English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
turnover U تعداد دفعاتی درسال که موجودی انبار یک بنگاه فروخته میشود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
scanned U تعداد دفعاتی که تصویر CRT رسم مجدد میشود
scan U تعداد دفعاتی که تصویر CRT رسم مجدد میشود
scans U تعداد دفعاتی که تصویر CRT رسم مجدد میشود
refreshes U تعداد دفعاتی که قطعه RAM پویا خوانده ونوشته میشود
refreshed U تعداد دفعاتی که قطعه RAM پویا خوانده ونوشته میشود
refresh U تعداد دفعاتی که قطعه RAM پویا خوانده ونوشته میشود
refreshes U تعداد دفعاتی که در هر ثانیه تصویر روی CRT دوباره رسم میشود
refresh U تعداد دفعاتی که در هر ثانیه تصویر روی CRT دوباره رسم میشود
refreshed U تعداد دفعاتی که در هر ثانیه تصویر روی CRT دوباره رسم میشود
cycle stock U موجودی که جهت تولید در انبار نگهداری میشود
repeats U تعداد دفعاتی که یک حرف وارد صفحه نمایش میشود در صورتی که یک کلید ازصفحه کلید را پایین نگه دارید
repeat U تعداد دفعاتی که یک حرف وارد صفحه نمایش میشود در صورتی که یک کلید ازصفحه کلید را پایین نگه دارید
income velocity of money U سرعت گردش درامدی پول متوسط تعداد دفعاتی که یک واحد پول روی کالاها وخدمات در طول سال مصرف میشود
stockades U جزء موجودی نگهداشتن موجودی انبار
stockade U جزء موجودی نگهداشتن موجودی انبار
stock evaluation U بررسی موجودی انبار ارزیابی موجودی
seconding U که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
seconded U که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
second U که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
seconds U که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
repeats U ثباتی که تعداد دفعاتی که یک تابع یا کاری تکرارشده است را نگه می دارد
frequency U تعداد دفعاتی که اشعه تصویر ردیف افقی پیکس ها را اسکن میکند
frequencies U تعداد دفعاتی که اشعه تصویر ردیف افقی پیکس ها را اسکن میکند
repeat U ثباتی که تعداد دفعاتی که یک تابع یا کاری تکرارشده است را نگه می دارد
powering U اصط لاح ریاضی برای بیان تعداد دفعاتی که یک عدد باید در خودش ضرب شود.
power U اصط لاح ریاضی برای بیان تعداد دفعاتی که یک عدد باید در خودش ضرب شود.
powers U اصط لاح ریاضی برای بیان تعداد دفعاتی که یک عدد باید در خودش ضرب شود.
powered U اصط لاح ریاضی برای بیان تعداد دفعاتی که یک عدد باید در خودش ضرب شود.
stock U موجودی انبار
warehouse stock U موجودی انبار
stocked U موجودی انبار
safety stock U موجودی ذخیره انبار
stock control U کنترل موجودی انبار
stockage U وسایل موجودی در انبار
maximum stock U حداکثر موجودی انبار
stock control U کنترل وسفارش موجودی انبار
out of stock <adj.> U غیر موجودی کالا [در انبار]
perpetual stock record U سابقه دائمی موجودی انبار
fast moving stock U کالایی که به سرعت فروخته میشود
loss leader U کالایی که با ضرر فروخته میشود
active stock U موجودی انبار که مورد استفاده قرارمیگیرد
demand accommodation U تنظیم تقاضای یکانها با موجودی انبار
storewide U شامل تمام موجودی انبار یاتمام فروشگاه
bundled software U نرم افزاری که همراه با قیمت کامپیوتر فروخته میشود
bundle U بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
bundles U بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
bundling U بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
goldbrick U جنس بی ارزشی که بجای جنس بهاداری فروخته میشود
tea is sold by the kilogramme U چایی را کیلویی می فروشند چایی به کیلو فروخته میشود
stock certificate U گواهی موجودی کالا در انبار گواهی سهم
unbundled U اموزش و..... که مستقل از سخت افزارکامپیوتر توسط سازنده سخت افزاری فروخته میشود دسته نشده
warehousing system U روشی که به موجب ان کالاهای وارداتی بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی به مملکت وارد و انبار میشود و این عوارض درموقع عرضه برای فروش اخذ میشود
inventory U از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
pop out U تخته موج که به تعداد زیادتولید میشود
backlogs U کنده بزرگی که پشت اتش بخاری گذارده میشود موجودی جنسی که بابت سفارشات درانبارموجوداست جمع شدن
