English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
To pretend sickness(ignorance). U تظاهر به ناخوشی ( بی اطلاعی وناآگاهی ) کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
To plead ignorance. U اظهار بی اطلاعی کردن
an intercurrent disease U ناخوشی که توی ناخوشی دیگر میافتد
sham U تظاهر کردن
affect U تظاهر کردن به
feign U تظاهر کردن
pretend U تظاهر کردن
sham U تظاهر کردن
dissemble U تظاهر کردن
shams U تظاهر کردن
pass off <idiom> U تظاهر کردن
affects U تظاهر کردن به
demonstration U تظاهر به انجام عملیات کردن
demonstrations U تظاهر به انجام عملیات کردن
pathologically U از لخاظ ناخوشی شناسی ازروی علم ناخوشی شناسی
demonstrate U نشان دادن تظاهر به عمل کردن
demonstrates U نشان دادن تظاهر به عمل کردن
demonstrating U نشان دادن تظاهر به عمل کردن
demonstrated U نشان دادن تظاهر به عمل کردن
to pretend illness U نا خوشی را بهانه کردن خودرا به ناخوشی زدن تمارض کردن
backslap U تظاهر بصمیمیت کردن چاخان کردن
hydropathic U وابسته به درمان کردن ناخوشی با اب
to i. the germs of a disease U میکربهای یک ناخوشی را به کسی تلقیح کردن
assume U تظاهر کردن تقلید کردن
assumes U تظاهر کردن تقلید کردن
informational U اطلاعی
ill advised U مبنی بر بی اطلاعی
ill-advised U مبنی بر بی اطلاعی
in the dark <idiom> U هیچ اطلاعی از چیزی نداشتن
smatterer U کسیکه از روی بی اطلاعی حرف میزند
plaintext U متن یا اطلاعی که کدگذاری یا رمزگذاری نشده باشد
input U داده یا اطلاعی که به کامپیوتر منتقل شده است
inputted U داده یا اطلاعی که به کامپیوتر منتقل شده است
message U اطلاعی که به کاربر بدون مسیریابی یا داده کنترلی شبکه
messages U اطلاعی که به کاربر بدون مسیریابی یا داده کنترلی شبکه
parameter U اطلاعی که حدود یا عملیات چیزی مثل متغیر یا تابع یا برنامه را بیان کند
parameters U اطلاعی که حدود یا عملیات چیزی مثل متغیر یا تابع یا برنامه را بیان کند
empties U یچ بسته که هیچ اطلاعی ندارد. 2-اتصال لبه استفاده نشده روی تخته اصلی
emptier U یچ بسته که هیچ اطلاعی ندارد. 2-اتصال لبه استفاده نشده روی تخته اصلی
emptiest U یچ بسته که هیچ اطلاعی ندارد. 2-اتصال لبه استفاده نشده روی تخته اصلی
emptied U یچ بسته که هیچ اطلاعی ندارد. 2-اتصال لبه استفاده نشده روی تخته اصلی
empty U یچ بسته که هیچ اطلاعی ندارد. 2-اتصال لبه استفاده نشده روی تخته اصلی
garbage U داده یا اطلاعی که دیگر لازم نیست چون خارج از تاریخ است یا غلط دارد
displaying U تظاهر
grimacing U تظاهر
grimaces U تظاهر
affectation U تظاهر
pretenses U تظاهر
semblance U تظاهر
pretences U تظاهر
pretension U تظاهر
pretensions U تظاهر
eyewash U تظاهر
prudery U تظاهر
grimaced U تظاهر
display U تظاهر
grimace U تظاهر
make believe U تظاهر
make-believe U تظاهر
displayed U تظاهر
pretense U تظاهر
affectations U تظاهر
pretence U تظاهر
fakery U تظاهر
effusions U تظاهر
effusion U تظاهر
displays U تظاهر
gleaming U تظاهر موقتی
gleams U تظاهر موقتی
gleamed U تظاهر موقتی
gleam U تظاهر موقتی
simulation U وانمود تظاهر
flashiness U خودفروشی تظاهر
ostensive U تظاهر امیز
simulations U وانمود تظاهر
preciosity U تصنع تظاهر
feint U نمایش دروغی تظاهر
feinted U نمایش دروغی تظاهر
feinting U تظاهر به عملیات تظاهرات
take a dive U تظاهر به ناک اوت
feint U تظاهر به عملیات تظاهرات
ostentation U خود فروشی تظاهر
feints U نمایش دروغی تظاهر
feints U تظاهر به عملیات تظاهرات
feinted U تظاهر به عملیات تظاهرات
feinting U نمایش دروغی تظاهر
redundant U حرف اضافه شده به بلاک حروف برای تشخیص خطا یا مقاصد پترولکل که هیچ اطلاعی به همراه ندارد
She was pretending to be happy. U او [زن] تظاهر به شاد بودن کرد.
