Total search result: 204 (21 milliseconds) |
ارسال یک معنی جدید |
|
|
|
|
Menu
 |
English |
Persian |
Menu
 |
 |
transform U |
تغییر وضعیت چیزی از یک سطح به سطح دیگر |
 |
 |
transformed U |
تغییر وضعیت چیزی از یک سطح به سطح دیگر |
 |
 |
transforming U |
تغییر وضعیت چیزی از یک سطح به سطح دیگر |
 |
 |
transforms U |
تغییر وضعیت چیزی از یک سطح به سطح دیگر |
 |
|
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
|
Other Matches |
|
 |
transitions U |
تغییر وضعیت از نوعی به نوع دیگر |
 |
 |
transition U |
تغییر وضعیت از نوعی به نوع دیگر |
 |
 |
modifying U |
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی |
 |
 |
modifies U |
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی |
 |
 |
modify U |
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی |
 |
 |
alternates U |
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس |
 |
 |
alternated U |
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس |
 |
 |
alternate U |
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس |
 |
 |
non return to zero U |
سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد |
 |
 |
inverse U |
تغییر وضعیت منط قی یک سیگنال یا وسیله به وضعیت مخالف آن |
 |
 |
transition U |
عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر |
 |
 |
transitions U |
عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر |
 |
 |
conversion U |
وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای |
 |
 |
conversions U |
وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای |
 |
 |
toggle U |
تغییر یافتن بین دو وضعیت |
 |
 |
toggles U |
تغییر یافتن بین دو وضعیت |
 |
 |
shift U |
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر |
 |
 |
shifted U |
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر |
 |
 |
shifts U |
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر |
 |
 |
enclose U |
احاطه شدن با چیزی . قرار دادن چیزی درون چیز دیگر |
 |
 |
encloses U |
احاطه شدن با چیزی . قرار دادن چیزی درون چیز دیگر |
 |
 |
enclosing U |
احاطه شدن با چیزی . قرار دادن چیزی درون چیز دیگر |
 |
 |
change U |
استفاده از چیزی به جای چیزی دیگر |
 |
 |
changing U |
استفاده از چیزی به جای چیزی دیگر |
 |
 |
changes U |
استفاده از چیزی به جای چیزی دیگر |
 |
 |
changed U |
استفاده از چیزی به جای چیزی دیگر |
 |
 |
stating U |
وضعیت چیزی |
 |
 |
states U |
وضعیت چیزی |
 |
 |
stated U |
وضعیت چیزی |
 |
 |
state- U |
وضعیت چیزی |
 |
 |
state U |
وضعیت چیزی |
 |
 |
new deal <idiom> U |
تغییر کامل ،شروع تازه ،شانس دیگر |
 |
 |
looped U |
دستور با حلقه که دستورات دیگر یا داده را در برنامه تغییر میدهد |
 |
 |
loop U |
دستور با حلقه که دستورات دیگر یا داده را در برنامه تغییر میدهد |
 |
 |
loops U |
دستور با حلقه که دستورات دیگر یا داده را در برنامه تغییر میدهد |
 |
 |
model U |
کپی کوچک از چیزی که وضعیت آن پس از خاتنمه را نشان میدهد |
 |
 |
modeled U |
کپی کوچک از چیزی که وضعیت آن پس از خاتنمه را نشان میدهد |
 |
 |
models U |
کپی کوچک از چیزی که وضعیت آن پس از خاتنمه را نشان میدهد |
 |
 |
modelled U |
کپی کوچک از چیزی که وضعیت آن پس از خاتنمه را نشان میدهد |
 |
 |
modifier U |
دستور برنامه نویسی که وضعیت طبیعی دستور را تغییر میدهد |
