Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
vertical deformation
U
تغییر شکل قائم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
end strings
U
نخهای قابل تغییر کیسه لاکراس برای تغییر عمق ان
unclocked
U
مدار الکترونیکی یا فلیپ فلاپ که با تغییر ورودی وضعیتش تغییر میکند و نه با سیگنال ساعت
transitions
U
عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
transition
U
عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
hangover
U
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
hangovers
U
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
income effect
U
اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
vary
U
تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
varies
U
تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
plastic
U
تغییر پذیر قابل تحول و تغییر
variable area nozzle
U
نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
change
U
تغییر کردن تغییر دادن
change over
U
تغییر روش تغییر رویه
changes
U
تغییر کردن تغییر دادن
changed
U
تغییر کردن تغییر دادن
changing
U
تغییر کردن تغییر دادن
perpendecular
U
قائم
vertical
U
قائم
erect
U
قائم
upstanding
U
قائم
erected
U
قائم
righting
U
قائم
erects
U
قائم
erecting
U
قائم
plumb lines
U
خط قائم
orthogonal
U
قائم
normal
U
قائم
upright
U
قائم
righted
U
قائم
plumb line
U
خط قائم
vertical tail
U
دم قائم
right
U
قائم
vertical drop
U
ابشار قائم
high angle
U
تیر قائم
increate
U
قائم بالذات
vertical envelopement
U
احاطه قائم
subsitute
U
قائم مقام
apeak
U
عمودی قائم
righting
U
قائم نگاهداشتن
subrogation
U
قائم مقامی
substituting
U
قائم مقام
substituted
U
قائم مقام
substitute
U
قائم مقام
semierect
U
نیمه قائم
righted
U
قائم نگاهداشتن
envelops
U
احاطه قائم
vertical speed
U
سرعت قائم
enveloped
U
احاطه قائم
envelop
U
احاطه قائم
vertical axis
U
محور قائم
vertical bulking
U
کمانش قائم
vertical circle
U
دایره قائم
vertical creep
U
وارفتگی قائم
vertical photograph
U
عکس قائم
surrogate
U
قائم مقام
right
U
قائم نگاهداشتن
vertical force
U
نیروی قائم
enveloping
U
احاطه قائم
true vertical
U
قائم واقعی
envelopment
U
احاطه قائم
surrogates
U
قائم مقام
vertical cut
U
برش قائم
self perpetuation
U
قائم بذات
surreptitiously
U
قائم مقام
propped
U
تقویت قائم
normal plane
U
صفحه قائم
normal vector
U
بردار قائم
propping
U
تقویت قائم
stake
U
قائم کردن
deputies
U
قائم مقام
staked
U
قائم کردن
ordinate
U
بعد قائم
stakes
U
قائم کردن
prop
U
تقویت قائم
normal acceleration
U
شتاب قائم
substantive
U
قائم بذات
locum
U
قائم مقام
locums
U
قائم مقام
successor
U
قائم مقام
right-angled
U
قائم الزاویه
rectangular
U
قائم الزاویه
vicars
U
قائم مقام
vicar
U
قائم مقام
normal axis
U
محور قائم
vice-chancellors
U
قائم مقام
local vertical
U
قائم محلی
vice-chancellor
U
قائم مقام
vice chancellor
U
قائم مقام
quadratic
U
منشور قائم
perpendecular
U
خط عمودی یا قائم
abeam
U
قائم بر مسیرحرکت
self consistent
U
قائم بالذات
locumtenens
U
قائم مقام
deputy
U
قائم مقام
vertical center line illusion
U
خطای خط قائم مرکزی
vertical probable error
U
اشتباه احتمالی قائم
deputy minister
U
قائم مقام وزیر
consular agent
U
قائم مقام کنسول
deputies
U
نایب قائم مقام
zenith
U
نقطه قائم بر نافر
vertical envelopement
U
حرکت دورانی قائم
recoil pit
U
چاله تیر قائم
short scope buoy
U
بویه شناور قائم
right cone
U
مخروط قائم
[ریاضی]
ablique coordinates
U
دستگاه مختصات قائم
vertical photograph
U
عکس هوایی قائم
surrogates
U
قائم مقام شدن
vicegerent
U
جانشین قائم مقام
right angled triangle
U
مثلث قائم الزاویه
surrogate
U
قائم مقام شدن
procousul
U
قائم مقام کنسول
wedged
U
اسکنه کولاس قائم
wedge
U
اسکنه کولاس قائم
wedges
U
اسکنه کولاس قائم
wedging
U
اسکنه کولاس قائم
deputies
U
قائم مقام جانشین
upload
U
همنه قائم نیرو
mercator chart
U
نقشه قائم الزاویه
commercial procuration
U
قائم مقام تجارتی
sheathing
U
تخته بندی قائم
commercial representative
U
قائم مقام تجارتی
plane of departure
U
سطح قائم تیر
prime vertical circle
U
دایره قائم اصلی
deputy
U
قائم مقام جانشین
deputy
U
نایب قائم مقام
fm
U
فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
plumb
U
سطح قائم صفحه شاغول
deputy primeminister
U
قائم مقام نخست وزیر
hypotenuses
U
