Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
location of industry
U
تعیین مکان صنعت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
location of industry
U
تعیین محل استقرار صنعت
location theory
U
نظریه تعیین محل استقرار صنعت
location theory
U
نظریه تعیین مکان
motor vehicle industry
U
صنعت وسایل نقلیه موتوری صنعت اتومبیل
structrual engineering industry
U
صنعت ساختمان فولادی صنعت سوله
barnstorms
U
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorming
U
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorm
U
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstormed
U
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
left shift
U
تغیر مکان به چپ ریاضی یک بیت از داده در کلمه . عدد دودویی با هر تغییر مکان دوبرابر میشود
cross hairs
U
دو خط متقاطع روی یک دستگاه ورودی که محل تقاطع انها مکان فعال مکان نمای یک سیستم گرافیکی رامشخص میکند
peek
U
فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peeked
U
فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peeking
U
فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peeks
U
فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
displacement
U
اختلاف مکان تغییر مکان
moves
U
کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
moved
U
کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
move
U
کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
cycles
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycled
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
authentication
U
تعیین نشانی تعیین معرف کردن
angular travel
U
تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
default
U
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulted
U
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulting
U
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaults
U
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
migration
U
نقل مکان نقل مکان کردن
dosimetry
U
تعیین مقدار جذب شده دارو یاتشعشع اتمی ازمایش تعیین دوز جذب شده
locates
U
جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
located
U
جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
locate
U
جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
locating
U
جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
air priorities committee
U
کمیته تعیین ارجحیت حمل ونقل هوایی یا تعیین ارجحیت حمل بار
craftsman trade
U
صنعت
industry
U
صنعت
industries
U
صنعت
craft
U
صنعت
art
U
صنعت
arts
U
صنعت
trade
U
صنعت
traded
U
صنعت
artless
U
بی صنعت
crafts
U
صنعت
convoy routing
U
تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
artificer
U
صنعت کار
filmdom
U
صنعت سینما
family industry
U
صنعت خانوادگی
extractive industry
U
صنعت استخراجی
export industry
U
صنعت صادراتی
electric industry
U
صنعت برق
craftsmen
U
هنرپیشه صنعت گر
hyperbole
U
صنعت اغراق
haniwork
U
صنعت دست
craftsman
U
هنرپیشه صنعت گر
industrialist
U
صاحب صنعت
industrialist
U
صنعت کار
industrialists
U
صاحب صنعت
industrialists
U
صنعت کار
infant industry
U
صنعت نوزاد
mysteries
U
صنعت هنر
mystery
U
صنعت هنر
industrial espionage
U
جاسوسی در صنعت
handicraft
U
صنعت دستی
contracting industry
U
صنعت ساختمان
computer industry
U
صنعت کامپیوتر
competitive industry
U
صنعت رقابتی
declining industry
U
صنعت رو به زوال
domestic industry
U
صنعت داخلی
chiasmus
U
صنعت قلب
ceramics industry
U
صنعت سرامیک
motorcar industry
U
صنعت اتومبیل
automotive industry
U
صنعت اتومبیل
automotive
U
صنعت اتومبیل
antistrophe
U
صنعت تجنیس
agro industry
U
کشت و صنعت
industrialism
U
صنعت گرایی
similes
U
صنعت تشبیه
simile
U
صنعت تشبیه
iron industry
U
صنعت اهن
labour intensive industry
U
صنعت کاربر
plastic industry
U
صنعت پلاستیک
service industry
U
صنعت خدمات
sick industry
U
صنعت بیمار
structrual engineering industry
U
صنعت سازه
textile industry
U
صنعت نساجی
textile industry
U
صنعت بافندگی
weak industry
U
صنعت ضعیف
weak industry
U
