Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
double barreled shotgun
U
تفنگ دولول برای تیراندازی جداگانه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
doubled up
U
گرفتن همزمان دو ماهی تفنگ دولول
doubled
U
گرفتن همزمان دو ماهی تفنگ دولول
double
U
گرفتن همزمان دو ماهی تفنگ دولول
v ring
U
تصویر شکاف درجه تفنگ روی خال سیاه هدف برای نمره دادن به تیراندازی
rifle shot
U
تیر تفنگ تیراندازی با تفنگ
target rifle
U
تفنگ مخصوص تیراندازی به هدف
skeet gun
U
تفنگ مخصوص تیراندازی 8وضعی
trap gun
U
تفنگ مخصوص تیراندازی به هدفهای متحرک
wand shoot
U
مسابقه تیراندازی با 63 تیراز مسافت 06 متری برای زنان و 001 متری برای مردان با تیر و کمان
external
U
فایل حاوی داده برای برنامه که جداگانه از آن دخیره شده است
externals
U
فایل حاوی داده برای برنامه که جداگانه از آن دخیره شده است
sleeve
U
هدف هوائی برای تیراندازی ضد هوایی
ready rack
U
قفسه مهمات حاضر برای تیراندازی
sleeves
U
هدف هوائی برای تیراندازی ضد هوایی
preparatory
U
تیراندازی مقدماتی تیر تهیه برای تک
slow fire
U
یک دقیقه فرصت برای تیراندازی به هر نفر
floppy disks
U
دیسک درایو برای فلاپی دیسکها و قط عات الکترونیکی به عنوان سوار کردن جداگانه
resolution
U
توانایی سیستم نمایش برای کنترل تعداد پیکسل ها در واحد زمان و نه پیکسلهای جداگانه
floppy discs
U
دیسک درایو برای فلاپی دیسکها و قط عات الکترونیکی به عنوان سوار کردن جداگانه
floppy disk
U
دیسک درایو برای فلاپی دیسکها و قط عات الکترونیکی به عنوان سوار کردن جداگانه
floppy
U
دیسک درایو برای فلاپی دیسکها و قط عات الکترونیکی به عنوان سوار کردن جداگانه
floppies
U
دیسک درایو برای فلاپی دیسکها و قط عات الکترونیکی به عنوان سوار کردن جداگانه
resolutions
U
توانایی سیستم نمایش برای کنترل تعداد پیکسل ها در واحد زمان و نه پیکسلهای جداگانه
time fire
U
مسابقه تیراندازی با محدودبودن زمان 02 ثانیه برای 5تیر
verification fire
U
تیرازمایشی تیراندازی که برای تشخیص خطای توپ انجام میشود
deer refle
U
تفنگ کالیبر بزرگ برای شکاربزرگ
plotted
U
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
plot
U
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
plots
U
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
double-barrelled
U
دولول
double barreled
U
دولول
double barrelled
U
دولول
firing position
U
موضع اتش وضعیت تیراندازی حالت تیراندازی
fowling piece
U
تفنگ سبک برای شکار پرنده وحیوان کوچک
stocked
U
رها کردن پرنده دست اموز برای شکارقنداق تفنگ
stock
U
رها کردن پرنده دست اموز برای شکارقنداق تفنگ
keypad
U
مجموعه ده کلید با طرح . شامل شده در بیشتر صفحه کلیدها به صورت کلیدهای جداگانه برای وارد کردن حجم زیاد داده عددی
numeric
U
که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
safety
U
بازی بیلیارد دفاعی که گویها را در جای نامناسبی برای حریف باقی می گذاردضامن تفنگ
rifle clasp
U
نشان تیراندازی یا مدال تیراندازی
firing range
U
برد تیراندازی مسافت تیراندازی
fowling piece
U
تفنگ پرنده زنی تفنگ شکاری
sleeve target
U
هدف کش هوایی استوانهای برای تیراندازی ضد هوایی
fowling piece
U
تفنگ شکاری تفنگ ساچمهای
rifle salute
U
احترام با تفنگ سلام با تفنگ
fire lane
U
مسیر تیراندازی دریایی مسیر پاک شده تیراندازی
sighting leaf
U
ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
live fire
U
تیراندازی با تیر جنگی تیراندازی با فشنگ جنگی
severally
U
جداگانه
separated
U
جداگانه
aside
U
جداگانه
separates
U
جداگانه
asides
U
جداگانه
several
U
جداگانه
separate
U
جداگانه
in proper
U
جداگانه
separately
U
جداگانه
antiseptics
U
جداگانه پادگند
several covenants
U
تعهدات جداگانه
antiseptic
U
جداگانه پادگند
internal
U
و نه یک برنامه جداگانه
separate opinion
U
رای جداگانه
send on
U
جداگانه فرستادن
shelling report
U
گزارش تیراندازی دشمن گزارش تیراندازی توپخانه دشمن
allopatric
U
جداگانه اتفاق افتاده
to act independently of others
U
مستقلانه یا جداگانه کارکردن
substantively
U
با داشتن هستی جداگانه
separately excited
U
مولد با راه انداز جداگانه
idiopathy
U
علاقه خاص ناخوشی جداگانه
We'd like to pay separately.
