Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
change in demand
U
تغییر تقاضا
demand shift
U
تغییر تقاضا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
dynamic condition
U
شرایط و مقتضیات پویای اقتصادی تغییر شرایط اقتصادی ناشی از تحول سلیقه تقاضا کنندگان وهزینه و مخارج تولید ونسبت جمعیت
enquiry
U
تقاضا برای داده یا اطلاع از وسیله یا پایگاه داده . دستیابی به داده در حافظه کامپیوتر بدون تغییر داده
income elasticity of demand
U
تغییر مقدار تقاضابرای یک کالا درنتیجه درامدمصرف- کننده . فرمول کشش درامدی تقاضا : q/I *dI / dq = E
Other Matches
arc elasticity of demand
U
عبارت از کشش تقاضا بین دو نقطه روی منحنی تقاضا که بوسیله فرمول زیر محاسبه میشود :
giffen good
U
نوعی کالای پست که اثر درامدی ان بزرگتر ازاثر جانشینی بوده و تقاضا بابالا رفتن قیمت افزایش مییابدمنحنی تقاضا در مورد کالای گیفن صعودی است
law of demand
U
براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
demands
U
تقاضا کردن تقاضا
demand
U
تقاضا کردن تقاضا
demanded
U
تقاضا کردن تقاضا
shift of a demand curve
U
انتقال منحنی تقاضا جابجائی منحنی تقاضا
end strings
U
نخهای قابل تغییر کیسه لاکراس برای تغییر عمق ان
unclocked
U
مدار الکترونیکی یا فلیپ فلاپ که با تغییر ورودی وضعیتش تغییر میکند و نه با سیگنال ساعت
transitions
U
عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
transition
U
عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
hangovers
U
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
income effect
U
اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
hangover
U
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
vary
U
تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
varies
U
تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
plastic
U
تغییر پذیر قابل تحول و تغییر
variable area nozzle
U
نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
changes
U
تغییر کردن تغییر دادن
changed
U
تغییر کردن تغییر دادن
changing
U
تغییر کردن تغییر دادن
change
U
تغییر کردن تغییر دادن
change over
U
تغییر روش تغییر رویه
fm
U
فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
cycle
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycled
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycles
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
counter march
U
تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
suits
U
تقاضا
suited
U
تقاضا
postulated
U
تقاضا
suit
U
تقاضا
requested
U
تقاضا
request
U
تقاضا
solicitation
U
تقاضا
prayer
U
تقاضا
prayers
U
تقاضا
postulate
U
تقاضا
exigence
U
تقاضا
postulates
U
تقاضا
demanded
U
تقاضا
importance
U
تقاضا
requisition
U
تقاضا
requisitioning
U
تقاضا
postulating
U
تقاضا
requisitions
U
تقاضا
requisitioned
U
تقاضا
rogation
U
تقاضا
requesting
U
تقاضا
demands
U
تقاضا
requests
U
تقاضا
demand
U
تقاضا
fet
U
وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
demand shift
U
جابجائی تقاضا
demand factors
U
عوامل تقاضا
within three days of demand
U
در طی سه روز پس از تقاضا
demand factor
U
ضریب تقاضا
demand surface
U
میزان تقاضا
demand management
U
مدیریت تقاضا
requisition
U
چیزمورد تقاضا
demand function
U
تابع تقاضا
demand pattern
U
الگوی تقاضا
demand side
U
طرف تقاضا
demand shift
U
انتقال تقاضا
demand curve
U
منحنی تقاضا
demand elasticity
U
کشش تقاضا
demand side
U
ستون تقاضا
demand schedule
U
جدول تقاضا
demand surface
U
سطح تقاضا
demandable
U
قابل تقاضا
quantity of demand
U
مقدار تقاضا
requisitioning
U
تقاضا کردن
requisitioning
U
چیزمورد تقاضا
requisitioned
U
تقاضا کردن
requisitioned
U
چیزمورد تقاضا
requisition
U
تقاضا کردن
income elasticity of demand
U
درامدی تقاضا
peak demand
U
بیشترین تقاضا
peak demand
U
حداکثر تقاضا
on demand
U
بنا به تقاضا
offer and demand
U
عرضه و تقاضا
law of demand
U
قانون تقاضا
measurement of demand
U
تخمین تقاضا
plea
U
تقاضا استدعا
requisitions
U
چیزمورد تقاضا
requisitions
U
تقاضا کردن
requests
U
تقاضا خواسته
demandant
U
تقاضا کننده
elasticity of demand
U
کشش تقاضا
excess demand
U
فزونی تقاضا
supply and demand
U
عرضه و تقاضا
suing
U
تقاضا کردن
sues
U
تقاضا کردن
sued
U
تقاضا کردن
sue
U
تقاضا کردن
requesting
U
تقاضا خواسته
request
U
تقاضا خواسته
requested
U
تقاضا خواسته
pleas
U
تقاضا استدعا
asked
<adj.>
<past-p.>
U
تقاضا شده
information on demand
U
اطلاعات با تقاضا
requirement
U
تقاضا احتیاج
demand
U
تقاضا کردن
adjure
U
تقاضا کردن
demanded
U
تقاضا کردن
demanded
<adj.>
<past-p.>
U
تقاضا شده
claimed
<adj.>
<past-p.>
U
تقاضا شده
applier
U
تقاضا کننده
application
U
فرم تقاضا
applications
U