صنعت کساد
cottage industries
U
صنعت روستایی
cottage industry
U
صنعت روستایی
technology
U
صنعت شناسی
philotechnic
U
صنعت دوست
metal working industry
U
صنعت فلزکاری
technologies
U
صنعت شناسی
manufacturing industry
U
صنعت کارخانهای
manufacturing
U
صنعت ساخت
oil industry
U
صنعت نفت
palinode
U
صنعت انکار
metaphor
U
صنعت استعاره کنایه
barrier to entry
U
منع ورود به صنعت
metaphors
U
صنعت استعاره کنایه
beaver
U
خز سگ آبی
[صنعت پوشاک]
beaver fur
U
خز سگ آبی
[صنعت پوشاک]
automobile trade
U
صنعت یا تجارت اتومبیل
talkies
U
صنعت فیلم ناطق
handicraft
U
صنعت دستی حرفه
transport business
U
صنعت حمل و نقل
shipping trade
U
صنعت حمل و نقل
carrying trade
U
صنعت حمل و نقل
carrying business
U
صنعت حمل و نقل
counterpoint
U
صنعت ترکیب الحان
confectionery
U
صنعت شیرینی سازی
carrying-trade
U
صنعت حمل و نقل
transport industry
U
صنعت حمل و نقل
transport trade
U
صنعت حمل و نقل
talkie
U
صنعت فیلم ناطق
declining industry
U
صنعت درحال تنزل
non ferrous metal industry
U
صنعت فلزات غیراهنی
expanding industry
U
صنعت در حال گسترش
sick industry
U
صنعت عقب مانده
ease of entry
U
سهولت ورودبه یک صنعت
electrotechnology
U
شناخت صنعت برق
nationalized industry
U
صنعت ملی شده
small scale industry
U
صنعت به مقیاس کوچک
constant cost industry
U
صنعت هزینههای ثابت
industrially
U
ازلحاظ کار و صنعت
machine building industry
U
صنعت ماشین سازی
iron and steel working industry
U
صنعت اهن و فولاد
radar locating
U
تعیین محل نقاط یا هدفها به وسیله رادار تعیین محل توپهای دشمن به وسیله رادار
cuttler
U
دستگاه چاکدار کن
[صنعت نساجی]
elaborately
U
ازروی صنعت و نازک کاری
plaiter
U
دستگاه چاکدار کن
[صنعت نساجی]
free entry
U
ورود ازاد بنگاهها به صنعت
cuttler
U
دستگاه چین
[تا]
کن
[صنعت نساجی]
long run industry supply curve
U
منحنی عرضه صنعت در بلندمدت
plaiting machine
U
دستگاه چین
[تا]
کن
[صنعت نساجی]
plaiter
U
دستگاه چین
[تا]
کن
[صنعت نساجی]
pleating machine
U
دستگاه چاکدار کن
[صنعت نساجی]
plaiting machine
U
دستگاه چاکدار کن
[صنعت نساجی]
pleating machine
U
دستگاه چین
[تا]
کن
[صنعت نساجی]
running fix
U
کشیدن سمت متوالی ناو تعیین متوالی سمت ناو اخراج اشعه متوالی برای تعیین ایستگاه
globe valve
U
شیر سوپاپی
[صنعت]
[تکنولوژی ]
[مهندسی]
globe valve
U
شیر بشقابی
[صنعت]
[تکنولوژی ]
[مهندسی]
extended industry standard architecture
U
معماری استاندارد صنعت توسعه پذیر
poor prospects for the steel industry
U
دورنمای ضعیف برای صنعت پولاد
eisa
U
معماری استاندارد صنعت توسعه پذیر
Want is the mother of industry.
<proverb>
U
خواستن ,مادر صنعت و سازندگى است .
Irans industry is progressing.
U
صنعت ایران درحال ترقی است
industrial
U
دارای صنایع بزرگ اهل صنعت
aviationelectronic
U
بکارگیری الکترونیک در صنعت هوانوردی یا فضانوردی
Hollywood
U
شهر هالیوود مرکز صنعت سینمای امریکا
electrometallurgy
U
صنعت ذوب فلزات با سیستمهای پیشرفته الکتریکی
sites
U
مکان
stead
U
مکان
illocal
U
بی مکان
stabilizer
U
مکان
stabilisers
U
مکان
there
U
ان مکان
locus
U
مکان
locations
U
مکان
placing
U
مکان
placing
U
جا مکان
part
U
مکان
places
U
مکان
places
U
جا مکان
place
U
مکان
spots
U
مکان
place
U
جا مکان
purlieus
U
مکان جا
spot
U
مکان
sited
U
مکان
space
U
مکان
location
U
مکان
spaces
U
مکان
site
U
مکان
technology
U
قرار دادن یک قطعه الکترونیکی جدید در تجارت یا صنعت
viticulture
U
صنعت شرابسازی زراعت انگور برای تهبیه شراب
technologies
U
قرار دادن یک قطعه الکترونیکی جدید در تجارت یا صنعت
facility
U
مکان ساختمان
shifted
U
تغییر مکان
displacement
U
تغییر مکان
shift
U
تغییر مکان
nowhere
U
در هیچ مکان
location counter
U
مکان شمار
left shift
U
تغییر مکان به چپ
clearings
U
مکان مسطح
clearing
U
مکان مسطح
shifts
U
تغییر مکان
adverb of place
U
فرف مکان
topography
U
مکان نگاری
locus
U
مکان هندسی
displeacement of water
U
تغییر مکان اب
displaciment
U
تغییر مکان
displaciment
U
تفاوت مکان
locations
U
مکان یابی
place
U
مکان موقع
places
U
مکان موقع
placing
U
مکان موقع
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com