ما میخواهیم جداگانه پرداخت کنیم.
spreader rig
U
میلهای که نخها جداگانه به ان وصل میشود
link
U
دستور ترکیب یک لیست از فایلهای جداگانه با هم
diphthongize
U
تلفظ کردن دو صدای جداگانه در یک وهله
discrete
U
که در واحدهای جداگانه کوچک روی میدهد
polygeny
U
پیدایش نوع بشراز چند ازدواج جداگانه
interleaved
U
دو باک حافظه جداگانه که به ترتیب و با هم استفاده می شوند
parish
U
قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
parishes
U
قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
adhocism
U
[طراحی کامل و جداگانه قسمت های مختلف یک ساختمان]
gathered
U
نوشتن یک گروه از رکوردهای جداگانه به صورت بلاک داده
gather
U
نوشتن یک گروه از رکوردهای جداگانه به صورت بلاک داده
linkage
U
ترکیب برنامههای جداگانه با هم و استاندارد کردن فراخوانی ها و ارجاع ها در آنها
edited
U
ترکیب برنامههای جداگانه و استاندارد کردن فراخوان ها و مراجعه ها در آنها
linkages
U
ترکیب برنامههای جداگانه با هم و استاندارد کردن فراخوانی ها و ارجاع ها در آنها
dual
U
دومسیر جداگانه ضبط صوت که در وسایل استریو دیده میشود
floppies
U
مغناطیسی که توسط کامپیوتر جداگانه قابل آدرس دهی است
floppy
U
مغناطیسی که توسط کامپیوتر جداگانه قابل آدرس دهی است
floppy disks
U
مغناطیسی که توسط کامپیوتر جداگانه قابل آدرس دهی است
floppy disk
U
مغناطیسی که توسط کامپیوتر جداگانه قابل آدرس دهی است
floppy discs
U
مغناطیسی که توسط کامپیوتر جداگانه قابل آدرس دهی است
nestorianism
U
عقیده نسطوریان اعتقاد باینکه عیسی دو ذات جداگانه داشت
edit
U
ترکیب برنامههای جداگانه و استاندارد کردن فراخوان ها و مراجعه ها در آنها
filed
U
به صورت رکوردهای جداگانه که حاوی داده به حروف , ارقام و گرافیک است
interleaved
U
بخشی از دو برنامه که جداگانه اجرا می شوند به طوری که به نظر همزمان می آید
file
U
به صورت رکوردهای جداگانه که حاوی داده به حروف , ارقام و گرافیک است
gunnery
U
تیراندازی
shootings
U
تیراندازی
popped
U
تیراندازی
pops
U
تیراندازی
musketry
U
تیراندازی
pop
U
تیراندازی
archery
U
تیراندازی
shooting
U
تیراندازی
gunning
U
تیراندازی
interleaving
U
تقسیم فضای ذخیره سازی به قسمتهایی به طوری که هر یک جداگانه قابل دستیابی اند
serial
U
ارسال بیتهای جداگانه که کلمات داده را می سازند.روی خط سیگنال در واحد زمان
bracket
U
علامت چاپ که نشان میدهد یک دستوالعمل یا عمل باید جداگانه پردازش شود
serials
U
ارسال بیتهای جداگانه که کلمات داده را می سازند.روی خط سیگنال در واحد زمان
verification fire
U
تیراندازی ازمایشی
gunnery
U
قوانین تیراندازی
conduct of fire
U
هدایت تیراندازی
conduct of fire
U
اجرای تیراندازی
lived
U
تیراندازی جنگی
handbow
U
کمان تیراندازی
automatic fire
U
تیراندازی خودکار
school shooting
U
تیراندازی در مدرسه
firing table
U
جدول تیراندازی
gunning
U
تمرین تیراندازی
live
U
تیراندازی جنگی
field archery
U
تیراندازی صحرایی
horseback archery
U
تیراندازی سواره
fire power
U
قدرت تیراندازی
firing area
U
منطقه تیراندازی
fires
U
تیراندازی کردن
fired
U
تیراندازی کردن
fire
U
تیراندازی کردن
order of fire
U