فرم تقاضا
demands
U
تقاضا کردن
registrant
U
تقاضا ثبت کننده
gluts
U
عرضه بیش از تقاضا
glut
U
عرضه بیش از تقاضا
applications
U
تقاضا برای چیز
request
U
تقاضا برای چیزی
supply and demand law
U
قانون عرضه و تقاضا
application
U
تقاضا برای چیز
demand forecast
U
پیش بینی تقاضا
requesting unit
U
یکان تقاضا کننده
on demand
U
به در خواست به مجرد تقاضا
price elasticity of demand
U
کشش قیمتی تقاضا
requesting
U
تقاضا برای چیزی
demanded
U
مطالبه تقاضا کردن
demand paging
U
صفحه بندی تقاضا
send away for something
<idiom>
U
تقاضا نامه نوشتن
requested
U
تقاضا برای چیزی
request for proposal
U
تقاضا برای پیشنهاد
arc elasticity of demand
U
کشش کمانی تقاضا
money demand
U
تقاضا برای پول
requests
U
تقاضا برای چیزی
demand for money
U
تقاضا برای پول
demands
U
مطالبه تقاضا کردن
demand
U
مطالبه تقاضا کردن
quantity demanded
U
مقدار تقاضا شده
applicants
U
تقاضا کننده طالب
solicited
U
درخواست یا تقاضا کردن از
soliciting
U
درخواست یا تقاضا کردن از
indents
U
تقاضا یاسفارش جنس
measurement of demand
U
اندازه گیری تقاضا
adjure
به اصرار تقاضا کردن
solicits
U
درخواست یا تقاضا کردن از
indenting
U
تقاضا یاسفارش جنس
solicit
U
درخواست یا تقاضا کردن از
cross elasticity of demand
U
کشش متقاطع تقاضا
demand and supply market
U
بازار عرضه و تقاضا
applicant
U
تقاضا کننده طالب
indent
U
تقاضا یاسفارش جنس
law of supply and demand
U
قانون عرضه و تقاضا
stock requisition
U
تقاضا جهت کالا
angular travel
U
تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
demands
U
تقاضا برای انجام چیزی
demand
U
تقاضا برای انجام چیزی
demand pull inflation
U
تورم ناشی از فشار تقاضا
put in
U
تقاضا کردن پیشنهاد دادن
excess demand
U
تقاضای زیادی مازاد تقاضا
overloads
U
تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
request for quotation
U
تقاضا برای اعلام قیمت
overload
U
تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
infinitely elastic demand curve
U
منحنی تقاضا با کشش نامحدود
demanded
U
تقاضا برای انجام چیزی
demand versus quantity demanded
U
تقاضا در برابر مقدار تقاضاشده
demand
[of]
U
درخواست
[خواست]
[طلب]
[تقاضا]
[از]
overloaded
U
تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
excess demand inflation
U
تورم ناشی از مازاد تقاضا
gradient circuit
U
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
clamoured
U
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
invoke
U
تقاضا از کسی برای انجام کاری
invoked
U
تقاضا از کسی برای انجام کاری
invokes
U
تقاضا از کسی برای انجام کاری
invoking
U
تقاضا از کسی برای انجام کاری
demands
U
تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
demanded
U
تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
obtrude
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtruded
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtrudes
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtruding
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
clamor
U
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
clamour
U
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
clamouring
U
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
clamours
U
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
demand oriented pricing
U
قیمت گذاری با توجه به شرایط تقاضا
demand
U
تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
Application may be filed by ...
U
مهلت ارائه تقاضا نامه تا ... است.
to invite somebody to do something
U
از کسی تقاضا انجام کاری را کردن
apply
U
تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
call up
U
تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
call-up
U
تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
applies
U
تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
applying
U
تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
call-ups
U
تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
demand factors
U
عواملی که درتغییر تقاضا موثرند عبارتنداز : درامد
input/output
U
سیگنال تقاضا از CPU برای داده ورودی یا خروجی
speculative demand for money
U
تقاضا برای پول بمنظور انگیزه سفته بازی
X series
U
تقاضا برای ارتباط دادهای روی داده عمومی شبکه
inquiry
U
کد ارسالی توسط کامپیوتر به ترمینال راه دور و تقاضا برای پاسخ
inquiries
U
کد ارسالی توسط کامپیوتر به ترمینال راه دور و تقاضا برای پاسخ
layer
U
بخشی که موافق قالب به کدها و تقاضا برای اتصال شروع /خاتمه است
layers
U
بخشی که موافق قالب به کدها و تقاضا برای اتصال شروع /خاتمه است
non return to zero
U
سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com