English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
factor demand U تقاضای عوامل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
caveator U کسیکه درضمن تقاضای ثبت اختراع تقاضامیکند به تقاضای دیگران تر
blood chit U تقاضای مساعدت و اهدای خون بازوبند تقاضای کمک ازمردم
theory of effective demand determination U نظریه تقاضای موثر اصطلاح کینز برای تقاضای کل
elasticity of factor substitution U کشش جانشینی عوامل مقیاسی از درجه قابلیت جانشینی بین عوامل تولید در هر فرایند تولیدی
functional distribution of income U توزیع درامد بر حسب کارکرد توزیع درامد بین عوامل تولیدبدون توجه به مالکیت عوامل تولید
external diseconomies U عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
v , series U سری عوامل شیمیایی بی بو وبی رنگ عصبی سری عوامل شیمیایی عصبی
effects U عوامل
m factors U عوامل ام
justificatory conditions U عوامل موجهه
institutional factors U عوامل نهادی
demand factors U عوامل تقاضا
factors of production U عوامل تولید
factor productivity U بازدهی عوامل
technical data U عوامل فنی
aerodynamic factors U عوامل ایرودینامیکی
constant factors U عوامل ثابت
balancing factors U عوامل جبرانی
natural agents U عوامل طبیعی
allocative factors U عوامل تخصیصی
agents of production U عوامل تولید
production factors U عوامل تولید
adverse factors U عوامل نامساعد
psychological factors U عوامل روانی
complementary factors U عوامل مکمل
motivational factors U عوامل محرکه
human factor U عوامل انسانی
excusatory conditions U عوامل رافعه
variable factors U عوامل متغیر
factor proportion U نسبت عوامل
factor price U قیمت عوامل
elements of expense U عوامل هزینهای
total factor productivity U بازدهی کل عوامل
growth factors U عوامل رشد
factor price distortions U انحراف قیمت عوامل
mobility of factors of production U تحرک عوامل تولید
factor price equalization U برابرسازی قیمت عوامل
factor productivity U بهره دهی عوامل
competitive factors U عوامل محرک رقابت
factor markets U بازارهای عوامل تولید
aiming group U عوامل مثلث گیری
factor cost line U خط هزینه عوامل تولید
human factors engineering U مهندسی عوامل انسانی
diseconomies U عوامل زیان اور
elements of expense U عوامل تولید هزینه
factor earnings U درامد عوامل تولید
cryptovariable U عوامل متغیر رمز
fixed factor U عوامل ثابت تولید
fixed factor U عوامل تولید ثابت
factor mobility U تحرک عوامل تولید
factor analysis U تجزیه و تحلیل عوامل
market forces U عوامل موثردر بازار
ingredients U داخل شونده عوامل
weathering U اثر عوامل جوی
ingredient U داخل شونده عوامل
polygene U عوامل توارثی غیرهمردیف
mechanism U عوامل مکانیکی مکانیزم
mechanisms U عوامل مکانیکی مکانیزم
o technique U تحلیل عوامل زمانی
additional production personnel عوامل دیگر تولد
retarding factors U عوامل کند کننده
inputs U عوامل تولید منابع
total demand U تقاضای کل
at the request of U تقاضای
at the instance of U به تقاضای
aggregate demand U تقاضای کل
geopolitics U مطالعه نفوذ عوامل فیزیکی
net factor income from abroad خالص درآمد عوامل از خارج
factor payments U پرداختهای عوامل تولید مانند
variable factors U عوامل قابل تغییر تولید
aerometeorograph U دستگاه نگارش عوامل هواسنجی
non specific factors of production U عوامل غیر اختصاصی تولید
joint demand U تقاضای مشترک
demand for payment U تقاضای پرداخت
effective demand U تقاضای موثر
elastic demand U تقاضای با کشش
inelastic demand U تقاضای بی کشش
give U تقاضای رای
gives U تقاضای رای
application U تقاضای کار
applications U تقاضای کار
at my request U مطابق با تقاضای من
pop the question <idiom> U تقاضای ازدواج
final demand U تقاضای نهائی
excess demand U تقاضای بیش از حد
giving U تقاضای رای
aggregate market demand U تقاضای کل بازار
complementary demand U تقاضای تکمیلی
complementary demand U تقاضای مکمل
national demand U تقاضای ملی
market demand U تقاضای بازار
maximum demand U تقاضای بیشینه
at the instance of U بر حسب تقاضای
application for loan U تقاضای وام
aggregate demand function U تابع تقاضای کل
re claim U تقاضای مجدد
request to send U تقاضای ارسال
composite demand U تقاضای مرکب
request substitution U تقاضای تعویض
self buried U مدفون شده در اثر عوامل طبیعی
ceteris paribus U ثابت بودن تمام عوامل دیگر
input output table U این جدول جریان عوامل تولید
map k U ضریب تصحیح عوامل یاعناصر نقشهای
columnar transposition U تغییر مکان دادن عوامل در ستون
mechanical powers U نیروها یا عوامل مکانیکی ماشینهای ساده
neutral technology U تکنولوژی بی طرف در رابطه با عوامل تولید
unpredictable factors U عوامل غیر قابل پیش بینی
elasticity of factor substitution U وقتی که قیمت نسبی عوامل تغییرمیکند .
