Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 160 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
resolution
U
تصمیم
resolutions
U
تصمیم
pluck
U
تصمیم
plucked
U
تصمیم
plucking
U
تصمیم
plucks
U
تصمیم
ruling
U
تصمیم
rulings
U
تصمیم
determination
U
تصمیم
decision
U
تصمیم
decisions
U
تصمیم
avow
U
تصمیم
avowing
U
تصمیم
avows
U
تصمیم
resolve
U
تصمیم
resolves
U
تصمیم
will-power
U
تصمیم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
weak-kneed
U
بی تصمیم
weak kneed
U
بی تصمیم
irresolute
U
بی تصمیم
nonplus
U
بی تصمیم
determiners
U
تصمیم گیرنده
decision theory
U
تئوری تصمیم
joint resolution
U
تصمیم مشترک
undecidable
U
تصمیم ناپذیر
logical decision
U
تصمیم منطقی
afore thought
U
سبق تصمیم
determiner
U
تصمیم گیرنده
decision tree
U
درخت تصمیم
mind
U
تصمیم داشتن
minds
U
تصمیم داشتن
sewed up
<idiom>
U
تصمیم گیری
cut and dried
<idiom>
U
تصمیم قاطع
A one-sided(unilateral)decision.
U
تصمیم یکجانبه
resolves
U
تصمیم گرفتن
decision structure
U
ساختار تصمیم
i made up my mind to
U
تصمیم گرفتم که ...
to take a d.
U
تصمیم گرفتن
to be resolved
U
تصمیم گرفتن
special verdict
U
تصمیم ویژه
decision making
U
تصمیم گیری
decision process
U
فرایند تصمیم
decision table
U
جدول تصمیم
decision maker
U
تصمیم گیرنده
decision instruction
U
دستورالعمل تصمیم
regnum
U
تصمیم مقتدرانه
make up one's mind
U
تصمیم گرفتن
decision box
U
جعبه تصمیم
resolved that ......
U
تصمیم گرفته شد که
decidable
U
تصمیم پذیر
decidability
U
تصمیم پذیری
decision symbol
U
علامت تصمیم
nonplus
U
بی تصمیم بودن
to come to a decision
U
تصمیم گرفتن
minding
U
تصمیم داشتن
resolutely
U
از روی تصمیم
canons
U
: تصویبنامه تصمیم
canon
U
: تصویبنامه تصمیم
freehand
U
ازادی در تصمیم
resolutions
U
نیت تصمیم
resolution
U
نیت تصمیم
to make a decision
U
تصمیم گرفتن
determining
U
تصمیم گرفتن
determines
U
تصمیم گرفتن
decide
U
تصمیم گرفتن
make up one's mind
<idiom>
U
تصمیم گیریکردن
resolve
U
تصمیم گرفتن
determine
U
تصمیم گرفتن
decides
U
تصمیم گرفتن
make or buy decision
U
تصمیم به ساخت یاخرید
swear off
<idiom>
U
تصمیم به ترک چیزی
general verdict
U
تصمیم به وجه اطلاق
leave hanging (in the air)
<idiom>
U
بدون تصمیم قبلی
It was a well - timed ( timely ) decision .
U
تصمیم بموقعی بود
self determination
U
تصمیم پیش خود
without aforethought
U
بدون سبق تصمیم
ratio decidendi
U
مبنای اصلی تصمیم
to decide
[on]
U
تصمیم گرفتن
[در مورد]
malice aforethought
U
سبق تصمیم سوء
decision variable
U
متغیر تصمیم گیری
arrive at a conclusion
U
اتخاذ تصمیم کردن
determinants
U
تصمیم گیرنده عاجز
orrive at a conclusion
U
اتخاذ تصمیم کردن
determinant
U
تصمیم گیرنده عاجز
sub judice
U
بدون تصمیم قضایی
determining
U
اتخاذ تصمیم کردن
decision criteria
U
ضوابط تصمیم گیری
determines
U
اتخاذ تصمیم کردن
take a dicision
U
اتخاذ تصمیم کردن
determine
U
اتخاذ تصمیم کردن
arbitrament
U
قدرت اتخاذ تصمیم
verdicts
U
تصمیم هیات منصفه
decision making policy
U
سیاست تصمیم گیری
verdict
U
تصمیم هیات منصفه
decision tree
U
مسیر تصمیم گیری
decision theory
U
نظریه تصمیم گیری
decision table
U
جدول تصمیم گیری
decision support system
U
سیستم پشتیبانی تصمیم
preform
U
قبلا تصمیم گرفتن
decision model
U
الگوی تصمیم گیری
decision making unit
U
واحد تصمیم گیرنده
take a decision
U
اتخاذ تصمیم کردن
get down to brass tacks
<idiom>
U
فورا شروع به تصمیم گیری
resolves
U
مقرر داشتن تصمیم گرفتن
resolve
U
مقرر داشتن تصمیم گرفتن
to decide on a motion
U
در مورد تقاضایی تصمیم گرفتن
pass a resolution
U
با رای گیری تصمیم گرفتن
partial jurisdiction
U
حق تصمیم گیری یا قضاوت محدود
order in council
U
تصمیم هیات مشاورین سلطنتی
premature decision
U
تصمیم نا بهنگام یا شتاب امیز
decision lag
U
تاخیر زمانی در تصمیم گیری
decidable
U
تصمیم گرفتنی قابل فتوی
willpower
U
تصمیم جدی نیروی اراده
Soc
U
ازادی دراخذ تصمیم قضایی
dss
U
سیستم پشتیبان تصمیم گیری
zero hour
<idiom>
U
لحظهای که تصمیم مهمی گرفته میشود
tip the balance
<idiom>
U
تصمیم گرفتن ،نفوذ درتصمیم گیری
not touch something with a ten-foot pole
<idiom>
U
تصمیم گیری چیزی به طور کامل
decisions
U
تصمیم گیری برای انجام کاری
decision
U
تصمیم گیری برای انجام کاری
take something to heart
<idiom>
U
به صورت جدی تصمیم گیری کردن
play it by ear
<idiom>
U
تصمیم گیری درچیزی برطبق شرایط
decision tree
U
اقدامات لازم جهت تصمیم گیری
She found it hard to make up her mind.