backlog U کنده بزرگی که پشت اتش بخاری گذارده میشود موجودی جنسی که بابت سفارشات درانبارموجوداست جمع شدن
margin U تعداد اشتباهات که در متن یا محاسبه پذیرفته میشود
margins U تعداد اشتباهات که در متن یا محاسبه پذیرفته میشود
bounds U محدودیتی که به تعداد اعضای یک آرایه داده میشود
short lot U کالایی که مقدار موجود از ان کم است و در محوطه کوچک انبار میشود
many U اعلام تعداد 8 یا بیشترهواپیمای دشمن دیده میشود در رهگیری هوایی
horizontal U تعداد خط وطی در صفحه نمایش ویدیو که در ثانیه تنظیم میشود
word U طول کلمه کامپیوتری که به صورت تعداد بیتها شمرده میشود
bed credit U تعداد تختخوابی که دربیمارستان به هر یکان یاسازمان اختصاص داده میشود
worded U طول کلمه کامپیوتری که به صورت تعداد بیتها شمرده میشود
earmarked stock U موجودی تخصیص یافته موجودی اختصاصی
perpetual inventory U فهرست دائمی موجودی موجودی دائم
page U اندازه سرعت چاپگر نشان دهنده تعداد صفحات متن است که در هر دقیقه چاپ میشود
paged U اندازه سرعت چاپگر نشان دهنده تعداد صفحات متن است که در هر دقیقه چاپ میشود
pages U اندازه سرعت چاپگر نشان دهنده تعداد صفحات متن است که در هر دقیقه چاپ میشود
run duration U 1-کد برنامهای که کامپایل شده است و به صورتی است که مستقیماگ توسط کامپیوتر قابل اجرا است .2-برنامه مفسر تجاری که به همراه برنامه کاربردی زبان سطح بالا فروخته میشود که امکان اجرای آنرا فراهم میکند
hi res graphics U graphics resolution high تصویر صاف و واقعی روی صفحه نمایش که به وسیله تعداد زیادی سلولهای تصویرتولید میشود
graphics U تعداد توابع ذخیره شده در فایل کتابخانهای که به هر برنامه کاربر اضافه میشود برای ساده کردن عمل نوشتن برنامههای گرافیکی
mflops U اندازه سرعت محاسبه که به عنوان تعداد دستورات اعشاری که در ثانیه پردازش می شوند محاسبه میشود
During (in)the current year. U درسال جاری
In the year 2000… U درسال 2000...
in the a. year of U درسال خجسته
he was born in the year U درسال 00000زائیده یامتولدشد
in the a. year of U درسال فرخنده فال
caged storage U قسمتی از انبار که برای نگهداری اقلام مخصوص وخطرناک در نظر گرفته شده انبار محصور
stockpile U ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiled U ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiles U ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiling U ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
monestrous U دارای یک مرحله فحلیت درسال
stock U موجودی موجودی کالا
stocked U موجودی موجودی کالا
combinatorics U محاسبه تعداد موارد یکسان تعداد راههای انجام یک کار ترکیب شناسی
stockpiling U پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
dump U انبار موقتی زاغه مهمات انبار
stockpiles U پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiled U پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpile U پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
polyestrous U دارای بیش از یک وهله جفت گیری درسال
american defense service medal U نشان خدمت ارتش امریکا درسال 14- 9391
round U تعداد تیر تعداد شلیک دور
roundest U تعداد تیر تعداد شلیک دور
the great exhibition U نخستین نمایش بزرگ کالاکه درسال 1851 درلندن داده شد
anti federalist U اشخاصی که درسال 88-7871 مخالف اساس حکومت امریکا بودند
knight hospitaller U کسیک که درسلکهای راهبهای نظامی که درسال .....گردیده درامده باشد
colours U شماره رنگهای مختلف که توسط پیکسل ها در صفحه نمایش قابل نمایش است که با توجه به تعداد بیتهای رنگی در هر پیکسل نمایش داده میشود
colour U شماره رنگهای مختلف که توسط پیکسل ها در صفحه نمایش قابل نمایش است که با توجه به تعداد بیتهای رنگی در هر پیکسل نمایش داده میشود
field storage U انبار کردن کالا در صحرا انبار مهمات در فضای باز کوپه مهمات روباز
bin storage U انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
on the block <idiom> U فروخته شده
pandours or doors U امنیه وحشی درنده خو که درسال 1471 تشکیل شد وچندی پس از ان جز ارتش اطریش گردید
odd U ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
oddest U ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
