned
U
تقاضا کردن
request
U
تقاضا خواسته
sues
U
تقاضا کردن
requesting
U
تقاضا خواسته
demanded
U
تقاضا کردن
demand
U
تقاضا کردن
requested
U
تقاضا خواسته
suing
U
تقاضا کردن
requisitions
U
تقاضا کردن
requested
U
تقاضا برای چیزی
supply and demand law
U
قانون عرضه و تقاضا
indents
U
تقاضا یاسفارش جنس
money demand
U
تقاضا برای پول
on demand
U
به در خواست به مجرد تقاضا
request
U
تقاضا برای چیزی
solicit
U
درخواست یا تقاضا کردن از
stock requisition
U
تقاضا جهت کالا
requesting
U
تقاضا برای چیزی
registrant
U
تقاضا ثبت کننده
request for proposal
U
تقاضا برای پیشنهاد
quantity demanded
U
مقدار تقاضا شده
price elasticity of demand
U
کشش قیمتی تقاضا
requesting unit
U
یکان تقاضا کننده
law of supply and demand
U
قانون عرضه و تقاضا
solicits
U
درخواست یا تقاضا کردن از
requests
U
تقاضا برای چیزی
soliciting
U
درخواست یا تقاضا کردن از
solicited
U
درخواست یا تقاضا کردن از
measurement of demand
U
اندازه گیری تقاضا
send away for something
<idiom>
U
تقاضا نامه نوشتن
indenting
U
تقاضا یاسفارش جنس
adjure
به اصرار تقاضا کردن
demands
U
مطالبه تقاضا کردن
cross elasticity of demand
U
کشش متقاطع تقاضا
demand and supply market
U
بازار عرضه و تقاضا
demanded
U
مطالبه تقاضا کردن
application
U
تقاضا برای چیز
applications
U
تقاضا برای چیز
demand for money
U
تقاضا برای پول
demand forecast
U
پیش بینی تقاضا
demand
U
مطالبه تقاضا کردن
indent
U
تقاضا یاسفارش جنس
glut
U
عرضه بیش از تقاضا
gluts
U
عرضه بیش از تقاضا
applicant
U
تقاضا کننده طالب
demand paging
U
صفحه بندی تقاضا
applicants
U
تقاضا کننده طالب
arc elasticity of demand
U
کشش کمانی تقاضا
put in
U
تقاضا کردن پیشنهاد دادن
demand
U
تقاضا برای انجام چیزی
demanded
U
تقاضا برای انجام چیزی
demand
[of]
U
درخواست
[خواست]
[طلب]
[تقاضا]
[از]
demands
U
تقاضا برای انجام چیزی
request for quotation
U
تقاضا برای اعلام قیمت
excess demand inflation
U
تورم ناشی از مازاد تقاضا
demand versus quantity demanded
U
تقاضا در برابر مقدار تقاضاشده
overload
U
تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
excess demand
U
تقاضای زیادی مازاد تقاضا
overloaded
U
تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
overloads
U
تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
demand pull inflation
U
تورم ناشی از فشار تقاضا
infinitely elastic demand curve
U
منحنی تقاضا با کشش نامحدود
obtruded
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
Application may be filed by ...
U
مهلت ارائه تقاضا نامه تا ... است.
obtruding
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
clamours
U
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
obtrudes
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
demand oriented pricing
U
قیمت گذاری با توجه به شرایط تقاضا
invoke
U
تقاضا از کسی برای انجام کاری
clamour
U
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
demands
U
تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
clamouring
U
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
clamoured
U
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
clamor
U
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
invokes
U
تقاضا از کسی برای انجام کاری
to invite somebody to do something
U
از کسی تقاضا انجام کاری را کردن
obtrude
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
invoking
U
تقاضا از کسی برای انجام کاری
invoked
U
تقاضا از کسی برای انجام کاری
demand
U
تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
demanded
U
تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
applying
U
تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
call-ups
U
تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
call up
U
تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
demand factors
U
عواملی که درتغییر تقاضا موثرند عبارتنداز : درامد
applies
U
تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
call-up
U
تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
apply
U
تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
input/output
U
سیگنال تقاضا از CPU برای داده ورودی یا خروجی
speculative demand for money
U
تقاضا برای پول بمنظور انگیزه سفته بازی
X series
U
تقاضا برای ارتباط دادهای روی داده عمومی شبکه
inquiries
U
کد ارسالی توسط کامپیوتر به ترمینال راه دور و تقاضا برای پاسخ
inquiry
U
کد ارسالی توسط کامپیوتر به ترمینال راه دور و تقاضا برای پاسخ
layers
U
بخشی که موافق قالب به کدها و تقاضا برای اتصال شروع /خاتمه است
layer
U
بخشی که موافق قالب به کدها و تقاضا برای اتصال شروع /خاتمه است
income elasticity of demand
U
تغییر مقدار تقاضابرای یک کالا درنتیجه درامدمصرف- کننده . فرمول کشش درامدی تقاضا : q/I *dI / dq = E
inelastic demand
U
تقاضای غیر قابل کشش تقاضا برای اجناسی که به علت گرانی بیش از حد فقط طبقه خاصی قادر به خرید ان می باشند
averaging
U
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
average
U
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
averaged
U
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
averages
U
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
assemble capital stock
U
بقیه سرمایهای که به محض تقاضا قابل پرداخت است سرمایهای که بر مبنای ان مالیات محاسبه میشود
composite demand
U
تقاضا برای کالا در موارد استفاده متفاوت مانند استفاده از گازوئیل درمصارف خانگی و مصارف صنعتی
It will be some time before the new factory comes online, and until then we can't fulfill demand.
U
آغاز به کار کردن کارخانه جدید مدتی زمان می برد و تا آن زمان قادر به تامین تقاضا نخواهیم بود.
auto
U
کلمه رمز و نام کاربر که پس از تمام شدن صفحه وقتی توسط یک سیستم از راه دور تقاضا میشود ارسال میشود
autos
U
کلمه رمز و نام کاربر که پس از تمام شدن صفحه وقتی توسط یک سیستم از راه دور تقاضا میشود ارسال میشود
to put in for
U
تقاضا کردن خودرا نامزد کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com