 |
 |
modifiers U |
دستور برنامه نویسی که وضعیت طبیعی دستور را تغییر میدهد |
 |
 |
modification U |
دستوراتی در حلقه که دستورات دیگر یا داده درون برنامه را تغییر میدهد |
 |
 |
indicator U |
چیزی که وضعیت فرآیند را نشان دهد. معمولا با صورت یا نور |
 |
 |
extensions U |
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن |
 |
 |
extension U |
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن |
 |
 |
change [in something] [from something] U |
تغییر [در یا از چیزی] |
 |
 |
converted U |
تغییر چیزی به دیگری |
 |
 |
convert U |
تغییر چیزی به دیگری |
 |
 |
converts U |
تغییر چیزی به دیگری |
 |
 |
converting U |
تغییر چیزی به دیگری |
 |
 |
pass on <idiom> U |
رد کردن چیزی که دیگر |
 |
 |
modification U |
تغییر اعمال شده به چیزی |
 |
 |
move U |
تغییر دادن محل چیزی |
 |
 |
moved U |
تغییر دادن محل چیزی |
 |
 |
moves U |
تغییر دادن محل چیزی |
 |
 |
movement U |
تغییر دادن محل چیزی |
 |
 |
lose U |
نداشتن چیزی دیگر پس از این |
 |
 |
to p on one thing to another U |
چیزی را به چیز دیگر انداختن |
 |
 |
loses U |
نداشتن چیزی دیگر پس از این |
 |
 |
cross elasticity of demand U |
درصدتغییر تقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت کالای دیگر فرمول کشش متقاطع عبارت است از : |
 |
 |
shakedown [of something] [American English] U |
تغییر پایه سیستم کاری [چیزی] |
 |
 |
exchanging U |
دادن چیزی به جای چیز دیگر |
 |
 |
completes U |
آنچه به چیزی دیگر نیاز ندارد |
 |
 |
interchange U |
جابجا کردن چیزی با چیز دیگر |
 |
 |
intruders U |
قرار دادن چیزی در چیز دیگر |
 |
 |
interchanged U |
جابجا کردن چیزی با چیز دیگر |
 |
 |
She turned the conversation to another subject. U |
او [زن] موضوع را [به چیزی دیگر] عوض کرد. |
 |
 |
interchanges U |
جابجا کردن چیزی با چیز دیگر |
 |
 |
interchanging U |
جابجا کردن چیزی با چیز دیگر |
 |
 |
completing U |
آنچه به چیزی دیگر نیاز ندارد |
 |
 |
substitution U |
جایگزین کردن چیزی با چیز دیگر |
 |
 |
exchanges U |
دادن چیزی به جای چیز دیگر |
 |
 |
exchange U |
دادن چیزی به جای چیز دیگر |
 |
 |
complete U |
آنچه به چیزی دیگر نیاز ندارد |
 |
 |
exchanged U |
دادن چیزی به جای چیز دیگر |
 |
 |
intruder U |
قرار دادن چیزی در چیز دیگر |
 |
 |
completed U |
آنچه به چیزی دیگر نیاز ندارد |
 |
 |
simulations U |
عملیاتی که کامپیوتر وضعیت جهان واقع یا ماشین را تقلید میکند و نحوه کار چیزی را نشان میدهد |
 |
 |
simulation U |
عملیاتی که کامپیوتر وضعیت جهان واقع یا ماشین را تقلید میکند و نحوه کار چیزی را نشان میدهد |
 |
 |
bit map U |
ارایهای از بیت ها که وضعیت خاموش یا روشن بودن انها در ارتباط با ارایهای از چیزهای دیگر است نقشه بیت |
 |
 |
adjustments U |
تغییر جزئی در چیزی تا بهتر کار کند |
 |
 |
adjustment U |
تغییر جزئی در چیزی تا بهتر کار کند |
 |
 |
substituted U |
قرار دادن چیزی درمحل چیز دیگر. |
 |
 |
shared U |
استفاده یا مالکیت چیزی به همراه شخص دیگر |
 |
 |
substituting U |
قرار دادن چیزی درمحل چیز دیگر. |
 |
 |
substitute U |
قرار دادن چیزی درمحل چیز دیگر. |
 |
 |
share U |
استفاده یا مالکیت چیزی به همراه شخص دیگر |
 |
 |
changer U |
وسیلهای که چیزی را با چیز دیگر جابجا میکند |
 |
 |
carried U |
حرکت دادن چیزی از جایی به جای دیگر |
 |
 |
alternatives U |
