Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
sewage works
{sg}
U
تصفیه خانه فاضلاب
waste water purification plant
U
تصفیه خانه فاضلاب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
sewage purification
U
تصفیه فاضلاب
refinery
U
تصفیه خانه
refineries
U
تصفیه خانه
storm water
U
فاضلاب ناشی از بارندگی فاضلاب سطحی
sewers
U
فاضلاب رو مجرای فاضلاب
sewer
U
فاضلاب رو مجرای فاضلاب
lady help
U
زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
pigenhole
U
کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
knife boy
U
خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
it is but a step to my house
U
تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
mansion house
U
خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
sewage
U
فاضلاب
drainage trench
U
فاضلاب رو
waste water
U
فاضلاب
sewerage
U
فاضلاب
water disposal
U
فاضلاب
homebody
U
ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
our neighbour door
U
کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
honeycombs
U
ارایش شش گوش خانه خانه کردن
hound's tooth check
U
طرح خانه خانه مورب پارچه
houndstooth check
U
طرح خانه خانه مورب پارچه
honeycomb
U
ارایش شش گوش خانه خانه کردن
toft
U
عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
tricotine
U
پارچه زبر لباسی خانه خانه
sewers
U
مجرای فاضلاب
sewers
U
مجاری فاضلاب
colour of waste water
U
رنگ فاضلاب
collecting system
U
شبکه فاضلاب
leaching pit
U
چاه فاضلاب
sewer
U
مجاری فاضلاب
industrial wastewater
U
فاضلاب صنعتی
sewer
U
مجرای فاضلاب
sewage system
U
شبکه فاضلاب
sewerage system
U
شبکه فاضلاب
sewer pipe
U
لوله فاضلاب
sewer tunnel
U
مجری فاضلاب
scuppers
U
دهانه فاضلاب رو
durham
U
اتصال فاضلاب
drainage trench
U
معبر فاضلاب
cesspool
U
چاه فاضلاب
cesspool
U
انباره فاضلاب
sewage irrigation
U
ابیاری فاضلاب
odour of wastewater
U
بوی فاضلاب
scuppering
U
دهانه فاضلاب رو
domestic waste water
U
فاضلاب خانگی
scuppered
U
دهانه فاضلاب رو
scupper
U
دهانه فاضلاب رو
Honey comb design
U
طرح خانه زنبوری
[یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
acidity of wastewater
U
درجه اسیدی فاضلاب
storm sewer
U
لوله فاضلاب اب باران
drainage
U
خشک اندازی فاضلاب
main sewer
U
مجرای اصلی فاضلاب
sewage factor
U
ضریب تبدیل اب به فاضلاب
secondary sewers
U
لولههای فرعی فاضلاب
sewer ventilation
U
تهویه شبکه فاضلاب
sewers
U
مجرای فاضلاب ساختن
acicity of wastewater
U
درجه اسیدی فاضلاب
sewer
U
مجرای فاضلاب ساختن
sewerage
U
مجموع مجرای فاضلاب
street inlet
U
دریچه ورود فاضلاب سطحی
sewerage
U
شبکه جمع اوری فاضلاب
gathering pit
U
گودال جمع اوری فاضلاب
sewarage
U
زهکشی مجموع مجاری فاضلاب
garde manger
U
سرد خانه اشپز خانه
weigh house
U
قپاندار خانه ترازودار خانه
cellular
U
لانه زنبوری خانه خانه
bagnio
U
فاحشه خانه جنده خانه
sewerage requipment
U
تاسیسات شبکه جمع اوری فاضلاب
cell
U
جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
i do not know your house
U
خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
cells
U
جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
formulae
U
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formula
U
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulas
U
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
range
U
یک خانه یا تعدادی خانه
honey comb
U
