Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to fix quota
U
تعیین سهمیه کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
air transport allocations board
U
هیئت تعیین کننده سهمیه ترابری هوایی
authentication
U
تعیین نشانی تعیین معرف کردن
locates
U
جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
locating
U
جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
locate
U
جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
located
U
جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
allocations
U
سهمیه سهمیه دادن
allocation
U
سهمیه سهمیه دادن
assign
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigning
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigns
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
current operating allowance
U
سهمیه موجود عملیاتی سهمیه عملیاتی فعلی
times
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
time
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
timed
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
to prescribe something
[legal provision]
U
چیزی را تعیین کردن
[تجویز کردن]
[ماده قانونی]
[حقوق]
default
U
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulted
U
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaults
U
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulting
U
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
designates
U
انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
designate
U
انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
designating
U
انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
set out
U
شرح دادن تنظیم کردن تعیین کردن
fix
U
تعیین کردن
determine
U
تعیین کردن
determines
U
تعیین کردن
fixes
U
تعیین کردن
identifying
U
تعیین کردن
identify
U
تعیین کردن
slates
U
تعیین کردن
determining
U
تعیین کردن
fix on
U
تعیین کردن
slated
U
تعیین کردن
identified
U
تعیین کردن
bound
U
تعیین کردن
identifies
U
تعیین کردن
tell off
U
تعیین کردن
blood types
U
تعیین کردن
formulation
U
تعیین کردن
appoint
U
تعیین کردن
appoints
U
تعیین کردن
blood groups
U
تعیین کردن
appointe
U
تعیین کردن
blood group
U
تعیین کردن
slate
U
تعیین کردن
ascertian
U
تعیین کردن
specifying
U
تعیین کردن
specify
U
تعیین کردن
blood type
U
تعیین کردن
specifies
U
تعیین کردن
ration
U
سهمیه
rations
U
سهمیه
allowances
U
سهمیه
rationed
U
سهمیه
allowance
U
سهمیه
scantling
U
سهمیه
coupon
U
سهمیه
allotments
U
سهمیه
contribution
U
سهمیه
quotas
U
سهمیه
allotment
U
سهمیه
coupons
U
سهمیه
quota
U
سهمیه
contributions
U
سهمیه
appraisal
U
تعیین قیمت کردن
quantify
U
کمیت را تعیین کردن
stating
U
تعیین کردن حال
quantifying
U
کمیت را تعیین کردن
states
U
تعیین کردن حال
quantified
U
کمیت را تعیین کردن
stated
U
تعیین کردن حال
peg
U
تعیین حدود کردن
locating
U
تعیین محل کردن
appraisals
U
تعیین قیمت کردن
state
U
تعیین کردن حال
state-
U
تعیین کردن حال
rezone
U
از نومحدوده تعیین کردن
prifix
U
قبلا تعیین کردن
identifies
U
تعیین هویت کردن
pegs
U
تعیین حدود کردن
genealogize
U
تعیین نسب کردن
clearance
U
تعیین صلاحیت کردن
pin point
U
تعیین محل کردن
predestine
U
قبلا تعیین کردن
predetermine
U
قبلا تعیین کردن
quantifies
U
کمیت را تعیین کردن
prifixal
U
قبلا تعیین کردن
fix
U
تعیین کردن قراردادن
fixes
U
تعیین کردن قراردادن
identifying
U
تعیین هویت کردن
delimits
U
تعیین کردن حدود
demarcating
U
تعیین حدود کردن
demarcates
U
تعیین حدود کردن
demarcated
U
تعیین حدود کردن
demarcate
U
تعیین حدود کردن
delimit
U
تعیین کردن حدود
delimited
U
تعیین کردن حدود
delimiting
U
تعیین کردن حدود
identify
U
تعیین هویت کردن
abound
O
تعیین حدود کردن
locate
U
تعیین محل کردن
admeasure
U
تعیین حصه کردن
assess
U
تعیین کردن بستن
assesses
U
تعیین کردن بستن
locates
U
تعیین محل کردن
identified
U
تعیین هویت کردن
assessing
U
تعیین کردن بستن
assessed
U
تعیین کردن بستن
located
U
تعیین محل کردن
qualify
U
تعیین کردن قدرت راتوصیف کردن
qualifies
U
تعیین کردن قدرت راتوصیف کردن
rationing
U
سهمیه بندی
quota sample
U