چیزی که میتواند جای چیز دیگر را بگیرد |
 |
 |
carries U |
حرکت دادن چیزی از جایی به جای دیگر |
 |
 |
carrying U |
حرکت دادن چیزی از جایی به جای دیگر |
 |
 |
shares U |
استفاده یا مالکیت چیزی به همراه شخص دیگر |
 |
 |
alternative U |
چیزی که میتواند جای چیز دیگر را بگیرد |
 |
 |
inclusive U |
چیزی هک در میان چیز دیگر شامل شود |
 |
 |
carry U |
حرکت دادن چیزی از جایی به جای دیگر |
 |
 |
superimposing U |
قرار دادن چیزی در بالای چیز دیگر |
 |
 |
superimposes U |
قرار دادن چیزی در بالای چیز دیگر |
 |
 |
superimpose U |
قرار دادن چیزی در بالای چیز دیگر |
 |
 |
change of edge U |
تغییر حرکت از یک لبه تیغه به لبه دیگر بدون چرخیدن بدن |
 |
 |
affect U |
لمس کردن یا تاثیر گذاشتن یا تغییر دادن چیزی |
 |
 |
affects U |
لمس کردن یا تاثیر گذاشتن یا تغییر دادن چیزی |
 |
 |
adapts U |
تغییر یا تنظیم یا اضافه کردن به چیزی تا مناسب شود |
 |
 |
adapt U |
تغییر یا تنظیم یا اضافه کردن به چیزی تا مناسب شود |
 |
 |
adapting U |
تغییر یا تنظیم یا اضافه کردن به چیزی تا مناسب شود |
 |
 |
factors U |
چیزی که مهم است یا روی چیز دیگر اثردارد |
 |
 |
factor U |
چیزی که مهم است یا روی چیز دیگر اثردارد |
 |
 |
zero wait state U |
که آن قدر سریع است که با سرعت قط عات دیگر در کامپیوتر کار میکند و نیاز نیست به صورت مصنوعی سرعت آن کم شود یا وضعیت انتظار درج شود |
 |
 |
gray code U |
سیستم کدگذاری که نمایش دودویی اعداد ورودی فق با یک بیت از یک عدد به عدد دیگر در زمان تغییر میکند |
 |
 |
brand switching U |
تغییر مصرف از یک نام به نام تجارتی دیگر |
 |
 |
end around U |
تغییر حرکت بازیگر از گوش به گوش دیگر |
 |
 |
to lose track [of] U |
فراموش کنند [یا دیگر ندانند] که شخصی [چیزی] کجا است |
 |
 |
to keep pace with something <idiom> U |
با چیزی برابر راه رفتن [یاد گرفتن] [تغییر کردن] [اصطلاح] |
 |
 |
shift key U |
که تابع دوم کلیدها را ایجاد میکند, مصل مجموعه حروف دیگر , با تغییر دادن خروجی به صورت حروف بزرگ |
 |
 |
shift keys U |
که تابع دوم کلیدها را ایجاد میکند, مصل مجموعه حروف دیگر , با تغییر دادن خروجی به صورت حروف بزرگ |
 |
 |
serviceability criteria U |
وضعیت امادگی تجهیزات وضعیت قابلیت استفاده ازوسایل |
 |
 |
adjust U |
تغییر دادن چیزی تا با موقعیت جدید مط ابق شود یا بهتر کار کند |
 |
 |
adjusting U |
تغییر دادن چیزی تا با موقعیت جدید مط ابق شود یا بهتر کار کند |
 |
 |
adjusts U |
تغییر دادن چیزی تا با موقعیت جدید مط ابق شود یا بهتر کار کند |
 |
 |
hartley U |
بیت و یا احتمال یک وضعیت از بین ده وضعیت معادل |
 |
 |
active status U |
وضعیت خدمتی پرسنل کادرارتش وضعیت فعال |
 |
 |
pareto criterion U |
ضابطه پاراتو بر اساس این معیار که دراقتصاد رفاه بکار برده میشودان تغییر و وضعیتی نسبت به قبل بهتر خواهد بود که بتوان حداقل وضعیت یک فرد رابهبود بخشید بدون اینکه به دیگران صدمهای وارد اید |
 |
 |
raced U |
وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد. |
 |
 |
races U |
وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد. |
 |
 |
race U |
وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد. |
 |
 |
statement of service U |
خلاصه وضعیت خدمتی وضعیت خدمت |
 |
 |
chains U |
باس ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند. و هر وسیله میتواند دادهای که در خط به سوی وسیله دیگر وجود دارد دریافت یا ارسال یا تغییر بدهد |
 |
