Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
bond
U
تضمین نامه یاتعهدنامه دائر به پرداخت وجه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
bareboat charter
U
ضمانت نامه تضمین حرکت کشتی و پرداخت مخارج پرسنل ان
money back
U
تضمین پرداخت
surety bond
U
تضمین نامه
payment under reserve
U
پرداخت تحت تضمین
guarantee
U
ضمانت نامه تضمین کردن
guarantees
U
ضمانت نامه تضمین کردن
guaranteed
U
ضمانت نامه تضمین کردن
claim for indemnification
U
ادعای تضمین خسارت مطالبه پرداخت خسارت مطالبه پرداخت غرامت
active program
U
برنامه دائر
warranties
U
امرمورد تعهد یا تضمین تضمین
warranty
U
امرمورد تعهد یا تضمین تضمین
capias
U
حکم یا امریه دائر بر توقیف شخص معینی
indemnities
U
تضمین جبران خسارت احتمالی اینده تضمین هر نوع خسارت
indemnity
U
تضمین جبران خسارت احتمالی اینده تضمین هر نوع خسارت
garnishment
U
میشود دائر براینکه حق تحویل اشیا یا نقودوی را به نامبرده ندارد وباید در محضر دادگاه حاضرشود و به ادعای خواهان پاسخ دهد
progress payment
U
پرداخت مبالغ قرارداد طبق پیشرفت کار پرداخت مرحلهای
matte
U
فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
matt
U
فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
interim financing
U
پرداخت اقساط به طور کوتاه مدت پرداخت بینابین
post script
U
مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
letter of intent
U
تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
pourparler
U
جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparley
U
جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
cryptoparts
U
بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
usance
U
مهلت پرداخت پرداخت مدت دار
libels
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libel
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeled
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeling
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelling
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelled
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
sets of bill
U
نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
stop order
U
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
fate
U
پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
droppage
U
کسری پرداخت کسر پرداخت
fates
U
پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
affidavits
U
شهادت نامه قسم نامه
certificates
U
رضایت نامه شهادت نامه
credential
U
گواهی نامه اعتبار نامه
certificate
U
رضایت نامه شهادت نامه
written agreement
U
موافقت نامه پیمان نامه
tax evasion
U
عدم پرداخت مالیات بصورت غیر قانونی فرار از پرداخت مالیات
due bill
U
در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
ransoms
U
وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
ransom
U
وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
collateral
U
تضمین
gurantee
U
تضمین
guaranty
U
تضمین
assurance
U
تضمین
guaranty
U
تضمین
guarantees
U
تضمین
guarantee
U
تضمین
assurances
U
تضمین
guaranteed
U
تضمین
warranty
U
تضمین
pledge
[archaic]
[guaranty]
U
تضمین
guarantee
U
تضمین
to a. letter
U
روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
certify
U
تضمین کردن
certifies
U
تضمین کردن
warranting
U
تضمین کردن
certifying
U
تضمین کردن
value as security
U
ارزش تضمین
insures
U
تضمین کردن
insuring
U
تضمین کردن
ensure
U
تضمین کردن
ensured
U
تضمین کردن
service obligation
U
تضمین خدمت
bonded
U
تحت تضمین
indemnification
U
تضمین خسارت
ensures
U
تضمین کردن
in bond
U
تحت تضمین
guarantee period
U
مدت تضمین
bonded
U
تضمین دار
ensuring
U
تضمین کردن
under reserve
U
تحت تضمین
security
U
گرو تضمین
bank note
U
چک تضمین شده
warranted
U
تضمین کردن
warranted
U
تضمین حکم
warranting
U
تضمین حکم
warrants
U
تضمین کردن
warrants
U
تضمین حکم
certified check
U
چک تضمین شده
warrant
U
تضمین حکم
back letter
U
گواهی تضمین
warrant
U
تضمین کردن
seal
U
نشان تضمین
bond
U
تضمین کردن
security
U
مصونیت تضمین
seals
U
نشان تضمین
embodiment
U
تضمین درج
vouchers
U
مدرک تضمین کننده
guarantee
U
تامین تضمین کردن
guaranteed
U
تامین تضمین کردن
bail
U
تضمین ضمانت کردن
to ensure something
U
تضمین کردن
[چیزی]
voucher
U
مدرک تضمین کننده
guarantees
U
تامین تضمین کردن
warrent
U
حواله وسیله تضمین
indemnities
U
تاوان تضمین خسارت
guaranteed prices
U
قیمتهای تضمین شده
indemnity
U
تاوان تضمین خسارت
gap in coverage
U
ناکافی بودن تضمین
warranted rate of growth
U
نرخ رشد تضمین شده
guaranty
U
تضمین ضمانت یا تعهد کردن
avouch
U
تضمین کردن مستقر ساختن
bank paper
U
چک تضمین شده سفته بانکی
testacy
U
دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
bank note
U
چک تضمین شده سند در وجه حامل
carnet
U
اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
ration credit
U
تضمین سلامت مواد غذایی جیره ارتش
obligated stocks
U
کالای تضمین شده یا تعهدشده از نظر تدارک
This is the only way to guarantee that ...