وتر مثلث قائم الزاویه
leg
U
ساق مثلث قائم الزاویه
substitute
U
قائم مقام جایگزین کردن
substituting
U
قائم مقام جایگزین کردن
substituted
U
قائم مقام جایگزین کردن
subrogate
U
قائم مقام تعیین کردن
plane of departure
U
سطح قائم مسیر گلوله
legs
U
ساق مثلث قائم الزاویه
vertical probable error
U
خطای اصابت قائم گلوله
hypotenuse
U
وتر مثلث قائم الزاویه
vicarial
U
وابسته به خلیفه قائم مقامی
cycled
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycles
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
plane of site
U
سطح قائم مار بر سکوی تیر
zenith
U
اوج محور قائم بر افق نقاط
universal transverse mercator
U
سیستم مختصات نقشهای قائم الزاویه
counter march
U
تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
rakes
U
زاویه بین قائم محل و محورچرخ دم هواپیما
x plate
U
صفحات قائم موازی در لوله اشعه کاتدی
raking
U
زاویه بین قائم محل و محورچرخ دم هواپیما
rake
U
زاویه بین قائم محل و محورچرخ دم هواپیما
fet
U
وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
upload
U
نیروئی که به صورت قائم بطرف بالا عمل میکند
buttock lines
U
نیمرخ تلاقی صفحات قائم باسطح اجسام صلب
z correction
U
تصحیح انحراف محور قائم دوربین در عکس هوایی
theodolites
U
دوربین اپتیکی برای اندازه گیری زوایای قائم یا افقی
theodolite
U
دوربین اپتیکی برای اندازه گیری زوایای قائم یا افقی
angular travel
U
تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
webs
U
جزء قائم اصلی تیر یا تیرک که در طول بال یا بدنه امتدادمیابد
gust alleviation
U
سیستم دینامیکی برای کاهش اثر تندبادهای قائم روی هواپیما
web
U
جزء قائم اصلی تیر یا تیرک که در طول بال یا بدنه امتدادمیابد
ventral
U
تیغه قائم یا مایل بصورت ثابت یا لولایی در زیر یا عقب هواپیما
fan marker
U
نوعی برج مراقبت مخابراتی که تشعشعات امواج ان به صورت دایره قائم است
ride control
U
سیستم کنترل ایرودینامیکی اتوماتیک که شتاب قائم ناشی از تندبادها را کاهش میدهد
gradient circuit
U
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
nibbler
U
ابزاری برای بریدن ورقههای فلزی توسط برشهای متعدد و پیاپی موضعی قائم بکمک مته
real representative
U
قائم مقامی حقیقی یا واقعی سمت وراث یا مدیر ترکه نسبت به اموال غیر منقول متوفی
compounding a felony
U
سازش کردن در دعوی ناشی از جنایت با پرداخت مبلغی به عنوان غرامت به مجنی علیه یا قائم مقام او
h engine
U
موتور پیستونی با دو ردیف سیلندر روبروی قائم دوتایی و با دو میل لنگ که به خروجی مرکزی متصل شده اند
mush
U
افزایش ناگهانی زاویه حمله بدون شتاب قائم انی متعاقب که از اندازه حرکت در امتدادمسیر اصلی ناشی میشود
y plates
U
صفحات افقی موازی که اختلاف پتانسیل انها سبب انحراف قائم پرتو الکترونی در لوله اشعه کاتدی میگردد
whip stall
U
شیرجه قائم سوت کشیدن شیرجه کردن هواپیما
non return to zero
U
سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
joggles
U
برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
joggle
U
برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
joggled
U
برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
joggling
U
برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
internunico
U
فرستاده پاپ قائم مقام نماینده پاپ
distortion
U
نسبت اشل قائم به اشل افقی در مدلها
distortions
U
نسبت اشل قائم به اشل افقی در مدلها
loft bombing
U
بمباران از ارتفاع زیاد بمباران قائم
cumulus
U
ابرهای سفید متراکمی که باقائده تقریبا افقی وارتفاع قائم زیاد با راس گنبدی شکل که در مسیر جریانهای بالارونده قوی شکل میگیرند
cumuli
U
ابرهای سفید متراکمی که باقائده تقریبا افقی وارتفاع قائم زیاد با راس گنبدی شکل که در مسیر جریانهای بالارونده قوی شکل میگیرند
yaw
U
انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
yawed
U
انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
block plot
U
صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
double column vertical boring mill
U
ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
vortex ring state
U
حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
variations
U
تغییر
mutation
U
تغییر
innovation
U
تغییر
modification
U
تغییر
innovations
U
تغییر
alteration
U
تغییر
fluctuation
U
تغییر
shunting
U
تغییر خط
commutation
U
تغییر
misalignment
U
تغییر
stationary
U
بی تغییر
vicissitude
U
تغییر
alternation
U
تغییر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com