روش تیراندازی
fire bay
U
دهلیز تیراندازی
firing line
U
خط شروع تیراندازی
offhand
U
تیراندازی ایستاده
fire trench
U
سنگر تیراندازی
delivery error
U
اشتباه در تیراندازی
combat firing
U
تیراندازی جنگی
ready position
U
حاضربه تیراندازی
shoots
U
تیراندازی کردن
methode of fire
U
روش تیراندازی
gun
U
تیراندازی کردن
scheme of fire
U
طرح تیراندازی
shoot
U
تیراندازی کردن
riflery
U
تیراندازی تفنگداری
the butts
U
میدان تیراندازی
guns
U
تیراندازی کردن
dry sum
U
مشق تیراندازی
firing line
U
خط تیراندازی مدار اتش
target arrow
U
تیر مخصوص تیراندازی
range firing
U
تیراندازی در میدان تیر
set up
U
اماده تیراندازی کردن
recoils
U
دفع ضربت تیراندازی
main fire
U
سیستم تیراندازی اصلی
shootoff
U
مسابقه اضافی تیراندازی
open fire
U
شروع به تیراندازی کردن
firing battery
U
اتشبار تیراندازی کننده
shooting galleries
U
میدان تیراندازی تمرینی
shooting gallery
U
میدان تیراندازی تمرینی
shot
U
گلوله تیراندازی شده
recoil
U
دفع ضربت تیراندازی
firing data
U
عناصر مربوط به تیراندازی
recoiled
U
دفع ضربت تیراندازی
dwell at
U
به تیراندازی ادامه دادن
recoiling
U
دفع ضربت تیراندازی
squeeze off
U
تیراندازی با فشار ماشه
combat firing
U
تمرین تیراندازی رزمی
absolute error
U
اشتباه مطلق تیراندازی
shots
U
تیراندازی شده تیرخورده
shot
U
تیراندازی شده تیرخورده
gun fire
U
توپ بامدادیاشام تیراندازی
shot
U
تیراندازی تیرانداز ماهر
shots
U
گلوله تیراندازی شده
trap shoot
U
تیراندازی به هدفهای متحرک
qualification badge
U
نشان مهارت در تیراندازی
passive
U
دفاع بدون تیراندازی
passives
U
دفاع بدون تیراندازی
skeet
U
انداختن تمرین تیراندازی
shots
U
تیراندازی تیرانداز ماهر
methode of fire
U
روش اجرای تیراندازی
squatting position
U
وضعیت چمباتمه در تیراندازی
expert badge
U
نشان مهارت در تیراندازی
field roving course
U
مسابقه تیراندازی جنگلی
field round
U
یک دور تیراندازی صحرایی
field arrow
U
تیرهای تیراندازی صحرایی
pit detail
U
کمک مربی تیراندازی
range correction
U
تصحیح برد تیراندازی
columbia round
U
تیراندازی مخصوص زنان
time fire
U
تیراندازی با گلوله زمانی
archery
U
تیراندازی با تیر و کمان
partitions
U
تقسیم دیسک سخت به دو یا چند درایو منط قی که به صورت درایوهای جداگانه قابل دستیابی اند
partition
U
تقسیم دیسک سخت به دو یا چند درایو منط قی که به صورت درایوهای جداگانه قابل دستیابی اند
string walking
U
تمرین تیراندازی با تیر وکمان
target round
U
یک دور تیراندازی با تیر وکمان
toxophily
U
علم تیراندازی باتیر وکمان
shooting position
U
حالت بدن و اسلحه در تیراندازی
natural form
U
وضع بدن هنگام تیراندازی
air and naval gunfire
U
تیراندازی توپخانه دریایی وهوایی
port
U
حمل کردن مزغل تیراندازی
firing mechanism
U
چاشنی مین مکانیسم تیراندازی
string
U
یک سری تیراندازی بوسیله یک نفر
power head
U
نوک نیزه تیراندازی به ماهی
x ring
U
دایره مرکزی هدف تیراندازی
power form
U
تیراندازی ایستاده با تیر وکمان
plinking
U
تیراندازی تفریحی بسوی اشیاء
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com