U
تنها راه برای تضمین این است که ...
ability to pay principle of taxation
U
اصل توانائی پرداخت مالیات برپایه این اصل مالیات بایدمتناسب با توانائی پرداخت مالیات دهنده وضع شود
subscribes
U
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribing
U
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribe
U
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribed
U
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
recredential
U
نامهای است که بعضی اوقات رئیس دولتی که سفیر نزد ان ماموریت دارد در جواب احضار نامه سفیر به رئیس دولت فرستنده سفیر می نویسد و در واقع این نامه پاسخی است به استوار نامهای که سفیر در شروع ماموریتش تقدیم داشته است
carry ship
U
کشتی حامل زندانیان جنگی کشتی غیر مسلحی که تضمین عبور داشته باشد
del credere
U
وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
dividend warrant
U
چک پرداخت سود سهام اجازه پرداخت سود سهام
unfinanced
U
بدون اعتبار تضمین اعتبار نشده
warranty
U
تضمین تعهد تعهد قانونی
warranties
U
تضمین تعهد تعهد قانونی
constant
U
سرویس انتقال داده که بخشی از ATM است و برای تضمین نرخهای مشخص ارسال داده روی شبکه حتی شبکههای شلوغ است
constants
U
سرویس انتقال داده که بخشی از ATM است و برای تضمین نرخهای مشخص ارسال داده روی شبکه حتی شبکههای شلوغ است
discharging
U
پرداخت
payments
U
پرداخت
disbursement
U
پرداخت
refunding
U
پس پرداخت
furbisher
U
پرداخت گر
defrayal
U
پرداخت
refunded
U
پس پرداخت
refund
U
پس پرداخت
finishes
U
پرداخت
pay
U
پرداخت
paying
U
پرداخت
remitment
U
پرداخت
glaze
U
پرداخت
making good
U
پرداخت
lustreer
U
پرداخت
refinishing
U
پرداخت
expenditure
U
پرداخت
refunds
U
پس پرداخت
payment
U
پرداخت
finishing touches
U
پرداخت
burnisher
U
پرداخت گر
finish
U
پرداخت
settlements
U
پرداخت
settlement
U
پرداخت
glosser
U
پرداخت گر
pays
U
پرداخت
glazes
U
پرداخت
pt
U
پرداخت
finishing
U
پرداخت
trim
U
پرداخت
polishes
U
پرداخت
renderings
U
پرداخت
rendering
U
پرداخت
bleaching
U
پرداخت
polish
U
پرداخت
discharges
U
پرداخت
outlay
U
پرداخت
discharge
U
پرداخت
satin
U
جلا پرداخت
dishonoured
U
خودداری از پرداخت
dishonour
U
خودداری از پرداخت
non-payment
U
عدم پرداخت
dishonours
U
خودداری از پرداخت
liquidation
U
پرداخت بدهی
dishonouring
U
خودداری از پرداخت
repayments
U
پرداخت مجدد
repayment
U
پرداخت مجدد
paymasters
U
مامور پرداخت
finish
U
پرداخت کار
earnest money
U
پیش پرداخت
scours
U
پرداخت کردن
scoured
U
پرداخت کردن
scour
U
پرداخت کردن
payable
U
قابل پرداخت
tumbles
U
پرداخت کردن
tumbled
U
پرداخت کردن
tumble
U
پرداخت کردن
final payment
U
پرداخت نهایی
finisher
U
پرداخت کننده
disbursing
U
پرداخت کردن
burnish
U
پرداخت کردن
disbursing
U
پرداخت خرج
disburses
U
پرداخت کردن
disburses
U
پرداخت خرج
disbursed
U
پرداخت کردن
disbursed
U
پرداخت خرج
disburse
U
پرداخت کردن
disburse
U
پرداخت خرج
a bradent
U
وسیله پرداخت
lump sum payment
U
پرداخت نقدی
lump sum payment
U
پرداخت یکجا
shear
U
پرداخت فرش
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com