Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
oblique projection
U
تصویر مایل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
oblique weir
U
در تصویر افقی سرریزی استکه تاج ان نسبت به جریان اب مایل باشد
Other Matches
crops
U
کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
image
[سیستم الکترونیکی یا کامپیوتری پردازش تصویر و بدست آوردن اطلاعات تصویر]
tweening
U
محاسبه تصاویر میانی که از تصویر ابتدایی شروع تا تصویر دیگر برسد
cropped
U
کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
crop
U
کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
images
U
سیستم الکترونیکی یا کامپیوتری پردازش تصویر و بدست آوردن اطلاعات تصویر
picture
U
آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
picturing
U
آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
pictures
U
آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
pictured
U
آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
videos
U
متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
acrobat
U
که یک تصویر گرافیکی را شرح میدهد و نمایش تصویر را در سخت افزارهای مختلف ممکن میکند
videoed
U
متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
acrobats
U
که یک تصویر گرافیکی را شرح میدهد و نمایش تصویر را در سخت افزارهای مختلف ممکن میکند
video
U
متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
videoing
U
متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
image
[تجزیه اطلاعات یک تصویر به وسیله الکترونیکی با کمک کامپیوتر که مشخصات و خصوصیات شی را در تصویر شامل میشود.]
images
U
تجزیه اطلاعات یک تصویر به وسیله الکترونیکی با کمک کامپیوتر که مشخصات و خصوصیات شی را در تصویر شامل میشود
flicker
U
تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flickers
U
تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flickered
U
تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
spherization
U
جلوه ویژه برنامه گرافیک کامپیوتری که تصویر را به کره تبدیل میکند یا تصویر را حول یک شکل کروی می چرخاند
lossless compression
U
روشهای فشرده سازی تصویر که تعداد بیتهای هر پیکس در تصویر را کاهش میدهد بدون از دست دادن اطلاع یا کیفیت
autos
U
الگویی از برخی برنامههای گرافیکی که یک تصویر بیتی را به برداری تبدیل میکند به این ترتیب که لبههای شکل را در تصویر قرار میدهد و اطراف آن خط می کشد
auto
U
الگویی از برخی برنامههای گرافیکی که یک تصویر بیتی را به برداری تبدیل میکند به این ترتیب که لبههای شکل را در تصویر قرار میدهد و اطراف آن خط می کشد
refresh
U
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refreshes
U
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refreshed
U
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
persistence
U
مدت زمان یک CRT یک تصویر را نمایش میدهد پس از توقف دنبال کردن مسیر اشعه تصویر روی صفحه نمایش
hypertext
U
روش اتصال کلمه یا تصویر به صفحه بعد پس از انتخاب کلمه یا تصویر توسط کاربر
pen drawing
U
تصویر خطی تصویر مدادی
tracings
U
تابع برنامه گرافیکی یک تصویر bitmap می گیرد و پردازش میکند تا لبههای آنرا پیدا کند و آنها را به یک تصویر با خط عمودی تبدیل کند که راحت تر اجرا شود
tracing
U
تابع برنامه گرافیکی یک تصویر bitmap می گیرد و پردازش میکند تا لبههای آنرا پیدا کند و آنها را به یک تصویر با خط عمودی تبدیل کند که راحت تر اجرا شود
orthographic
U
تصویر یا نقشه که در ان خطوط مصور برسطح تصویر یا نقشه عموداست
background
U
تصویر نمایش داده شده به عنوان صفحه پشتی در برنامه یا ویندوز GUI. این تصویر حرکت نمیکند و اختلافی در برنامه ایجاد نمیکند
backgrounds
U
تصویر نمایش داده شده به عنوان صفحه پشتی در برنامه یا ویندوز GUI. این تصویر حرکت نمیکند و اختلافی در برنامه ایجاد نمیکند
raster scan
U
ردیابی افقی محل تصویر پیمایش محل تصویر
image dissector tube
U
لامپ تجزیه کننده تصویر لامپ دیسکتور تصویر
images
U
نقش کردن تصویر کردن نشان دادن تصویر
image formation
U
تولید تصویر تصویر
scan
U
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
scans
U
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
scanned
U
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
rath
U
مایل
willful
U
مایل
f. of books
U
مایل به کت اب
propense
U
مایل
bevel
U
مایل
declivous
U
مایل
bevel
U
پخ مایل
pitching
U
مایل
oblique
U
مایل کج
oblique
U
مایل
skew
U
مایل
inclinable