rpo U تقاضای مظنه قیمت
perfectly elastic demand U تقاضای کاملا با کشش
oyer U تقاضای استماع یا دادرسی
perfectly inelastic demand U تقاضای کاملا بی کشش
law of downward sloping demand U قانون تقاضای نزولی
to request issuance U تقاضای صدور کردن
marginal demand price U قیمت تقاضای نهائی
individual demand schedule U جدول تقاضای فردی
soft market U بازار با تقاضای خوب
toa for a job or position U تقاضای شغل کردن
inelastic demand U تقاضای غیر حساس
demand U تقاضای خرید کالا
tax U تحمیل تقاضای سنگین
taxes U تحمیل تقاضای سنگین
derived demand U تقاضای مشتق شده
downward sloping demand curve U منحنی تقاضای نزولی
credit application U تقاضای گشایش اعتبار
elastic demand U تقاضای کشش دار
elastic demand U تقاضای انعطاف پذیر
taxed U تحمیل تقاضای سنگین
demanded U تقاضای خرید کالا
demands U تقاضای خرید کالا
apply for a divorce U تقاضای طلاق کردن
group dynamics U مطالعه عوامل و نیروهای موثر در یک گروه بشری
shift forward U انتقال به عوامل بعدی حرکت به سمت جلو
request time out U تقاضای تایم اوت یک دقیقهای
caller U شخصی که تقاضای تماس دارد
reclamation U تقاضای جبران خسارت کردن
rts U Send To Request تقاضای ارسال
callers U شخصی که تقاضای تماس دارد
planned demand U تقاضای برنامه ریزی شده
demur U تقاضای درنگ یا مکث کردن
demurred U تقاضای درنگ یا مکث کردن
demurring U تقاضای درنگ یا مکث کردن
demurs U تقاضای درنگ یا مکث کردن
layer U برنامهای که تقاضای ارسال کند
put the bite on someone <idiom> U از کسی تقاضای پول کردن
layers U برنامهای که تقاضای ارسال کند
To ask for political asylum. U تقاضای پناهندگی سیاسی کردن
To seek political asylum. U تقاضای پناهندگی سیاسی کردن
To demand prompt payment. U تقاضای پرداخت فوری کردن
ask for a lady's hand U تقاضای ازدواج با بانویی کردن
excess demand U تقاضای زیادی مازاد تقاضا
call of more U حق تقاضای زیاد کردن مبیع
demurrer U تقاضای تاخیر درصدور حکم
bleaching materiel U پودر شستشو برای رفع الودگی عوامل شیمیایی
postulancy U تقاضای ورود بدین یا جمعیتی تازه
nonce word U واژهای که به تقاضای یک موقع ویژه بسازند
letters rogatory U نامه مشعر بر تقاضای نیابت قضایی
speculative demand for money U تقاضای سفته بازی برای پول
blue bark U تقاضای هزینه سفر و معاش حرکت
demand accommodation U تنظیم تقاضای یکانها با موجودی انبار
danc solution U نوعی محلول شیمیایی برای رفع الودگی عوامل تاول زا
eurytopic U دارای قدرت تحمل زیاد نسبت به تغییرات عوامل محیط
statement of charge U مشخص کردن جرایم فرم تقاضای خسارت
to withdraw an application U صرف نظر کردن از تقاضای درخواست نامه ای
sound effects U عوامل صوتی که در رادیو وتلویزیون وفیلم سینمایی وغیره موجب صدامیشود
escarpments U پرتگاه یا شیب تندی که توسط عوامل طبیعی به وجود امده است
fission products U عوامل تولید شده در اثر تجزیه اتمی بقایای شکافت هستهای
m factors U عوامل موثر دربازاریابی که عبارتند از :messages ,motives,markets ,moneymerchandise and media
escarpment U پرتگاه یا شیب تندی که توسط عوامل طبیعی به وجود امده است