نمونه سهمیه
quotation
U
سهمیه بندی
export quotus
U
سهمیه صادرات
appointment quota
U
سهمیه مشاغل
quota
U
سهمیه بندی
authorized allowance
U
سهمیه مجاز
sale quota
U
سهمیه فروش
quotas
U
سهمیه بندی
appointment quota
U
سهمیه ماموریت
ammunition credit
U
سهمیه مهمات
quota agreement
U
موافقت سهمیه
quotations
U
سهمیه بندی
import quotas
U
سهمیه وارداتی
import quota
U
سهمیه وارداتی
routes
U
مسیر چیزیرا تعیین کردن
quantitate
U
چندی چیزی را تعیین کردن
subrogate
U
قائم مقام تعیین کردن
stating
U
تعیین کردن وقرار دادن
prescribes
U
نسخه نوشتن تعیین کردن
prescribing
U
نسخه نوشتن تعیین کردن
prescribed
U
نسخه نوشتن تعیین کردن
prescribe
U
نسخه نوشتن تعیین کردن
state
U
تعیین کردن وقرار دادن
state-
U
تعیین کردن وقرار دادن
stated
U
تعیین کردن وقرار دادن
states
U
تعیین کردن وقرار دادن
route
U
مسیر چیزیرا تعیین کردن
to set out
U
نشان دادن تعیین کردن
apportionment
U
واگذاری سهمیه بودجه
ammunition credit
U
سهمیه مهمات ذخیره
authorized allowance supplies
U
سهمیه مجاز اماد
authorized allowance supplies
U
سهمیه اماد مجاز
quota share treaty
U
قرار سهمیه بندی
quota system
U
نظام سهمیه بندی
table of allowance
U
جدول سهمیه مجاز
circuit allocated use
U
سهمیه مدارهای مجاز
general allotment
U
سهمیه عمومی یا کلی
common table of allowance
U
جداول سهمیه عمومی
target allocation
U
سهمیه بندی هدف
consolidated table of allowance
U
جدول سهمیه عمومی
consolidated table of allowance
U
جدول سهمیه مشترک
rationing system
U
نظام سهمیه بندی
rations
U
خارج قسمت سهمیه
rationed
U
خارج قسمت سهمیه
ration
U
خارج قسمت سهمیه
authorized parts list
U
سهمیه مجاز قطعات
grant a period of grace
U
ضرب الاجل تعیین کردن تمهیل
sexualize
U
جنس برای چیزی تعیین کردن
exact location
U
تعیین کردن محل دقیق نقاط
allotment serial number
U
شماره سری سهمیه واگذارشده
bulk replacement storage
U
سهمیه کل جایگزینی درصحنه عملیات
appraises
U
تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
appraised
U
تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
appraise
U
تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
to orient compound
U
نسبت اجزای ترکیبی را بایکدیگر تعیین کردن
appraising
U
تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
basic allowance
U
سهمیه اولیه ضریب حقوقی معاش
quantize
U
با تئوری و فرمول صفات وکیفیت چیزی را تعیین کردن نیرو را با فرمول اندازه گیری کردن
authentication
U
تعیین اعتبار و صحت اسناد اعلام نشانی کردن
dosimetry
U
تعیین مقدار جذب شده دارو یاتشعشع اتمی ازمایش تعیین دوز جذب شده
define
U
تعیین کردن تعریف کردن
locating
U
تعیین کردن معلوم کردن
limit
U
محدود کردن تعیین کردن حد
locate
U
تعیین کردن معلوم کردن
located
U
تعیین کردن معلوم کردن
assigns
U
ارجاع کردن تعیین کردن
defined
U
تعیین کردن تعریف کردن
assigning
U
ارجاع کردن تعیین کردن
locates
U
تعیین کردن معلوم کردن
defining
U
تعیین کردن تعریف کردن
defines
U
تعیین کردن تعریف کردن
assign
U
ارجاع کردن تعیین کردن
assigned
U
ارجاع کردن تعیین کردن
allowance for anticipated
U
سهمیه مجاز تلفات پیش بینی شده اماد
doctrines
U
اصولی که نحوه اجرا و پیاده کردن یک ایده ئولوژی را تعیین میکند
doctrine
U
اصولی که نحوه اجرا و پیاده کردن یک ایده ئولوژی را تعیین میکند
air priorities committee
U
کمیته تعیین ارجحیت حمل ونقل هوایی یا تعیین ارجحیت حمل بار
applied
U
هزینه مربوط به هر خدمت یاکالا را به طور ویژه تعیین کردن و به ان اختصاص دادن
plots
U
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plotted
U
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plot
U
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
convoy routing
U
تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
carring over
U
تعویق تصفیه حساب در خریدو فروش سهام برای انتقال مال یا تسلیم مبیع مهلت تعیین کردن
radar locating
U
تعیین محل نقاط یا هدفها به وسیله رادار تعیین محل توپهای دشمن به وسیله رادار
located
U
تعیین محل کردن مشخص کردن جا دادن مشخص کردن محل هدف
locate
U
تعیین محل کردن مشخص کردن جا دادن مشخص کردن محل هدف
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com