Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
anthropophagous
U
تغذیه کننده از گوشت انسان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
bedbugs
U
ساس که از خون انسان تغذیه میکنند
bedbug
U
ساس که از خون انسان تغذیه میکنند
artificial intelligence
U
طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
intelligence
U
طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
zooplasty
U
فن پیوند زدن گوشت جانور به انسان
feedway
U
تغذیه کننده
ichthyophagous
U
تغذیه کننده ازماهی
endophagous
U
تغذیه کننده ازروی
gallivorous
U
تغذیه کننده از مازو
predators
U
تغذیه کننده از شکار
predator
U
تغذیه کننده از شکار
vermivorous
U
تغذیه کننده از کرم
myrmecophagous
U
تغذیه کننده ازمورچه
feeding group
U
گروه تغذیه کننده
predatory
U
تغذیه کننده از شکار
hematophagous
U
تغذیه کننده از خون
predatorial
U
تغذیه کننده از شکار
anthophagous
U
تغذیه کننده از شهد گل
cut sheet feeder
U
تغذیه کننده کاغذ مجزا
endophagous
U
تغذیه کننده از موادفاسد زیرزمینی
sheet feeder
U
تغذیه کننده ورق کاغذ
well field
U
حوزه تغذیه کننده چاه
predaceous
U
شکاری تغذیه کننده از شکار
predacious
U
شکاری تغذیه کننده از شکار
polyphagous
U
تغذیه کننده برگیاهان یا جانوران متعدد
apivorous
U
زنبورخوار تغذیه کننده از زنبور عسل
stenophagous
U
تغذیه کننده از جانور یانوع بخصوصی
saprophagous
U
تغذیه کننده از مواد پوسیده والی
oligophagous
U
تغذیه کننده از گیاهان معدود وخاصی
holophytic
U
تغذیه کننده از گیاهان سبز همجنس خوار
theanthropic
U
مجسم کننده ذات خدادرهیکل انسان
ingrowing
U
رشد کننده در درون زیر گوشت روینده
dystrohpy
U
تغذیه معیوب یاناقص نقص تغذیه
rose chafer
U
سوسک علفخوار سوسک تغذیه کننده از گل سرخ
salami
U
گوشت خوک ویا گوشت گاو خشک شده
anthrop
U
پیشوند بمعانی > انسان < و > جنس انسان <
anthropo
U
پیشوند بمعانی >انسان < و > جنس انسان <
id
U
مجموع تمایلات انسان که نفس یا شخصیت انسان و تمایلات شهوانی وجنسی ازان ناشی میشود
anthropography
U
علم ساختمان بدن انسان رشتهای از علم انسان شناسی که درباره تاثیراوضاع جغرافیایی بر روی نژادها صحبت میکند
friction feed
U
تغذیه کاغذ توسط گیر دادن یک ورقه کاغذ میان دو غلطک تغذیه کاغذ تک
pomace
U
گوشت سیب گوشت میوه
feelings indigenous to man
U
احساسات طبیعی انسان احساساتی که در انسان بومی یا طبیعی هستند
club steak
U
قسمتی از گوشت ران گاو گوشت گاو بریان شده
Neanderthal
U
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
corrector
U
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
feedings
U
تغذیه
nutrition
U
تغذیه
alimentation
U
تغذیه
nourishes
U
تغذیه
recharged
U
تغذیه
recharge
U
تغذیه
recharges
U
تغذیه
recharging
U
تغذیه
diet
U
تغذیه
nourished
U
تغذیه
nutriments
U
تغذیه
feeder
U
خط تغذیه
feeding
U
تغذیه
feeders
U
خط تغذیه
nutriment
U
تغذیه
nourishment
U
تغذیه
nurturing
U
تغذیه
nurtures
U
تغذیه
line feed
U
تغذیه خط
nurtured
U
تغذیه
nourish
U
تغذیه
nurture
U
تغذیه
sustenance
U
تغذیه
pasture
U
تغذیه کردن
mulnutrition
U
سوء تغذیه
ab power pack
U
جعبه تغذیه ا.ب
power supply
U
منبع تغذیه
pouring gate
U
تغذیه قالب
power supplay
U
منبع تغذیه
power pack
U
جعبه تغذیه
breast feeding
U
تغذیه پستانی
breast-feeding
U
تغذیه پستانی
bottle-feeding
U
تغذیه با بطری
malnutrition
U
سوء تغذیه
bottle feeding
U
تغذیه با بطری
feeder
U
سیم تغذیه
nutritionists
U
ویژه گر تغذیه
unhealthy diet
U
تغذیه ناسالم
food program
U
رژیم تغذیه
form feed
U
تغذیه کاغذ
feeders
U
سیم تغذیه
main supply line
U
خط تغذیه اصلی
main feed
U
تغذیه اصلی
feed
U
تغذیه کردن
innutrition
U
عدم تغذیه
undernourished
U
گرفتارسوء تغذیه
natural recharge
U
تغذیه طبیعی
undernourished
U
سوء تغذیه
noises
U