 |
chain U |
باس ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند. و هر وسیله میتواند دادهای که در خط به سوی وسیله دیگر وجود دارد دریافت یا ارسال یا تغییر بدهد |
 |
 |
conversion U |
تغییر از یک سیستم به سیستم دیگر |
 |
 |
conversions U |
تغییر از یک سیستم به سیستم دیگر |
 |
 |
crossover U |
تغییر از یک سیستم به سیستم دیگر |
 |
 |
flying status U |
وضعیت پرواز از نظر جسمی و روحی وضعیت امادگی خدمه برای پرواز |
 |
 |
flag U |
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله |
 |
 |
flags U |
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله |
 |
 |
feedback U |
اطلاعاتی از یک منبع که برای تغییر دادن چیزی یا تامین پیشنهادی برای آن میباشد |
 |
 |
rezone U |
محیط چیزی را اصلاح کردن محیط را تغییر دادن |
 |
 |
implicit function U |
معادله چیزی که حل ان مستلزم حل یک یا چند معادله دیگر باشد |
 |
 |
transparent U |
مودمی که در صورت بروز وقفه , تمام وضعیت برنامه و ماشین را حفظ میکند. وقفه سرویس داده میشود و سیستم به وضعیت قبلی برمی گردد |
 |
 |
transparently U |
مودمی که در صورت بروز وقفه , تمام وضعیت برنامه و ماشین را حفظ میکند. وقفه سرویس داده میشود و سیستم به وضعیت قبلی برمی گردد |
 |
 |
holding position U |
وضعیت انتظار و در جا زدن وضعیت انتظار هواپیما درمحوطه تاکسی کردن |
 |
 |
plene administravit U |
بر این مبنا که اموال متوفی مستغرق دیونش شده است و دیگر چیزی باقی نمانده است |
 |
 |
devices U |
یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله |
 |
 |
device U |
یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله |
 |
 |
plug compatible U |
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال |
 |
 |
dependent U |
غیر استاندارد یا چیزی که روی سخت افزار یا نرم افزار تولید کننده دیگر بدون متغیر قابل استفاده نیست |
 |
 |
width U |
اندازه چیزی از یک طرف به طرف دیگر |
 |
 |
end strings U |
نخهای قابل تغییر کیسه لاکراس برای تغییر عمق ان |
 |
 |
unclocked U |
مدار الکترونیکی یا فلیپ فلاپ که با تغییر ورودی وضعیتش تغییر میکند و نه با سیگنال ساعت |
 |
 |
asynchronous U |
1-کامپیوتری که از یک عمل به عمل دیگر طبق سیگنالهای دریافت شده پس از خاتمه فرآیند تغییر میکند. 2-کامپیوتری که در آن یک فرآیند در آغاز ورود سیگنال یا داده آغاز میشود به جای اینکه مط ابق با باس ساعت باشد |
 |
 |
chip U |
قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است |
 |
 |
chips U |
قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است |
 |
 |
hangover U |
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است |
 |
 |
hangovers U |
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است |
 |
 |
income effect U |
اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها |
 |
 |
vary U |
تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن |
 |
 |
varies U |
تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن |
 |
 |
otherwise <adv.> U |
به ترتیب دیگری [طور دیگر] [جور دیگر] |
 |
 |
readiness condition U |
وضعیت امادگی رزمی وضعیت امادگی یکان شرایط اماده باش یکان |
 |
 |
plastic U |
تغییر پذیر قابل تحول و تغییر |
 |
 |
variable area nozzle U |
نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند |
 |
 |
reference U |
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود |
 |
 |