U
مایل
miles
U
مایل
sloping
U
مایل
agreeable
U
مایل
interested
U
مایل
gauche
U
مایل
lickerish
U
مایل
slantingly
U
کج یا مایل
nothing loath
U
مایل
bevelled
U
مایل
sidling
U
مایل
italic
U
مایل
loxodrome
U
خط مایل
studious of doing a thing
U
مایل
studious to do a thing
U
مایل
sideling
U
مایل
willing
U
مایل
desirous
U
مایل
mile
U
مایل
inclined
U
مایل
slanting
U
مایل
rathe
U
مایل
skews
U
مایل
skewing
U
مایل
xanthic
U
مایل به زردی
reddish
U
مایل بقرمز
purply
U
مایل به ارغوانی
side flow weir
U
سر ریز مایل
fondest
U
مایل مشتاق
purplish
U
مایل به ارغوانی
fonder
U
مایل مشتاق
aslant
U
حرکت مایل
fond
U
مایل مشتاق
slant range
U
برد مایل
whitey
U
مایل به سفید
viridescent
U
مایل به سبز
whity
U
مایل به سفید
bluish
U
مایل به ابی
blueish
U
مایل به ابی
recessive
U
مایل ببازگشت
yellowish
U
مایل بزردی
statute mile
U
مایل رسمی
greyish
U
مایل به خاکستری
caramel
U
مایل به قرمز
caramels
U
مایل به قرمز
nautical miles
U
مایل دریایی
nautical mile
U
مایل دریایی
solicitous
U
مایل نگران
sourish
U
مایل به ترشی
the mast has raked
U
مایل شدن
liked
U
مایل بودن
gaff
U
میله مایل
wilful
U
مشتاق مایل
to incline to green
U
یا مایل بودن
three point perspective
U
پرسپکتیو مایل
likes
U
مایل بودن
like
U
مایل بودن
solicitous to go
U
مایل به رفتن
the mast has raked
U
مایل کردن
solicitously
U
مایل نگران
comatant
U
مایل بجنگ
awry
U
بطور مایل
obliquely
U
بطور مایل
lief
U
مطلوب مایل
oblique section
U
مقطع مایل
he has a good mind
U
مایل است
chamfer
U
مایل شدن
oppositive
U
مایل به ضدیت
he was found of her
U
مایل او بود
inclined drilling
U
حفاری مایل
bitterish
U
مایل به تلخی
oblique perspective
U
پرسپکتیو مایل
oblique lattice
U
شبکه مایل
inclined face of dam
U
نمای مایل سد
centripetal
U
مایل به مرکز
inclined compression
U
فشار مایل
flavescent
U
مایل بزردی
oblique rotation
U
چرخش مایل
greeny
U
مایل بسبز
geographical mile
U
مایل جغرافیایی
mile ohm
U
مایل- اهم
cant
U
سطح مایل
he is f. her
U
مایل اوست
incline plane
U
سطح مایل
oblique system
U
سیستم مایل
albescent
U
مایل به سفیدی
aslant
U
بطور مایل
to be prepared to go
U
مایل به رفتن بودن
incilnable to do something
U
مایل کردن بکاری
rubicund
U
رنگ مایل به قرمز
sloping barrel vault
U
طاق ضربی مایل
oblimin rotation
U
چرخش مایل کمینه
roll piercing process
U
روش نورد مایل
cuesta
U
جلگه مایل یااریب
homosexual
U
مایل به جنس خود
homosexuals
U
مایل به جنس خود
grege
U
اردهای مایل به خاکستری
swart
U
سبزه مایل به سیاه
green with a blue tint
U
سبز مایل به ابی
he is indisposed to go
U
مایل نیست برود
oblique shock wave
U
موج ضربهای مایل
he is not willing to go
U
مایل برفتن نیست
he was found of her
U
باو مایل بود
suntan
U
قهوه مایل بسرخ
he was not inclined to go
U
مایل برفتن نبود
griseous
U
خاکستری مایل به ابی
they canŠif they so wishŠ.....
U
اگر مایل باشندمیتوانند...........
i am unwilling to go
U
مایل نیستم بروم
purple red
U
قرمز مایل به ارغوانی
tattletale gray
U
سفید مایل بخاکستری
sloping barrel vault
U
سقف گهوارهای مایل
mph
U
مخفف مایل در ساعت
loxodromics
U
کشتی رانی در خط مایل
brownish
U
مایل به قهوهای یاخرمایی
bay
U
سرخ مایل به قرمز
umber
قهوه ای مایل به زرد
low oblique
U
عکس مایل پایین
blackish
U
مایل به سیاه تیره
auburn
U
قهوهای مایل به قرمز
bayed
U
سرخ مایل به قرمز
baying
U
سرخ مایل به قرمز
bays
U
سرخ مایل به قرمز
reddish
U
مایل بسرخی زننده
isabella
U
زرد مایل به خاکستری
isabel
U
زرد مایل به خاکستری
oblimax rotation
U
چرخش مایل بیشینه
hoary
U
سفید مایل به خاکستری
suntans
U
قهوه مایل بسرخ
scarlet
U
قرمز مایل به زرد
inclined barrel arch
U
طاق گهوارهای مایل
inclined barrel arch
U
طاق ضربی مایل
inclined coil meter
U
سنجه با پیچک مایل
pinkish
U
مایل به رنگ صورتی
inclined shear plane
U
سطح برش مایل
canescent
U
سفید مایل به تار
pea green
U
زرد مایل بسبز
buffyy
U
مایل به رنگ نخودی
luteovirescent
U
زرد مایل بسبز
declined
U
مایل شدن رو بزوال گذاردن
mikado
U
رنگ زرد مایل به قرمز
declines
U
مایل شدن رو بزوال گذاردن
declining
U
مایل شدن رو بزوال گذاردن
shell pink
U
رنگ قرمز مایل به زرد
nautical mile
U
مایل دریایی معادل 0581متر
sea green
U
رنگ سبز مایل بابی
decline
U
مایل شدن رو بزوال گذاردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com