منبع تغذیه
noise
U
منبع تغذیه
malnourished
U
بد تغذیه شده
malnourished
U
دچارسوء تغذیه
fed
U
تغذیه شده
recharge well
U
چاه تغذیه
injection well
U
چاه تغذیه
magazine feed
U
تغذیه مخزن
pastures
U
تغذیه کردن
power transformer
U
مبدل تغذیه
undernourishment
U
سوء تغذیه
feeds
U
تغذیه گردن
undernourishment
U
گرفتارسوء تغذیه
feeds
U
تغذیه کردن
feed
U
تغذیه گردن
nutritionist
U
ویژه گر تغذیه
pasturage
U
تغذیه کردن
alimentiveness
U
قوه تغذیه
downfeed
U
تغذیه رو به پایین
anti parallel feeding
U
تغذیه مخالف
artificial recharge
U
تغذیه مصنوعی
aliment
U
تغذیه کردن
feed pump
U
پمپ تغذیه
bacteriophagy
U
تغذیه ازباکتری
paper feer
U
تغذیه کاغذ
dystrophic nutrition
U
تغذیه دش بار
ff
U
تغذیه کاغذ
dystrophy
U
سوء تغذیه
feed pipe
U
لوله تغذیه
serial feeding
U
تغذیه نوبتی
supply cable
U
کابل تغذیه
feed mechanism
U
مکانیزم تغذیه
feeding problem
U
مشکل تغذیه
feeder panel
U
تابلوی تغذیه
anode supply
U
تغذیه صفحه
cutler feed
U
تغذیه کاتلر
plate supply
U
تغذیه صفحه
anthophagous
U
تغذیه شده با گل
feeding center
U
مرکز تغذیه
ad lib feeding
U
تغذیه ازاد
reverse bias
U
تغذیه معکوس
support
[nourish, feed]
U
تغذیه کردن
nourish
U
تغذیه کردن
recharge basin
U
حوضچه تغذیه
feeder canal
U
کانال تغذیه
cross feed
U
تغذیه عرضی
power feed cable
U
کابل تغذیه برق
magazine feeding attachment
U
تجهیزات تغذیه مخزن
power supply cable
U
کابل منبع تغذیه
switches
U
قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
energizing in field o phase rotation
U
تغذیه میدان دوار
electronic power supply
U
منبع تغذیه الکترونیکی
dozzle
U
مخزن کمکی تغذیه
ration method
U
روش تغذیه پرسنل
negative feeder
U
سیم تغذیه منفی
feed
U
خوراندن تغذیه کردن
input of current
U
تغذیه و هدایت جریان
feeds
U
خوراندن تغذیه کردن
long distance supply
U
تغذیه مسافت دور
petrol feed pump
U
پمپ تغذیه بنزین
internal power supply
U
منبع تغذیه داخلی
switched
U
قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
pin feed
U
تغذیه ممتد کاغذ
switch
U
قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
loop feeder
U
سیم تغذیه حلقوی
grazes
U
تغذیه کردن از چریدن
gate
U
راه تغذیه لشعلث
axial feed method
U
روش تغذیه محوری
turn-off
U
قط ع منبع تغذیه یک ماشین
autotroph
U
قابل تغذیه خودبخود
to eat an unhealthy diet
U
خوردن تغذیه ناسالم
tractor feed mechanism
U
مکانیسم تغذیه تراکتوری
tractor feed
U
تغذیه کاغذ پیوسته
turn-offs
U
قط ع منبع تغذیه یک ماشین
graze
U
تغذیه کردن از چریدن
form feed character
U
کاراکتر تغذیه فرم
grazed
U
تغذیه کردن از چریدن
turn off
U
قط ع منبع تغذیه یک ماشین
positive feeder
U
سیم تغذیه مثبت
gates
U
راه تغذیه لشعلث
power supply switch
U
کلید منبع تغذیه
human being
U
انسان
loard of creation
U
انسان
man
U
انسان
mans
U
انسان
in human shape
U
انسان
mortals
U
انسان
human beings
U
انسان
homo
U
انسان
homosapiens
U
انسان
mortal
U
انسان
sitology
U
علم تغذیه ورژیم غذایی
mains power supply unit
U
واحد منبع تغذیه شبکه
low voltage supply system
U
سیستم تغذیه فشار ضعیف
supply
U
تحویل دادن تغذیه کردن
supplied
U
تحویل دادن تغذیه کردن
mains supply unit
U
واحد تغذیه جریان شبکه
tractor feed printer
U
چاپگر تغذیه شده تراکتوری
downfeed milling machine
U
دستگاه فرز با تغذیه از زیر
active zone of well
U
حوزهای که چاه را تغذیه میکند
powered
U
توقف منبع تغذیه الکتریکی
powering
U
توقف منبع تغذیه الکتریکی
lf
U
تعویض سطر تغذیه کاغذ
powers
U
توقف منبع تغذیه الکتریکی
uninterruptable power supply
U
منبع تغذیه وقفه ناپذیر
supplying
U
تحویل دادن تغذیه کردن
power
U
توقف منبع تغذیه الکتریکی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com