references U |
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود |
 |
 |
changing U |
تغییر کردن تغییر دادن |
 |
 |
change over U |
تغییر روش تغییر رویه |
 |
 |
change U |
تغییر کردن تغییر دادن |
 |
 |
changes U |
تغییر کردن تغییر دادن |
 |
 |
changed U |
تغییر کردن تغییر دادن |
 |
 |
some other time U |
دفعه دیگر [وقت دیگر] |
 |
 |
tunnelling U |
روش بستن یک بسته داده از یک نوع شبکه دربسته دیگر به طوری که روی شبکه دیگر و ناسازگار قابل ارسال باشد |
 |
 |
he was otherwise ordered U |
جور دیگر مقدر شده بود سرنوشت چیز دیگر بود |
 |
 |
defense readiness condition U |
وضعیت امادگی رزمی ارتش وضعیت امادگی رزمی دفاعی |
 |
 |
fm U |
فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation |
 |
 |
metafile U |
1-فایلی که حاوی فایلهای دیگر باشد. 2-فایلی که داده مربوط به فایلهای دیگر را معرفی کند یا شامل شود |
 |
 |
to concern something U |
مربوط بودن [شدن] به چیزی [ربط داشتن به چیزی] [بابت چیزی بودن] |
 |
 |
cycle U |
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند |
 |
 |
cycles U |
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند |
 |
 |
cycled U |
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند |
 |
 |
he had no more no to say U |
دیگر سخنی نداشت که بگوید دیگر حرفی نداشت |
 |
 |
counter march U |
تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن |
 |
 |
fet U |
وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت |
 |
 |
to watch something U |
مراقب [چیزی] بودن [توجه کردن به چیزی] [چیزی را ملاحظه کردن] |
 |
 |
HTML U |
مجموعهای از کدهای مخصوص که نحوه و نوعی که برای نمایش متن به کار می رود نشان میدهد و امکان ارتباط از طریق کلمات خاص درون متن به بخشهای دیگر متن یا متنهای دیگر میدهد |
 |
 |
angular travel U |
تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان |
 |
 |
trans shipment U |
انتقال بکشتی دیگر انتقال بنقلیه دیگر |
 |
 |
gradient circuit U |
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین |
 |
 |
to stop somebody or something U |
کسی را یا چیزی را نگاه داشتن [متوقف کردن] [مانع کسی یا چیزی شدن] [جلوگیری کردن از کسی یا از چیزی] |
 |
 |
to appreciate something U |
قدر چیزی را دانستن [سپاسگذار بودن] [قدردانی کردن برای چیزی] |
 |
 |
relevance U |
1-روش ارتباط چیزی با دیگری .2-اهمیت چیزی دریک موقعیت یا فرآیند |
 |
 |
pushed U |
فشردن چیزی یا حرکت دادن چیزی با اعمال فشار روی آن |
 |
 |
replacing U |
برگرداندن چیزی درجای قبلی , قراردادن چیزی درمحل چیزدیگر |
 |
 |
push U |
فشردن چیزی یا حرکت دادن چیزی با اعمال فشار روی آن |
 |
 |
queried U |
پرسیدن درباره چیزی یا پیشنهاد اینکه چیزی غلط است |
 |
 |
replaces U |
برگرداندن چیزی درجای قبلی , قراردادن چیزی درمحل چیزدیگر |
 |
 |
query U |
پرسیدن درباره چیزی یا پیشنهاد اینکه چیزی غلط است |
 |
 |
querying U |
پرسیدن درباره چیزی یا پیشنهاد اینکه چیزی غلط است |
 |
 |
via U |
حرکت به سوی چیزی یا استفاده از چیزی برای رسیدن به مقصد |
 |
 |
replace U |
برگرداندن چیزی درجای قبلی , قراردادن چیزی درمحل چیزدیگر |
 |
 |
queries U |
پرسیدن درباره چیزی یا پیشنهاد اینکه چیزی غلط است |
 |
 |
replaced U |
برگرداندن چیزی درجای قبلی , قراردادن چیزی درمحل چیزدیگر |
 |
 |
pushes U |
فشردن چیزی یا حرکت دادن چیزی با اعمال فشار روی آن |
 |