Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
inventory reconciliation
U
تطابق موجودی با دارایی یکان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
inventory
U
صورت دارایی موجودی
appreciations
U
افزایش ارزش دارایی و موجودی
appreciation
U
افزایش ارزش دارایی و موجودی
property book
U
دفتر دارایی یکان
installation property book
U
دفتر دارایی قسمت یا یکان
detachment
U
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachments
U
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
economizing
U
صرفه جویی در دارایی حداکثر استفاده را از دارایی موجود کردن
foreign attachment
U
توقیف دارایی شخص بیگانه یاغائب ازمحل دارایی
stockades
U
جزء موجودی نگهداشتن موجودی انبار
earmarked stock
U
موجودی تخصیص یافته موجودی اختصاصی
stock evaluation
U
بررسی موجودی انبار ارزیابی موجودی
perpetual inventory
U
فهرست دائمی موجودی موجودی دائم
stockade
U
جزء موجودی نگهداشتن موجودی انبار
zeroed out
U
ازرده خارج شدن یکان رسیدن استعداد رزمی یکان به صفر
force augmentation
U
تقویت یکان اضافه کردن به نیروی یکان
visit of courtesy
U
بازدیدرسمی دوستانه فرمانده یک یکان از یکان دیگر
tenant
U
یکان مستقر در یک محل یاتاسیسات یکان پادگانی
tenants
U
یکان مستقر در یک محل یاتاسیسات یکان پادگانی
designation
U
عنوان یکان یاشخص معرف یکان
line replacement
U
یکان تعویض کننده یکان جبهه
detailing
U
شرح مفصل یکان بقیه یکان
combat arms
U
یکان رزمی یکان درگیر در رزم
subactivity
U
یکان زیردست یک قسمت یا یکان یا موسسه
designations
U
عنوان یکان یاشخص معرف یکان
parent
U
یکان سازمانی یکان مادر یا اصلی
detail
U
شرح مفصل یکان بقیه یکان
he inherited a large fortune
U
دارایی زیادی بمیراث برد دارایی زیادی به او رسید
finance
U
رسته دارایی دارایی
financing
U
رسته دارایی دارایی
finances
U
رسته دارایی دارایی
financed
U
رسته دارایی دارایی
stock
U
موجودی موجودی کالا
stocked
U
موجودی موجودی کالا
transfer processing
U
امور اداری نقل و انتقال وتسویه حساب با یکان اولیه برای انتقال به یکان دیگر
tactical element
U
یکان رزمی یکان تاکتیکی
unit mill
U
سوخت استحقاقی یکان به حسب خودروهای موجودسوخت مصرفی خودروهای یکان در یک ستون
shadower
U
یکان مامور تعاقب دشمن یکان اخذ تماس با دشمن
match
U
تطابق
respondency
U
تطابق
accommodations
U
تطابق
coincidences
U
تطابق
matches
U
تطابق
accommodation
U
تطابق
justifications
U
تطابق
coincidence
U
تطابق
justification
U
تطابق
respondence
U
تطابق
correspoundence
U
تطابق
accordance
U
تطابق
command information program
U
برنامه اطلاعاتی یکان برنامه اگاه سازی یکان
overlap
U
تطابق کردن
partial adjustment
U
تطابق جزئی
parallelism
U
همانندی تطابق
match
U
تطبیق تطابق
matches
U
تطبیق تطابق
incongrvent
U
عدم تطابق
double coincidence of wants
U
تطابق دوطرفه
overlapped
U
تطابق کردن
overlaps
U
تطابق کردن
accommodation coefficient
U
ضریب تطابق
full justification
U
تطابق کامل
vertical justification
U
تطابق عمودی
accordion pleat
تطابق چین
radar boresight
U
تطابق خط دید رادار
accomodation
U
تدارک جا اثاثیه تطابق
pantone matching system
U
سیستم تطابق پانتون
incongruousness
U
عدم موافقت یا تطابق
incoherence
U
عدم تطابق ناسازگاری
idealization
U
تطبیق یا تطابق با تصور
tecanicality
U
تطابق بااصول فنی
adaptive
U
دارای قوهء تطابق
accomodation
U
قدرت تطابق چشم
readiness condition
U
وضعیت امادگی رزمی وضعیت امادگی یکان شرایط اماده باش یکان
beachmaster's unit
U
یکان عملیات بارانداز یکان عملیات اسکله
engel's law
U
قانون عدم تطابق درامد با مقدار هزینه
dioptometer
U
اسبابی که قدرت تطابق وانکسار چشم را اندازه می گیرد
periodic stock check
U
کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
aeromedical unit
U
یکان تخلیه پزشکی هوایی یکان مسئول تخلیه پزشکی