ARQ U که در صورت خطا تقاضای ارسال دوباره داده میکند
The victors demanded unconditional surrender . U فاتحین تقاضای تسلیم بدون قید وشرط کردند
reclama U تقاضای اغماض و تجدید نظر درتصمیمات متخذه یا رای
small claim U ادعانامه یا تقاضای خسارتی که مبلغ ان از 00001 ریال کمتر است
physiocracy U حکومت بخکم عوامل طبیعی عقیده باینکه زمین یگانه سرچشمه ثروت است
appeal play U تقاضای بازیگر برای اعلام رای داور نسبت به خطای حریف
reclamation U تقاضای خسارت تعمیرمجدد و به پای کار اوردن وسایل بازیابی مجدد
striking off the roll U اسم یک solicitor را به تقاضای خودش یا بعلت ارتکاب خطا از لیست وکلاحذف کردن
federal privacy act U قانون فدرال که از اشکار شدن پرونده پرسنلی افراد توسط عوامل دولتی یا طرفهای قرارداد ان جلوگیری میکند
neoclassical economics U در این اقتصاد تمرکز بیشتر بروی تقاضای مصرف کننده وروشهای ریاضی است
effective demand U تقاضای موثرعبارت است از مقدار کالائی که خریداران در قیمتهای موجود مایل و قادر به خریدان هستند
searchingly U نرم افزاری که جستجو در پایگاه داده را انجام میدهد وقتی که کاربر تقاضای یافتن اطلاع دارد
searched U نرم افزاری که جستجو در پایگاه داده را انجام میدهد وقتی که کاربر تقاضای یافتن اطلاع دارد
searches U نرم افزاری که جستجو در پایگاه داده را انجام میدهد وقتی که کاربر تقاضای یافتن اطلاع دارد
search U نرم افزاری که جستجو در پایگاه داده را انجام میدهد وقتی که کاربر تقاضای یافتن اطلاع دارد
say's law U عرضه تقاضای خودرا بوجود می اورد بنابراین تعادل همواره در سطح اشتغال کامل وجود خواهدداشت
functional distribution U توزیع درامدبه عوامل تولید و مطالعه نحوه این توزیع
lysenkoism U نظریهای که معتقد است عوامل جسمانی وبدنی وشرایط محیط در وراثت موثر است
pile height U ارتفاع پرز [این ارتفاع یکی از عوامل تعیین کننده قیمت و کیفیت فرش است.]
cross elasticity of demand U درصدتغییر تقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت کالای دیگر فرمول کشش متقاطع عبارت است از :
elements of weather U عناصر موثر در شرایط جوی عوامل جوی
euler theorem U در صورتی که تابع تولید همگن درجه یک باشد بر اساس قضیه اولر کل تولید مساوی مجموع پرداختی ها به عوامل تولیدمیباشد
inelastic demand U تقاضای غیر قابل کشش تقاضا برای اجناسی که به علت گرانی بیش از حد فقط طبقه خاصی قادر به خرید ان می باشند
disoblige U دل کسی راشکستن تقاضای کسی را انجام ندادن منت ننهادن بر
channels U 1-صف تقاضای استفاده از کانال . 2-صف داده هایی که روی کانال ارسال شده اند
channelled U 1-صف تقاضای استفاده از کانال . 2-صف داده هایی که روی کانال ارسال شده اند
channeling U 1-صف تقاضای استفاده از کانال . 2-صف داده هایی که روی کانال ارسال شده اند
channel U 1-صف تقاضای استفاده از کانال . 2-صف داده هایی که روی کانال ارسال شده اند
channeled U 1-صف تقاضای استفاده از کانال . 2-صف داده هایی که روی کانال ارسال شده اند
purchase request U درخواست خرید جنس تقاضای عقد پیمان خرید
queue U 1-صف تقاضای استفاده از یک کانال . 2-صف دادهای که به کانال فرستاده میشود
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com