Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 102 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
bank holidays
U
تعطیلات بانکی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
clearing banks
U
بانکی که چکها را نقد میکند بانکی که چکها را می پردازد
clearing bank
U
بانکی که چکها را نقد میکند بانکی که چکها را می پردازد
holiday
U
تعطیلات
hols
U
مخفف تعطیلات
to take leave
U
به تعطیلات رفتن
to take a vacation
U
به تعطیلات رفتن
get away from it all
<idiom>
U
به تعطیلات رفتن
bank holidays
U
تعطیلات رسمی
holiday at the seaside
[British]
U
تعطیلات در کنار دریا
legal holiday
U
تعطیلات رسمی وقانونی
vacationist
U
گشتگر ایام تعطیلات
vacationer
U
گشتگر ایام تعطیلات
Weekend
U
تعطیلات آخر هفته
holiday by the seaside
[British]
U
تعطیلات در کنار دریا
Did you get much ( any ) benefit from your holiday ?
U
تعطیلات برایت فایده ای داشت ؟
holiday cottage
U
ویلای اجاره ای برای تعطیلات
I am here on holiday.
من برای تعطیلات به اینجا آمدم.
Bang went our annul holidays.
U
تعطیلات سالانه ماهم مالیده (ملغی شد)
I'm really looking forward to the weekend.
U
من مشتاقانه منتظر تعطیلات آخر هفته هستم.
bank holiday
U
هر یک از تعطیلات رسمی که در آن مدارس و بانکها و غیره تعطیل هستند
Christmas comes but once a year.
<proverb>
U
جشنها و تعطیلات را باید به عنوان اوقات ویژه در نظرگرفت.
So much for our holiday.
U
این هم از تعطیلاتمان.
[یک چیزی یا موقعیتی نگذاشت تعطیلات داشته باشند.]
That's the end of our holiday.
U
این هم از تعطیلاتمان.
[یک چیزی یا موقعیتی نگذاشت تعطیلات داشته باشند.]
bank check
U
چک بانکی
consortium of bankers
U
کنسرسیوم بانکی
banker's bill
U
صورتحساب بانکی
bank transfers
U
انتقالات بانکی
bank reserves
U
ذخایر بانکی
bank reserves
U
اندوختههای بانکی
bank loan
U
وام بانکی
change over
U
انتقال بانکی
account with
[at]
a bank
U
حساب بانکی
bank bond
U
ضمانت بانکی
bank discount
U
تنزیل بانکی
bank discount
U
تخفیف بانکی
bank account
U
حساب بانکی
bank discount
U
سپردههای بانکی
bank draft
U
برات بانکی
bank draft
U
حواله بانکی
bank deposit
U
سپرده بانکی
bank bill
U
حواله بانکی
bank charge
U
هزینههای بانکی
bank charges
U
هزینههای بانکی
bank advance
U
وام بانکی
bank acceptance
U
قبولی بانکی
bank credit
U
اعتبار بانکی
bank rate
U
نرخ بانکی
bank accounts
U
حساب بانکی
bank statements
U
صورتحساب بانکی
bank expansion
U
گسترش بانکی
bank failure
U
ورشکستگی بانکی
bank commission
U
کارمزد بانکی
bank liabilities
U
بدهیهای بانکی
banking
U
کار بانکی
clearings
U
تهاتر بانکی
bank guarantee
U
ضمانت بانکی
bank liabilities
U
تعهدات بانکی
clearing
U
تهاتر بانکی
bank giro
U
جیروی بانکی
bank pass book
U
دفترچه بانکی
bank contraction
U
انقباض بانکی
bank statement
U
صورتحساب بانکی
bank interest
U
بهره بانکی
clearings
U
نقل وانتقال بانکی
liabilities
U
تعهد موجودی بانکی
liability
U
تعهد موجودی بانکی
bank statements
U
صورت حساب بانکی
bank statement
U
صورت حساب بانکی
checking accounts
U
حساب جاری بانکی
checking account
U
حساب جاری بانکی
volume of bank credit
U
حجم اعتبارات بانکی
letter of credit
U
اعتبار نامه بانکی
bank guarantee
U
ضمانت نامه بانکی
banking deposit account
U
حساب سپرده بانکی
bank development
U
گسترش شبکه بانکی
bank rate
U
نرخ بهره بانکی
clearing
U
نقل وانتقال بانکی
joint account
U
حساب بانکی مشترک
giro
U
خدمات بانکی اداره پست
bank paper
U
چک تضمین شده سفته بانکی
negotiating bank
U
بانکی که اسناد را معامله میکند
discount rate
U
نرخ ثابت نزول بانکی
time deposit
U
سپردهء بانکی مدت دار
cashed
U
حواله پستی تلگرافی یا بانکی
cashing
U
حواله پستی تلگرافی یا بانکی
penny bank
U
بانکی که تا یک پنی هم میتوان در ان گذاشت
giros
U
خدمات بانکی اداره پست
I deposited the money in my bank account .
پول را به حساب بانکی ام ریختم
bankable
U
قابل نقل وانتقال بانکی
cashes
U
حواله پستی تلگرافی یا بانکی
bankbook
U
دفترحساب بانک دفترچه بانکی
cash
U
حواله پستی تلگرافی یا بانکی
advising bank
U
بانکی که گشایش اعتبار اسنادی رابه ذینفع
demand deposit
U
سپرده بانکی که بدون چک میتوان برداشت کرد
30% down payment against bank guaranty
U
۳۰ درصد پیش پرداخت در برابر ضمانت بانکی
land bank
U
بانکی که زمین را در برابر پول گرو بر میدارد
over-the-counter interbank transactions
U
داد و ستد بین بانکی در خارج از بورس
pasch
U
عید فصح تعطیلات عید پاک
excess preserves
U
اندوخته بانکی بیش از حدی که قانونا" لازم است
trust company
U
شرکت امین یا امانت دار بانکی که امانات وسپرده هارا نیز نگهمیدارد
holographic image
[ذخیره داده به صورت تصویری که بعدا توسط بانکی از خانه های نوری و لیزر خوانده میشود.]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com