His liberalism is merely a pose [an act] آزادمنشی او فقط تظاهر است
sickness U ناخوشی
trichosis U ناخوشی مو
invalidism U ناخوشی
pathogenetic U ناخوشی زا
unhealthiness U ناخوشی
sicknesses U ناخوشی
indisposedness U ناخوشی
maladies U ناخوشی
malady U ناخوشی
disease U ناخوشی
morbidity U ناخوشی
diseases U ناخوشی
morbidness U ناخوشی
had health U ناخوشی
illness U ناخوشی
ill health U ناخوشی
illnesses U ناخوشی
The demonstrators were waving the flags. U تظاهر کنندگان پرچمها راتکان می دادند
To stage political demonstrations. U تظاهرات سیاسی برپاکردناسلااهل تظاهر نیستم
put up a good front <idiom> U وانمودبه خوشحالی ،تظاهر به خوشحال بودن
diseases of this nature U اینگونه ناخوشی ها
myopathy U ناخوشی ماهیچه
morbid U ویژه ناخوشی
liver U ناخوشی جگر
spelled U حمله ناخوشی
spells U حمله ناخوشی
spell U حمله ناخوشی
out break of a disease U شیوع ناخوشی
livers U ناخوشی جگر
maldemer U ناخوشی دریا
laryngopathy U ناخوشی خرخره
liver trouble U ناخوشی جگر
morbific U ناخوشی اور
mal de mer U ناخوشی دریا
altitude sickness U ناخوشی ارتفاع
morbific U تولیدکننده ناخوشی
to be infected with disease U ناخوشی راواگیرکردن
diagnoses U تشخیص ناخوشی
diagnosis U تشخیص ناخوشی
enteropathy U ناخوشی رودهای
bulimy U ناخوشی گرسنگی
estival U ناخوشی تابستانی
microzym U میکرب ناخوشی
biliousness U ناخوشی زردابی
hepatic disease U ناخوشی جگر
morbid anatomy U از لحاظ ناخوشی
pathogeny U پیدایش ناخوشی
pathognomomical U نماینده ناخوشی
dermatopathy U ناخوشی پوست
pathognomic U نماینده ناخوشی
impaludism U ناخوشی مردابی
raw U 1-اطلاعی که هنوز وارد سیستم کامپیوتری نشده است . 2-دادهای که در پایگاه داده ها که برای تامین اطلاعات کاربر باید پردازش شود
To be a bit la – di – da . U «مکش مرگ ما» بودن ( پرافاده و اهل تظاهر )
one two U تظاهر شمشیربازبه دفاع و حمله در همان مسیر
face dodge U گول زدن حریف با تظاهر به پاس دادن
pestilence U ناخوشی همه جاگیر
pathogenesis U مبحث پیدایش ناخوشی
pandemic U ناخوشی همه گیر
sickleave U مرخصی بابت ناخوشی
psychopathic U وابسته به ناخوشی دماغی
epidmic disease U ناخوشی همه جا گیر
to swing the lead U خود را به ناخوشی زدن
bunt U ناخوشی قارچی گندم
paragrahia U ناخوشی غلط نویسی
pandemics U ناخوشی همه گیر
morbidly U بطور ناخوشی یا فاسد
mycotic U دچار ناخوشی قارچی
unhealthy U ناخوش ناخوشی اور
qualm U ناخوشی همه جاگیر
cirrhosis U ناخوشی الکی جگر
contagions U سرایت ناخوشی واگیر