خانه خانه کردن
ranges
U
یک خانه یا تعدادی خانه
ranged
U
یک خانه یا تعدادی خانه
the house is in my possession
U
خانه در تصرف من است خانه در دست من است
settlement
U
تصفیه
arrangements
U
تصفیه
percolation
U
تصفیه
purgation
U
تصفیه
arrangement
U
تصفیه
conciliation
U
تصفیه
infiltration
U
تصفیه
fining
U
تصفیه
water purification
U
تصفیه اب
expurgation
U
تصفیه
rectification
U
تصفیه
water softeners
U
اب تصفیه کن
clarification
U
تصفیه
liquidation
U
تصفیه
administration
U
تصفیه
administrations
U
تصفیه
adjustment
U
تصفیه
adjustments
U
تصفیه
depuration
U
تصفیه
water softener
U
اب تصفیه کن
clearance
U
تصفیه
settlements
U
تصفیه
rectified
U
تصفیه کردن
calcining klin
U
بوته تصفیه
refines
U
تصفیه کردن
clarifies
U
تصفیه شدن
rarify
U
تصفیه کردن
refine
U
تصفیه شدن
rarefy
U
تصفیه کردن
refinef copper
U
مس تصفیه شده
rectifies
U
تصفیه کردن
rectify
U
تصفیه کردن
refines
U
تصفیه شدن
outstandingly
U
تصفیه نشده
adjust
تصفیه نمودن
outstanding
U
تصفیه نشده
tries
U
تصفیه کردن
administrator
U
مدیر تصفیه
calcining method
U
روش تصفیه
trustee
U
مدیر تصفیه
trustees
U
مدیر تصفیه
try
U
تصفیه کردن
unsettled
U
تصفیه نشده
accommodates
U
تصفیه کردن
reconcile
U
تصفیه کردن
to a upon
U
تصفیه کردن
reconciling
U
تصفیه کردن
smeet
U
تصفیه کردن
to pay off
U
تصفیه کردن
to pay out
U
تصفیه کردن
administrators
U
مدیر تصفیه
depurator
U
تصفیه کننده
depuratory
U
تصفیه کننده
to set at rest
U
تصفیه کردن
filter
U
تصفیه کردن
accommodated
U
تصفیه کردن
zone purification
U
تصفیه منطقهای
calcine
U
تصفیه کردن
secondary treatment
U
تصفیه دومین
refine
U
تصفیه کردن
clarifies
U
تصفیه کردن
clarify
U
تصفیه شدن
clarify
U
تصفیه کردن
clarifying
U
تصفیه شدن
clarifying
U
تصفیه کردن
water sterilizing bag
U
کیف تصفیه اب
accommodate
U
تصفیه کردن
depurative
U
تصفیه کننده
puriform
U
تصفیه کردن
filters
U
تصفیه کردن
official receiver
U
مدیر تصفیه
refined
U
تصفیه شده
liquidators
U
مدیر تصفیه
liquidator
U
مدیر تصفیه
settlement
U
تصفیه پرداخت
settlements
U
تصفیه پرداخت
gas cleaning
U
تصفیه گاز
average adjustment
U
تصفیه خسارت
discharges
U
مفاصا تصفیه
liquidation
U
تصفیه شرکت
accord
U
تصفیه کردن
administratrix
U
مدیره تصفیه
reconciles
U
تصفیه کردن
catharsis
U
تصفیه تطهیر
filtration
U
تصفیه پالایش
administers
U
تصفیه کردن
administering
U
تصفیه کردن
administered
U
تصفیه کردن
discharge
U
مفاصا تصفیه
accords
U
تصفیه کردن
administer
U
تصفیه کردن
gold refining
U
تصفیه طلا
gold parting
U
تصفیه طلا
accorded
U
تصفیه کردن
purified
U
تصفیه شده
sublimate
U
تصفیه کردن
sublimated
U
تصفیه کردن
receiver
U
مدیر تصفیه
primary treatment
U
تصفیه نخستین
expurgator
U
تصفیه کننده
purification
U
شستشو تصفیه
sublimates
U
تصفیه کردن
sublimating
U
تصفیه کردن
purificator
U
تصفیه کننده
have it out with someone
<idiom>
U
تصفیه حساب
depurate
U
تصفیه کردن
compound
U
تصفیه کردن
official liquidator
U
مدیر تصفیه
expurgatory
U
تصفیه کننده
compounds
U
تصفیه کردن
receivers
U
مدیر تصفیه
break up price
U
بهای تصفیه
compounded
U
تصفیه کردن
overrefinement
U
تصفیه بسیار
order of discharge
U
حکم تصفیه
chastens
U
تصفیه وتزکیه کردن
clarified
U
ناب تصفیه شده
acquit
U
پرداختن و تصفیه کردن
acquits
U
پرداختن و تصفیه کردن
chastening
U
تصفیه وتزکیه کردن
chastened
U
تصفیه وتزکیه کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com