U
برایش سخت بود که تصمیم بگیرد
It depends on your decison.
U
بستگش به اراده (تصمیم )شما دارد
interrupting
U
تصمیم گیری برای ارجحیت دادن به وقفه ها
interrupts
U
تصمیم گیری برای ارجحیت دادن به وقفه ها
if
[when]
it comes to the crunch
<idiom>
U
وقتی که اجبارا باید تصمیم گرفت
[اصطلاح]
interrupt
U
تصمیم گیری برای ارجحیت دادن به وقفه ها
to opt out
[of something]
U
تصمیم گرفتن که کاری را انجام ندهند یا همکاری نکنند
ball is in your court
<idiom>
U
[نوبت تو هست که قدم بعدی را برداری یا تصمیم بگیری]
to opt in
[something]
U
تصمیم گرفتن که کاری را انجام بدهند یا همکاری بکنند
As the debate unfolds citizens will make up their own minds.
U
در طول بحث شهروند ها خودشان تصمیم خواهند گرفت.
decision
U
اطلاعات یا پایگاه داده قبلی تصمیم گیری کند
decisions
U
اطلاعات یا پایگاه داده قبلی تصمیم گیری کند
go in for
<idiom>
U
شرکت کردن در،تصمیم گیری برای انجام کاری
She resolved to give him a wide berth in future.
[She decided to steer clear of him in future.]
U
او
[زن]
تصمیم گرفت در آینده ازاو
[مرد]
دوری کند.
arranged marriage
U
ازدواجی که در آن پدر و مادر برایانتخابهمسر فرزندشان تصمیم میگیرند
order of council
U
تصمیم هیات مشاورین سلطنتی در غیاب یا بیماری پادشاه یا ملکه
layer
U
لایهای که درباره مسیرهای استفاده شونده و هزینه و... تصمیم گیری میکند
layers
U
لایهای که درباره مسیرهای استفاده شونده و هزینه و... تصمیم گیری میکند
drastic times call for drastic measures
<idiom>
U
[زمانی که شما فوق العاده بی امید هستید و میخواهید یک تصمیم موثر بگیرید]
logic
U
عمل کامپیوتری یا تابعی که تصمیم گیری میکند. قط عات کامپیوتر یا سیستم دیجیتال
decisions
U
نمایش گرافیکی جدولی تصمیم گیری که مسیرها و اعمال مناسب در شراطی مختلف را نشان میدهد
decision
U
نمایش گرافیکی جدولی تصمیم گیری که مسیرها و اعمال مناسب در شراطی مختلف را نشان میدهد
decisions
U
علامت گرافیکی در یک فلوچارت برای بیان تصمیم گیری و یک شاخه یا مسیر یا عملی با استفاده از نتیجه انتخاب میشود
decision
U
علامت گرافیکی در یک فلوچارت برای بیان تصمیم گیری و یک شاخه یا مسیر یا عملی با استفاده از نتیجه انتخاب میشود
special verdict
U
رای هیات منصفه در حالتی که حقایق موضوع مطروحه را ان چنان که برایشان ثابت شده است اعلام و اخذ تصمیم را به دادگاه بسپارند
AI
U
طراحی و پیشبرد برنامههای کامپیوتری که از هوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید می کنند و شامل دلایل ابتدایی و سایر خصوصیات بشری هستند
unresolved
U
تصمیم نگرفته حل نشده تصفیه نشده
intelligence
U
طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
artificial intelligence
U
طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
demurs
U
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurring
U
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurred
U
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demur
U
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
vetoing
U
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoed
U
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
veto
U
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoes
U
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com