qualms U ناخوشی همه جاگیر
contagion U سرایت ناخوشی واگیر
pellagrous U دچار ناخوشی که در بالااشاره شد
metastasis U جابجا شدن ناخوشی
epizootic U ناخوشی همه گیرحیوانی
immune from disease U مصون از گرفتن ناخوشی
attacked U اصابت یا نزول ناخوشی
attacks U اصابت یا نزول ناخوشی
laryngopathy U ناخوشی خشک نای
psychiater U پزشک ناخوشی دماغی
he is liable to become sick U اماده ناخوشی است
arthropathy U ناخوشی بند یا مفصل
foot rot U ناخوشی پا در گاو و گوسفند
attack U اصابت یا نزول ناخوشی
illness faded her beauty U ناخوشی زیبایی اوراکاست
diagnostic U وابسته به تشخیص ناخوشی
redundant U بیت یا داده بررسی اضافه شده به بلاک داده برای تشخیص خطا که هیچ اطلاعی به همراه ندارد
mycetoma U یکجور ناخوشی فرچی در دست و پا
pyretotherapy U معالجه ناخوشی بوسیله تولیدتب
idiopathy U علاقه خاص ناخوشی جداگانه
pathognomic U وابسته به تشخیص ناخوشی یا احساسات
otological U وابسته به گوش یا ناخوشی هاان
nephritic U درمان کننده ناخوشی گرده
i have no knowledge of it U هیچ اگاهی از ان ندارم اطلاعی از ان ندارم
foot and mouth U یکجور ناخوشی واگیردار با تب در جانوران شاخدار
hydrargyia or rism U مسموم شدگی از جیوه ناخوشی سیمابی
pathognomonic U وابسته بتشخیص ناخوشی شاخص مرض
framboesia U ناخوشی واگیرداری که درپوست سیاهان پیدامیشودواماسهایی میاورد
orthopaedy U معالجه ناخوشی بی انکه دارویی بکار برند
the disease threatens to sprea U این ناخوشی خطر منتشر شدن دارد
germtheory U فرض اینکه میکروب وسیله واگیره ناخوشی است
prosodemic U درباب ناخوشی ای که ازشخص به شخص دیگری انتقال می یابد
intercurreace U مداخله وقوع درمیان ورود یک ناخوشی درناخوشی دیگر
quarterback draw U نوعی حمله که مهاجم پشت خط مرکزی با تظاهر به پاس عقب می رود و بعد خودبجلو میشتابد
pellagra U یکجور ناخوشی که پوست رامی ترکاندو بساک ه انسانرابدیوانگی می کشاند
humoral pathology U علم ناخوشی شناسی که به موجب ان همه بیماریهارانتیجه فسادخلط هامیدانند
edited U فرآیندی که بررسی میکند آیا داده جدید نیازهای لازم را دارد پیش از اینکه کل داده و محتوای اطلاعی آن بررسی شود
edit U فرآیندی که بررسی میکند آیا داده جدید نیازهای لازم را دارد پیش از اینکه کل داده و محتوای اطلاعی آن بررسی شود
pebrine U یکجور ناخوشی درکرم ابریشم که نشان ان دانههای فلفلی سیاه است
galvanist U متخصص تولید نیروی کهربایی با عمل شیمیایی یامعالجه ناخوشی با برق
psilosis U یکجور ناخوشی گرمسیری که نشانه ان زخم شدن شامه مخاطی دهان است
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com