casualty staging unit
U
یکان بارگیری بیماران وزخمیها درهواپیما یکان بارگیری بیماران
cellular unit
U
یکان قسمت به قسمت یکان مبنا
guiden
U
پرچم یکان پرچم نماینده یکان
division slice
U
یکان استاندارد لشگری یکان لشگری
staging unit
U
یکان خدمات بارگیری یکان بارگیری
frictional unemployment
U
اطلاعات ناقص مربوط به فرصتهای شغلی و عدم توانائی اقتصاددر تطابق دادن هر چه سریعتر افراد با مشاغل میباشد
financing
U
دارایی
holding
U
دارایی
means
U
دارایی
asset
U
دارایی
pursing
U
دارایی
purses
U
دارایی
pursed
U
دارایی
finances
U
دارایی
financed
U
دارایی
purse
U
دارایی
property
U
دارایی
finance
U
دارایی
possession
U
دارایی
wealth
U
دارایی
estates
U
دارایی
portfolio
U
دارایی
estate
U
دارایی
portfolios
U
دارایی
fortune
U
دارایی
fortunes
U
دارایی
holding
U
موجودی
assets
U
موجودی
supplies
U
موجودی
minimum stock level
U
موجودی
stock
U
موجودی
storing
U
موجودی
stocked
U
موجودی
store
U
موجودی
repertoire
U
موجودی
balance in hand
U
موجودی
personalty
U
دارایی شخصی
property tax
U
مالیات دارایی
the furniture of ones pocket
U
دارایی جیب
fortunes
U
دارایی ثروت
possession
U
دارایی متصرفات
private property
U
دارایی شخصی
weals
U
ثروت دارایی
assets
U
مایملک دارایی
equity
U
دارایی شرکاء
equities
U
دارایی شرکاء
Chancellor of the Exchequer
U
وزیر دارایی
hereditament
U
دارایی غیرمنقول
Chancellors of the Exchequer
U
وزیر دارایی
current asset
U
دارایی جاری
current assets
U
دارایی جاری
hab
U
داشتن دارایی
thing
U
اسباب دارایی
weal
U
ثروت دارایی
installation property
U
دارایی قسمت
circulating asset
U
دارایی در گردش
finance office
U
اداره دارایی
circulating asset
U
دارایی جاری
liabilities and assets
U
بدهی و دارایی
to take an inventory of
U
صورت دارایی
capital goods
U
دارایی ثابت
inventory
U
دفتر دارایی
temporality
U
دارایی دینوی
assets and equities
U
دارایی ودیون
ministry of f.
U
وزارت دارایی
fortune
U
دارایی ثروت
personal state
U
دارایی منقول
money bag
U
دارایی دولت
personal chattels
U
دارایی منقول
financial agency
U
اداره دارایی
finance ministry
U
وزارت دارایی
intendant
U
پیشکار دارایی
finance officer
U
افسر دارایی
cham cell or of the e.
U
وزیر دارایی
buffer stock
U
موجودی احتیاطی
safety stock
U
موجودی تضمینی
buffer stock
U
موجودی ذخیره
capital stock
U
موجودی سرمایه
cycle stock
U
موجودی فعال
reserve stock
U
موجودی ذخیره
supplying
U
موجودی لزوم
supply
U
موجودی جایگیرموقتی
business inventories
U
موجودی تجاری
continuous inventory
U
موجودی مستمر
exhaust bin level
U
فاقد موجودی
instruction repertoire
U
موجودی دستورالعمل
supplied
U
موجودی لزوم
active stock
U
موجودی فعال
complete inventory
U
موجودی کامل
supplied
U
موجودی جایگیرموقتی
inventory control
U
کنترل موجودی
idle stock
U
موجودی بی مصرف
inventory
U
موجودی کالا
inventory discrepancy
U
اختلاف موجودی
supplying
U
موجودی جایگیرموقتی
out of stock;ex stock
U
از موجودی یاذخیره
consumable stock
U
موجودی مصرفی
inventory management
U
مدیریت موجودی
supply
U
موجودی لزوم
warehouse stock
U
موجودی انبار
stock taking
U
رسیدگی به موجودی
inventory
U
لیست موجودی
stock audit
U
حسابرسی موجودی
stock check
U
کنترل موجودی
inventory
U
فهرست موجودی
excess stock
U
موجودی مازاد
quick assets
U
موجودی نقدشو
surplus stock
U
موجودی مازاد
surplus stock
U
موجودی اضافی
financial assets
U
موجودی مالی
stock valuation
U
ارزیابی موجودی
fund
U
موجودی دارائی
funded
U
موجودی دارائی
funded
U
موجودی سرمایه
stock record
U
سابقه موجودی
stock control
U
کنترل موجودی
stock adjustment
U
تطبیق موجودی
stock
U
موجودی انبار
stock
U
موجودی ذخیره
stock
U
به موجودی افزودن
danger warning level
U
حداقل موجودی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com