odder U ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
it was sold at 0 year's p U بهره برابردرامدسالیانه اش فروخته شد
under the counter <idiom> U مخفیانه فروخته شدن
sold U فروخته شده بفروش رفته
off-market <adj.> U خارج از بورس [فروخته شده ]
over-the-counter <adj.> U خارج از بورس [فروخته شده ]
outside [stock exchange] <adj.> U خارج از بورس [فروخته شده ]
over the counter U خارج از بورس فروخته شده
income velocity U دفعاتی که پول برای خرید کالای کامل جدیدی خرج شود
top U روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
ex. dividend سهمی که پس از پرداخت سود آن فروخته شده
avoirdupois U اشیاء و اجناسی که با توزین فروخته میشوند
price as natural ice U یخ ساختگی بهمان بهای یخ طبیعی فروخته میشد
third U شرکتی که سرویس میدهد به سیستمی فروخته شده از یک شخص
thirds U شرکتی که سرویس میدهد به سیستمی فروخته شده از یک شخص
subject to being unsold U فروخته نشده باشد درصورت موجود بودن کالا
french revolution U انقلابی که درسال 9871 در فرانسه اتفاق افتاد و باعث امحاء سیستم فئودالی و انتقال قدرت حاکمه به طبقه بورژوا شد
caveat venditor U یعنی فروشنده مسئول معایب کالای فروخته شده میباشد
sectors U دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sector U دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
universal U آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
institution U بنگاه
concern U بنگاه
establishment U بنگاه
concerns U بنگاه
corporation U بنگاه
establishments U بنگاه
corporations U بنگاه
institute U بنگاه
instituting U بنگاه
instituted U بنگاه
institutes U بنگاه
firm U بنگاه
businesses U بنگاه
firmest U بنگاه
firms U بنگاه
business U بنگاه
firmer U بنگاه
foreign excess U تجهیزات نظامی که از مصرف داخلی اضافه تر بوده و به خارج ارسال یا فروخته می شوند
periodic stock check U کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
bin storage space U فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
service U بنگاه سرویس
news agencies U بنگاه خبرگزاری
serviced U بنگاه سرویس
news agency U بنگاه خبرگزاری
foundation U بنیان بنگاه
exchange service U بنگاه معاوضه
state enterprise U بنگاه دولتی
instituting U بنداد بنگاه
industrial concern U بنگاه صنعتی
mont de piete U بنگاه رهنی
institutes U بنداد بنگاه
carpooling center [American E] U بنگاه همسفری
head-hunters U بنگاه کاریاب
instituted U بنداد بنگاه
hydropath establishment U بنگاه اب درمانی
enterprise U بنگاه اقتصادی
pawnbrokers U بنگاه رهنی
hydrotherapeutic U بنگاه اب درمانی
enterprises U بنگاه اقتصادی
pawnshop U بنگاه رهنی
business enterprise U بنگاه بازرگانی
business enterprise U بنگاه تجاری
pawnbroker U بنگاه رهنی
head-hunter U بنگاه کاریاب
competitive firm U بنگاه رقابتی
institute U بنداد بنگاه
stoppage in transitu U حق استرداد جنس فروخته شده برای بایع حق امتناع ازتسلیم مال التجاره در حال حمل
enterprises U موسسه یا بنگاه اقتصادی
settlement U حل و فصل توافق بنگاه
representative firm U بنگاه تولیدی نمونه
enterprise U موسسه یا بنگاه اقتصادی
rectorate U ریاست بنگاه مذهبی
pawnbrokers U دلال در بنگاه رهنی
nonprofit firm U بنگاه غیر انتفاعی
pawnbroker U دلال در بنگاه رهنی
institution U اصل حقوقی بنگاه
settlements U حل و فصل توافق بنگاه
real estate agency U بنگاه معاملات املاک
outclearing U فرستادن چک و قبض به بنگاه پایاپاپای
hacienda U بنگاه کشاورزی یا معدن ومانند ان
two input firm U بنگاه تولیدی باد و عامل تولید
user cost of capital U هزینه سرمایه برای بنگاه تولیدی
BBC U مخفف بنگاه سخن پراکنی بریتانیا
open shop U بنگاه دارای سیستم استخدام ازاد
paasche price index U یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
out relief U دستگیری مردمی که در بنگاه اعانه بودباش ندارند
subvention U اعانه نقدی دولت به بنگاه عام المنفعه
imperial institute U بنگاه امپراطوری است در لندن برای پیشرفت بازرگانی
supplies U موجودی
balance in hand U موجودی
stocked U موجودی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com